دانلود پایان نامه

در واقع بی مبالاتی عکس بی احتیاطی است . به عبارتی بی مبالاتی نقض امر قانون گذار است.به شکلی که شخص باید کاری را انجام دهد ولی انجام نمی دهد (منفی) مانند این که پزشک یا پرستاری مبادرت به تزریق پنی سیلین به بیماری نماید که نسبت به این دارو حساسیت دارد و به علت شوک فرد فوت نماید .
بنابراین اگر خطا به صورت فعل منفی و خودداری یا غفلت و یا فراموشی در انجام کاری باشد که عرفا می بایست انجام داده شود آن را بی مبالاتی می خوانند. (کی نیا ، ،1348پیشین ،ص223)
همان گونه که در بحث بی احتیاطی بیان شد در رأی شماره 1031 مورخ 3/3/1320 شعبه دوم دیوان عالی کشور مطرح شده است. عدم انجام آزمایشات لازم و معمول قبل از عمل، عدم انجام رادیوگرافی قفسه سینه، به کار نبردن اشعه فیزیکی برای تکمیل درمان طبی یا جراحی در سرطان، معاینه نکردن قلب و برنداشتن نوار قلبی قبل از بیهوشی، ضدعفونی نکردن وسایل معالجه که موجب سرایت بیماری واگیر دار به بیمار شود.
2-1-6-3 وجوه تمایز بی احتیاطی و بی مبالاتی
1- بی احتیاطی و بی مبالاتی در مقابل غفلت بکار میرود یعنی غفلت از جنس ترک وبی احتیاطی از جنس فعل که عبارت است از ارتکاب عمل از روی ترک و حزم که حقا باید ان پیش بینی یا حزم رعایت میشد یعنی توقع ان عرفا از فاعل عمل میرفت بی احتیاطی به عام شامل بی مبالاتی هم هست (نور بها،1385 ص196) بی مبالاتی عبارت است از اینکه فاعل عمل پیش بینی ورود ضرر را از ناحیه ی عمل خود به غیر میکند ولی معذ لکلا غیر به خرج میدهد و احتیاط نمیکند مانند اینکه راننده با وجود ناقص بودن اتومبیل به احتمال اینکه انشالا طوری نخواهد شد به حمل مسافر یا کالا مبادرت میکند(گلپایگانی،1416 ه.ق ص316)
2- بی احتیاطی خطای انسانی است که پیامد کار خود را در وضع خاص پیش بینی نمی کند.به عبارتی دیگر فعل او با الگوهای رفتاری انسان دور اندیش و پیش بینی منطبق نیست الگوهای متعارف و انتزاعی رفتار انسانها از مجموع طرز تلقی و انتظارات جامعه میتوان استنباط کرد و بدین سان هر انسانی در برابر اوضاع و احوال معین و واکنش مذکور به فعل در آید. با این اوصاف اگر پزشکی در تشخیص یک بیماری یا در نحوه ی انجام معالجات خود مرتکب بی احتیاطی گردد ضامن است.
اما بی مبالاتی همان بی احتیاطی بصورت ترک فعل است یعنی ترک تکلیفی که به مقتضای پیشگیری از نتایج ناخواسته ی مجرمانه است اگر کسی به هر دلیلی از اداء این تکلیف غافل بماند در نتیجه آن جرمی واقع شود ماخوذ به ان است مثلا سازنده ی مواد خاکی و ارایشی بر اثر اهمال در سنجش وبکار بردن ترکیباتی که در ساختن ان لازم است باعث بیماری افراد شود الفاظی مانند بی مبالاتی، غفلت، سهل انگاری، اهمال مترادف اند
2-1-6-4-عدم مهارت
عبارت است از عدم آشنایی متعارف به اصول و دقایق علمی و فنی کار معین از قبیل رانندگی ماشین یا تراکتور یا کشتی و غیره و بی اطلاعی کافی از حرفه ی معین مصداق عدم مهارت است و یکی از مصادیق خطای جزائی،عدم مهارت است و گاهی با بی احتباطی قابل انطباق است نداشتن مهارت به دو صورت مادی و معنوی مطرح است.
2-1-6-4-1عدم مهارت مادی
عدم مهارت مادی یا بدنی نداشتن چابکی و تر دستی و زیرکی و تمرین کافی در اموری است که حسن انجام آن ها مستلزم داشتن توانایی خاص می باشد مانند رانندگی یا تیر اندازی و جراحی و نظایر آن ها. (موسوی بجنوردی،1386ص 122)
کسی که با نداشتن این توانایی دست به امری بزند که موجب صدمه و آسیبی شود خطا کار محسوب می گردد .
2-1-6-4-2- عدم مهارت معنوی
عدم مهارت معنوی در نادانی مطلق یا نسبی حرفه ای خلاصه می شود . مرتکب از این جهت خطا کار محسوب است که بدون معلومات و اطلاعات لازم اقدام به عملی می کند که موجب ضرر و صدمه شخص دیگری می گردد . مانند خطای جراحان و داروسازان بی تجربه در مشاغل مربوط به خود .
اصولاً حسن انجام بعضی از امور فنی، پزشکی، مهندسی و رانندگی و امثال آن مستلزم داشتن مهارت یا توانایی خاصی است که فقدان این توانایی ها به عنوان عدم مهارت موجب خطای جزایی خواهد شد .
پس مراد از عدم مهارت ، فقدان اطلاعات علمی و فنی و توانایی های لازم برای تقبل و انجام بعضی از کارها است مانند عمل جراحی قلب توسط پزشک عمومی یا رزیدنت جراحی که منجر به فوت بیمار گردد که اگر این عمل جراحی توسط متخصص قلب یا جراح ماهری صورت می گرفت چنین اتفاقی نمی افتاد . بنابراین در تعریف عدم مهارت می توان گفت : «دست زدن به عملی که مرتکب از نظر مادی و معنوی بر آن تسلط ندارد » . (پاد،1381 ص189)
هر چند در خصوص عدم مهارت صرف نداشتن یا به دست نیاوردن یا غفلت از بدست اوردن مهارت بنا بر اقوال مشهور حقوق دانان خطا شمرده می شود لیکن برخی از متاخرین از آن جهت که شخص غیر ماهر عملا قادر به رعایت احتیاط متعارف برای جلوگیری از خطر و صدمه احتمالی نیست ، را خطا می دانند و چنین نتیجه می گیرند که قانون گذار در مورد او وجود خطا را فرض کرده است و این فرض از فروض غیر قابل تغییر می باشد . آن چه در این نظریه قابل توجه است ربط دادن عدم مهارت به بی احتیاطی و مفروض دانستن بی احتیاطی در اقدام غیر ماهرانه است .
بنابراین پزشکی که به جای آمپول آمتین ، آمپول مرفین به بیمار تزریق کند و باعث فوت او شود بزهکار شناخته می شود و دفاع وی مبنی بر این که « من در نسخه آمپول امتین نوشته بودم و اطمینان داشتم که دارو ساز اشتباه نمی کند و از طرفی این دو آمپول به هم شباهت دارد و به خواندن حروف لاتین آشنایی ندارم » مؤثر در برائت نیست . (همان، ص)
در این مثال نداشتن سواد خواندن حروف لاتین یک نوع عدم مهارت حرفه ای است و اقدام به تزریق آمپول ، بی احتیاطی تلقی می گردد.
همچنین پزشکی که بین امعا و رگ ناف اشتباه نماید یا مرتکب خطایی شود که دلالت بر عدم آگاهی از اصول اولیه تشریحی بدن باشد یا در عمل جراحی موجب قطع شریانهای بیمار گردد بدون این که آن هارا مطابق اصول علمی به هم پیوند دهد مرتکب قصور پزشکی از نوع عدم مهارت گردیده است . (همان،ص)
عدم مهارت در تبصره یک ماده 495 قانون مجازات اسلامی به عنوان یکی از مصادیق خطای پزشکی ذکر شده است .