دانلود پایان نامه
به استناد ماده ی 879 ق.م اگر میان ورثه ی متوفی، غایب مفقودالاثری باشد، سهم الارث او باید، تا روشن شدن قطعی وضعیت وی، تأمین و حفظ گردد. در صورتی که محقق گردد غایب، قبل از مورّث مرده است، سهم او به سایر وراث بر می گردد و الا به خود او می رسد و در صورتی که معلوم شود پس از مرگ مورّث، مرده است، به ورثه ی او خواهد رسید.
به استناد مواد 151و 303 و 321 ق.ا.ح و 1012 ق.م، هر گاه بین ورثه متوفی، شخص غایبی باشد که قبلاً برای اداره ی اموال خود کسی را معین نکرده باشد و کسی هم نباشد که قانوناً حق تصدی اموال وی را داشته باشد، دادگاه برای او امینی معین کرده و سهم الارث غایب را به او می سپارد. بعد از صدور حکم موت فرضی غایب، یا معلوم شدن موت حقیقی یا زنده بودن وی، سمت امین زائل می شود.
مطابق ماده 867 قانون مدنی، ارث به موت حقیقی یا به موت فرضی تحقق پیدا می کند. موت بر دو گونه است: موت حقیقی و موت فرضی.
در موت فرضی اماره هایی بر مبنای غلبه احتمال مرگ فرد وجود دارد که فرض مذکور با حکم دادگاه اثر می یابد. با توجه به اینکه این فرض بر پایه اماره ای به وجود آمده که دلیل نسبت بر آن ارجعیت دارد. بنابراین فرض ناشی از حکم دادگاه با کشف حقیقت از بین می رود.( کاتوزیان، ناصر، 1384، ص 34.)
یکی از مهم ترین آثار مالی صدور حکم موت فرضی، دادن اموال به تصرف قطعی ورثه می باشد. چنان که در بحث ارث در قانون مدنی آمده است، اموال او بین وراث تقسیم می شود. زیرا حکم موت فرضی، همان آثار موت حقیقی را دارد. کسانی وراث قانونی شناخته می شوند که در تاریخ صدور حکم موت فرضی زنده بوده باشند. ماده 1017 قانون مدنی می گوید: « هرگاه هم فوت و هم تاریخ فوت غائب مفقود الاثر مسلم شود اموال او بین وراث موجود حین الفوت تقسیم می گردد. اگر چه یک یا چند نفر آن ها از تاریخ فوت غائب به بعد فوت کرده باشد.»
با نظری اجمالی به کتب فقهی، مشاهده میشود که اکثر فقها و مجتهدان اسلامی مبحث ارث را تحت عنوان های «کتاب الفرائض» و به ندرت «المواریث» یا «ارث» ذکر کرده اند. علت این امر آیه فریضه من ا… و احادیثی است که از رسول اکرم (ص) نقل شده است از جمله این احادیث، حدیثی است که ابو هریره آن را روایت کرده که پیغمبر (ص) فرمود: «تعلمو الفرائض و عملوها فانها نصف العلم و هوینسی و هو اول شی ینزع عن امتی».
در اصطلاح حقوق مدنی، ارث انتقال قهری دارایی متوفی به ورثه او میباشد و ترکه، وثیقه دیون است بدون آنکه ورثه شخصاً مدیون آن طلبکاران باشند.
ماده 140 قانون مدنی مقرر می دارد: «تملک حاصل میشود ….به ارث» بنابراین ارث یکی از اسباب تملک به حساب می آید.
همچنین ماده 867 قانون مدنی می گوید: «ارث به موت حقیقی یا به موت فرضی مورث تحقق پیدا میکند.»
در اینجا لازم به ذکر است که ارث دارای 3 رکن است: مورث، وارث، موروث (ترکه) مورث، شخصی را گویند که پس از مرگ، اموال یا حقوقی به جا می گذارد.
وارث ، کسی است که در صورت دارا بودن اسباب و شرط معین و نداشتن مانع، استحقاق ارث بردن از ترکه میت را داشته باشد.
موروث (ترکه) با اموال و حقوقی است که از متوفی به جای می ماند.
ماده 872 نیز مقرر می دارد: «اموال غایب مفقود الاثر تقسیم نمیشوند مگر بعد از ثبوت فوت او یا انقضای مدتی که عادتاً چنین شخصی زنده نمی ماند».
پس زمانی که بتوان غایب مفقود الاثر را فوت شده محسوب نمود. در آن زمان، احکام شخصی متوفی نسبت به او جاری میشود از جمله اینکه دیون و بدهی او پرداخت شده و چنانچه پس از کسر آن دارایی مثبتی باقی بماند، بر طبق مقررات قانونی میان بازماندگان و از جمله زوجه غایب تقسیم میگردد. در این خصوص ماده 868 می گوید: «مالکیت ورثه نسبت به ترکه متوفی مستقر نمی شود مگر پس از ادای حقوق و دیونی که به ترکه میت تعلق گرفته.»
4-1-1- نظریه فقه امامیه درموردارث
قبل از اسلام در میان ملل و اقوام متمدن و غیر متمدن دنیا، عادت غالب چنین بود که برای زن به طور عام و برای زوجه متوفی به طور خاص قایل به داشتن حق سهم الارث مستقل نبودند به عنوان مثال در رم زن ها اعم از دختر، مادر و زوجه از ارث محروم بودند و علت محرومیت شان این بود که با ازدواج آنان مقداری از ثروت خانواده به خانواده دیگر انتقال می یافت بنابراین در رم قدیم اصولاً حق میراث برای زن شناخته نشده بود. در یونان نیز وضع به همین منوال بود. در ملل شریعت محور نیز اصلی کلی مبتنی بر محرومیت زنان از ارث است.(شایگان،همان،ص65).
در آئین مقدس اسلام طبق آیه شریفه «للرجال نصیب مما ترک الوالدان والاقربون مما قل منه او کثر نصیباً مفروضاً» زنان از حق ارث برخوردارند.
معنای آیه چنین است: «مردان را از آنچه والدین و نزدیکان به جا نهاده اند نصیبی است کم باشد یا زیاد، سهمی است معین» پس از این حکم کلی، قرآن به بیان سهم الارث زوج و زوجه می پردازد و می فرماید:
«ولکم نصف ما ترک ازواجکم ان لم یکن لهن ولد فان کان لهن ولد فلکم الربع مما ترکن من بعد وصیه یوصین بها اودین و لهن الربع مما ترکتم ان کم یکن… لکم ولد فان کان کلم ولد فلهن المن مما ترکتم… »
«یعنی نیمی از ترکه زنهاتان به شما میرسد اگر فرزند نداشته باشند پس اگر فرزند داشتند یک چهارم از آن شماست پس از رسیدگی به وصیت و قرض آنها. زنها یک چهارم ترکه شما را بهره می برند اگر فرزندی نداشته باشید و اگر فرزند داشتید پس بهره زنها یک هشتم ترکه است.»
منظور از ترکه میت موارد زیر است:
1-آنچه که میت «قبل از فوت» مالک آن بوده است. خواه «عین» باشد یا «دین» و خواه حق مالی نظیر «تحجیر» که هر گاه کسی به قصد احیای زمین مواتی آن را با دیوار یا چیز دیگری مانند کندن چاه تحجیر کند مالک نمیشود بلکه نسبت به دیگران حق اولویت در احیای زمین پیدا میکند. و مانند حق خیار در خرید و فروش یا حق شفعه که به وراث انتقال می شود یا حق قصاص و جنایت در صورتی که کسی شخصی را بکشد و قاتل قبل از قصاص بمیرد که در اینجا قصاص تبدیل به مال میشود که تماماً مانند دین از ترکه قاتل گرفته میشود.