دانلود پایان نامه

کالن و همکارانش در طی تحقیقات خود بیان کردند، باتوجه به اینکه اغلب اوقات تعدیلات سنواتی گزارش شده کاهنده سود انباشته یا افزاینده ی زیان انباشته ابتدای دوره هستند، به طور کلی واکنش بازار سرمایه نسبت به آن منفی است. دلیل واکنش منفی بازار سرمایه نسبت به تجدید ارائه صورتهای مالی با عوامل زیر ارتباط دارد : (کالن و همکاران،2006)
تجدید ارائه می تواند نشان دهنده ی کاهش ارزش جریان های نقدی آتی شرکت به علت دسترسی به اطلاعات جدید باشد.
تجدید ارائه می تواند نشان دهنده ی وجود ضعف در سیستم حسابداری، گزارشگری مالی، کنترل های داخلی شرکت و یا مشکلات در هیات مدیره و مدیریت شرکت باشد.
تجدید ارائه می تواند نشان دهنده ی تلاش مدیریت شرکت برای دستکاری سود از طریق استفاده از روش های حسابداری نامناسب ، برآوردهای اشتباه ویا خطاهای عمومی باشد.
گزارشگری تجدید ارائه صورتهای مالی
تجدید ارائه صورتهای مالی می تواند به شکل اختیاری و یا به شکل الزامی تحت نظر حسابرس و یا نهادهای نظارتی وقانون گذاری انجام شود ومنجر به انجام تعدیلات در خصوص اطلاعات مالی گردد که شرکت قبلا ارائه نموده است. از نقاط عطف وکلیدی در بحث تجدید ارائه صورتهای مالی ، تصویب قانون ساز بنزآکسلی در ایالات متحده آمریکا است. این قانون که درجولای سال 2002 به تصویب مجلس قانون گذاری ایالات متحده آمریکا رسید تاثیر زیادی بر حرفه حسابرسی گذاشته است. به طوری که، این حرفه را از یک نهاد خود انتظام که زیر نظر کمیسیون بورس اوراق بهادار آمریکا فعالیت می کرد، به حرفه ای تبدیل نمود که اکنون مستقیماً توسط یک نهاد قانونی مستقل کنترل می شود.
در نتیجه تجدید ارائه های ناشی از تخلف یا تحریف های حسابداری که طی سال های 2001 الی 2002 درایالات متحده اتفاق افتاد، مجلس قانون گذاری این کشور ، قانون مذکور را باهدف جلب اطمینان سرمایه گذاران از طریق بالا بردن شفافیت و پاسخگویی اطلاعاتی تصویب نمود. بر اساس بخش 304 این قانون، مدیرعامل و مدیریت مالی ، درصورتی که تجدید ارائه صورتهای مالی به علت عدم تطابق با الزامات گزارشگری مالی و درنتیجه اشتباه یا تخلف مدیران مربوطه صورت پذیرفته باشد، آنها ملزم به استرداد هر گونه پاداش، مزایا ودارایی هایی که طی دوره ای 12 ماهه پس از صورت های مالی تجدید ارائه شده دریافت کرده اند و هرگونه سودی که در اثر معاملات سهام مربوطه بدست آورده اند ، می باشند. این بخش درخصوص نحوه ی اجرای این موضوع سکوت اختیار نموده است تا دست سهامداران دراین خصوص نحوه عمل با مدیران باز باشد. (کراس وهمکاران ،2004). هدف نهائی این قانون جلوگیری استفاده از روش های نادرست حسابداری ، بمنظور افزایش کیفیت گزارشگری مالی است. (نجف تومرایی ،1391)
تجدید ارائه صورتهای مالی و رشد شرکت
ارائه مجدد صورتهای مالی برای بازار، حاوی اطلاعات جدیدی است. از دیدگاه سرمایه گذاران اخبار ارائه مجدد صورتهای مالی فقط بیانگر مشکلات عملکرد دوره گذشته نیست، بلکه نوعی پیش بینی مشکلات آتی برای شرکت و مدیریت آن نیز محسوب میشود و موجب سلب اطمینان سرمایه گذاران نسبت به اعتبار و شایستگی مدیریت و کاهش کیفیت سودهای گزارش شده میگردد. تجدید ارائه صورت های مالی عاملی است که میتواند قابلیت اتکای اطلاعات مالی منتشره را در هاله ای از ابهام قرار دهد و موجب کاهش در رشد شرکت شود.
– یک استدلال در حمایت از این بحث این است که ارائه مجدد به رابطه قراردادی بین شرکت و طرفین خارج از شرکت از جمله: مشتریان ، تأمین کنندگان و … لطمه وارد میکند که این موضوع بر جریان وجه نقد شرکت اثر منفی می گذارد، یعنی سطح منابع نقدی داخلی موجود را برای سرمایه گذاری کاهش میدهد و به تبع آن رشد شرکت کاهش می یابد.
– استدلال دیگر این است که ارائه مجدد صورتهای مالی، توانایی شرکت را در جهت تأمین مالی خارجی با هزینه های پایینتر، کاهش می دهد. چند دلیل اساسی بر این ادعا وجود دارد:
1. ارائه مجدد با ایجاد یک عدم اطمینان از قابلیت اعتماد گزارشگری مالی شرکت، به اطلاع سرمایه گذاران می رساند که از اطلاعات نادرستی برای ارزیابی شرکت استفاده می کردند. در نتیجه ارائه مجدد می تواند باعث شود سرمایه گذاران جنبه های دیگر عملیات شرکت و عملکرد گزارش شده آن را نیز زیر سوال ببرند.
2. با توجه به اینکه ارائه مجدد اعداد مالی تاریخی را تغییر می دهد و در نتیجه پیش بینی ها بر مبنای آن ارقام تغییر میکنند، می تواند منجر به یک تجدید نظر در باورهای مربوط به جریان های نقدی آتی شرکت شود. از آنجاییکه اکثرا ارائه مجدد ها سود را کاهش می دهند، می توانند تاثیر منفی بر توانایی شرکت در جذب منابع مالی خارجی داشته باشند. در واقع ارائه مجدد نشان می دهد که شرکت در شرایطی بدتر از آن که قبلا داشت قرار دارد.
3. ارائه مجدد می تواند به نگرانی هایی درباره دعاوی حقوقی آینده شرکت منجر شود که می تواند چشم انداز آینده شرکت را بدتر کند. این نگرانی ها میتواند توانایی شرکت را برای کسب تامین مالی خارجی با هزینه های کمتر مختل سازد. ارائه مجدد می تواند به اعتبار یک شرکت صدمه بزند و اثرات منفی بر جریان وجه نقد آن بوجود آورد و در نتیجه ارزش شرکت را پایینتر آورد.
به عنوان مثال سرمایه گذاران، مشتریان و تامین کنندگان میتوانند شرایط خود را در معامله با شرکت تغییر دهند. این موارد نشان می دهد که ارائه مجدد مانع توانایی شرکت جهت افزایش تامین مالی خارجی با هزینه های پایینتر می گردد. این عدم توانایی برای دسترسی به هزینه های پایینتر تامین مالی خارجی می تواند سرمایه گذاری های شرکت را محدود کرده و موجب کاهش رشد شرکت بخصوص رشد تامین مالی خارجی آن گردد. Albring ,Huang &pereira ,2013) )
بخش دوم : پیشینه تحقیق
در این بخش خلاصه ای از تحقیقات صورت پذیرفته مرتبط با موضوع تحقیق حاضر بیان میگردد.
مطالعات تجربی انجام شده در خارج از کشور
آلبرینگ و همکاران(2013)
در این تحقیق به بررسی تاثیر ارائه مجدد صورتهای مالی بر رشد شرکت پرداخته شده است. در این مقاله نمونه مورد استفاده شامل دو گروه از شرکتها می باشد که در طی دوره زمانی (2009-1997) انتخاب گردیده اند. گروه اول را شرکتهایی تشکیل داده است که دارای ارائه مجدد در صورتهای مالی شان میباشند که این گروه نیز به دو بخش تقسیم میگردد. بخش اول شرکتهایی که به علت وجود تخلفات مالی، صورتهای مالی شان تجدید ارائه گردیده و بخش دیگر شرکتهایی که تجدید ارائه را به دلایلی غیر از تخلفات مالی انجام داده اند و گروه دوم متشکل از شرکتهایی است که فاقد ارائه مجدد در صورتهای مالی شان می باشند. نمونه نهائی شامل بررسی 4176 گزارش سالانه است که نیمی از آنها تجدید ارائه شده و نیمه دیگر فاقد ارائه مجدد میباشد.
در این تحقیق با بررسی نرخ رشد تامین مالی خارجی شرکتها به عنوان معیاری برای رشد، با استفاده از مدل رویکرد در صد فروش به برنامه ریزی مالی کانت و ماکسیمویکس، به بررسی تاثیر ارائه مجدد صورتهای مالی بر رشد پرداخته شده است.
نتایج این تحقیق نشان داده است که بطور کلی نرخ رشد شرکتها بدنبال یک تجدید ارائه در صورتهای مالی، کاهش خواهد یافت و همچنین محققان دریافتند که نرخ رشد تامین مالی خارجی در شرکتهایی که به علت وجود تخلفات مالی، صورتهای مالی خود را تجدید ارائه میکنند، در مقایسه با شرکتهایی که ارائه مجدد را به دلایلی غیر از تخلفات مالی انجام داده اند، کمتر می باشد.
ویدمن و هندریکسن(2010)