دانلود پایان نامه

برنامه و اهدافی که برای سازمان در نظر گرفته باعث موازی کاری نمی شود به موازی کاری اعتقاد ندارم چون اگر دقت کنیم می بینیم که فعالیتهای سازمان دانش آموزی با سازمان بسیج دانشآموزی و یا تشکلهای دیگر متفاوت است دارای هویت تشکیلاتی متفاوت هستنداما به دلیل نبود نیروی متخصص حرفهای ویا مسؤولیت یک نفر بر تشکلهای متفاوت موازی کاری به وجود میآید. البته این را باید بدانیم که اهداف همه تشکلها تربیت است و رسیدن به قله های موفقیت می باشد که در سند تحول بنیادین نیز به آن اشاره شده است .
در حال حاضر بیشتر مواقع از سازمان دانش آموزی به عنوان ابزاری سیاسی استفاده می شود (13 آبان، یوم اله ها و برگزاری مراسم در حضور مسئولین ستادی و غیره) البته من با این کارها مخالف نیستم ولی تأکید می کنم هدف از تشکیل سازمان دانش آموزی فقط اینها نبوده چون احساس میکنم به دلیل بعضی مسائل سیاسی هدف و برنامه در سازمان گم شده است.
یکی از مشکلات سازمان این است که نیروهای جدید آموزش ندیدهاند و کسانی هم که قبلاً آموزش دیدهاند دوره های جدید را نمی گذارنند و این باعث عقب ماندگی مربیان برای دست یابی به شیوه های تربیتی روز میگردد.
در ناحیه ما سعی کرده ایم از نیروهایی استفاده کنیم که مورد تأیید ماست و در گزینش مسئلهای ندارند ولی چون شما نظرتان گزینش حرفهای است باید عرض کنم خیر در سراسر کشور اینگونه است و آن هم به دلیل عدم استقبال برای فعالیت در سازمان دانش آموزی می باشد. اما باید بگوییم هر جا برنامه داشته ایم استقبال دانش آموزان در حد بسیار خوبی بوده در حال حاضر برنامه های خوبی هم اجرا می شود اما نه در حد انتظاراتی که سازمان آن را مد نظر داشته است.
با روندی که سازمان طی می کند ، اگر اینگونه ادامه یابد دیری نمی گذرد که سازمان دانش آموزی به طور کلی از صفحه آموزش های غیر رسمی محو می شود. اما در صورتی که بتوانیم از نظر منابع مالی ، انسانی و معنوی آنگونه که مد نظر سازمان در اساسنامه میباشد مشکلات را حل نماییم و با توجه به نیاز روز پیش رویم می توانیم سازمانی قوی داشته باشیم که این همت دست اندرکاران تعیلم و تربیت در سطح کلان را می طلبد. آن وقت است که میتوانیم به نقد برنامه و اهداف بپردازیم.
به امید روزیکه بتوانیم سازمان دانش آموزی را آنچنان که در شأن نظام تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران می باشد رشد و توسعه بدهیم .
متن مصاحبه آقای منتظر کارشناس پیشاهنگی در استان فارس
برای اینکه بتوانیم پیشاهنگی یا هر تشکل دیگری را بشناسیم باید ابتدا به د نبا ل دلایل و ضرو رت های تشکیل آن باشیم همان طور که اطلاع دارید پیشاهنگی توسط بیدن پاول نظامی انگلیسی که در هندوستان خدمت می کرد تاسیس شد وقتی وی از ماموریتش در هندوستان به انگلیس بر میگردد تصمیم میگیرد مشاهدات خود را در زمینه ی چگونگی کمک های مردم شهر به همدیگر در مراسم های مختلف از جمله عروسی، عزا، خانه ساختن و غیره را که جزء باورهای مردم شده بود را در کشور خودش اجرا نماید. از اینجاست که آموزش را به کمک می گیرد و تشکیلاتی را راه اندازی می کند به نام پیش آهنگی، ابتدا برای پسران و بعد هم برای دختران، بیشتر هم روی حفظ محیط زیست، منابع طبیعی، حیوانات و غیره کار میکردند دیری نپایید که استقبال از کار بیدن پاول جهانی شد و دیگر کشورها نیز به آن پیوستند در کشور ما هم از سال 1304 پیش آهنگی راه اندازی شد اما عمری دراز نیافت و سبب آن کمبود وسائل و مساعد نبودن زمان زمینه ٔ پیشرفت به لحاظ وضعیت سیاسی کشو و نداشتن معلم و مربی و عدم آشنائی اولیاء اطفال با فکر و منظور پیش آهنگی بود، گاهی فعالیتهای آن متوقف میشد ولی باز هم راهاندازی میشد تا اینکه علیرغم صحبتهای رهبر کبیر انقلاب مبنی بر تایید و ادامه فعالیتهای پیشآهنگی متاسفانه در سال 1364 در مجلس شورای با اختلاف یک رای منحل شد. از متن صحبت های مخالفان پیشآهنگی در مجلس مشخص می شود که دلایل انحلال آن نیز کاملا کارشناسی نشده بوده . می توان در این زمینه برای اطلاعات بیشتر مراجعه شود به کتاب « روش پیش آهنگی در پرورش و آموزش »که توسط علی گوهری جمع آوری شده است. اما می توان گفت فشار های جنگ تحمیلی و تحریم های آن زمان و همچنان نوپا بودن انقلاب باعث شد که امکانات کشور از جمله پیش آهنگی نیز در اختیار بسیج و نیروهای نظامی قرار گیرد تا بتوانند جنگ را اداره کنند و این دلیل شاید منطقی ترین دلیل برای توقف فعالیت های پیش آهنگی بوده است. چون در کشور های دیگر نیز از این گونه اتفاقات می افتد . هدف پیش آهنگی از آموزش تنها مهارت نیست بلکه ایجاد 10 تا 12 منش در پیش آهنگ می باشد، که منش های پیش آهنگان نوین جمهوری اسلامی ایران عبارتند از: شرف و امانتداری، پاکی وراستی، یاری ومددکاری، برادری و خواهری،ادب، حفظ محیط زیست، اطاعت، خوشرویی، صرفه جویی، پرهیزگاری پاسداری، شجاعت حال چرا سازمانی با این پیشینه را منحل میکنند خود جای سؤال دارد.
تمام انسان هایی که پیرو ادیان می باشند روی اکثر این منش ها اتفاق نظر دارند. در ایران نیز در همین راستا بود چون ریشه و باور دینی داریم، اما پیش آهنگی در کشورهای کمونیستی فعالیتی نداشته و ندارد. در ایران به دلیل اینکه با تاسیس پیش آهنگی و در ادامه ی فعالیت های آن سیستم حکومتی آن پادشاهی بود و حکومت متکی بر ارتش بود ارتش نیز به نوعی در پیش آهنگی دخالت کرد و اردو هایی که برگزار می شد کمتر روی قوانین و مقررات و محیط زیست دقت می شد و بیشتر بر روی کمک های اولیه بر پایه چادر و غیره تاکید داشتند و این خود باعث ضعیف شدن پیش آهنگی شد. وقتی ما به جامعه جهانی و یا به جامعه خودمان نگاه می کنیم می توانیم به این نتیجه برسیم که جامعه را تنها نمی توان با آموزش و پرورش رسمی پوشش داد سایر ارگانها نیز باید با هم همکاری داشته باشند تا با ایجاد تشکل های مختلف، شهروند با مهارت و منش های انسانی تربیت نمایند، با توجه به باور های دینی مثل صداقت، خواهری و برادری، احترام به بزرگتر، حفظ محیط زیست و غیره که در کشور ما ریشه قوی دارد می توان گفت یکی از مستعد ترین کشور ها هستیم که می توانیم در این زمینه سرمایه گذاری نماییم و حتی برای کشور با جذب توریست درآمد زا باشیم این مورد هدفی است که ما اکنون در پیش آهنگی دنبال می کنیم.
با تو جه به آشنایی که با آموزش و پرورش دارم باید بگویم بعد از انحلال پیش آهنگی و فعالیت تشکل های دیگر، بر اساس احساس نیاز سازمان دانش آموزی در برهه ای از زمان تشکیل شد، تا این مسوؤلیت را به عهده گیرد ولی سازمان دانش آموزی بجای غیر دولتی از همان اول نیمه دولتی بود و بعد هم اکثر کمک ها و نیروهای خود را از آموزش و پرورش که یک وزارت خانه کاملا دولتی بود دریافت میکرد به همین دلیل نتوانست خود را از قالب تشکل های دولتی بیرون بکشد و بیشتر در قالب همان فعالیت های پرورشی که قبلا انجام می گرفت ماند البته مشکل دیگری که سازمان دارد این است که برنامه های برای مقطع سنی از 6 تا 18 سال دارد ولی برای بعد از آن برنامه ندارد مثلا وقتی همین دانش آموز وارد دانشگاه شد چه باید بکند، مشخص نیست، اما پیش آهنگی برای مقطع 6 سال تا پایان عمر برنامه دارد و افراد در سنین مختلف فارغ از نژاد و سلیقه می توانند از برنامه های آن سود ببرند. پیش آهنگی درس زندگی است، کلاس درس نیست، پیش آهنگی یعنی ، با هم بودن، نباید سیاسی و دولتی باشد، روح پیش آهنگی همیشه زنده می ماند، یک رمز و روش زندگی است، درب بازی است به روی همه، یادگیری پیش آهنگی یعنی تولدی دوباره، آموزشی است خارج از خانه و مدرسه، با مشکلات واقعی مواجه می شوند، پیش آهنگی یعنی سفر به ژرفای تاریخ انسان ها و تمدن ها، آموزش پیش آهنگی یعنی گامی نو به سوی انسانی نو شدن، گشودن دریچه هایی به جهان فرهنگ ها، یادگیری پیش آهنگی یعنی بر پا خاستن دوستی ها و آشنایی ها، پیش آهنگ ها دنیای بیرون از کلاس های مدرسه را کشف میکنند.
سئوال این است چرا تشکل های دانش آموزی در مدارس ما آن چنان که انتظار می رود موفق نیستند؟ یکی از دلایل آن دولتی بودن است که قبلا هم ذکر کردم در قالب باید ها و نباید ها قرار میگیرد مثلا ساعت 5/7 باید بیاید و 5/14 باید برود به ساعات اداری مقیدند اما در پیش آهنگی این گونه نیست، اگر به حضور فرد نیاز باشد زمان مهم نیست همه به دور از سیاست فقط برای بالا بردن مهارت زندگی و منش های انسانی در افراد فعالیت می کنند، به دنبال کمک های مادی و تشویق نیستند و برای آن کار نمی کنند.
برای روشن شدن موضوع شما به فعالیتهای امور تربیتی آموزش و پرورش در دهه اول انقلاب توجه کنید، بسیار موفقتر بودند و وقتی به علت آن نگاه میکنیم میبینیم به دنبال تربیت بر اساس تعالیم اسلامی بدون هیچگونه چشمداشتی بودند، منشهای اصلی ارزش داشتند و به دنبال ظاهر سازی ویا درآمد مادی نبودند ولی چرا بعد از گذشت سی سال علارغم بیشتر شدن بودجهها و امکانات اثرگذاری اولیه را ندارد، البته این را مد نظر دارم که تهاجم بر علیه انقلاب و سیستم تعلیم وتربیت ما زیاد شده ولی ما هم به این موضوع واقف بودهایم و میبایست سیستم تعلیم و تربیت خود را به روز میکردیم و اصل هویت ملی اسلامی را با شیوههای مناسب به نسل بعدی انتقال میدادیم به نظر من این کار با توجه به نیازهای روز پیش نرفته واین بوضوح در تشکلهای دانشآموزی ازجمله سازمان دانشآموزی مشاهده میگردد، البته با تاکیدات مقام معظم رهبری و مسؤولین دلسوز در چند سال اخیر فعالیتهای خوبی شده است که قابل تقدیر میباشد اما همانطور که معروف است آزموده، را آزمودن خطاست باید مواظب باشیم اشتباهات گذشته تکرار نشود و هرچه سریعتر به ترمیم نواقص قبلی بر اساس سند تحول بنیادین و اصول راهبردی آموزش پرورش بپردازیم که تشکلها از جمله سازمان دانشآموزی نیز از این قائده مستثنی نیستند.
امروز در سیستم تعلیم و تربیت ما صحبت از فعالیتهای فوق برنامه است ، من میگویم این فعالیتها عین برنامه است، نباید نگاه به آموزش رسمی و غیررسمی دو نگاه متفاوت باشد، چون هر دو نوع آموزش تکمیل کننده روند تربیت میباشند و من این را ضروری میدانم با توجه به بافت جغرافیایی به خصوص در کلانشهرها به دلیل فاصله گرفتن از هویت ملی تشکلها میتوانند در زمینههای مختلف کارساز باشند.
من معتقدم نگرش کنونی آموزشوپرورش باید به برنامههای درسی و محتواگرایی سنتی که در مدارس ما وجود دارد تغییر کند بدون استثناء نیاز امروز ما با ده سال پیش متفاوت است، امروز جهان در زمینههای علوم مختلف چنان در حال تغییر است که پیبشبینی بلند مدت بدون در نظر گرفتن برنامههای کوتاه مدت محال است .
گاهی اگر ملتی دارای فرهنگ ضعیف باشد تاثیرپذیری آن از سایر فرهنگها زیاد شده ودیری نمیپاید فرهنگ و هویت ملی خود را فراموش میکند، یکی از کارهای مهم تشکلهای دانشآموزی از جمله سازماندانشآموزی که در اهداف این تشکلها هم در نظر گرفته شده است هدایت برنامهها در مسیر انتقال فرهنگ و محافظت از هویت ملی در سطح محلی، منطقهای و ملی میباشد، که متاسفانه به طور فزایندهای در حوزه عمل نادیده گرفته میشود. برای روشن شدن موضوع در سطح شهرهای قدم بزنید وبه شیوه ساختمانسازی، ساخت پارک و امکانات درون آن، درختکاری بلوارهای ورودی شهرها نظری بیندازید متوجه محو شدن هویت ملی در سطح محلی، منطقهای و ملی میشوید، برای جلوگیری اچنین وقایعی باید از آموزش و پرورش ودر درون آموزش و پروش از همین تشکلهای دانشآموزی شروع کنیم. و باید هم زود شروع کنیم، تا قبل از مرحله درمان، پیشگیری نماییم چون هزینههای درمان سنگین است و گاهی اوقات جواب هم نمیدهد.
یکی از مشکلات عمده در تشکلها ، که قبلا نیز به آن اشارهای مختصری داشتم وارد شدن به امورت سیاسی و حزبی است ، حزبهایی که حکومتها را اداره میکنند دائما در حال تغییرند، واگر تشکلها بخواهند در این قالبها گنجانده شوند دوام نمیآورند ، هر تشکلی تا زمانیکه متکی بر مردم و اعضایش بوده ودر مسیر صحیح بر اساس فلسفه تاسیسش حرکت کرده دوام خواهد داشت و زمانیکه این دو عنصر اصلی را از دست بدهد تخریب خواهد شد.
با توجه به سی سال تجربه کاری در پستهای مختلف در آموزش و پرورش و تمام احترامی که برای افراد زحمتکش در آموزش و پرورش دارم باید بگویم راهی که هماکنون تشکلها وبه خصوص سازمان دانشآموزی طی میکند راهی نیست که در اساسنامه پیشبینی شده بود و به نوعی تغییر مسیر داده است ویا اینکه اگر خوشبینانه فکر کنیم درجا مانده است، البته من باتغییرات در برنامه، ساختار و اهداف با توجه به نیاز روز جامعه و جهان موافقم ولی وقتی مقایسهای دارم بین فعالیتهای پیشآهنگی و سازمان دانشآموزی میبینم سازماندانشآموزی نه تنها پیشرفتی نداشته بلکه نوعی عقبگرد هم داشته که کاملا مشهود است، بر اساس اساسنامه سازمان دانشآموزی قراربود به صورت غیر دولتی وبا مقررات خاص در بودجه، جذب نیرو و غیره در راستای فعالتهای فوق برنامه و غیررسمی فعالیت نماید، ایا در حال حاضر اینگونه است؟ بهتر است جواب را از کارشناسان سازماندانشآموزی درتحقیقات خود دریافت نمایید که در متن سازمان میباشند و نقاط قوت وضعف را بهتر درک میکنند.
پیشنهاد میکنم اگر به دنبال سازمانی پویا هستید : 1- سازمان را از قالب دولتی بیرون بکشید 2- در آموزش از نیروهای آموزش دیده معتقد به کار استفاده کنید 3- برای پیشرفت در کار برنامه و نقشه داشته باشید و بدون دخالت دولت هزینهها آموزش را از اعضاء دریافت نمایید 4- ارزیابی دورهای از عملکرد سازمان داشته باشید چون به شناسایی مشکلات و رفع به موقع آنها کمک میکند.
موفق باشید
متن مصاحبه م.ایرانپور با27 سال سابقه خدمت به عنوان مربی پرورشی در آموزش و پرورش
درمورد اهداف باید بگویم که در پایاننامهام در سال91نیز بهطور مفصل به آن اشاره کردهام. اکثر اهداف در سیستم تعلیم وتربیت، قبل از طراحی نیاز سنجشی نشدهاست، هدافی را طراحی میکنیم که بر پایه نظری استوار نمیباشد وپس از اینکه در میدان عمل به آن دست پیدا نمیکنیم شروع به تغییرات در ساختار و برنامهها میکنیم وبیشتر اوقات همین تغییرات به دلیل اینکه منبع اصلی مشکل که همان نداشتن میانی نظری است را ندیدهایم، وضعیت را بدتر میکند دلایل عینی آن را میتوان در فعالیت پرورشی که سازمان دانشآموزی هم به گونهای همین فعالیت را انجام میدهد مشاهده نمود.
یکی از مشکلات اساسی آموزش وپرورش، تفکیک ساختاری است در کشورما، نظام آموزش ونظام پرورشی هم درمحتوا وهم درعمل از هم جداهستند وامروز به جایی رسیدهایم که معلمان دخالت در فعالیتهای پرورشی را وظیفه خود نمیدانند ومجری آن را فردی به نام مربی پرورشی میدانند. از قبل از انقلاب پیشآهنگی وپرورشی تحت عناوین مختلف فعال بودهاند، بعد از انقلاب سعی کردیم با تغییر دادن اسامی برروی همان بستر قبلی مشکلات را حل نماییم. به آموزش وپرورش، در اکثر مواقع نگاه سیستمی نمیشود بلکه به صورت جزیرهای ومستقل عمل میکنیم، تصمیم میگیریم واهدافی را طراحی میکنیم بدون اینکه به اطرافمان توجه داشتهباشیم. نظام تعلیم وتربیت فعلی ما برااساس همان تعلیم وتربیت قبل از انفلاب شکل گرفته، کپی برداری است، فقط بعد از انقلاب به دلیل اینکه وقت نداشتیم وکشور گرفتار مسائل سیاسی وجنگ شد در نمای تعلیم وتربیت دست بردیم وسعی کردیم نمای آن را با مواد اسلامی تزیین کنیم ولی از درون همان برنامهها بود که با نیاز جامعه، فرهنگ ایرانی واسلامی وهویت ما سازگار نبود.
ما امروزه در آموزش وپرورش در شاخههای منشعب ازآن حتی در دانشگاهها مشکل داریم، مشکل نیز با پاک کردن صورت مساله حل نمیشود. ما برای اینکه به هدفی برسیم باید جایگاه داشتهباشیم، بستر حرکتمان مشخص شود وبرای اینکه این بستر مشخص شود با ید به تعریف جایگاه بپردازیم، فعلا نداشتن مبانی نظری خود دلیل عدم جایگاه و بستر مناسب است. سند تحول بنیادین در آموزش پرورش تلاش کرده این جایگاه را مشخص کند اما اهداف این سند کلی است وباید به وسیله کارشناسان مجرب تعلیم و تربیت تفسیر شود ودر میدان عمل وارد شود. در زمینه عدم دستیابی به اهداف نیروی انسانی دخیل است ولی نیروی انسانی صفی مقصر نیستند، سیستم جایگاه آنها را اینگونه تعریف کرده است آنها که نمیتوانند برخلاف جریان آب شنا کنند. به نظرم بعد ازگذشت 35 سال از انقلاب با توجه به اینکه زحمات زیادی هم کشیده شده است اما به دلیل نداشتن میانی نظری متناسب با فرهنگمان نتوانستهایم در نظام تعلیم وتربیت کشورمان تحول ایجاد کنیم. وضعیت حاضر گواه بر این دارد که سازمان دانشآموزی هم به سرنوشت پیشآهنگی، پرورشی ودیگر تشکلها گرفتار شده است البته شاید بتوان با شارژ آن در بودجه وامکانات آن را چند روزی سرپا نگاه داشت ولی باید فکر اساسی کرد. در پایان برای برونرفت از وضعیت موجود و حرکت در مسیر پیشرفت پیشنهاد میکنم:
– ساختار تفکیکی( آموزش و پرورش) میبایست در آموزشوپرورش کنار گذاشته شود.
– برای آموزش وپرورش براساس نیاز وفرهنگ جامعه جایگاه تعریف شود،