قانون هدفمندی یارانه ها و هدفمند کردن یارانه ها

از آنجا که پرداخت یارانه ها همواره هزینۀ سنگینی بر اقتصاد کشورها وارد می کند، از اینرو دولت ها برای اعمال تخصیص عادلانه و بهینۀ منابع کشورها، ناگزیر به اجرای برنامه های هدفمندسازی یارانه ها و به دنبال آن اصلاح سیستم های اقتصادی و اجتماعی هستند. در کشور ایران نیز،نظام هدفمند کردن یارانه ها یکی ازمهم
ـ ترین محورهای طرح تحول اقتصادی است و هدف اصلی آن اصلاح ساختارهای اقتصادی است تا تضمین کنندۀ رشد اقتصادی پایدار برای همۀ نسل های کشور در حال و آینده باشد.
نکتۀ قابل ذکر دیگر این است که خانوارهای روستایی نیز به عنوان یک قشر تأثیر گذار و مهم در کشور ما محسوب می شوند. بنابراین بررسی روند تحوّلات زندگی آنها در ابعاد مختلف می تواند یک موضوع مناسب برای پژوهش باشد. لذا من در این پژوهش به بررسی تحولات انجام گرفته ـ در اثر اجرای طرح هدفمندی یارانه ها ـ بر سبد مصرفی خانوارهای یکی از روستاهای ایران در ابعاد مختلف پرداخته ام.
بنابراین سؤال اصلی و آغازین این پژوهش عبارت است از :
تأثیر طرح هدفمند کردن یارانه ها بر سبد مصرفی خانوارهای روستای بخش آباد شهرستان دامغان چگونه است و سبد مصرفی آنها چه تفاوتی با قبل از اجرای طرح داشته است؟
سؤالات تحقیق
سؤال اصلی:
آیا بین سبد مصرفی خانوار،در روستای بخش آباد دامغان،قبل و بعد از اجرای طرح هدفمندی یارانه ها، تفاوت معناداری وجود دارد؟
سؤالات فرعی:
1 . آیا بین رفتار مصرفی خانوارها در روستای بخش آباد دامغان،قبل و بعد از اجرای طرح هدفمندی یارانه ها تفاوت تفاوت معناداری وجود دارد؟
2 . آیا بین مخارج هزینه شده برای تهیۀ کالاهای سبد مصرفی خانوارها در روستای بخش آباد دامغان، قبل و بعد از اجرای طرح هدفمندی یارانه ها،تفاوت معناداری وجود دارد؟
3 . آیا بین رضامندی خانوارها از تأمین نیازهایشان، در روستای بخش آباد دامغان ،قبل و بعد از اجرای طرح هدفمندی یارانه ها، تفاوت معناداری وجود دارد؟
4 . آیا بین سطح رفاه خانوارها در روستای بخش آباد دامغان،قبل و بعد از اجرای طرح هدفمندی یارانه ها، تفاوت معناداری وجود دارد؟
ضرورت و اهمیت موضوع
به طور کلّی اهمیت بررسی تأثیر طرح هدفمند کردن یارانه ها از نظر کاربردی این است که می توان با شناخت ابعاد گوناگون آن از نتایج آن در برنامه ریزی و سیاست گذاری استفاده کرد.در واقع طرح هدفمند کردن یارانه ها را می توان محور اصلی برنامه ها و سیاست های اقتصادی دولت دهم نامید.
در واقع یک برنامۀ اقتصادی عبارت است از برنامه ای که ناظر بر وضعیت موجود اقتصادی کشور باشد و به کارگیری طرح ها و اجرای پروژه های آن، اقتصاد ملّی را از وضعیت موجود(که در آن مسئله و مشکل وجود دارد) به وضعیت مطلوب در آینده (که در آن مسئله حل شده است) هدایت کند ( شیعه،86:1384). حال باید دید وضعیت اقتصاد ایران چگونه بوده است که مسئولین و اقتصاددانان کشور را به سمت اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها سوق داده است و ضرورت و اهمیت اجرای آنرا ایجاد کرده است.
در واقع اقتصاد ایران طی چهار دهۀ اخیر،گرفتار مسائل و مشکلات متعدّد ریشه دار و رشدیابنده ای شده است که آثار و نتایج آن به صورت نرخ رشد پایین اقتصادی،تولید سرانۀ پایین،توزیع نابرابر درآمد،نرخ دو رقمی بیکاری، نرخ رشد تورم دورقمی و … ظاهر شده است. هم چنین یارانه ها یکی از مقوله های اجتماعی بحث ـ برانگیز در حوزۀ اقتصاد است که در سال های اخیر در ایران روند رو به بحرانی شدن به خصوص در حوزۀ اقتصاد را در پیش گرفته است. بر پایۀ اظهارات مقامات رسمی دولت در مصاحبه ها و ارائۀ ارقام هزینه های دولت در سال های اخیر،ابعاد پولی و سهم یارانه ها در اقتصاد ایران و بودجۀ دولت به طرز نگران کننده ای در حال بزرگ شدن بوده است. به طوری که برای مثال در سال 1387 نزدیک به 25 درصد تولید ناخالص ملّی را به خود اختصاص داده است و در سال های اخیر یکی از مشکلات اساسی دولت در این حوزه به دلیل شرایط تورمی کشور، تأمین اعتبارات مورد نیاز یارانه ها و کسری آن و نوسان در پرداخت و توزیع کالاهای یارانه ای بوده است.
و اما ضرورت اجرای طرح هدفمندی یارانه ها که از زمستان 1389 آغاز گردید چیست؟ در واقع ضرورت آن کاهش مصرف انرژی در کشور بود،زیرا مصرف انرژی در ایران بسیار بالا بوده است. برای مثال میزان مصرف سرانۀ انرژی در ایران 2برابر چین و 4 برابر هند بوده است و این در حالیست که جمعیت چین 17 برابر جمعیت ایران و جمعیت هند 14 برابر جمعیت ایران است. همچنین در ایران مصرف برق تا قبل از اجرای طرح هدفمندی یارانه ها،3برابر متوسط جهانی بوده است و ایران بعد از آمریکا و روسیه سومین مصرف کنندۀ گاز طبیعی در جهان بوده است. در کل این موارد باعث شده بود تا مصرف انرژی در ایران هر 10 سال یکبار،2برابر شود.
با توجه به مطالب فوق این سؤال مطرح می شود که به چه دلیل مصرف انرژی در ایران تا این حد بالا بوده است؟! دو دلیل وجود دارد: یا اینکه مردم ایران بسیار متموّل و ثروتمند هستند که قدرت خرید انرژی تا این حد را دارند و یا اینکه قیمت انرژی در ایران در مقایسه با قیمت جهانیش به مراتب پایین تر است که تا این اندازه مصرف بالا و نا متعارفی دارد.
بدیهی است که دلیل دوم یعنی پایین بودن قیمت انرژی صحیح است،زیراکه درآمد سرانۀ ایران از متوسط جهانی بالاتر نیست و از آنجاییکه مصرف هر چیزی تابع قیمت آن است،قانون هدفمندی یارانه ها درصدد بالا بردن قیمت انرژی برآمد تا مصرف آن نیز کاهش پیدا کند و برای جبران این افزایش قیمت انرژی، قرار شد که یارانۀ نقدی پرداخت شود که البته نان هم یکی از اقلام مهمی بود که در کنار انرژی یارانۀ آن حذف شد. بنابراین مقرّر شد که در فاز اول طرح مبلغ چهل و پنج هزارو پانصد تومان به طور ماهیانه به حساب سرپرستان خانوارها واریز گردد تا بدین صورت افزایش بهای انرژی جبران شود.
اما مشکل اساسی یارانه ها در ابعاد بسیار گسترده تر، وقتی خود را نشان می دهد که آثار و نتایج کارکردی آنها در حوزۀ اقتصاد ملّی در میان مدّت و بلند مدّت ظاهر شود. بر اساس تئوری های علم اقتصاد، پرداخت گستردۀ یارانه ها، مزیت اصلی نظام اقتصاد بازار بر سایر نظام های اقتصادی ، یعنی مکانیزم تخصیص بهینه، کارا و مؤثر عوامل تولید در حوزۀ تولید و هم چنین سازوکار چیدمان کالاها در سبد مصرفی خانوار، یعنی مکانیزم عرضه و تقاضا ( مکانیزم قیمت) را دچار اخلال می کند ( پژویان،21:1389). نتیجۀ علمی و منطق اقتصادی این اخلال در میان مدت و بلندمدت، ناکارآمدی و تحلیل رفتن توان اقتصادی کشور و گسترش فقر عمومی است که نیاز به یارانه های بیشتر را دامن می زند. بر این دو مهم باید کاهش انگیزۀ فعالیت های اقتصادی، بی عدالتی درآمدی(اخلال در توزیع درآمد)، ایجاد زمینۀ رانت،فساد مالی رشد یابندۀ نهفته در مکانیزم توزیع گسترده و حجیم یارانه ها را هم اضافه کرد.
همچنین برای اقتصاد ایران باید مسائل دیگر از جمله رشد مداوم حجم یارانه ها به دلیل شرایط تورمی و مکانیزم پرداخت یارانه ها، رشد شتابان جمعیت کشور،نقش یارانه ها در تأمین منابع تولید، افزایش مصرف سرانۀ کشور در چهار دهۀ گذشته و نوسانی بودن درآمدهای نفتی ـ یعنی منبع اصلی تأمین اعتبارات یارانه ها ـ را نیز اضافه کرد. مجموعۀ این مشکلات هراس هر دولت مسئولیت پذیر و پاسخگو را برانگیخته و اقدامی جهت ایجاد اصلاحات اساسی در این حوزه را می طلبیده است و همین مجموعه مشکلات رشد یابنده سبب انجام اقدامات دولت های برسرکارآمده پس از پایان جنگ تحمیلی و با توجه به شرایط عمومی کشور،جهت تهیۀ راهکاری برای پایان دادن و رهایی از مقولۀ بحران زای یارانه ها بوده است. طرح ها و پروژه های دولتهای سازندگی، اصلاحات عدالت محور در مورد حذف،کاهش،منطقی کردن و در نهایت «هدفمند کردن یارانه ها»،فعالیت ها و تلاش های ادامه دار و بحث برانگیز در همین حوزه بوده است.
اما دولت نهم به مقولۀ یارانه ها نگاهی دو گانه داشته است؛ ابتدا در شروع کارش و با هماهنگی و همکاری مجلس شورای اسلامی به گسترش شمول و افزایش حجم یارانه ها با هدف کنترل سطح عمومی قیمت ها (تورم) و همچنین با کنار گذاشتن طرح های دولت های قبلی و برنامۀ چهارم توسعه در جهت رقیق کردن تدریجی یارانه ها، به عمق و گسترش این بحران در حوزۀ اقتصاد ملّی دامن زد ( مجلس شورای اسلامی،1388). اما پس از تأثیر عملکرد و ظهور نتایج ناخوشایند توزیع گستردۀ یارانه ها، دولت نهم از اواخر سال 1386 تصمیم به اقدامی انقلابی تحت عنوان جراحی بزرگ و انجام اصلاحات در ساختار اقتصاد ملی از جمله در حوزۀ یارانه ها گرفت. اولین طرح ـ برنامۀ دولت جهت اصلاحات ساختار اقتصاد ایران با عنوان «طرح هدفمند کردن یارانه ها» معرفی شد. با توجه به روشی که برای اجرای این طرح انتخاب شده است، میتوان آنرا «طرح نقدی کردن یارانه ها» نامید که معنا و مفهوم آن پرداخت ریالی معادل یارانه ها به مصرف کنندۀ هدف، آزادسازی قیمت کالا و خدمات مشمول یارانه ها و رهایی دولت از مطالبات دائماً رشدیابندۀ مردم در تأمین و توزیع بموقع کالاهای یارانه ای است.
روش پرداخت یارانه ها اصولاً متناسب با تعریف و اهداف هر دولت از یارانه ها طراحی و انتخاب می شود که هدف دولت نهم و دهم،قطع پرداخت یارانه ها به کالاهای اساسی مورد مصرف کل جمعیت ساکن کشور و پرداخت یارانه ها به شکل پول نقد به انواع دهک های درآمدی با نگاهی ویژه به دهک های درآمدی آسیب پذیر با تغییر روش پرداخت یارانه ها است ( مجلس شورای اسلامی،1388).