فایل پایان نامه : خلاقیت و نوآوری

می رود. پیتردراکر(1991)عنوان می کند بیشتر خلاقیت ها از جستجوی هدفدار منابع خلاقیت ایجاد می شود.این منابع را می توان در قالب وقایع غیر منتظره،ناسازگاری،نیازهای فرایند،تغییر در صنعت،تغییر در بازار،تغییرات جمعی، تغییر در ادراک و تکوین دانش جدید تقسیم بندی کرد.
ما حصل این مطالب در نکاتی به شرح زیر قابل جمع بندی است:
می توان تمامی منابع و خاستگاه های خلاقیت را بر اساس دو جنبه طبقه بندی کرد که بر اساس نظر اندیشمندان خلاقیت می تواند در درون افراد باشد؛در مقابل بعضی از صاحب نظران خلاقیت را بیرون از انسان می دانند و بعضی نیز منشأ خلاقیت را هم درون و هم بیرون از انسان می دانند.بدین معنی که بعضی از منشاهای خلاقیت فردی بوده وبرخی از آنها محیطی هستند.(حق شناس ،1378)

شیوه های پرورش خلاقیت
می توان موهبت خلاقیت را با بلا استفاده گذراندن پژمرده نمود یا مبادرت به فعالیت هایی که بیشترین امکان را برای پرورش قدرت تصور خلاق به وجود می آورد ، وخلاصه با تمرین دادن مداوم ،آن را توسعه داد .در این که خلاقیت را می توان پرورش داد تردیدی وجود ندارد ،روانشناسان از مدت ها قبل این اعتقاد را که هر استعداد اساسی را می توان تربیت نمود ، و حتی استعداد متوسط را می توان با تمرین پرورش داد ،پذیرفته اند. محققان معتقدند همه انسان ها در کودکی از استعداد خلاق برخوردارند ،اما عدم وجود محیطی مناسب و بی توجهی و عدم تقویت این توانایی مانع ظهور آن می گردد.برای هر جامعه ای وجود افراد خلاق اهمیت زیادی دارد .
زیرا جوامع در دوره انتقال و تغییر نیاز مبرمی به راه حل های خلاق برای مسائل حال و آینده خود دارند . کارن و رنزولی (1991) مطالعه ای راجع به زنان خلاق داشته اند.
این محققان می نویسند: سؤال اول در رابطه با نقش مدرسه در خلاقیت آنها بود . به اعتقاد آزمودنی ها مدرسه نقشی در تشویق آنها نداشته و مطلقاً توجهی به تربیت عاطفی و زیبا شناختی آنها نشده است. اما تقریباً تمام آزمودنی ها گفته اند در طول دوران مدرسه یک معلم مشوق داشته اند. آنها برنامه درسی پوچ که خلاقیت در آن جایی ندارد را مهمترین عامل در عدم موفقیت مدرسه دانسته اند.
میلگرام (1990) معتقد است، علت شکست مدرسه تا حد زیادی به تعلیم و تربیت هم شکل و یکنواخت مربوط می شود، این در حالی است که هر کدام از بچه ها کاملاً با یکدیگر متفاوتند.(حسینی،1378)

پیشنهادهای دکتر اسبورن
1) تجربه برای ایده جویی سوخت می سازد .
برای پرورش خلاقیت ، مغز نه تنها به تمرین نیاز دارد بلکه به وسائلی که با آن بتوان به بهترین وجهی ایده ها را تشکیل داد محتاج است. غنی ترین سوخت برای ایده جویی عبارت از تجربه است . بزرگسالان می توانند در نتیجه ی کار با کودکان ازلحاظ قدرت تصور رشد کنند.
مربیان کودکستان و کلاس های پایین دبستان به طور استثنایی خلاق هستند.آزمایش های استعداد نشان می دهد که 58 درصد این مربیان در زمینه قدرت تصور خلاق در مقایسه با سایر حرفه ها به نحوی غیر عادی برترند.
2) بازی های فکری ،حل معما و جدول
بعضی بازی ها به پرورش قدرت تصور کمک نموده و بعضی به این استعداد کمک نمی کنند . خلاقیت به مقدار زیادی بستگی به نحوه ی بازی دارد . توماس ادیسون بر طبق گفته فرزندش چارلز ، به حل معما به عنوان تمرین در خلاقیت اعتقاد زیادی داشت .برای آنها لازم است مغز خود را مجبور به کار خلاق کنیم و این خود ، خلاقیت ما را به نحو بارزی پرورش می دهد.

3)سرگرمی ها و هنرهای زیبا
کارهای دستی برای ما از نظر خلاقیت دارای اثر زیادی می باشد ، در صورتی که خودمان هم طرح را به وجود آوریم و هم آن را اجرا کنیم.( سبد سازی ،تکه دوزی ،منبت کاری ،فلزکاری ، مدل سازی و …) به همان ترتیب تبدیل وسائل خراب و بی مصرف به اشیای مفید یا تزئینی برای خلاقیت بسیار مؤثر است .
اما نتیجه ی خلاقی که از یک هنر به دست می آوریم بستگی به چگونگی اجرای آن دارد.
4) خلاقیت با مطالعه پیشرفت می کند .
چنان که فرانسیس بیکن فیلسوف و نویسنده انگلیسی قرن شانزدهم اظهار داشته است ، مطالعه انسان را کامل می کند ، مطالعه قدرت تصور را تغذیه می کند .
پربارترین نوع خواندن عبارت از خواندن بیوگرافی است . زندگی هر کس که ارزش انتشار داشته باشد ممکن نیست حاوی رکورد الهام بخشی از ایده های ابداعی نباشد .
یادداشت برداری در حین مطالعه ، تمرین خلاقیت بسیار بهتری به وجود می آورد.از محاسن این کار آن است که در ما انرژی بیشتری القا می کند .
5) نویسندگی به عنوان یک تمرین خلاقیت .
با نویسندگی می توان به نحو بارزی قدرت تصور را پرورش داد. بعضی متخصصان خلاقیت تأکید دارند که (( تمرین نویسندگی جز جدانشدنی هر کوشش واقعی برای بهره وری مغزی است )).(اسبورن،1375)

اصول تورنس
تورنس (1962) ، بیست اصل برای توسعه تفکر اخلاق از طریق تجربه های مدرسه ارائه می دهد:(حسینی،1378)
1- تفکر خلاق را با ارزش بدانید.
2- بچه ها را به محرک های محیطی حساس تر سازید.
3- دست کاری اشیا و عقاید را تشویق کنید.
4- چگونگی آزمایش منظم عقاید را یاد دهید.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

5- تحمل عقاید تازه را توسعه دهید .
6- از تحمیل یک الگوی خاص اجتناب کنید .
7- در کلاس جوی خلاق ایجاد کنید.
8- به کودکان یاد بدهید تفکر خلاق خویش را ارزشمند بداند.
9- مهارت هایی را به منظور اجتناب از بدآموزی همسالان آموزش دهید.
10- اطلاعات لازم راجع به فرایند خلاق را ارائه دهید.
11 – احساس ضعف در برابر شاهکارها را دور کنید.
12- یادگیری خود را تشویق و ارزیابی کنید.
13- خار در پا ایجاد کنید . ( توجه دانش آموزان را به یافته های بحث برانگیز جلب کنید).
14- برای تفکر خلاق ضرورت هایی ایجاد نمایید.
15- موقعیت هایی برای فعالیت و فرصت هایی برای آرامش ایجاد کنید.
16- برای رسیدن به عقاید ،منابع قابل دسترسی فراهم کنید .
17- عادت رسیدن به کاربرد کامل عقاید را تشویق کنید .
18- انتقاد سازنده را توسعه دهید ، نه فقط انتقاد کردن را .
19- کسب شناخت در رشته های مختلف را تقویت کنید .
20- معلمانی با روح حادثه جویی باشید.
راه کارهایی برای تسهیل خلاقیت و نوآوری:(وایلز،1377)

شاید یکی از مهمترین عوامل تسهیل و تقویت مدیریت ،توان خلاقیت و نوآوری در سازمان ، ساختار مناسب و تشکیلات متناسب با اهداف مورد نظر می باشد. یکی از عوامل توسعه وتقویت قدرت خلاقیت و نوآوری در سازمان هدایت ، پشتیبانی و تشویق کسانی است که از خود ، نظر و اندیشه های خلاق بروز می دهند.
هر گاه مدیران عالی سطوح و سیاست گذران سازمان ، خود به خلاقیت و نوآوری به عنوان فعالیت های ضروری و حیاتی باور و اعتقاد نداشته باشند، هیچ فعالیتی در این زمینه دوام و بقا نخواهد یافت.
ایجاد هسته های پژوهشی و نوآوری در سازمان نیز می تواند کار نوآوری را تسهیل و تسریع کند.
یکی از اندیشمندان مدیریت در زمینه عوامل مؤثر بر خلاقیت و نوآوری به چهار دسته از عوامل اشاره دارد که عبارتند از :
الف) به کارگیری و جذب نیروهای خلاق و نوآوری در سازمان
ب) امکانات مناسب تحقیقاتی و مالی برای کوشش های نوآوران
ج) آزادی عمل کافی در انجام فعالیت ها و تلاش های خلاق
د) به کارگیری نتایج حاصل از فعالیت های خلاق و دادن پاداش مناسب به افراد خلاق
هر گاه سیستم سازمانی با اتکا به این عوامل طراحی شود خلاقیت و نوآوری در سازمان توسعه و گسترش یافته و تقویت می شود .

راه کارهایی برای افزایش قدرت خلاقیت و ابتکار افراد:(وایلز،1377)
مدیران آموزشگاه ها به این نکته به خوبی پی برده اند که هر تغییری در برنامه های آموزشگاه ها باید از یک یک معلمان سرچشمه بگیرد و مورد قبول آنان باشد.
اگر داشتن برنامه بهتری مطلوب آموزشگاه است برای تأمین آن باید چنان محیطی در آموزشگاه ایجاد گردد که اسباب پرورش قدرت ابتکار معلم فراهم شود و او بتواند روش کار خویش را بهتر نموده و در انجام دادن کارهای معلمی ،وظیفه رهبری به عهده بگیرد .
رهبری آموزشی پدیده ای است که از معلم خلاق و با ابتکاری که در راه رشد و کمال شغلی است و در بهتر کردن روش کار خویش می کوشد ظاهر می شود .
خلاقیت و ابتکار در حقیقت محصول آزمایش و تجربه است ، آزمایش و تجربه نیز مراحلی بدین شرح دارد:
– طرح و مقدمات کار
– آزمایش امر تازه
– تجدید نظر در آن.
به کار بستن روش های نو و تازه به قدرت شهامت خاص نیاز دارد زیرا بسیاری از معلمان از ترک روش معمول و جاری کار که بدان خو گرفته اند اکراه دارند و اگر مدیر آموزشگاه به ایشان یاری لازم را ننمایند شیوه های نو و عقاید تازه را به کار نخواهند بست .
برای پرورش قدرت خلاقیت و ابتکار در معلمان ، مدیر باید مسائل سه گانه زیر را حل کند:
الف ) چگونه می توان به معلم کمک کرد تا مقصود و منظور از کار خویش را به روشنی و وضوح احساس نماید ؟
ب) چگونه می توان بر رغبت و میل معلمان به استفاده از روش ها و فنون تازه ی کار افزود ؟

 
 
ج) چگونه می توان آسودگی خاطر بیشتر برای معلمان در موقع ایجاد تغییر در برنامه ها حاصل نمود ؟
نخستین راه در پرورش قدرت ابتکار معلمان ، عبارت از بررسی هدف های آموزشگاه و تجدید نظر در آنها در قالب ارزش های اساسی و مورد قبول گروه است . وقتی را که مدیر آموزشگاه و معلمان به طور گروهی برای رسیدن به هدف ترتیبی مشترکی صرف می کنند ،سبب تحریک و بروز قدرت ابتکار خواهد شد .
در حقیقت این کوشش از جمله ضرورت های بهبود برنامه می باشد . پس از اینکه درباره ی مقاصد و هدف های برنامه توافق حاصل گردید ، وظیفه ی بعدی مدیر تشویق معلمان به آزمایش کردن و به کار بستن روش های تازه است .
علاقه و رغبت معلمان در به کار بستن روش های نو موقعی افزایش می یابد که محیطی آزاد و روابط صمیمی میان معلمان و رهبران رسمی آموزشگاه برقرار باشد و در عین حال همه ی عوامل و موجباتی که سبب پیروی و قبول یک الگوی خاص و معین گردد،از بین برود .
ابتکار و خلاقیت موقعی آشکار می گردد که مدیر آموزشگاه از تعیین بهترین روش کار خودداری کند و معتقد باشد که بهترین روش کار برای هر گروه باید توسط خود گروه و با ملاحظه وضع افراد گروه و سایر عواملی که کوشش های جمع را محدود می سازد، به وجود می آید .
آرای مدیر یا سایر رهبران رسمی آموزشی در زمینه امور آموزشی همواره صحیح و مطلوب است زیرا اگر مدیران آموزشی اصرار داشته باشند که نظرهای آنان درباره ی مسائل مختلف صحیح و قاطع است ، معلمان به جای اینکه کوشش کنند تا نظرهای خود را بیازمایند می کوشند که به نظرهای مدیران پی ببرند . نشست های بحث و مذاکره که در آن آرای معلمان برابر با آرای مدیران مورد بررسی قرار می گیرد، موجب افزایش اعتماد معلم به خود می گردد و وجود این احساس اعتماد نفس نیز از مقدمات ضروری پرورش ابتکار و خلاقیت است. یکی از مؤثرترین راه های پرورش و ترغیب خلاقیت و ابتکار ، توجه نمودن و اهمیت دادن به دلایل و شواهد قطعی است.
پشتیبانی از آمادگی و علاقه مندی معلمان در به کار بردن و آزمایش کردن روش و فنون تازه،اولین گام مدیر در راه پرورش قدرت ابتکار معلمان است.پس از اینکه معلمان روش و فنون تازه را به مرحله ی اجرا گذاشتند مدیر باید کوشش نماید که با فراهم نمودن اسباب آسایش و رفاه خاطر آنان این تجربه ی تازه را برای ایشان ارزنده و لذت بخش سازد .

عوامل موثر بر خلاقیت :(کریمی،1381)
محققین دریافتند که خلاقیت فردی زمانی به اوج خود می رسد که افراد توسط تعهد درونی ، چالش پذیری، رضایت شغلی و مکانیزم های خود کنترلی و خود نظمی تحریک شوند.(آمابیل،1980) محققین خلاقیت در تحقیقات خویش،دیدگاه خود را از سطح متغیرهای فردی به سطح متغیرهای زمینه ای توسعه دادند.آنها دریافتند که محیطها فرصتهایی را از طریق رفع محدودیتها و پاداش دادن ها برای شکوفایی خلاقیت فراهم می نماید.(آمابیل،1980) بعضی از مطالعات نشان داد که سبک رهبری، انسجام گروه ومیزان هماهنگی گروه و اثربخشی گروه وترکیب گروه مرتبط با خلاقیت می باشند. براین اساس، محققین متغیرهای سطح سازمان را در قالب چند مدل خلاقیت طبقه بندی نمودند.بعضی از مطالعات بیانگر این است که سیاستها، ساختار،جو سازمانی و آموزش سازمانی موثربر خروجی خلاقیت می باشند.بطور اجمال ادبیات خلاقیت در حوزه سازمان،بیانگر دسته بندی های مختلفی از عوامل موثر بر خلاقیت می باشد،که مهمترین آنها عبارتند از: عوامل فردی و محیطی ،فردی سازمانی ،فردی ،گروهی و سازمانی،شغلی و سازمانی. در یک طبقه بندی جامع تری می توان گفت که در نوشته ها و تحقیقات سازمان و مدیریت جهت زمینه سازی برای خلاقیت ،چهاردیدگاه وجود دارد.
1- رویکرد روان شناختی: از این دیدگاه ، خلاقیت به عوامل روان شناختی خصوصاً میزان هوش و استعدادهای فردی بستگی دارد.بر این اساس توصیه می شود که زمینه برای پروررش خلاقیت افراد باهوش فراهم شود.
2- رویکرد اجتماعی: این دیدگاه، خلاقیت را بیشتر امری گروهی دانسته که بر این اساس برای داشتن خلاقیت ،بر فراهم کردن عوامل گروهی تاکید می کند.
3- رویکرد سازمانی: از این دیدگاه،خلاقیت متأثر از متغیرهای سطح سازمان می باشد.
4- رویکرد سیستمی: خلاقیت در سازمان متأثر از عوامل متعددی است که می توان زمینه ظهور و بروز آنرا از طریق فراهم کردن «عوامل فردی»،«عوامل محیطی»(گروهی و سازمانی)محقق نمود.

الف- عوامل فردی:
آیزنگ(1997) بر این عقیده است که تحقیقات انجام گرفته در طی سالهای مختلف در مورد افراد خلاق، عوامل مشترک شگفت انگیزی را نشان می دهد. مهمترین متغیرهای سطح فردی موثر بر خلاقیت عبارتند از:
1- توانمندی: که متشکل از سه عنصر«هوشمندی »،«دانش» و «مهارتهای فنی»است. پیتر دراکردر این مورد بیان می کند خلاقیت نیز مانند کوششهای دیگر نیاز به استعداد، دانش و مهارت دارد.
هوشمندی:
عبارت است از شایستگی ذاتی در یک زمینه خاص به عنوان مثال اگر فردی یصورت غریزی کنجکاو و یا کاریزما باشد این یک نوع هوشمندی است که هوشمندی هر فرد منحصر به فرد، ذاتی و اکتسابی است. هر انسان طبیعی در زمینه ای خاص می تواند خلاق باشد.
دانش:
برای ساختن توانمندی به دو گونه دانش مرتبط با زمینه هوشمندی وخلاقیت نیاز داریم که هر دو اکتسابی و قابل یاد گیری است.یکی دانش بنیادی و دیگری دانش تجربی، که دانش بنیادی ، دانش حاصل از کلاسهای درس و کتابهای راهنما است و دانش تجربی ، دانشی است که نمی توان آنرا از کلاس درس آموخت بلکه بایستی رفته رفته با
تمرین ، خود را به نظم ویژه آنهاعادت داد. ویزبرگ در این زمینه عنوان می کند خلاقیت با دانسته های شخص شروع می شود.
مهارت های فنی : توانایی به کارگیری دانش حاصل از آموزش و تجربه در انجام وظایف مربوطه را شامل می شود.
2- ویژگیهای شخصیتی: خلاقیت فرد تابع ویژگیهای شخصی اواست. بعضی از

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *