دانلود پایان نامه

ج- «فآذوهما»: ایذاء، عبارت است از عملی است که برای غیر ایجاد آلام جسمی و یا روحی و یا هر دو نوع آزار می گردد. نوع ایذاء در آیه بیان نشده است، و از این لحاظ آیه، اجمال دارد. (عمید زنجانی، 1388، ص414)
درباره چگونگی کیفر آنان دو نظر ارائه شده است:
ابن عباس بر این اندیشه است که آن دو. را سرزنش کنید و با لنگه کفش بزنید.
اما عده ای دیگر معتقدند که منظور سرزنش است. (طبرسی، 1380، ج9، ص 760)
نظر به اینکه در تفسیر عیاشی از امام صادق نقل شده که این آیه در مورد زنان و مردان بی همسر است و بعداً آیه مورد بحث به وسیله آیه «جلد» نسخ شد، این آیبه می تواند یکی از مستندات قانون مجازات در ماده 88 باشد که تصریح می دارد: «حد زنای زن یا مردی که واجد شرایط احصان نباشد صد تازیانه است».
2-2-3- آیه 2، سوره نور
«الزانیهُ و الزانی فاجلدو کلَّ واحدٍ منهما مِائَهَ جلدهٍ و لا تَأخُذُکُم بِهُما رَأفَهَ فی دینِ اللهِ اِن کُنتُم تُؤمِنونَ بِاللهِ وَ الیومِ الاخرِ ولیَشهَد عَذابَهُما طائِفَهٌ مِنَ المؤمنینَ:
زن و مرد زناکار را هریک، صد تازیانه بزنید، و هرگز در دین خدا رأفت (محبت کاذب) شما را نگیرد اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید، و باید گروهی از مؤمنان مجازات آنها را مشاهده کنند.» (نور/2).
2-2-3-1- مفردات آیه
الف- «الزانیه و الزانی» مراد مرد و زنی است که این عمل شنیع از آنها سر زده است. (طباطبائی، 1363، جلد 15، ص 114)
ب- «طائه» دراصل به معنای جماعت است، که وقتی کوچ می کنند بعضی گفته اند: این کلمه حتی بر دو نفر و از آن بالاتر حتی بر یک نفر هم اطلاق می شود. (طباطبایی، همان منبع)
ج- «فاجلدوا»: جلد؛ به معنای ضرب الجلد و وارد کردن ضربه با چوب و مشابه آن بر اندام است و در صورتی که وسیله جلد مُعّد باشد به آن تازیانه می گویند. (عمید زنجانی، 1388، ص 414)
د- «ولیشهد عذابهما» عذاب اسم مصدر است و به معنی اثر دردناک حاصل از تجلید مجرم می باشد. حضور و مشاهده جمعی از مؤمنان می تواند دراثرگذاری حد و بازدارندگی آن مؤثر باشد. (عمید زنجانی، 1388)
2-2-3-2- احکام فقهی آیه
الف- خداوند در این آیه می فرماید: به هریک از زن ومرد زناکار صد ضربه تازیانه بزنید و در صورتی که محصن باشند یا یکی از آن دو محصن باشد حکم آنها رجم است ولی فقهای امامیه حکم «مأه جلده) را به زنای غیر محصن اختصاص داده زیرا به دلیل سنت قطعی حد زنای محصن را رجم شمرده اند. (عمید زنجانی، 1388)
ب- «ولاتأخذکما بهما رأفه…» با توجه به قرینه «فی الدین الله» که به معنای اقامه و اجرای دین خدا است خطاب به قضات و حکام که رأفت و شفقت و تعلل در اجرای حدود الهی ممنوع است و این رأفت در واقع کاذب است. (عمید زنجانی، 1388)
در تفسیر نمونه حدیثی از پیامبر در این خصوص نقل شده است که توجه به آن لازم است: «در روز قیامت بعضی زمانداران را که یک تازیانه از حد الهی کم کرده اند در صحنه محشر می آورند و به او گته می شود چرا چنین کردی؟ می گوید برای رحمت به بندگان تو! پروردگار به او می گوید: آیا تو نسبت به آنها از من مهربانتر بودی؟
دیگری را می آورند که یک تازیانه بر حد تازیانه بر حد الهی افزوده، به او گفته می شود: چرا چنین کردی؟ پاسخ می دهد: تا بندگانت از معصیت تو خودداری کنند! خداوند دستور می دهد که هر دو را به آتش افکنید. (مکارم، 1361، ج14، ص360)
ج- «ان کنتم تؤمنون بالله و الیوم الآخر» یعنی اگر شما به خدا و روز قیامت ایمان دارید در اجراء حکم خدا دچار رأفت نشوید، و این خود تأکید در نهی است. (طباطبائی، 1363، ج15، ص115)