دانلود پایان نامه
عوامل مختلفی باعث غیبت انسانی می شود گاهی اوقات شخص از نظر جسمی غائب است ولی از حال محل زندگی او مطلع ایم. گاهی حتی از محل سکونت او هم مطلع نیستیم ولی به طریق ابزار مختلف تکنولوژی (اینترنت و …) از حیات او مطلع ایم. حالت دیگری هم وجود دارد که گاهی به هیچ وجه از حیات یا ممات او اطلاعی نداریم و در زنده بودن او تردید داریم. در نهایت قانون مدنی ماده 1011 در مورد این اشخاص می گویددرصورت درخواست اطرافیان او، دادگاه می تواند با رعایت قوانین مدنی و امور حسبی حکم موت فرضی را صادر کند.
در صورتی که غیبت همچنان ادامه پیدا کند و از حیات و ممات غائب خبری نرسد ورثه و اشخاص ذینفع می توانند با مراجعه به دادگاه صالح مسئله غیبت را پیگیری کنند. دادگاه در ابتدا جهت اداره اموال غائب، امین منصوب می کند و در ادامه به تقاضای ورثه، اموال را به تصرف موقت آن ها در می آورد. دادگاه صالح با لحاظ شرایط موجود حکم موت فرضی غائب را صادر می کند.
2-1-3-مفهوم غایب مفقودالاثر در فقه اهل سنت
مراد اهل سنت از مفقود فرد غایبی است که معلوم نیست زنده است تا منتظرش بمانند یا مرده است که بـه خـاکش بسپارند مـثل کسی که روز یا شب از خانه خارج شده یا به نماز جماعت رفته است و دیگر برنگشته و امثال اینها.
ابو حـنیفه و شافعی گفته اند که زوجه ی این مفقود با دیگری نمی تواند ازدواج کند مـگر ایـن کـه مدتی بگذرد که عادتا امثال این فرد بعد از گذشتن این مدت زنده نمی مانند.
ابو حنیفه این مقدار را 210 سال و شـافعی 90 سـال تعیین کرده است. علت این حکم از نظر حنفی ها اتصحاب حیات او از نظر شافعیه علاوه بر استصحاب حـیات،حدیثی اسـت کـه عامه از امام علی(ع)روایت کرده اند که: تصبر حتی یعلم موته ‘ یعنی نامعلوم شدن مرگ او باید انتظار بکشد.
اما مالکیه و حـنابله گفته اند که همسر مفقود چهار سال انتظار می کشد و سپس چهار ماه و ده روز عده نگه مـی دارد،علت این حکم روایتی اسـت کـه از خلیفه دوم، عمرنقل کرده اند،روایت بدین صورت است که:مردی مفقود گشت و از او خبری نبود،همسرش نزد عمر آمد و قصه را برای او گفت،عمر به او گفت:برو چهار سال منتظر بمان و او هم انجام داد و سپس نزد عمر آمد،عمر بدو گفت چهار مـاه و ده روز انتظار بکش و او هم انجام داد،سپس نزد عمر آمد،عمر گفت:ولی مفقود کیست؟او را آوردند،گفت:”این زن را طلاق ده و او هم طلاق داد،آنگاه عمر خطاب به زن کرد و گفت:”تزوجی منّ شئت ‘‘یعنی با هر که می خواهی ازدواج کن.
نکته ای که در اینجا بـاید تـذکر دهیم این است که احمد بن حنبل و مالک،طلاق قضایی بواسطه غیبت زوج را در صورت متضرر شدن زوجه قبول دارند و در مورد غایب نیز فرق نگذاشته اند بین کسی که حال او معلوم باشد یا نباشد(و به اصـطلاح مفقود الاثـر باشد).( محمد جواد مغنیه،الحدائق،39:1409)
بنابراین اگردر این حال زن نزد قاضی شکایت کند و خواستار جدایی باشد طلاق او توسط قاضی جایز است،حتی اگر نفقه لازم را نیز برای او گذاشت باشد.
ابو زهره در مورد علت جواز چنین جدایی گوید:”این زن ممکن اسـت بـه گناه و معصیت افتد و بدون همدم و مونس زندگی کردن،خود ضرری است بر او در حالی که در اسلام ضرر و ضرار منفی است و دلیل دیگر این که وضعیت امساک به معروف نیست پس تصریح به احـسان مـتعین مـی گردد و اگر خود زوج اقدام به ایـن کـار نـکند قاضی به عنوان قائم مقام او چنین می کند.
و کمترین مدتی که زوجه به خاطر غیاب شوهر می تواند درخواست جدایی کند از نظر احمد بن حـنبل شـش مـاه و از نظر مالک سه سال است،به مالک یک سـال هـم نسبت داده شده است و قانون مصر مصوب سال 9291 ماده ی 21 و 31 و نیز قانون سوریه،ماده ی 901 براساس همین یک سال تدوین شده است.
مفارقت به واسطه غیبت و بـا درخـواست زوجـه ی در صورتی که مکان معلوم نباشد بالافاصله و بدون امهال صورت خواهد گـرفت. این نوع جدایی از نظر مالک،عنوان طلاق بائن خواهد داشت و از نظر حنابله فسخ است چون از ناحیه زوج صادر نمی شود و جنبه تفویضی هـم ندارد.(صحیح مسلم،124:1421)
2-2-پیشینه فقهی
صدور حکم موت فرضی ،آثار حقوقی مالی و غیرمالی مختلفی را به دنبال خواهد داشت. در این مبحث به ذکر فتاوی و نظریاتی چند از اشهر فقها را که راجع به امور مالی و غیر مالی غائب مفقودالاثر مورد تقیق فقهی و حقوقی قرار گرفته است، می پردازیم .در فقه امامیه در مورد وضعیت زوجه غائب مفقودالاثر نیز مباحثی مطرح است از جمله این که ،هرگاه شخص غائب مالی داشته باشد یا کسی باشد که نفقه زوجه را بپردازد، بر زوجه واجب است که انتظار بکشد تااین که شوهر او برگردد یا این که وفاتش اثبات گردد یا آن قدر بگذرد که قاعدتاً چنین فردی زنده نمی ماند و اما اگر کسی را که اتفاق کند نداشته باشد و کسی نیز به طور تبرعی و مجانی به این کار اقدام نکند، در این صورت اگر زن بخواهد می تواند نزد حاکم شکایت کند. حاکم از هنگام شکایت برای مدت 4 سال از شوهر جستجو می کند و اگر از او خبری نشد و یا مرده یا زنده بودن او معلوم نگشت او را طلاق می دهد و این زن عده (وفات) نگه می دارد و پس از عده می تواند ازدواج کند و اگر درهنگام جستجو متوجه شدند که در قید حیات است ، در این صورت بر زن است که منتظر بماند، اگر چه تا آخر عمرش این انتظار به طول انجامد. حکم مذکور نزد فقهای امامیه متفق علیه است. از جمله اکابر و اعاظم فقها که بر این مبنا فتوا داده اند مورد توجه جمهور فقها می باشد عبارتند از:شیخ مفید ، شیخ طوسی ، قاضی ، ابومکارم بن زهره ، ابن حمزه، ابن ادریس حلی ، محقق حلی ، علامه حلی و نیز فقهای معاصر محمد جواد مغنیه ، روح اله خمینی و… بدین سان فتوی داده اند.عده ای دیگراز فقها نیز درتعریف غائب مفقودالاثر گفته اند :که مفقود عبارت است از کسی که از شهر و محل سکونت خود چنان ناپدید شده که اثری از او در دست نباشد و از زمان ناپدید شدن او چنان مدت زمانی گذشته باشد که معلوم نباشد که آیا زنده است یا مرده است. فقیهان مذاهب تقریباً در این باره اتفاق نظردارند که قاضی در باب اموال غائب مفقودالاثر هم مسئولیت ها و نیز صلاحیتی دارد که به طور خلاصهاین وظایف و تکالیف عبارتند از:
الف: تعیین امین: برای حفظ مال مفقود تعیین امین کاملاً ضروری است تا ضمن حفظ آن به کارهای مربوط به آن بپردازد وازحیف ومیل اموال غایب جلوگیری کندوچنانچه فایده ای بر آن بار شده، به آن رسیدگی کند و حقوق احتمالی تعلق گرفته بر آن را ادا کند.(ماده126 امورحسبی و1012 قانون مدنی)
ب: اگر مال شخص غائب در معرض فساد و تباهی قرار گیرد، آن گاه قاضی حق خواهد داشت دستور فروش آن را صادر کند.
ج: در صورتی که شخص مفقود واجب النفقه باشد، به عنوان مثال زنی داشته باشد، باز قاضی می تواند از محل اموال وی نفقه اش را پرداخت کند.( انصاری، مسعود، طاهری، محمدعلی، 1384، ص 1417)
در مورد اموال غائب مفقودالاثر، محقق حلی در کتاب مختصر المنافع ج 2، ص 274 می گویند: « اموال مفقودالاثر نگهداری می شود و در رابطه با مدت نگهداری روایاتی آمده است، که در یکی ازاین آنها چهار سال ذکر شده و سند آن ضعیف است و در روایات دیگر10 سال قید شده که ناظر به مورد خاص است و در روایات سوم آمده است که اگر ورثه مشمول باشند، مال وی را بین خود تقسیم می کنند و این روایت هم ضعیف است و شیخ طوسی در کتاب خلاف گفته است تا مدتی صبر می شود که چنین شخصی عادتاً زنده نمی ماند و این نظربه به احتیاط نزدیکتر است و از دخالت در اموال دیگران به استناد اخبار ضعیفه جلوگیری می کند.( امینیان مدرس، محمد، 1380، ص 109)
احکام غائب در مذاهب چهارگانه اسلام و در نزد علمای هر مذهب مختصر اختلافی دارد: در مذهب شیعه راجع به مدتی که پس از انتهای آن می توان حکم به فوت غائب کرد و اموال او را بین وراث تقسیم کرد، بعضی چهارساله بعضی 10 سال (فقط برای فروش خانه غائب) معین کرده اند و بعضی می گویند با گرفتن ضامن یا در صورتی که وراث ثروتمند باشند، تقسیم اموال بین آنها ممکن است ولی محقق در شرایع الاسلام قول شیخ طوسی را که می گوید باید پس از مدتی که عادتاً چنین غایبی زنده نمی ماند به فوت او حکم کرد، ترجیح داده است .
حنفی ها و شافعی ها مانند محقق گذشتن مدتی را که عادتاً نمی تواند زنده بماند، برای حکم به فوت او کافی دانسته اند ولی حنبلی ها قائل به تفصیل شده اند و می گویند اگر شخص در ضمن حادثه مهلکی مثل غرق یا صف جنگ مفقود شود بعد از چهار سال به فوت او باید حکم داد و الّا حاکم باید به قولی بعد از نودسال از تاریخ تولد غائب و به قول دیگر بر طبق اجتهاد خود حکم فوت او را صادر نماید. ( شایگان، سید علی، 1375، ص 134)
حکم موت فرضی آثار زیادی بر زندگی غائب مفقود الاثر می گذارد که در این فصل به 2 بحث می پردازیم. که امور مالی و غیر مالی غائب می باشد. ما سعی کرده ایم با آوردن برخی پیشینه هاو احادیث در زمینه امور مالی و غیر مالی غائب سوابق فقهی موضوع مورد نظر را ذکر کنیم.
2-2-1- پیشینه فقهی امور مالی غائب