قابلیت بازاریابی الکترونیکی و عملکرد مرتبط با مشتری

5- نتایج حاصل از فراوانی نوع شرکت بیانگر آنست که 14 درصد پاسخدهندگان در صنایع غذایی و دارویی، 33 درصد در صنایع کانی غیر فلزی، 27درصد در صنایع شیمیایی و سلولزی، 5 درصد در صنایع نساجی، چرم و پوشاک و 21 درصد در صنایع فلزی و برق الکترونیک مشغول به فعالیت میباشند.
5-3-2) نتایج تجربی استنباطی
فرضیه 1: بین بازارگرایی و قابلیت بازاریابی الکترونیکی شرکتهای کوچک و متوسط استان کرمانشاه رابطه معناداری وجود دارد.
نتایج آزمون پیرسون فرض اول که با سطح اطمینان 99 درصد انجام گرفت نشان میدهد بین متغیر بازارگرایی و قابلیت بازاریابی الکترونیکی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بدین معنی هرچه بازارگرایی بیشتر باشد، قابلیت بازاریابی الکترونیکی نیز بیشتر است. این یافتهها با نتایج پژوهشهای ترینور و همکاران(2011)،گایور و همکاران (2011) همخوانی داشته و نتایج آنها را تایید میکند.
فرضیه 2: بین تکنولوژیگرایی و قابلیت بازاریابی الکترونیکی شرکتهای کوچک و متوسط استان کرمانشاه رابطه معناداری وجود دارد.
نتایج آزمون پیرسون فرض دوم که با سطح اطمینان 99 درصد انجام گرفت نشان میدهد بین متغیر تکنولوژیگرایی و قابلیت بازاریابی الکترونیکی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بدین معنی هرچه تکنولوژیگرایی بیشتر باشد، قابلیت بازاریابی الکترونیکی نیز بیشتر است. این یافتهها با نتایج پژوهشهای ترینور و همکاران(2011)، ناس و همکاران (2010)، ژویو و همکاران (2005) همخوانی داشته و نتایج آنها را تایید میکند.
فرضیه 5: بین قابلیت بازاریابی الکترونیکی و عملکرد مرتبط با مشتری شرکتهای کوچک و متوسط استان کرمانشاه رابطه معناداری وجود دارد.
نتایج آزمون پیرسون فرض پنجم که با سطح اطمینان 99 درصد انجام گرفت نشان میدهد بین متغیر قابلیت بازاریابی الکترونیکی و عملکرد مرتبط با مشتری رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بدین معنی هرچه قابلیت بازاریابی الکترونیکی بیشتر باشد، عملکرد مرتبط با مشتری نیز بیشتر است. نتایج بدست آمده از بررسی این فرضیه با یافتههای ترینور و همکاران(2011) همخوانی دارد.
فرضیه 6: بین قابلیت بازاریابی الکترونیکی و عملکرد سازمانی شرکتهای کوچک و متوسط شهر کرمانشاه رابطه معناداری وجود دارد.
نتایج آزمون پیرسون فرض ششم که با سطح اطمینان 99 درصد انجام گرفت نشان میدهد بین متغیر قابلیت بازاریابی الکترونیکی و عملکرد سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بدین معنی هرچه قابلیت بازاریابی الکترونیکی بیشتر باشد، عملکرد سازمانی نیز بیشتر است. نتایج بدست آمده از بررسی این فرضیه با یافتههای ترینور و همکاران(2011)، گاتیگنون و روبرتسون(2006) همخوانی دارد.
فرضیه 7: بین عملکرد مرتبط با مشتری و عملکرد سازمانی شرکتهای کوچک و متوسط شهر کرمانشاه رابطه معناداری وجود دارد.
نتایج آزمون پیرسون فرض هفتم که با سطح اطمینان 99 درصد انجام گرفت نشان میدهد بین متغیر عملکرد مرتبط با مشتری و عملکرد سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بدین معنی هرچه عملکرد مرتبط با مشتری بیشتر باشد، عملکرد سازمانی نیز بیشتر است. نتایج بدست آمده از بررسی این فرضیه با یافتههای ترینور و همکاران(2011)، سینگ و گایور(2009) همخوانی دارد.
فرضیه 3: بین محیط رقابتی به عنوان تعدیل کننده رابطه بین بازارگرایی و قابلیت بازاریابی الکترونیکی شرکتهای کوچک و متوسط شهر کرمانشاه رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
نتایج نشان میدهند که متغیر محیط رقابتی بهعنوان متغیر تعدیلگر در پیشبینی واریانس متغیر قابلیت بازاریابی الکترونیکی نقش دارد و ضریب بتای آن برابر با 0.34 میباشد و جهت آن نیز مثبت میباشد. بدینمعنی که هر چه محیط رقابتی شدیدتر بیشتر باشد، میزان قابلیت بازاریابی الکترونیکی بالاتر میرود. همچنین متغیر بازارگرایی نقش مهمی در پیشبینی قابلیت بازاریابی الکترونیکی دارد. ضریب بتای استاندارد شده این متغیر 0.59 است و جهت آن مثبت است. بدینمعنی که هر چه بازارگرایی بیشتر باشد، میزان قابلیت بازاریابی الکترونیکی بالاتر میرود. بهطور کلی میتوان گفت محیط رقابتی به عنوان تعدیل کننده رابطه بین بازارگرایی و قابلیت بازاریابی الکترونیکی شرکتهای کوچک و متوسط شهر کرمانشاه تاثیرگذار است و تاثیر آن نیز مثبت است. نتایج بدست آمده از بررسی این فرضیه با یافتههای ترینور و همکاران(2011)، سینگ و گایور(2009) و گایور و همکاران (2011) همخوانی دارد.
فرضیه 4: بین محیط رقابتی به عنوان تعدیل کننده رابطه بین تکنولوژیگرایی و قابلیت بازاریابی الکترونیکی شرکتهای کوچک و متوسط شهر کرمانشاه رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
نتایج نشان میدهند که متغیر محیط رقابتی بهعنوان متغیر تعدیلگر در پیشبینی واریانس متغیر قابلیت بازاریابی الکترونیکی نقش دارد و ضریب بتای آن برابر با 0.50 میباشد و جهت آن نیز مثبت میباشد. بدینمعنی که هر چه محیط رقابتی شدیدتر بیشتر باشد، میزان قابلیت بازاریابی الکترونیکی بالاتر میرود. همچنین متغیر تکنولوژیگرایی نقش مهمی در پیشبینی قابلیت بازاریابی الکترونیکی دارد. ضریب بتای استاندارد شده این متغیر 0.44 است و جهت آن مثبت است. بدینمعنی که هر چه تکنولوژیگرایی بیشتر باشد، میزان قابلیت بازاریابی الکترونیکی بالاتر میرود. بهطور کلی میتوان گفت محیط رقابتی به عنوان تعدیل کننده رابطه بین تکنولوژیگرایی و قابلیت بازاریابی الکترونیکی شرکتهای کوچک و متوسط شهر کرمانشاه تاثیرگذار است و تاثیر آن نیز مثبت است. نتایج بدست آمده از بررسی این فرضیه با یافتههای ترینور و همکاران(2011)، ژویو و همکاران (2005) همخوانی دارد.
فرضیه 8: بین آشفتگی بازار به عنوان تعدیل کننده رابطه بین قابلیت بازاریابی الکترونیکی و عملکرد مرتبط با مشتری شرکتهای کوچک و متوسط شهر کرمانشاه رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
نتایج نشان میدهند که متغیر آشفتگی بازار وارد تحلیل نشده است. بر اساس مقادیر تی و سطح معنیداری میتوان گفت که متغیر آشفتگی بازار بهعنوان متغیر تعدیلگر در پیشبینی واریانس متغیر عملکرد مرتبط با مشتری نقش ندارد. پس میتوان گفت متغیر آشفتگی بازار به عنوان متغیر تعدیلگر بر رابطه بین قابلیت بازاریابی الکترونیکی و عملکرد مرتبط با مشتری شرکتهای کوچک و متوسط شهر کرمانشاه تاثیر ندارد. نتایج بدست آمده از بررسی این فرضیه با یافتههای ترینور و همکاران(2011) همخوانی دارد.
فرضیه 9: بین آشفتگی بازار به عنوان تعدیل کننده رابطه بین قابلیت بازاریابی الکترونیکی و عملکرد سازمانی شرکتهای کوچک و متوسط شهر کرمانشاه رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
نتایج نشان میدهند که متغیر آشفتگی بازار بهعنوان متغیر تعدیلگر در پیشبینی واریانس متغیر عملکرد سازمانی نقش دارد و ضریب بتای آن برابر با 0.27 میباشد و جهت آن نیز مثبت میباشد. بدینمعنی که هر چه آشفتگی بازار شدیدتر بیشتر باشد، میزان عملکرد سازمانی بالاتر میرود. همچنین متغیر قابلیت بازاریابی الکترونیکی نقش مهمی در پیشبینی عملکرد سازمانی دارد. ضریب بتای استاندارد شده این متغیر 0.39 است و جهت آن مثبت است. بدینمعنی که هر چه قابلیت بازاریابی الکترونیکی بیشتر باشد، عملکرد سازمانی بالاتر میرود. بهطور کلی میتوان گفت آشفتگی بازار به عنوان تعدیل کننده رابطه بین قابلیت بازاریابی الکترونیکی و عملکرد سازمانی شرکتهای کوچک و متوسط شهر کرمانشاه تاثیرگذار است و تاثیر آن نیز مثبت است. نتایج بدست آمده از بررسی این فرضیه با یافتههای ترینور و همکاران(2011) و هریس(2001) همخوانی دارد.
فرضیه 10: بین شدت رقابت به عنوان تعدیل کننده رابطه بین قابلیت بازاریابی الکترونیکی و عملکرد مرتبط با مشتری شرکتهای کوچک و متوسط شهر کرمانشاه رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
نتایج نشان میدهند که متغیر شدت رقابت بهعنوان متغیر تعدیلگر در پیشبینی واریانس متغیر عملکرد مرتبط با مشتری نقش دارد و ضریب بتای آن برابر با 0.23 میباشد و جهت آن نیز مثبت میباشد. بدینمعنی که هر چه شدت رقابت شدیدتر بیشتر باشد، میزان عملکرد مرتبط با مشتری بالاتر میرود. همچنین متغیر قابلیت بازاریابی الکترونیکی نقش مهمی در پیشبینی عملکرد مرتبط با مشتری دارد. ضریب بتای استاندارد شده این متغیر 0.37 است و جهت آن مثبت است. بدینمعنی که هر چه قابلیت بازاریابی الکترونیکی بیشتر باشد، عملکرد مرتبط با مشتری بالاتر میرود. بهطور کلی میتوان گفت شدت رقابت به عنوان تعدیل کننده رابطه بین قابلیت بازاریابی الکترونیکی و عملکرد مرتبط با مشتری شرکتهای کوچک و متوسط شهر کرمانشاه تاثیرگذار است و تاثیر آن نیز مثبت است. نتایج بدست آمده از بررسی این فرضیه با یافتههای ترینور و همکاران(2011) همخوانی دارد.
فرضیه 11: بین شدت رقابت به عنوان تعدیل کننده رابطه بین قابلیت بازاریابی الکترونیکی و عملکرد سازمانی شرکتهای کوچک و متوسط شهر کرمانشاه رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
نتایج نشان میدهند که متغیر شدت رقابت بهعنوان متغیر تعدیلگر در پیشبینی واریانس متغیر عملکرد سازمانی نقش دارد و ضریب بتای آن برابر با 0.48 میباشد و جهت آن نیز مثبت میباشد. بدینمعنی که هر چه شدت رقابت شدیدتر بیشتر باشد، میزان عملکرد سازمانی بالاتر میرود. همچنین متغیر قابلیت بازاریابی الکترونیکی نقش مهمی در پیشبینی عملکرد سازمانی دارد. ضریب بتای استاندارد شده این متغیر 0.23 است و جهت آن مثبت است. بدینمعنی که هر چه قابلیت بازاریابی الکترونیکی بیشتر باشد، عملکرد سازمانی بالاتر میرود. بهطور کلی میتوان گفت شدت رقابت به عنوان تعدیل کننده رابطه بین قابلیت بازاریابی الکترونیکی و عملکرد سازمانی شرکتهای کوچک و متوسط شهر کرمانشاه تاثیرگذار است و تاثیر آن نیز مثبت است. نتایج بدست آمده از بررسی این فرضیه با یافتههای ترینور و همکاران(2011) همخوانی دارد.
5-4) بحث در نتایج پژوهش
هدف این پژوهش بررسی بیشتر در شناخت بازارگرایی و تکنولوژیگرایی با مبادرت به توسعه قابلیت بازاریابی الکترونیکی برای بهبود عملکرد در شرکتهای کوچک و متوسط میباشد. همانگونه که نتایج نشان میدهد از نظر مدیران ارشد و میانی شرکت های کوچک و متوسط شهر کرمانشاه بازارگرایی و تکنولوژیگرایی بر قابلیت بازاریابی الکترونیکی تاثیر مثبتی دارد. محیط رقابتی به عنوان تعدیل کننده روابط بین بازارگرایی و تکنولوژیگرایی با قابلیت بازاریابی الکترونیکی میباشد. به علاوه باید اشاره کرد که قابلیت بازاریابی الکترونیکی بر عملکرد مرتبط با مشتری و عملکرد سازمانی موثر است. آشفتگی بازار به عنوان تعدیل کننده رابطه بین قابلیت بازاریابی الکترونیکی و عملکرد سازمانی میباشد. شدت رقابت نیز به عنوان تعدیل کننده رابطه بین قابلیت بازاریابی الکترونیکی و عملکرد مرتبط با مشتری و عملکرد سازمانی میباشد.