فاکتور های منحصر به فرد  موقعیتی در زنجیره تامین:

 

   فاکتورهای منحصر به فرد موقعیتی زنجیره تامین از جمله فاکتورهای اصلی در رقابت پذیری زنجیره تامین می باشد که نباید از وجود آنها غافل گردید. مقاله های متعددی در ارتباط با فاکتورهای موقعیتی زنجیره تامین چاپ گردیده اند که از آن جمله می توان به مقاله های براندو و چیو (۱۹۸۹)  ، لورت و لاپارت (۱۹۹۶)  و اون و داسکین (۱۹۹۸)  اشاره نمود.

از نقطه نظر فاکتورهای موقعیتی در زنجیره تامین، عوامل مختلفی باید مورد بررسی قرار گیرند از جمله این عوامل  می توان به نزدیکی به مشتریان، جو کسب و کار ، موارد قانون، مشوق های مالیاتی و دیگر عوامل پشتیبانی اشاره کرد. هر چند که اولویت این عوامل در مقالات مختلف متفاوت می باشند.( بورساکس و کلوس (۱۹۹۶) ، چیس (۱۹۹۸) و بالو (۱۹۹۹))

اسکمنر (۱۹۸۲) پژوهش گسترده ای در ارتباط با متغیر های موقعیتی زنجیره تامین انجام داد وی نظرسنجی جامعی در مورد رقابت پذیری موقعیتی زنجیره تامین در بین پانصد کمپانی  برتر دنیا را انجام داد. این پژوهش مشخص نمود، بازار کار مطلوب، نزدیکی به بازار هدف، کیفیت زندگی در آن منطقه، نزدیکی به تامین کنندگان، نرخ بیکاری پایین در آن منطقه از جمله  مهم ترین متغیرها در تصمیم گیری مدیران برای انتخاب مکان زنجیره تامین است. البته ذکر این نکته ضرروی است که  نویسنده تفاوت در الویت متغیر های مذکور را ناشی از ساختارهای رقابتی در صنایع مختلف می داند. اسکمنر (۱۹۷۲) تاکید کرد که استراتژی انتخاب مکان زنجیره تامین صرفا با تمرکز بر ارزیابی مالی می تواند به راه حلی ضعیف در انتخاب مکان زنجیره تامین منجر شود.
مک کورمک (۱۹۹۴)   تاثیر محیط تجارت جهانی، سیستم های تولید جدید و فن آوری های جدید در تصمیم گیری طرحریزی زنجیره تامین را مورد مطالعه قرار داد. نویسنده معتقد است که ادبیات موجود در    انتخاب مکان زنجیره تامین به شکلی دقیق ساختار یافته است و بر اطلاعات کمی همچون هزینه حمل و نقل، نرخ ارز و مالیات و نرخ دستمزد نیروی کار توجه کرده است و کمتر بر عوامل کیفی مانند زیرساخت ها، مهارت کارگر، مقررات دولت های محلی ودسترسی به عرضه کنندگان توجه شده است. برای مثال مکان یابی زنجیره تامین  با در نظر نگرفتن میزان مهارت نیروی کار محلی به طور زیادی بر توانایی آن شرکت برای به کار گیری تکنولوژی های جدید تاثیر خواهد گذاشت و یا سبب محدود شدن اثربخشی برنامه مدیریت کیفیت جامع آن شرکت خواهد گردید. بر این اساس نویسنده معتقد است علاوه بر تاثیر متغیر های کمی باید توجه بیشتری به عوامل کیفی تاثیرگذار بر رقابت پذیری زنجیره تامین نمود. بنابراین کمپانی ها باید تاکید خود را بر عوامل کیفی که برای حمایت کلی استراتژی های کسب و کار سازمان بگذارند. تنها پس از ایجاد گزینه های مطلوب بر اساس معیارهای کیفی، سازمان ها        می توانند نسبت به انتخاب مکان مناسب جهت زنجیره تامین بر اساس معیارهای کمی و الگوریتم های بهینه سازی هزینه اقدام نمایند. به عبارتی معیارهای کیفی بر معیار های کمی مقدم هستند. کورانا و تالبوت (۱۹۹۸)  بیان داشته اند که درک عمیق تر از  نقش کارخانه می تواند از طریق تمرکز بر ارزیابی قابلیت های تولید و ماموریت کارخانه در شبکه های تولید جهانی حاصل گردد. با بررسی میدانی چندین شرکت و جمع آوری داده ها مشخص گردید است که قابلیت های تولید کارخانه به همراه معیار های مکان کارخانه از جمله مهمترین معیارها  در تعیین ماموریت کارخانه می باشند. این نویسندگان نتیجه گیری نموده اند که کارخانه هایی که معیارهای مکان یابی آنها همسو با ماموریت و قابلیت های تولیدی آنها هستند از عملکرد بالاتری نسبت به کارخانه هایی که همسو سازی ماموریت با معیارهای مکان یابی را رعایت ننموده اند، برخوردارند.

فردووس (۱۹۹۷)   بیان نمود که چگونه تولیدکنندگان برتر موقعیت های رقابتی را با متدهای امتیاز نقش های استراتژیک برای کارخانه های وابسته به خود در خارج از کشور به دست می آورند. او پیشنهاد کرد که شرکت هایی که در کشورهای خارجی کارخانه برپا می سازند تا صرفا از  تعرفه ها و امتیاز تجارت، نیروی کار ارزان، یارانه و کاهش هزینه های لجستیک  به سود برسند، در واقع از تمام پتانسیل کارخانه خارجی خود بهره برداری نمی نمایند. در مقابل، شرکتهایی که از کارخانه های خارجی خودشان نه تنها برای دستیابه به مشوق های ذکر شده در بالا بلکه برای نزدیک شدن به مشتریان و تامین کنندگان خود ، جذب نیروهای ماهر و مستعد و همچنین ایجاد مراکز کسب مهارت  استفاده می نمایند، عملکرد به مراتب بالاتری دارند.

بر این اساس متغیر موقعیتی زنجیره تامین، زیرمعیارهای مرتبط در هشت طبقه شناسایی و طبقه بندی گردیده است که این طبقه ها عبارت است از زیرساختها، خدمات تجاری، نیروی کار، دولت، نزدیکی به بازار، نزدیکی به تامین کنندگان،  مکان رقبای اصلی و هزینه. این معیارها از تحقیقات (اسکمنر، ۱۹۸۲; اسوامیداس،۱۹۹۰; مککورمک، ۱۹۹۴; اولگادو، ۱۹۹۶). جدول(۱۱-۲) ، زیرمعیارهای مرتبط با هشت طبقه مذکور ذکر گردیده است.

جدول(۱۱-۲): فاکتور های موثر بر وضعیت موقعیتی زنجیره تامین

متغیر موقعیت زنجیره تامین معیارهای متغیر های استخراج شده نام محقق
هزینه حمل و نقل، زمین، نیروی کار، انرژی، ارتباطات (باورساکس و کلاس، ۱۹۹۶)، (چیس، ۱۹۹۸)، (بالو، ۱۹۹۹)
زیر ساختها  در دستر س بودن زمین مناسب، انرژی لازم، زیرساختهای حمل و نقلی مناسب، و امکان ارتباطات راه دور (باورساکس و کلاس، ۱۹۹۶)، (چیس، ۱۹۹۸)، (کراجسکی و ریتزمن، ۱۹۹۹)
خدمات تجاری کیفیت خدمات و  دسترسی های هوایی، دریایی، زمینی، خدمات مالی، خدمات حقوقی و تکنولوژی اطلاعات (باورساکس و کلاس، ۱۹۹۶)، (چیس، ۱۹۹۸)، (کراجسکی و ریتزمن، ۱۹۹۹)، (اسکمننر، ۱۹۸۲)
نیروی کار سطح تحصیلات، سطح مهارت نیروی کار، دسترسی به نیروی کار متخصص و حرفه ای، دسترسی به نیروی کار خارجی، میزان بهره وری نیروی کار (اسکمننر، ۱۹۸۲)، (باورساکس و کلاس، ۱۹۹۶)، (چیس، ۱۹۹۸)

 

دولت سازمان های حمایت از صنایع،  ثبات سیاستهای دولت، ثبات مالیتها توسط دولت، ثبات رویه های مالی، پشتیبانی از سرمایه گذاری خارجی، شفافیت و بازدهی اداری (باورساکس و کلاس، ۱۹۹۶)،(چیس، ۱۹۹۸)، (بالو، ۱۹۹۹)
بازار و مشتریان نزدیکی به بازار،  ثبات تقاضا و بازار، اندازه بازار (مک کومارک، ۱۹۹۴)
تامین کنندگان و رقابت در منابع دسترسی به تامین کنندگان، موقعیت مکانی و رقابتی نسبت به رقبا، واکنش های محتمل رقبا نسبت به مکان زنجیره تامین (خورونا و بالبوت، ۱۹۹۸)

نکات ذکر شده در بالا اهمیت و نقش موقعیت زنجیره تامین را بیش از پیش در کارایی زنجیره تامین نشان می دهد. عملکرد هر زنجیره تامینی با عنایت به معیار موقعیت آن زنجیره تامین می بایست با عملکرد زنجیره تامین رقبا در همان مکان بررسی و مقایسه گردد.

ب) عدم اطمینان زنجیره عرضه:

تعامل های پیچیده و پویا بین زنجیره عرضه سازمان ها منجر به عدم اطمینان قابل توجهی دربرنامه ریزی می شود. عدم اطمینان تمایل دارد تا با تکثیر در سازمانهای بالادستی یا پایین دستی در زنجیره تامین گسترش یابد و این امر عملکرد زنجیره تامین را تحت تاثیر قرار خواهد داد. داویس(۱۹۹۳) سه منبع متمایز در زنجیره تامین را شناسایی نموده است که این سه منبع عبارتند از عدم اطمینان در تامین، عدم اطمینان در فرآیند و عدم اطمینان در تقاضا.

عدم اطمینان در عرضه ناشی از تنوع عملکرد تامین کنندگان به علت دیرکرد یا تحویل قطعات معیوب است. عدم اطمینان فرآیند ناشی از عدم قابلیت اطمینان در فرآیندهای تولید به علت ضعف و احتمال خرابی دستگاه ها میباشد و در آخر عدم اطمینان تقاضا که از نظر نویسنده جدی ترین عدم اطمینان در سه حالت مذکور میباشد ناشی از بی ثباتی تقاضا و پیش بینی های نادرست است. نویسنده همچنین چندین معیارهای قابل اندازه گیری برای سنجش عدم اطمینان در زنجیره تامین معرفی نموده است. لوی(۱۹۹۵) نتایج یک بررسی واقعی از  یک  سازمان را انتشار داده است  و یک مدل شبیه سازی را طراحی نموده تا نشان دهد که اختلالات در زنجیره تامین جهانی سبب هزینه بسیار زیادی از جمله هزینه های نگهداری موجودی، جهت  تسریع یا تاخیر در تامین تقاضا می گردد.

تاکید این بخش  این است که مکان کارخانه بر عدم اطمینان زنجیره تامین و در نتیجه عملکرد زنجیره تامین  تاثیر گذار خواهد بود. برای مثال، مکان یک کارخانه در یک کشور با زیرساختهای ضعیف حمل و نقل ممکن است عدم اطمینان تامین کنندگان را افزایش دهد. به طور مشابه مکان یک کارخانه در یک کشور با زیرساختهای ضعیف انرژی ممکن است فرایند تولید را مختل نماید و در نتیجه عدم اطمینان فرآیند افزایش می یابد. نهایتا عدم اطمینان بیشتر در زنجیره تامین سبب عملکرد ضعیفتر  در معیارهای قابل اندازه گیری مانند  هزینه های موجودی و پاسخگویی می گردد.

همانطور که ذکر گردید، دیویس به طور مشخص هشت زیر معیار را در سه عامل عدم اطمینان در تامین کنندگان، عدم اطمینان در فرآیند و عدم اطمینان در تقاضا معرفی می کند این هشت زیر معیار در جدول (۲-۱۲) نمایش داده شده است.

جدول (۱۲-۲): زیر معیارهای شناسایی شده در حوزه عدم اطمینان در زنجیره تامین( دیویس، ۱۹۹۳)

فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.

عامل معیار
عدم اطمینان در زنجیره تامین متوسط زمان ارسال به موقع توسط تامین کنندگان
متوسط دقت و صحت انجام فرایند تامین توسط تامین کنندگان
متوسط کیفیت اقلام ارسال شده  توسط تامین کنندگان
متوسط طول زمانی ارتباط با تامین کنندگان
عدم اطمینان در فرآیند مدت زمان برنامه ریزی شده درتوقف جریان فرآیند
مدت زمان برنامه ریزی نشده در توقف جریان فرآیند
عدم اطمینان در تقاضا میزان صحت در تقاضای پیش بینی شده در ماه
اندازه مشتریان بالقوه

در کنار سه عامل مذکور که نقش عدم اطمینان در حوزه عملکردی زنجیر تامین را نشان می دهند،  سه معیار دیگر نیز نقش عدم اطمینان در حوزه رقابتی زنجیره تامین را نشان می دهند. این معیارها عبارتند از عدم اطمینان مالی، عدم اطمینان ناشی از تصمیم های دولت (سیاست های حمایتی) و عدم اطمینان فناوری که سبب افزایش پیچیدگی در تصمیمهای سازمانی می شود (هولوگ، ۲۰۰۲).
عدم اطمینان مالی و پیچیدگیهای آن در شرایط گوناگون و زوایای مختلف در مقالات مختلف مورد پژوهش قرار گرفته است .دراین میان، متغیرهای نقدینگی (ثبات نرخ ارز)، منابع هزینه های جاری زنجیره تامین و منابع تامین مالی داخلی وخارجی سه عامل کلیدی در ارتباط با نقش شرایط عدم اطمینان در منابع مالی است.

عدم اطمینان ناشی از تصمیمهای دولت و سیاستهای پشتیبانی آن در راستای تولید عامل مهم و موثر دیگری بر عدم اطمینان است. سیاستهای یارانه ای تولید، ایجاد شهرک های قطعه سازی و معافیت های مالیاتی تولید کنندگان نیز از جمله منابع عدم اطمینان در سیاست های دولتی هستند. عدم اطمینان در حوزه های فناوری، یکی از ابعاد مهم دیگر در متغیرهای مرتبط با عدم اطمینان است. داویس ۱۹۹۳ این نوع عدم اطمینان را جزء لاینفک فناوری های نوین می داند. پیشرفت پرشتاب فناوری، بهره گیری رقبا از فناوری سطح بالاتر و هزینه های سنگین در خرید فناوری های سطح بالا، از جمله منابع عدم اطمینان در حوزه فناوری هستند.

ج) مولفه های تولید:

اگرچه انتخاب محل زنجیره تامین محدودیت های ذاتی را تحمیل می کند، عملکرد واقعی  شرکت تحت تاثیر مولفه های تولیدی که توسط سازمان اقتباس شده است، قرار خواهد گرفت. گوردون سوهال (۲۰۰۱)  در یک مطالعه مقایسه ای و تجربی در کانادا و استرالیا به بررسی رابطه ی بین مولفه های تولید و عملکرد کارخانه پرداخته اند. مولفه های تولید که موفق ترین کارخانه ها را از نا موفق ترین آنها متمایز می کند شناخته شده اند. تفاوت در مولفه های تولیدی استفاده شده توسط موفق ترین و ناموفق ترین شرکت ها منعکس کننده ی سه تفاوت کلی در بین دو گروه شرکتها بود : اقتباس منطقی نسبتی از مولفه ها که مرتبط با اولویتهای رقابت پذیری شرکت باشند، تمرکز بر نیروی کار و فرآیند محوری. هر چند که هدف ما در این پایان نامه تمرکز بر مولفه های تولیدی نمی باشد، اما برخی از استراتژی های کلی تولید مثل استراتژهایی که به وسیله گوردون و سوهال مورد استفاده قرار گرفته است، اقتباس نموده ایم.

جدول (۱۳-۲): زیر معیارهای شناسایی شده در حوزه مولفه های تولیدی (گوردون سوهال، ۲۰۰۱)

مولفه های تولیدی
بنچ مارکینگ
تولید یکپارچه کامپیوتری
مهندسی همزمان
سیستم های ادیت کیفیت داخلی
تولید بهنگام
تعمیرات پیش بینی شده
تغییر سریع ابزارهای تولید
مدیریت کیفیت جامع
برنامه ریزی فرآیند به کمک کامپیوتر
ایجاد شبکه کامپیوتری با پیمانکاران
سیستم های تلوید انعطاف پذیر
ایزو ۹۰۰۰
تولید سلولی
تعمیرات پیشگیرانه
کنترل فرآیند آماری
مهندسی ارزش

[۱] Brandeau and chiu

[۲] Revelle and Laporte

[۳] Owen and Daskin

[۴] Bowersox and Closs

[۵] Chase

[۶] Ballou

[۷] Schmenner

[۸] ۵۰۰ fortune

[۹] MacCormack

[۱۰] Khurana and Talbot

[۱۱] Ferdows

[۱۲] Schemenner

[۱۳] Swamidass

[۱۴] Maccormack

[۱۵] Ulgado

[۱۶] Bowersox and Closs

[۱۷] Chase et al

[۱۸] Ballou

[۱۹] Krajewski and Ritzman

Schmenner

[۲۱] MacCormack et al

[۲۲] Khurana and Talbot

[۲۳] Davis

[۲۴]  Levy

[۲۵] Davis

[۲۶]Liquidity Variables

[۲۷] Gordon and Sohal