دانلود پایان نامه

با شروع سلسه ی اشکانیان اطلاعات بیشتری درباره ی پارچه بافی بدست آمده است،«با شروع سلسله ی هان در چین در قرن دوم ق.م تجارت ابریشم پا بر جا گردید، چند قطعه پارچه ی با ویژگی های هنر پارتی و نقش مایه ی ایرانی است از جمله یک قطعه فرشینه ی پشمی در منطقه لولان سوریه بدست آمده است که به شکل یک نوار است و نقوش آن به چند بخش تقسیم می شود، نقوش متأثر از نقوش یونانی است که مشابه آن را با اندکی تغییردر کاخ آشور می توان یافت به دلیل این که نقوش مذکور مربوط به نقوش رایج در آثار مناطق غرب و شرق تحت قلمرو اشکانیان است چنین استنباط می شود که از نقوش رایج در دوره اشکانیان است ولی نمی توان محل اصلی آن را حدس زد.در دوره ساسانی مدارک زیادی جهت شناخت پارچه بافی به دست آمده است،

تصویر9- پارچه ساسانی، موزه سوئیس(همان منبع،:240 )
هنرمندان ساسانی هم در بافت پارچه های ابریشم منقوش شده و هم در بافت پارچه های پشمی استاد بودند، به طور کلی تعیین هویت پارچه های ساسانی به لحاظ مختلف کار دشواری است، زیرا تعدادی پارچه های متعلق به دوره ساسانی از حفریات مصر و تعدادی از آسیای مرکزی به دست آمده است و همچنین تعداد قابل توجهی در کلیساهای اروپا نگهداری می شود. پارچه های ساسانی با توجه به رشد هنر پارچه بافی نزد هنرمندان سوریه و تأثیر آن بر هنر پارچه بافی کشورهای همسایه می توان نتیجه گرفت که پارچه های ابریشمی ساسانی تحت تأثیر کارگاه های سوریه بوده است، بهترین منبعی که می توان به شناخت هویت واقعی پارچه های ساسانی را بر نقش از پارچه های ساسانی کمک کند، نقش برجسته های طاق بستان در کرمانشاه است.»(پوپ- اکرمن ،1387،: 853،860)
2-2 دوره اسلامی:
2-2-1 اول هجری تا دوره سلجوقی:
سبک پارچه بافی دوره ساسانی چنان با قدرت، هنرمندانه و باشکوه بود که اعراب که دارای سبک خاصی از خود نبودند مایل به جایگزینی فرهنگ خویش نشدند و تحت تأثیر فرهنگ ایرانی با پذیرفتن آن در اوایل دوران اسلامی به رونق آن کمک کردند.
تصویر10-پارچه دوره ساسانی، نقش برجسته طاق بستان، صحنه شکار گراز(همان منبع،:352)
«موجودات افسانه ای، تصاویر شکارگاهی جفتی یا تکی و پارچه های چند پودی یا پود مرکب با ابداعات گوناگون میراث گرانبهایی بود که سراسر دنیای اسلامی و اروپای مسیحیرا فرا گرفته و روبه مشرق تا چین و ژاپن نیز گسترش یافت چندان که نگاره ها و نمادهایش تا پنج قرن پس از انقراض آن سلسله به دست فاتحان عرب بر پا مانده همواره منبع الهام هنرمندان واقع شده و می شود.»(حقیقت،1369،:125)
تصویر11- سر گراز،ابریشم جناغی باف،نقش ساسانی،ماوراالنهر،ایران ،موزه دهلی نو(فریه،1374،:153)
تصویر12- قوچ،ابریشم جناغی باف،قرن 1و2ه.ق،آنتیئونه مصر،ایران(هریس،1372،:69)
« پارچه های طراز که در زمان خلافت امویان، فاطمیان و … بافته می شدند، مرغوبیت آن پارچه به حدی بود که توانست جای خود را در اروپای غربی در تمام کلیساها و قصرها باز نماید.» (دیاموند،1336، :232-233) همواره در دوران اسلامی نگارگری منبع بسیار مناسبی جهت بررسی و تحقیق درنحوه ی عادات، تفکر، شیوه ی زندگی وهمچنین پوشش ایرانیان و … می باشند، به دلیل آسیب پذیر بودن مواد و مصالح به کار رفته در پوشش و زیراندازها لذا تصاویر نگارگری کمک شایان توجهی به ما می کند. «در مورد بافت پارچه هایی از جنس ابریشم و پشم و نخ کتان در حد اعلاء تهیه می شده است پارچه بافی از صنایعی است که پس از ظهور اسلام در ایران سزایی یافت،
تصویر13- پارچه های طراز ،قرن سوم هجری،قلاب دوزی روی ابریشم(فریه،1374،:155)
تصویر14- پوشش روی تابوت،آل بویه(لوبل،1355،:29)
از آن جمله: پارچه ای است که،ابن خردادبه در کتاب مسالک الممالک، یاقوت حموی در کتاب معجم البلدان و مسعودی در کتاب مروج الذهب درباره پارچه بافی در شهرهای ایران مطالبی ذکر کرده اند که ثابت می کند مراکز مهمی برای بافت پارچه های ابریشمی در این مملکت وجود داشته و محصولات آن به خارج صادر می شده است.
اصطخری درباره پارچه های ابریشمی بافت ایران می گوید:
«مخازن فرش و قماش کاخ های فاطمی های مصر در ضمن آثار پربها و ابریشم در سال 253 هجری به امر المعز الدین الله خلیفه فاطمی در شوشتر بافته شده و مشتمل بر نقشه عالم بصورت اقالیم و کوه ها و دریاها وشهرها و رودهای آن بود.»
بنابراین شوشتر را بایستی در زمره مراکز مهم تهیه پارچه دانست، متأسفانه از قرن اولیه نمونه هایی در دست نیست تنها قطعات باقی مانده متعلق به دوران فرمانروایی آل بویه است که با کمال دقت بافته شده و از نظر نقش و رنگ بسیار جالب توجه است، مرکز بافت این پارچه ها را به شهرری نسبت می دهند بنابراین شهرری که در دوران سلاجقه در صنعت سفال سازی شهرت داشته در دوران آل بویه یکی از مراکز بزرگ و مهم بافندگی بوده است.
از دوران آل بویه از شهرری و بقعه بی بی شهربانو و کوه های نقاره خانه پارچه های نفیسی به دست آمده است که از آثار صنعتی و با ارزشی ایران به شمار می رود. متأسفانه قسمت اعظم از این پارچه های نفیس از کشور خارج شده به طوری که بعضی از آن ها هم اکنون زینت بخش موزه های اروپا و آمریکا و برخی دیگر نیز متعلق به صاحبان مجموعه های خصوصی می باشد. اغلب پارچه های باقیمانده از این دوران یا روپوش تابوت و قبر و یا کفن می باشند معذلک نمی توان ادعا کرد که در آن دوران تنها به بافت پارچه هایی بدین منظور اکتفا می شده است چنان که در کتاب روضه الصفا ضمن شرح حال فخرالدوله دیلمی از جامه های دوخته و پارچه های نفیس ذکری به میان رفته است.
در اطراف حرم بی بی شهربانو مقابر زیادی دیده می شود که قسمت اعظم پارچه های بدست آمده از این قبور می باشند، جنس پارچه ها از پنبه یا ابریشم و عموماً منقوش است، گاه روی زمینه سفید نقوشی به رنگ دیگر و یا به عکس نقوش سفید در زمینه های الوان بافته شده است و زمانی با تار و پود یک رنگ، بافنده نقوشی را برروی پارچه نشان داده است.
تصویر15- روپوش تابوت (آل بویه،1378)
یکی از بهترین نمونه انواع این پارچه ها روپوش تابوتی است از ابریشم متعلق به موزه کلیولند استان اوهایو که شاهکار صنعت پارچه بافی دوران آل بویه به شمارمی رود.(تصویر15)(آل بویه،1378)
تصویر 16- اطلس، نیلی کم رنگ و نخودی و سفید، قرن5هجری، مؤسسه هنری دیترویت(پوپ-اکرمن،1387، :2333)
تصویر17 – قسمتی از طراحی پارچه(همان منبع)