چه ضوابطی را برای به کارگیری مربیان سازمان دانش آموزی مهم میدانید؟ آیا در گزینش مربیان سازمان این ضوابط ملاک عمل قرار میگیرد؟
استقبال دانش آموزان را برای فعالیت در برنامههای سازمان دانش آموزی چگونه ارزیابی می کنید؟ برای بهتر شدن وضعیت موجود چه پیشنهاداتی دارید؟
با توجه به روند عملکرد کنونی سازمان دانش آموزی، تهدیدها و فرصتهایی پیش روی سازمان را چه می دانید؟
باتشکر
سیروس صفری
دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه شیراز
رشته تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش
4-4 متن مصاحبهها
متن مصاحبه آقای ک.بهرینی ، فوق لیسانس مدیریت و برنامه ریزی با سابقه 30 سال خدمت وبه عنوان کارشناس سازماندانشاموزی استان فارس از بدو تاسیس
قبل از اینکه بخواهم به بررسی اهداف سازمان دانش آموزی بپردازم ابتدا دلایل تشکیل سازمان دانش آموزی را بررسی میکنم. باید بگویم که ساختاری که از ابتدا در سیتم آموزشی ما وجود داشته یک ساختار یکنواخت و رسمی بوده که پرورشی در همین ساختار با نیت انجام کارهای آموزش غیر رسمی در راستای آموزش رسمی به وجود آمد از ابتدا شروع انقلاب معاونت پرورشی ومربیان آن در مدارس توانستند فعالیتهای قابل تقدیری داشته باشند اما به دلیل اینکه ساختار آموزش وپر ورش ما متناسب با ماهیت وقابلیت پرورشی طراحی نشده بود وبیشتر سازوکارش آموزش بود تا پرورش بعد از گذشت بیست سال کم کم احساس میشد که فعالیتهای پرورشی نیز به نوعی رسمی شده است وهیچ تنوعی ندارد در همین راستا تصمیم گرفته شد در کنار پررورشی برای تحرک بیشتر ظرفیت جدیدی ایجاد گردد تا به سمت تعادل در سیتم آموزشی کشور حرکت کنیم ومدافع کار فرهنگی و تربیتی در کشور باشیم. سازمان دانش آموزی با چنین نیتی تاسیس ودر کنار معاونت پرورشی شروع به فعالیت نمود.
ایجاد تغییرات در ساختاروتشکیلات ومحتوای نهادهایی که کار فرهنگی می کنند با زمان وشرایط زمانی یک اصل انکار ناپذیر است. ما در حوزه های فرهنگی ومسائل تربیتی نمی توانیم براساس یک ساختار از پیش تعیین شده حرکت کنیم، بازتاب تغییرات اجتماعی وشرایط فرهنگی را در ساختار ومحتوای کار های فرهنگی باید نشان داده شود وتغییرات در محتوا ساختار وحتی اهداف گاهی اوقات لازم است وباید انجام گیرد هر تغییری در هر نهاد یا سازمانی برای پیشبرد وسرعت بخشیدن به پیشرفت های آن سازمان در جهت نیل به اهداف می باشد اما میبینیم که تغییرات در سازمان دانشآموزی نه تنها به فعالیتهای سازمان سرعت نبخشید بلکه باعث ضعیف شدن آن شده است. به نظر من امروز در سطح کشور کسانی که سازمان دانش آموزی را می شناسنداصلا عقیده ندارند که سازمان وضیعت مطلوبی دارد به طوریکه امروز سازمان دانش آموزی کاملا راکد شده است وفعالیتهایش به حداقل رسیده است، البته در استانهای مختلف درصد موفقیت سازمان دانشآموزی متفاوت است. گاهی اوقات بعضی از فعالیت هایی هم که گزارش می شود در شرح وظایف سازمان نمیباشد. میتوان گفت سازمان در اینگونه موارد وارد حاشیه شده است و هدف اصلی خود که در اساسنامه برایش در نظر گرفته شده است از دست داده است. همانطور که کتاب های تحت عنوان آموزش سطح 1 و2و ر 3در سازمان آمده است، هدف سازمان آموزش منشهای دوازده گانه به اعضا بوده است. که این منش ها با سازو کارهای مختلف از جمله اردو های سیاحتی وزیارتی، فعالیتهای ورزشی، کمک به افراد نیاز مند در مواقع مختلف وغیره می بایست در وجود دانش آموز شکل گیرد. چه کسی میتواند چنین کاری را انجام دهد؟یک مربی دلسوز و آموزش دیده، در اوایل تشکیل سازمان دانش آموزی چنین مربیانی را تربیت کردند، و درمدارس شروع به کار نمودند، پیشرفتهای خوبی هم داشتند، ولی متاسفانه اکنون چندین سال است که نیروی جدید آموزش داداه نمیشود و افرادی هم که قبلا آموزش دیده اند با توجه به تغییرات اجتماعی در سطح کشور وجهانی آموزش جدید ندیدهاند واین خود به سازمان ضربه زده است. من اعتقاد دارم که سازمانهای غیر دولتی می بایست با توجه به ظرفیت خود برنامهریزی نمایند و هزینه های آن را هم از اعضا در یافت نمایند، اما در کشور ما با توجه به فرهنگ حاکم بر آموزش وپرورش زمینه چنین فعالیت هایی بسیار محدود است که برای تحت پوشش قرار دادن جمع کثیری از دانش آموزان با این امکانات محال است.
گاهی اوقات مسوؤلین در راس نظام آموزش رسمی وغیر رسمی نیز با عملکرد خود باعث دلسردی افرادی می شوند که در چنین سازمانهایی مشغول به کار می باشند. روندی که از سال 84 به بعد سازمان دانش آموزی طی کرده یک روند نزولی بوده است.گزارش هایی هم که میشود بیشتر در بعضی از استانها شکل صوری دارند نه حقیقی وحتی خود مسوؤلین به این روند واقفند.
سازمان دانش آموزی به عنوان یک سازمان عمومی غیر دولتی با مقررات خاص شروع به کار کرد اما در نیمه راه دچار حادثه شد وآنقدر آن را ضعیف کردند که امروز که به جای یک سازمان مستقل غیر دولتی به عنوان یک تشکل در سیتم پرورشی ادغام شده است. تقریبا گرفتار همان روندی شده است که در ابتدای عرایضم گفتم پرورشی به دلیل تفکر متمرکز بر سیستم آموزشی گرفتار آن شده بود.
من روی فعالیت تشکل های دیگر نیز مطالعه نموده ام همان تشکل ها نیز عملکرد ضعیفی دارند اما سازمان دانش آموزی به دلیل اینکه یک دید سیاسی منفی در مسؤولین نسبت به آن وجود داشت خیلی سریع ضعیف شد به طوریکه میتوان گفت در حال حاضر بسیار کمرنگ شده است وبا این وضعیت دو راه در پیش روی داریم یا اینکه با یک همت همگانی به خصوص در مسؤولین ستادی بر اساس اساسنامه و با توجه به نیازهای فرهنگی و تربیتی روزجامعه نسبت به احیای سازمان دانشآموزی اقدام نماییم ، که این به نظر من به نفع سیستم تعلیم و تربیت ما میباشد ویا اینکه نسبت به حذف آن اقدام گردد وبه این طریق عده زیادی از مربیان ومتربیان از بلاتکلیفی بیرون میآیند، چون حقیقتا با این روند کار در سازمان خسته کننده و وقت تلف کردن است.
در پایان باید بگویم شاید افرادیکه در سطح ستادی تصمیمگیری میکنند با نظرات من موافق نباشند اما گفتههای من بر اساس تجربهام در حوزه اجرا میباشد که امیدوارم مد نظر مسؤولین ستادی قرار گیرد . والسلام موفق باشید.
متن مصاحبه آقای د.نیکدل ، فوق لیسانس مدیریت و برنامه ریزی با سابقه 20 سال خدمت وبه عنوان کارشناس سازماندانش آموزی استان قم از بدو تاسیس
ابتدا اجازه دهید تا صحبتم را با این پرسش شروع کنم که چرا سازمان دانشآموزی تشکیل شد؟ همانطو که اطلاع دارید ما درسیستم آموزش و پرورش کشورمان طی سالیان گذشته بیشترتاکید بر روی آموزش رسمی بوده آن هم آموزشی که حتی گاهی چند سال در محتوا تغییر انجام نمیگرفت و گاهی اوقات همان محتوا نیز با فرهنگ و هویت ملی کشور ما مغایرت داشت، شاید در آن زمان به دلیل زندگی سنتی احساس
نیاز کمتری برای تغییر در سیتم آموزشی میشد اما امروز با پیشرفت علم و تکنولوژی وصنعتی شدن جامعه و تغییرات پی در پی به خصوص تهاجمات فرهنگی احساس میشود باید در سیستم آموزش و پرورش تجدید نظر شود.
از آنجاییکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی سازمان پیشآهنگی که بیشتر فعالیتهایش در بین نوجوانان و جوانان بود، سال 1364 در مجلس شورای اسلامی منحل شد وفعالیتهای امور تربیتی آن زمان گرچه قابل تقدیر بود اما نتوانسته بود خود را به طور کامل از تفکر سنتی حاکم بر آموزش و پرورش مستقل نماید. به همین دلیل نیاز به یک تشکل قوی دانشآموزی احساس میشد . این امر میمون درسال 1378 اتفاق افتاد، از همان اول این سازمان نوپا ازنظر بعضی افراد مسؤول در سیستم تعلیم و تربیت به عنوان رقیبی برای معاونت پرورشی وسازمان بسیج دانش آموزی قلمداد شد وهمین باعث شد که بلاخره دید افراد زیادی نسبت به آن منفی ویا در عملکرد آن شبه داشته باشند و این از اولین مشکلات بود، ولی سازمان دانش آموزی کار خود را آغاز کرد تقریبا از سال81تا84 اوج فعالیتهای سازمان بود اما از بعد از سال 84 به دلیل مسائل سیاسی سازمان به شدت ضعیف شد وتمام امکاناتی را که در بدو تاسیس به آن داده بودند را از آن گرفتند. بودجه هارا کاهش دادند، مسؤولینی را که برای این کار آموزش دیده بودند کنار زدند وافرادی که کار بلد نبودند ونمی خواستند از تجارب افراد گذشته استفاده نمایند در مسند کار قرار گرفتند به طوریکه می توان گفت اگر سازمان را به یک درخت تشبیه کنیم بشکه نفت پای آن ریختند ودر حال حاضر نیز فقط تنه خشکیده آن درخت باقیمانده است.
من در این پست دارم کار میکنم ولی احساس میکنم مدام عمرم را تلف میکنم چون میدان عمل را از ما گرفتهاند. کمک های دولتی را از ما قطع کردهاند ومردم نیز ما را به عنوان ان. جی. او نمی شناسند تا بتوانند در راستای اهداف به ما کمک کنند.
البته من اعتقاد دارم که سازمانهای غیردولتی تربیتی باید به دور از سیاست وبا تکیه بر کمک های اعضا در چارچوب اهداف سازمانی خود پیش روند، ولی متاسفانه سازمان دانش آموزی از روز اول به نوعی در گرفتن بودجه و نیروی کار. به دولت وابسته شده است،
مشکل بعدی سازمان در حال حاضر این است باتوجه به فرهنگ استان ونیازهای منطقهای فعالیت نمیکنند مثلا استان قم وخراسان در زمینه فرهنگ اسلامی پتانسیلهای خوبی دارند که سایر استانها میتوانند از آن استفاده نمایند واستان اصفهان و فارس در زمینه گردشگری وهویت ملی میتوانند اطلاعات خوبی به اعضای سازمان بدهند اما به نوعی این کارها تعطیل شده است ویک نوع دلسردی در سیستم بهوجود آمده که فعلا با این وضعیت امیدی به بهبودی وضعیت موجود نمیبینیم.
یکی دیگر ازمشکلات برنامه های سازمان مقطعی بودن آن است افرادیکه به عنوان اعضا میآیند باید در زمینه های مختلف برای آنها برنامه داشت حتی برای کنکور. ولی برنامههایی که برای سازمان در نظر گرفته شده مثل زنجیری است که حلقه آن از وسط جدا شده است وزمانیکه دانش آموز یا هر اغضای دیگر به این نقاط مقطع میرسند سر در گم میشوند وسازمان را ترک میکنند. من درزمینه تعامل باسازمانهای دانش آموزی سایر کشورها به لبنان سفر کردهام تفاوت کار آنهااین است که وقتی فردی را از 6 سالگی یا5 سالگی به عضویت سازمان در می آورندتا پایان عمر برای او برنامه ریزی میکنند وهیچ زمانی رهایش نمیکنند تقریبا کاری مشابه با کار پیشاهنگی. به طور کلی باید بگویم که سازمان دانشآموزی از سال 84 به دلایل سیاسی پله به پله از بالا به پایین ضعیف میکند ودر بدنه سازمان دانشآموزی سمی وارد کردهاندکه آن را از پای در آوردهاست .
من به اهداف در نظر گرفته شده برای سازمان در اساس نامه اعتقاد دارم و بیشتر اهداف را میتوان عملیاتی کرد تقریبا برای تمام مسؤولین سازمان در چند سال اول اثبات شد که اگر بی غرضانه به دنبال برنامه ریزی باشیم حتما به بسیاری از اهداف دست پیدا خواهیم کرد البته ممکن است در زمان اجرای برنامهها توقعات ما برای دستیابی تغییر کند، به همین دلیل از عملکرد سازمان حداقل در پایان هر سال ارزیابی به عمل آید اما ارزیابی از مسائل تربیتی به دلایل خاصی که دارد بسیار مشکل است و افراد زیادی حاضر نیستند بر روی آن سرمایهگذاری نمایند.
چون سازمان یک ان. جی. او است میتواند برنامه های خود را در راستای اهداف تغیر بدهد، ساختار تشکیلات نیز از این روند پیروی میکند، ولی من اعتقاد دارم کارها وتغیرات کنونی در سازمان کارشناسی شده نبوده وسلیقهای عمل میشود چون نتوانسته است وضعیت سازمان را بهبود بخشد.