فراهم آوردن اطلاعات لازم و استانداردهای حسابداری

فصل دوم : مبانی نظری و پیشینه تحقیق
در این فصل مبانی نظری تحقیق از جمله گزارشگری مالی ، صورتهای مالی و اهداف آن و تجدید ارائه صورتهای مالی تشریح و تبیین گردید و در ادامه پیشینه تحقیق در داخل و خارج کشور مورد بررسی قرار گرفته است.
فصل سوم : روش تحقیق
در این فصل روش اجرای تحقیق تشریح می گردد. ابتدا روش و نوع تحقیق تبیین گردیده، در ادامه پس از بیان فرضیه های تحقیق، الگوهای پژوهش و متغیرها معرفی می گردد. سپس قلمرو مکانی و زمانی تحقیق، جامعه و نمونه آماری تشریح می گردد. در پایان نیز روشهای آماری تجزیه و تحلیل داده ها و فرضیه ها ارائه شده است.
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل آماری یافته های تحقیق
در این فصل داده ها واطلاعات جمع آوری شده با استفاده از روشها و مدل های آماری مناسب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و پس از ارائه آمارهای توصیفی، نتایج آزمون هر یک از فرضیه های تحقیق به تفکیک ارائه می شود.
فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهادها
در این فصل نتایج تحقیق ارائه، ارزیابی و تشریح شده است. سپس پیشنهاداتی عملی جهت کاربرد یافته ها و همچنین پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی ارائه و محدودیتهای تحقیق بیان می شود.
مقدمه:
طبق مفاهیم نظری گزارشگری مالی ایران، هدف صورتهای مالی عبارت است از ارائه اطلاعاتی تلخیص و طبقه بندی شده درباره وضعیت مالی، عملکرد مالی وانعطاف پذیری مالی واحد تجاری که برای طیف گسترده ای از استفاده کنندگان صورت های مالی در اتخاذ تصمیمات اقتصادی مفید واقع گردد.
خصوصیات کیفی اصلی مرتبط با محتوای اطلاعات “مربوط بودن” و”قابل اتکا بودن” است، چنانچه اطلاعات مالی مربوط وقابل اتکا نباشند، مفید نخواهند بود. خصوصیات کیفی اصلی مرتبط با ارائه اطلاعات ” قابل فهم بودن” و” قابل مقایسه بودن ” است. اطلاعاتی که فاقد این خصوصیات باشد، علیرغم مربوط بودن وقابل اتکا بودن دارای فایده ی محدودی است. لذا ، خصوصیات کیفی قابل مقایسه بودن وقابل فهم بودن، بر مفید بودن اطلاعات می افزاید. به این منظور وجود ثبات رویه در روش های حسابداری بکار گرفته شده وافشای مناسب اطلاعات الزامی است.)کمیته تدوین استانداردهای حسابداری،1391)
باتوجه به مطالب فوق در صورت وجود اشتباه در صورتهای مالی دوره یا دوره های مالی قبل و در صورت تغییر رویه در دوره جاری نسبت به دوره یا دوره های مالی قبل، تجدید ارائه صورتهای مالی ابزاری متداول به منظور ایجاد ثبات رویه وافشاء مناسب اطلاعات است که درحال حاضر استفاده بسیار زیادی در کشور دارد.
بخش اول : مبانی نظری
گزارشگری مالی و صورتهای مالی:
اشخاص، مؤسسات و سازمانهای گوناگون از لحاظ هدف و نوع فعالیت، شکل حقوقی و نوع مالکیت تفاوتهای بسیاری با یکدیگر دارند اما در تمامی مؤسسات یک جنبه مشترک وجود دارد و آن لزوم قضاوت درباره گذشته و تصمیم گیری نسبت به آینده است. در تصمیم گیری مربوط به امور مالی، هر واحد تجاری باید سیستمی را بکارگیرد که اطلاعات قابل اعتماد و مؤثر بر تصمیمات مالی را به موقع فراهم و در اختیار تصمیم گیرندگان قرار دهد. سیستمی که اطلاعات مالی یک مؤسسه را گردآوری و در اختیار تصمیم گیرندگان قرار می دهد سیستم حسابداری است .(رضایی،1380)
تحولات پیاپی و پیشرفت های سریعی که در دامنه فعالیت انواع واحدهای اقتصادی در جریان است ، لزوم تهیه و ارائه اطلاعات مالی مربوط، قابل اعتماد و قابل مقایسه را توسط واحدهای اقتصادی تشدید کرده است. حسابداری به عنوان سیستمی اطلاعاتی میتواند این وظیفه را انجام دهد. کمیته تدوین بیانیه بنیادی تئوری حسابداری در گزارش خود حسابداری را چنین تعریف می کند:
“حسابداری عبارت است از فرآیند شناسایی، اندازه گیری و ثبت اطلاعات اقتصادی و ارائه آنها برای قضاوت ها و تصمیم گیری ها ی آگاهانه توسط استفاده کنندگان از اطلاعات مالی.” (لوییز و پندریل،2004،ص3)
گزارشگری مالی یکی از مهمترین فرآورده های سیستم حسابداری است که از جمله هدفهای عمده آن فراهم آوردن اطلاعات لازم برای تصمیم گیری اقتصادی استفاده کنندگان در خصوص ارزیابی عملکرد و توانایی سودآوری بنگاه اقتصادی است. شرط لازم برای دستیابی به این هدف، اندازه گیری و ارائه اطلاعات، به نحوی است که ارزیابی عملکرد گذشته را ممکن سازد و در سنجش توان سودآوری و پیش بینی فعالیتهای آتی بنگاه اقتصادی موثر باشد.(نوروش،1377)
پس از انقلاب صنعتی در اروپا، رفته رفته اندیشه جدایی مالکیت از مدیریت (تئوری نمایندگی) مطرح شد و در نتیجه مالکان همواره نگران اندوخته های خود و مدیران نیز در اندیشه رفع نگرانی صاحبان بنگاههای اقتصادی بودند و برای اینکه مالکان را به طور پیوسته در جریان امور این بنگاهها قرار دهند به ارائه گزارشات مالی می پرداختند (ایلخانی، 1380). به این ترتیب ساختار جدید مالکیت و مدیریت، دامنه مسئولیت حسابداری را افزایش داد و ارائه گزارشهای مالی را بر اساس نیاز استفاده کنندگان ضروری ساخت (حساس یگانه، 1382). بنابراین گزارشگری مالی فراتر از آنکه گزارش مالی صرف باشند، وسیله ای برای برقراری ارتباط بین شرکتها و صاحبان آنها تلقی می شود (صیدی، 1384).
صورتهای مالی مجموعه ای از صورتهای مالی مجزا و در عین حال مرتبط با یکدیگر است که اساساً وضعیت مالی و نتایج عملیات یک واحد اقتصادی را نشان می دهد. گزارش های مالی که بخش محوری آن را صورتهای مالی تشکیل می دهد، محصول گزارشگری مالی و عمده ترین وسیله انتقال اطلاعات به خارج از واحد اقتصادی است، اما گزارشگری مالی تنها منحصر به تهیه و ارائه صورتهای مالی نیست بلکه سایر طرق ارائه و تفسیر اطلاعات را که به طور مستقیم یا غیر مستقیم با اطلاعات مالی حاصل از پردازش اطلاعات توسط سیستم حسابداری ارتباط دارد، در بر می گیرد. در گزارش های مالی اطلاعاتی که بنابر الزامات قانونی یا عرف، افشای آنها ضروری است و یا اطلاعاتی که مدیریت یک واحد اقتصادی آگاهی از آن را برای اشخاص ذی حق، ذی نفع و ذی علاقه به امور آن واحد لازم میداند، ارائه می شود.هر گزارشی که مشتمل بر صورتهای مالی باشد، گزارش مالی محسوب میشود.(FASB ،1978، بندهای 6 و7)
اهداف گزارشگری مالی و صورتهای مالی:
درسالهای گذشته محققین و تلاشگران و فعالان حرفه حسابداری تلاشهای زیادی انجام داده اند تا برای گزارشگری مالی اهداف مشخص و روشنی ارائه نمایند. این تلاشها بعد از بحران1929 شکل جدی تری به خودگرفت. نتیجه این تلاشها منجر به تدوین بیانیه ASOBAT و به دنبال آن APB4 گشت. اما به علت ضعف این دو بیانیه و انتقاداتی که به آنها وارد بود انجمن حسابداران خبره آمریکا (AICPA) درسال 1971، هنگامی که هیات اصول حسابداری(APB) مورد انتقاد شدید قرار داشت، کمیته تروبلاد (trueblood) راتشکیل داد. ماموریت این کمیته نیز تدوین اهداف صورتهای مالی بااستفاده از بیانیه شماره چهار اصول حسابداری بود. کمیته تروبلاد دوازده هدف را برای صورتهای مالی وگزارشگری مالی بیان نمود. اما باز هم به دلیل ضعف ونارسایی هایی که این اهداف داشتند، انجمن حسابداران خبره آمریکا اقدام به تشکیل هیئت استانداردهای حسابداری(FASB) مالی نمود تا به تدوین اهداف گزارشگری مالی همت گمارد. (ولک و همکاران،2004،صص 75-57)
درواقع هدف اصلی وکلی گزارشگری مالی فراهم آوردن اطلاعاتی است که آثارمالی معاملات و عملیات و رویدادهای مالی موثر بر وضعیت مالی و نتایج عملیات یک واحد انتفاعی را بیان و از این طریق سرمایه گذاران، اعطاکنندگان تسهیلات مالی و سایراستفاده کنندگان برون سازمانی را در قضاوت و تصمیم گیری نسبت به امور یک واحد انتفاعی یاری دهد. (لوییز وپندریل، 2004 ،ص4)