عوامل فرهنگی و اجتماعی

جدول شماره 4-12: ماتریس همبستگی تصور پاسخگو ازمیزان امکان ازدواج و ابعاد گرایش دختر و پسر به رابطه قبل از ازدواج 68
جدول شماره 4- 13: ماتریس همبستگی نگرش دوستان و گرایش دختر و پسر به رابطه با جنس مخالف 69
جدول شماره 4- 14: ماتریس همبستگی میزان کنترل توسط خانواده و ابعاد گرایش دختر و پسر به رابطه جنس مخالف 70
جدول شماره 4- 15: ماتریس همبستگی ابعاد دینداری و ابعاد گرایش دختر و پسر به رابطه قبل از ازدواج 70
جدول شماره 4- 16: ماتریس همبستگی بین ابعاد مصرف رسانهای و ابعاد گرایش دختر و پسر به رابطه قبل از ازدواج 71
جدول شماره 4-17: نتایج آزمون رگرسیون چندمتغیره بعد احساسی گرایش به رابطه با جنس مخالف با روش گام به گام 73
جدول شماره 4-18: نتایج آزمون رگرسیون چند متغیره بعد شناختی گرایش به رابطه با جنس مخالف، با روش گام به گام 74
جدول شماره 4-19: آزمون رگرسیون چند متغیره بعد رفتاری گرایش دختر و پسر به رابطه با جنس مخالف، با روش گام به گام 75
جدول شماره 4-20: نتایج آزمون رگرسیون چند متغیره گرایش دختر و پسر به رابطه با جنس مخالف، با روش گام به گام 76
فهرست شکلها
عنوان صفحه
2-2-6- مدل مفهومی پژوهش 47
فصل اوّل
کلیات
1-1- مقدمه
مطالعات در زمینهی جامعهشناسی خانواده از تغییرات گستردهای در این حوزه در طی نیم قرن اخیر در سراسر جهان حکایت دارد، تغییراتی که عوامل متعددی منجر به بروز آنها شده و در عین حال پیامدهای گوناگونی برای جوامع متعدد در پی داشته است. یکی از این تغییرات، شیوع روابط جنسی پیش از ازدواج در این جوامع بوده است. روابط جنسی پیش از ازدواج، پدیدهای است که بیشتر با فرهنگ و حوزه زندگی خصوصی افراد آمیخته است تا حوزه عمومی و همگانی، ولی نمود آن در حوزه عمومی غیرقابل انکار است. با گسترش امکانات جدید ارتباطی (مانند ماهواره، اینترنت و …) به تدریج، جامعه ایران با امواج گسترده تغییرات ارزشی و هنجاری مواجه گردیده است که این تغییرات، به شدت در حال رسوخ به درون خانواده ایرانی است (ارمکی و شریفیساعی، 1390). به نظر میرسد سنت و فرهنگ جامعه در برخی زمینهها در حال تاثیرپذیری از سایر فرهنگها میباشد. یکی از این زمینهها روابط با جنس مخالف قبل از ازدواج میباشد، به همین دلیل است که ارزشهای مربوط به خانواده حتی در مواجهه با تغییرات پرشتاب اجتماعی و فرهنگی و تضاد ارزشی بین نسلها و مقاومتهای پیش رو نیز همچنان گرایش به تغییرات تدریجی را در خود مشاهده میکند. اما در این بین، مشکلات اقتصادی، گسترش ارتباطات و برخوردهای فرهنگی ناشی از این گسترش، سبب گشتهاند که روابط جنسی پیش از ازدواج با جنس مخالف به تدریج در میان نسلهای جوانتر، جای پایی برای خود پیدا کنند (گرمارودی، 1388) که این امر ناشی از مشکلات ساختاری در این حیطه میباشد که زمینه را برای ظهور این پدیده فرهنگی- اجتماعی جدید فراهم کرده است. پدیدهای که میتواند زمینهساز بسیاری از مشکلات اجتماعی دیگر در جامعه باشد.
روابط پسر و دختر پیش از ازدواج همواره موضوعی مهم و با این حال پوشیده از ابهام و همراه با شک و تردید و اضطراب بوده است. از طرفی فشار و تنشهای غریزی باعث میشود که نوجوانان خود به خود به سمت جنس مخالف گرایش پیدا کنند و از طرف دیگر ملاحظات اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی به عنوان مانعی بر سر راه آنان عمل کردهاند. این حالتهای متضاد و متناقض در جامعه همواره برای جوانان و همچین خانوادهها مسئلهساز بوده و وضعیت نامعلوم و سردرگمی را از لحاظ کنار آمدن با این مشکل ایجاد کرده است (رفاهی و همکاران، 1391). ارتباط با جنس مخالف، به خصوص اگر رابطهای خارج از محدوده اخلاق و دستورات دینی باشد، آثار و تبعات زیانباری برای فرد خواهد داشت.گاهی علاقهی درونی به جنس مخالف و نیاز به ارتباط با او، از چارچوب هنجارهای اجتماعی و دینی خارج میشود و به سوی بی عفّتی و گناه کشیده میشود که این امر در جامعه ما بسیار ناشایست و غیراخلاقی است.
وقتی سن ازدواج جوانان افزایش مییابد و جوانان به دلایلی نمیتوانند در زمان مناسب ازدواج کنند، ارتباط جوانان با جنس مخالف، پیش از ازدواج زمینههای انحراف از مسیر اصلی زندگی را برای آنان باز میکند. جوانان مجردی که دچار بحران می شوند به طور مرتب ممکن است نیازهای خود را جا به جا کنند و حتی ممکن است نیازهای مقطعی و کاذب را جایگزین نیازهای اصلی خویش کنند این جابه جایی بیشتر مواقع به انحراف می انجامد.
بر اساس تحقیقات مرتبط، فاکتورهای متعددی در سطوح مختلف فردی و اجتماعی در روابط با جنس مخالف دخیل هستند. فاکتورهایی فردی مانند سن، جنس، مهارت تصمیمگیری و مباحثه، عزتنفس و خود بسندگی (Kiragu, 1993)، مذهبی بودن و نگرش به روابط قبل از ازدواج (Kiragu, 1993; Lacson 1997)، دسترسی به فیلمهایی با محتویات جنسی (Abraham and kumar, 1999; Mmari and Blum;2004)، انجام سایر رفتارهای پرخطر مانند سیگار کشیدن، مصرف مواد مخدر و الکل (Kiragu, 1993; Stanton 1999; Anteghini 2001) با روابط دوستی و جنسی قبل از ازدواج مرتبط میباشند. برخی فاکتورهای اجتماعی مانند عوامل مربوط به جامعه، خانواده و دوستان نیز در پیشبینی این رفتارها موثر هستند (Kirby, 2002; Alexander, 2007)، درک از هنجارهای گروه همسالان و تعامل با دوستان نیز با این نوع روابط مرتبط بوده اند (Kirby, 2002; Holtzman and Rubinson, 1995).
بنابراین می توان گفت عوامل فردی و اجتماعی متعددی بر گرایش افراد به رابطه با جنس مخالف شان تأثیر دارند. هدف از پژوهش حاضر، شناخت عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر گرایش دختران و پسر
ان مجرد به رابطه با جنس مخالفشان در شهر بهبهان است. 1-2- بیان مسأله
الگوهای ارتباطی به مدد تحولات ساختار اجتماعی و اقتصادی و تغییرات ارزشی ناشی از آن، در سال های اخیر تغییرات زیادی داشته است و مشکلات بسیاری را به وجود آورده است. از جمله مشکلاتی که امروزه خانواده ها با آن مواجه هستند، مسأله ارتباط و دوستی های دختران و پسران جوان پیش از ازدواج است. تغییرات نظام ارزشی و تغییر ساختار اقتصادی ایران، به تدریج، زمینه را برای بروز الگوهای نوینی از رفتارهای جنسی در میان بخشی از جوانان ایرانی فراهم کرده است؛ شکل گیری ارزش هایی نوین و پیدایش الگوهای جدیدی از رفتار که به مثابه ی پاسخ هایی به نیازهای درونی ارضا نشده ی آنان عمل می کنند. اندک تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده است نشان می دهد که روابط جنسی پیش از ازدواج در ایران در حال افزایش است (ارمکی، 1390؛ سلیمانی نیا و همکاران، 1384؛ گرمارودی و همکاران، 1388؛ خلجآبادیفراهانی و مهریار، 1389). به نظر می رسد بخصوص طی دو دهه اخیر، الگوی روابط جنسی پیش از ازدواج در جوانان دچار تغییرات فراوانی شده و اکنون با تحولات قابل توجهی در حوزه ارزش ها و باورهای جوانان همراه شده است. بیشتر این روابط پنهانی و دور از چشم والدین شکل می گیرد و تداوم می یابد. در این بین، جوانی جمعیت و رفتارهای پرخطر جوانان (ارمکی، 1390؛ زاده محمدی و احمدآبادی، 1388)، به یکی از عوامل هشدار دهنده در ایران تبدیل شده است. در ایران حدود 30 تا 70 درصد نوجوانان به نوعی با این مسئله در گیرند(حسینی دولت آبادی و سعادت، 1391؛ گلزاری، 1384). در یک تحقیق گسترده که روی 75 هزار نفر از نوجوانان 14 تا 19 ساله در سراسر کشور انجام شده است، 45 درصد از نمونهها عنوان کردهاند که مسائل جنسی فکرشان را آزار میدهد و 35 درصد مطرح نمودهاند که بخاطر مسائل جنسی گاهی به دردسر افتادهاند (حسینی دولت آبادی و سعادت، 1391، میرباقری، 1381).
علاوه بر موارد مذکور، دگرگونیهای ساختی و اجتماعی چون گسترش شهرنشینی، صنعتی شدن، افزایش میزان سواد، حضور زنان در عرصههای اجتماعی، گسترش مکانهای مشترک، گسترش کمی و کیفی وسایل ارتباط جمعی نیز به پیدایش و افزایش شکل جدیدی از روابط بین شخصی جوانان جامعه کمک کرده است که موجب تقویت گرایش و میل جوانان جامعه به داشتن روابط و معاشرتهایی قبل از ازدواج شده است (حسینی دولت آبادی و سعادت، 1391 ؛ آزاد ارمکی و همکاران، 1379؛ جوکار، 1383؛ احمدنیا و مهریار، 1383؛ موحد و همکاران، 1385).
بر اساس پژوهشیکه بر روی ۱۴۱555 نفر دانشآموز دختر و پسر دوره متوسطه در سال تحصیلی ۱۳۸۷-۱۳۸۶ صورت گرفت نتایج نشان داد که 105046 دانشآموز یعنی 3/74 درصد دارای رابطه غیر مجاز با جنس مخالف بوده اند (سایت تابناک، 1393). بررسی سازمان ملی جوانان بر روی 7 هزار نفر از دختران و پسران مجرد 15 تا 29 ساله نشان داده که 55 درصد جوانان با جنس مخالف خود ارتباط دارند. در این پژوهش 30 درصد افراد نمونه فقط رابطه دوستی را انگیزه خود از برقراری رابطه دانستهاند، حدود 34 درصد انتخاب همسر و 14 درصد نیز رابطه جنسی را دلیل دوستی برشمردند. 43 درصد دخترانی که رابطه داشتهاند بیان کردند که تنها با یک نفر رابطه دوستی داشتهاند و 57 درصد با بیش از یک نفر دوست بودهاند. این نسبتها برای پسران 24 و 76 درصد است. 24 درصد از کسانی که با جنس مخالف ارتباط داشتهاند بیان کردهاند که رابطه آنان به آمیزش جنسی منجر شده است. در استانهای خوزستان و گیلان بیش از دیگر استانها این رابطه به رابطه جنسی منجر شده است (سازمان ملی جوانان، 1388، سایت تحلیلی خبری عصر ایران، 1388). با توجه به اینکه در استان خوزستان بیشتر از دیگر استانهای کشور روابط دختر و پسر پیش از ازدواج به رابطه جنسی منجر شده، ضرورت انجام چنین پژوهشهایی در شهرستانهای استان خوزستان ضروری به نظر میرسد. بهبهان یکی از شهرستانهای استان خوزستان است. جمعیت شهر بهبهان ترکیبی از قومیت های فارس، لر و عرب می باشد. طبق بررسیهای انجام شده در شهر بهبهان پژوهشی در این زمینه انجام نشده است و امکان دسترسی به اطلاعات توسط محقق در شهر بهبهان سبب گردیده است تا این شهر برای مطالعه انتخاب گردد.
شهر بهبهان شهری نسبتا سنّتی است و مردم این شهر نسبت به اعتقادات و ارزشهای گذشته و سنت پایبند هستند. خانوادهها نگرش نسبتا منفی به روابط دختر و پسر قبل از ازدواج دارند. با توجه به این که در چند سال اخیر رشد چشمگیر استفاده از ماهوارهها و رسانههای جمعی خارجی در بین ساکنین این شهر با مخالفتهای قانونی روبه رو بوده، روابط دختر و پسر حاکی از مسألهدار بودن آن است و این گونه روابط گسترش بسیاری داشته است. همچنین با واکاوی بیشتر این پدیده میتوان به بروز شکاف ارزشی در بین نسلهای جوان در این شهر پی برد. همین امر باعث شده است که محقق به دنبال عوامل زمینه ساز برقراری این گونه ارتباطات باشد. بنابراین این پژوهش در صدد بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر گرایش پسر و دختر به رابطه با جنس مخالف در شهرستان بهبهان است. سوالات اساسی تحقیق عبارتاند از اینکه وضعیت گرایش به رابطه با جنس مخالف در بین جوانان شهرستان چگونه است؟ مهمترین عوامل فرهنگی و اجتماعی مؤثر بر این گرایش کدامند؟