فارسی میانه

بند(233 “مادر کی اپیوه فرانک فرزند ودرگا پسر فرشتا….پسر منوچهر است.این را نیز گوید که فره فریدون در دریای فراخکرد به نی بن نشست . ودرگا به جادوئی گاوی انجا رها کرد. بدانجا شد. یکسال انجا نی درود، به گاو داد تا فره به گاو شد. گاو را آورد شیر دوشید به سه پسری که او را بود دا د که وامون ،شون . فره به پسران نه، بلکه به فرانک شد…..”( همان :151).
{Mādar ī kay-apiweh Frānak ī Wadīrgā. ī Frāštā ī Urwatgā ī Fraxšt ī Raϒ ī Dūrsraw ī Manuščihr.}{ēn-iz gōwēd kū xwarrah ī Frēdōn andar zrēh ī Frāxkard pad nay-ē(w) bun nišat. Wadīrgā . pad ǰādūgīh gāw-ē(w) ō. ō bwcyt I (?) kard ud ō ānōh šud. Sāl ānōh nay drūd ō gāw dād tā xwarrah be ō gāw šud. Gāw āwaurd ud šīr dōxt ud ō sӗ pus ī-š būd dād čiyōn Wāmōn ud Šōn ud Čangranghā. Xwarrah ō Pusarān nē bӗ ō Frānak šud.}
بند(239) “گوید به دین که سه هزار سال هستی مینوی بود که افرینش بی اندیشه و بی جنبش و نا بسودنی بود……..هوشنگ چهل سال ، تهمورث(23) سی سال ،جم –تا فره از او بشد – 616 سال و شش ماه. پس از آن 100سال در گریز بود که 716 سال و شش ماه . پس هزاره خدائی به کژدم امد. ضحاک یکهزار سال شاهی کرد. پس هزاره خدائی به نیمسب آمد. فریدون 500سال شاهی کرد. د رهمین 500 سال فریدون ایرج 12 سال، منوچهر 120 سال شاهی کرد”( همان:155).
239
gōwēd pad dēn kū sē hazār sāl, mēnōg ēstišn  būd, kū dām a-menīdār a-rawāg a-griftār būd.  .  sē hazār 
sāl gayōmart {gayōmart} abāg gāw pad gētīg ēstišn būdhēnd čīyōn būd šaš hazār sāl apetyārag, hazārag xwadāyīh īkarzang ud šagr ud hōšag būd hēnd, čiyōn bawēd šaš hazārsāl. ka hazārag xwadāyīh ō Tarāzūg mad, petyārag  andar dwārist ud gayōmartandar ēbgatīh sīh sāl zī(wi)st. pas az čehel sāl Maši  mašānē abar rust hēnd, panjāh sāl ān būd ka-šān zanīh ud šōyīh nē būd; nawad 
 sē sāl  āgenēn zan ud šōy būd hēnd tā ān ka hōšang {ō burmāyīh} mad.  Hōšang čehel sāl, Tahmurip sīh sāl, ud ǰam tā xwarrah  be šud šaš sad  šāzdah sāl ud šaš māh bawēd. pas az ān sad sāl andar nihānīg būd. pas hazārag xwadāyīh ō Gazdum(b) mad, ud dahāg hazār sāl  kard.  pas hazārag xwadāyīh 
ō  Nēm-asp mad.Frēdōn panj sad sāl ; andar ham panj sad sāl ī Frēdōn, Ērēz  dwāzdah sāl,manuščihr sad  wīst sāl.

دینکرد (هفتم)
درباره ی پیشگویی زایش زردشت از سوی ورجاوندانی چون جم و فریدون، در دینکرد هفتم اشاره شده است:
بند(2) “آنگاه که اورمزد آن آفرینش زردتشت را مقدر کرده بود،آنگاه فره از نزد اورمزد آفزینش زردتشت بر آمد به سوی آن روشنی بی پایان و از آن روشنی بی پایان فرود آمد به سوی خورشید ،از آن خورشید فرود آمد به سوی ماه،وازآن به سوی ستارگان، از آن ستارگان فرود آمد به سوی آن آتش اندر خانه زوئیش، از آن به فراهیم روان که زوئیش ، زن بود” ( راشد محصل،1389: 207 ).
بند(61)”پیداست که آوازه ی زایش زردتشت و وخشوری او نه تنها از طریق ورجاوندان چون جم و فریدون و مردم فرزانه بسیار پراکنده شد، بلکه ایزدان بر زبان گوسپندان سروند و اندر جهان بگستردند که ان نیز گواه بر وخشوری او باشد.و این نیز که با او همراه بود فره کیانی پیروزگر ، که آن را فریدون نیرومند ببرد تا با آن اژدهاک را بزند و آن را برد کیخسرو،که با آن زد افراسیاب تور را، و آن را برد افراسیاب ،که با آن زد زینگیاگ دروغ را. برد کی گشتاسب که پرهیزگرای را بر انگیزد وبه وسیله آن دروغ را از این جهان ببرد”( همان: 216).
دینکردپنجم
بند (3)” به همین گونه، همان فره و نیکی در زمان های مختلف از روی گزیدگی (تشخیص)، در جوهر(ماده) این پیوند (=نسل) ادامه یافت و از نواحی خزر رانده شد1 و در جوهرهای گوناگون این پیوند(=نسل) باقی ماند، مانند تهمورث، جم، اسفیان، فریدون و ایرج که نیای ایرانیان است و منوش و منوش خواروَر و منوچهر. 4) تا به این خداوندگار که فره او برترست و فرمانروایان دیگر (رسید). 5) همان گونه که در نسل گزیده کیانیان نیز (بود)، به همین گونه در میان جوهر این خداوندگار(= دهبد) هست “(آموزگار،1386: 38).
(3) pad ham šōn ān ōwōn xwarrah ud wehīh andar āwām [k 11] āwām wizīdagīhī pad mīdayān <ī> ham paywand raft ud Xadur kustagān spōzīhist 6 andar-iz mādyān mādyān būd pad paywand čiyōn Tahmurip 7 ud ǰam ud Aswiyān ud Frēdōn ud Ēriz ī ērān niyāg ud Manuš ud Manušxwārwar ud Manuščihr
3-8- افسونگری فریدون
ارتباط فریدون با افسون ونیرنگ در متن های مختلف دیده می شود. در متن های مختلف ازفریدون در رابطه با کشتن جانوران زیانکار صحبت شده است که این کار در نتیجه نیروی افسونگری او است.
متون مانوی
در زبان فارسی میانه درباره ی افسون ، فریدون به سیمایی اسطوره ای پدیدار گشته که شکمش (؟) از آتش است و تبری تیز و بران، و شمشیری تیز، نیزه ای از الماس پاک، هفت نیزه پولادین دارد.
«… فریدون بیفکند،… همگی. سه پیکر اندر من است و شکمی (؟) آتشین، و تبر تیز و برانبه دست دارم و پیرامون مرا شمشیری تیز و نیزه ای از الماس پاک محافظت کند… هفت نیزه ی پولادین که بر دست گرفتم…»(مختاریان،1389: 171).
در رسالۀ اوگمدیچا ضمن فهرستی که از پادشاهان پیشدادی و ذکر کارهای برجستۀ آنان ارائه شده در بندهای 100- 102 از فریدون نیز نام رفته است.
« (100)… فریدون (پسر) آسفیان بود (101) که … بس افسون و نیرنگ در جهان به پیدایی آورد (102) او را نیز چون مرگ فراز آمد، تن بداد (= تسلیم شد) و با مرگ خویش کوشیدن (= مقابله کردن) نتوانست»
مینوی خرد
فصل 27،بند( 38- )40 : « از فریتون سوذاین بوذ،شکستن و بستن اَژی دهاک بیوراسب گران گناه، و آن شاه با بس دیوان مازَنْدَر ( مازندران ) نبرد و از کشور خونیرس براند » (تفضلی، 1379: 45).