فرمانبرداری

ترجمه: «و چون موسی به میقات(جای مقرّر) آمد و خداوند با او سخن گفت(بی ترجمان و واسطه) ، گفت: خداوندا، خودت را به من بنما، تا نگرم !خداوند گفت: هر گز مرا نخواهی دید لکن به کوه نگاه کن اگر در جای خود آرمید مرا خواهی دید…».
تفسیر ادبی و عر فانی :
« گفته اند آن ساعتی که موسی لَن ترانی شنید ، مقام وی بر تراز وقتی بود که اَرنی انظر اِلَیک گفت ، زیرا این ساعت در مراد حق بود و آن ساعت در مراد خود !و بود موسی د ر مراد حق او را تمام تر از بود او د ر مراد خود ! که این تفرقه است و آن جمع. اگر چه موسی را زخم لَن تَرانی رسید ، اما در حال مرهم بر نهاد. فرشتگان سنگ ملامت در ارادت وی می زدند که ای فرزند زن حیض دیده !تو طمع دیدار حق کرده ای ! تراب کجا و رب ارباب کجا ! خاکی و آبی را چه رسد که حدیث قِدم کند . نبود و بود شده را چه رسد که وصال لَم یزل و لم یزال کند. موسی از سر مستی و بیخودی جواب می دهد که : معذورم دارید که من نه به خویشتن به اینجا آمده ام ، نخست او مرا خواست نه من خواستم ، دوست بر بالین دیدم که از خواب بر خاستم، من به طلب آتش می شدم که بر گزیده گشتم ، بی خبر بودم که آفتاب تقرب و تقریب به حضرت بر آمد که ( و قَرّبناه نجیِا ) … فر مان آمد به فرشتگان که دست از موسی بدارید که آن کس که شراب اصطناع (وَاصطَفَیتُکَ لِنَفسِی) از جام محبّت(وَالقَیتُ عَلَیکَ محبّت مِنّی) من نوشیده باشد، عربده کمتر از این نکند! موسی در آن حقایق مکاشفات از خم خانه ی لطف شراب محبّت چشید، دلش در هوای فردانیّت بپرید، نسیم انس وصلت از جانب قربت بر جانش دمید، آتش مهر زبانه زد و صبر از دل بر مید! و بی طاقت شد و گفت ( ربَّ ارنی انظر الیک ) آ خر نه کم از نظری!» (آموزگار ،1383ج350:1) .
«خضوع فرشتگان در برابر مقام محمّدی : چون زمینیان خلعت فرمانبرداری پیامبر را یافتند ، آسمانیان را درد غیرت از محبّت زیاد شد و خزینه ی صبرشان از شوق غارت شد، گفتند : خداوندا ! فرمان ده تا از این عالم بلند به زمین شویم و در پیش حجره ی محمّد صف بر کشیم تا باشد که گرد میدان او بر ما آرام نشیند و نسیم حضرتش بر ما و زد. فرمان رسیدکه ای مقرّبان حضرت آرام گیرد که رفتن شما به زمین سامان نیست، صبر کنید و در انتظار بنشینید تا وقت دیدار او که مقرّر داشته ایم برسد. چون روز مقرّر در آمد، ناگاه سوزی در دل سیّد آمد، بی قرار گشت و چون سوز به غایت رسید فرمان آمد که ای جبرئیل ، پر طاووسی در پوش، تحفه ی اقبال دیگر ، پیامبران را خبر کن، هوای بهشت را معنبر کن، از سوره ی منتهی به زمین سفر کن و دوست ما را در حجره ی امّ هانی از خواب بیدار کن و بگوی: محمّد! برخیز و بیاتا مرا ببینی، من منتظرم ، بی من چه نشینی؟» ( همان،ج2 :433) .
********
17-«الهی من کیم که تو را خواهم ، چون من از قیمت خویش آگاهم» (همان، 15:1386) .
********
بنیاد گرفته از آیه ی شریفه ی 14 از سوره ی مبارکه ی قیامت به روش الهامی : « بَلِ الاِنسانُ عََلی نَفسِهِ بَصیَرهٌ ».
ترجمه :«بلکه آدمی نفس خود را نیک شناسد».
تفسیر ادبی و عرفانی:
« ای در طلب حق به اوّل قدم فرومانده ، ای با هزار مرکب میان بادیه ی تکلیف درمانده ، ای با هزار شمع و چراغ سرِ یک موی دولت نادیده ، ای در خزانه ی تبّت افتاده و بوی مشک به مشامت نرسیده ، ای با همه ی غوّاصان به دریا فرو شده و هیچ چیز به دست نیاورده و خویشتن را نیز از دست بداده ، ای دیر آمده و زود باز گشته ، ای به جای شراب سرور ، سراب غرور خریده ، و دل و دین به بها داده » (آموزگار ،1383ج573:2) .
********
18-«الهی، بحق آنکه تو را هیچ حاجت نیست رحمت کن برآنکه او را هیچ حجّت نیست» (انصاری،7:1386) .
********
اشاره به آیات زیر به روش الهامی دارد:
1ـ آیه ی شریفه 21 سوره مبارکه یس : « اِتِّبِعُوا مَن لا یَسئَلُُکُم اَجراًو هُم مُهتَدونَ ».
ترجمه :« بر پی کسانی بایستید که از شما مزدی نخواهند و آنان بر راه راست و بر نشان راستند».
تفسیر ادبی و عرفانی:
« در خبر است که چون بنده مؤمن از سرای فانی رو به سرای جاودانی نهد، او را به تخته ای خوابانند تا شستشوی دهند، از سوی خداوند غفور خطاب آید : ای مقربان درگاه، در نگرید همان گونه که ظاهر تن او را به آب می شویند ، باطن او را به رحمت می شویم و نور جلال ما از باطنش جلوه گر می شود» (آموزگار ،1383ج293:2).
2ـ آیه ی شریفه ی 10 از سوره ی مبارکه ی کهف : «اِذْ اَوَیاَلفِتیَهُ اِلَی الْکَهْفِ فَتصوّفا رَبَّنا آتِنامِن لَدُنْکَ رَحمهِ وَ هَیِّی لَنا مِن اَمرِنا رَشَداً».
ترجمه :« هنگامی که جوانی چند به آن غار جای گرفتند ، گفتند : بار خدایا ،از نزد خودت ما را رحمت و بخشایشی ده و کار ما بساز و به راستی و نیکویی آماده کن».
تفسیر ادبی و عرفانی:
« ایشان را گفتند : در این غار روید و خوش بخسبید و سر به بالین امن نهید که ما خواب شما به عبارت جهانیان بر گرفتیم . خداوند آنان را در آن کوه ،غاری را پدید کرد و ایشان را در آن غار ایمن کرد چنانکه مؤمنان را در غار گور پنهان و ایمن کرد ، خداوند به آنان در غار رحمت کرد ، چنان که بر مؤمنان هم در غار گور رحمت کرد، خداوند آن غار را بر آنان فراخ کرد ، چنان که بر مؤمنان نیز غار لحد فراخ گردانید ، خداوند بالای غار بر ایشان گشاده کرد تا هوا و نسیم صبا از آنان منقطع نگردد ، چنانکه در روزه ی مؤمنان دری از بهشت گشود تا از نسیم بهشت بر ایشان همی وزد» (آموزگار ،1383ج5:2) .
********
19-«الهی ، ما در عصیان کوشیدیم تو به کمال کرم پوشیدی ، چون پوشیدی رسوا مکن ، آنچه پنهان داشتی باز پیدا مکن» ( انصاری،397:1372).
بنیاد گرفته ازآیات زیر به روش الهامی است :