عوامل فرهنگی و اجتماعی و وزارت جهاد کشاورزی

میزان آزادی و رهایی هیجانی از والدین: عدم وابستگیهای هیجانی و عاطفی نسبت به خانواده اصلی از موارد بسیار مهم در روابط زناشویی است.
سطح تحصیلات زوجین و میزان آرزوهای شغلی و درجه رضایت آنها از شغل: مردان و زنانی که از شغل خود راضی هستند، بهگونهای این رضایت را در روابط زناشویی خود منعکس میکنند. زن و شوهری که از لحاظ سطح تحصیلات تفاوت بسیار زیادی دارند، همواره از رابطه زناشویی خود رنج میبرند. در این گونه موارد، چنین به ذهن متبادر میشود که این زن و شوهر در دو عالم متفاوت از یکدیگر زندگی میکنند بهطوری که درجه تفاهم به حداقل ممکن میرسد.
سن ازدواج: ازدواج در سنین پایین یا بسیار بالا میتواند آسیبزا و خطرآفرین باشد (یونسی، 1388).
20-2 سن مناسب ازدواج
یکی از عوامل اصلی ازدواج، کشش جنسی است که عامل بلوغ در آن نقش اساسی دارد. این سن از کمی بیش از 12 سال تا 17 سال متغیر است ولی سن شروع بلوغ به این معنا نیست که فرد میبایست در آن سن ازدواج نماید. بههمین جهت سن ازدواج در جوامع مختلف و بین زن و مرد متفاوت است (کاظمیپور، 1383). ازدواج زودرس که بهصورت ازدواج قبل از 18 سالگی تعریف میشود، هر دو جنس را متأثر میسازد اما دختران بیشتر در معرض آن هستند و آسیبها و عوارض شدیدی را متحمل میگردند (لطفی، 1389).
سن تقویمی (شناسنامهای) هیچگاه نمیتواند ملاک درستی برای ازدواج باشد. پس از رسیدن به بلوغ عقلانی، اجتماعی، عاطفی و اقتصادی است که باید به ازدواج فکر کرد. اگرچه ممکن است خیلی زود انسان به بلوغ جنسی برسد و توان توالد و تناسل را داشته باشد، اما این بهتنهایی کافی نیست. برای تشکیل یک زندگی جدید باید تواناییها و آمادگیهای بسیاری وجود داشته باشد. اما کلا میانگین بهترین سن ازدواج برای دختران (25-23) و برای پسران (30-25) سالگی میتواند باشد. آمار و ارقام نشان میدهد که معمولا سن پسران هنگام ازدواج از دختران بیشتر است. بهندرت دیده میشود که برعکس باشد (نجاتی، 1389).
ازدواج علاوهبر پاسخگویی به نیازهای جنسی و عاطفی فرد، نیازهای اقتصادی، ارتباطات اجتماعی و فرهنگی او را نیز تنظیم میکند و بهعنوان هنجاری پذیرفتهشده در تمامی کشورهای دنیا به حساب میآید. زمان احساس نیاز به همدم و ازدواج در بین افراد، متفاوت بوده و از شدت و ضعفهایی برخوردار است. برخی از افراد در سنین نوجوانی این نیاز را احساس نموده و مبادرت به ازدواج میکنند. برخی دیگر در سن جوانی و تعدادی نیز پس از سپری کردن دوران جوانی ازدواج میکنند. البته میبایست اشاره نمود که در جوامع دارای فرهنگ سنتی و توسعهنیافته، قبل از اینکه هر یک از این نیازها احساس شوند، والدین و یا اطرافیان برای دختر یا پسر خود همسر انتخاب میکنند (کاظمیپور، 1383).
معمولا در همه جوامع برای ازدواج، یک پایه سنی حداقلی وجود دارد که در قوانین مدون یا غیرمدون در نظر گرفته می شود و افراد تا قبل از رسیدن به آن، به برقراری پیوند زناشویی مجاز نیستند. این پایه سنی معمولا هم زمان با بلوغ جنسی یا اندکی پیش یا پس از آن تعیین می گردد، ولی بهدلیل آنکه ازدواج بهعنوان شیوه بهنجار ارضای این نیاز، تنها بعد زیستی ندارد و مانند دیگر امور انسانی با فرهنگ شکل گرفته و جهت می یابد، معمولا افزون بر بلوغ جنسی، باید توانمندی لازم برای اداره امور خانواده را داشته باشد و بهتعبیری، به بلوغ عقلی و فکری و اقتصادی رسیده باشد، بهگونه ای که فرد بتواند در نظر عرف و قانون، مسئولیت تعهد های خویش را در قبال دیگران بپذیرد. بدین ترتیب، سن ازدواج در هر جامعه ای بر حسب شرایط محیطی، اقتصادی و فرهنگ خاص آن جامعه تبیین می گردد (جدیدی، جانبزرگی و رسولزاده طباطبایی، 1388).
لارسون و هلمن (1994؛ نقل در هاشمی، 1392) پس از مرور ادبیات موجود در زمینه رضایت زناشویی نتیجه گرفتند که قویترین عامل پیشبینیکننده تزلزل و عدم اثبات زناشویی، سن کم به هنگام ازدواج میباشد. نتایج پژوهشهای کلیک (1957؛ نقل در هاشمی، 1392) و کارتر (1971؛ نقل در هاشمی، 1392) نشان دادهاند ازدواجهایی که قبل از سن 18 سالگی واقع میشوند، 3 برابر ازدواجهایی که بعد از 18 سالگی روی میدهند، احتمال طلاق دارند و ازدواجهایی که قبل از رسیدن به سن 20 سالگی صورت میگیرند 2 برابر ازدواجهایی که بعد از 20 سالگی رخ میدهند، احتمال طلاق دارند. به بیان دیگر، هر چه سن ازدواج پایینتر باشد، احتمال از هم گسیختگی خانواده بیشتر میشود زیرا در سنین پایین، افراد از قابلیتهای لازم برای ایفای نقش همسری بیبهرهاند. در عین حال، ازدواج در سنین بسیار بالا نیز خطر طلاق را افزایش میدهد.
21-2 علل ازدواج زودرس
فقر: در شرایط سخت و تنگنای اقتصادی و در خشکسالیها برخی خانوادهها به فکر ازدواج دخترشان میافتند تا از بار اقتصادی بکاهند. در اینجا کودکان به عنوان کالایی برای رفع احتیاج خانوادههای فقیر مورد معامله قرار میگیرند، اما خوب است بدانیم با اینکه در بیشتر جوامع مصداق دارد، اما همیشه این طور نیست بلکه فقر ممکن است حتی ازدواج را به تأخیر بیندازد. در بررسی که توسط وزارت جهاد کشاورزی در سال 2003 در شهر یزد بهمنظور بررسی علت افزایش سن ازدواج صورت گرفت معلوم شد عده زیادی از پدران مانع از ازدواج دخترانشان میشدند تا بتوانند از کمک آنان در کسب درآمد خانواده بهره گیرند. همچنین معلوم شد در این استان فقر عامل اساسی ازدواج زودرس نبود، بلکه احترام به سنتها و تعلقات خانوادگی عامل هدایت به آن بوده است.
حفظ آبرو و شرف خانوادگی: بهطور سنتی ازدواج زودرس بهعنوان وسیلهای برای حفاظت دختران از رابطه جنسی قبل و یا خارج از ازدواج در نظر گرفته میشده است چرا که بکارت دختر اهمیت بسیار بالایی در برخی فرهنگ ها دارد. از طرفی ارزش و جایگاه مادری و همسری در جامعه و عوامل فرهنگی و اجتماعی در تداوم آن نقش دارند. ملاحظات اخلاقی و آبرو نیز از عوامل موثر بر ازدواج کودکان محسوب میشود. علاوه بر این والدین احساس میکنند با ازدواج زودرس دخترانشان میتوانند ضامن امنیت جنسی آنان شده و به نوعی دوشیزگی دختر و امنیت جسمی، جنسی و آینده او را نیز تضمین نمایند.
عوامل فرهنگی و اجتماعی: سطح تحصیلات زن متغیری بسیار مهم برای ازدواج زودرس است. در کشورهایی که دختران تحصیلات بیشتری دارند ازدواج زودرس کمتر است .ضمن این که به طور کلی ازدواج زودرس در جوامع روستایی بیش از شهری است .در زمینه فرهنگی ایران ارزش های سنتی در ارتیاط با خانواده، سیستم پدرسالاری، حمایت دینی و مذهبی برخی دلایل ازدواج زودرس هستند. در کشور ما ازدواج زودرس تا حد زیادی با دین و مذهب آمیخته است. در بررسی انجام شده در یکی از شهرهای کشور که دارای ویژگیهای فرهنگی سنتی و مذهبی و توسعه اجتماعی اقتصادی بالایی است، با اینکه بیشترین آمار تحصیلکردهها را در کشور دارد ولی ازدواج زودرس در آن بالاست .اهالی این شهر هنوز نگرش مثبت به ازدواج زودرس دارند. در این شهر بهطور عمده مقاومتی در برابر ازدواج زودرس در کار نیست، حتی برخی دختران خود تمایل زیاد به ازدواج زودهنگام دارند و نمیخواهند شانس ازدواج را از دست بدهند. بنابراین به سادگی نمیتوان افزایش سطح سواد را مساوی با کاهش میزان ازدواج زودرس دانست چون این موضوع فقط به تحصیلات مربوط نمیشود. امروزه در بسیاری از جوامع دختران میتوانند به مدرسه بروند اما زود هم ازدواج میکنند و ضرورتا این تحصیلات منجر به توانمندی زنان نمیشود (لطفی، 1389).
22-2 عوارض ازدواج در سنین پایین
بعد جسمانی: برخی مواقع بر اثر سن پایین، زوجین هنوز فرصت لازم را پیدا نکردهاند که از لحاظ جسمانی و جنسی به بلوغ برسند و از این زاویه بتوانند وظایف ازدواج را به انجام برسانند.
عدم تجربه طرفین جهت زندگی: افرادی که در سنین پایین ازدواج میکنند، فاقد تجربه برای زندگی خواهند بود و قادر به درک بسیاری از مسائل و مشکلات پیچیده زندگی نخواهند بود.
اداره و سرپرستی: زوجهایی که سن آنها پایین است، بدون تردید آمادگی در آنها جهت اداره، رهبری و کنترل همسر خویش هنوز شکل نگرفته است. لذا در اداره امور خانواده با مشکلاتی شدید مواجه خواهند بود.
احساسی بودن: در سنین پایین معمولا احساسات بر عقل و منطق غلبه دارد، لذا رفتار زوجهایی که بر مبنای احساس شکل بگیرد بدون شک برای آنها عواقبی در بر خواهد داشت.
ناسازگاری: وجود اختلاف و کشمکش در میان ازدواجکنندگان در سن پایین به مراتب بیشتر به چشم میخورد چون سن آنها، اجازه پخته شدن و قدرت سازگار شدن را نداده است (ملکی، 1380).
با وجود اینکه ازدواج زودرس در طی 30 سال گذشته کاهش یافته، اما هنوز در بسیاری از کشورها بخصوص درمناطق روستایی، معمول و امری عادی است. با وجود اینکه بیشتر کشورها حداقل سن قانونی برای ازدواج را 18 سال اعلام کردند، پیشبینی میشود بیش از 100 میلیون دختر در دهه آینده ازدواج زودرس داشته باشند. افزایش سن قانونی ازدواج و لازمالاجرا کردن آن، افزایش دسترسی دختران به تحصیلات، اشتغال مناسب، بالا بردن آگاهی جامعه درباره عوارض ازدواج زودرس و اجرای سیاستهای فقرزدایی میتوانند در جهت بهبود وضعیت سلامت زنان و کودکان مؤثر باشند (لطفی، 1389).
بنابراین با توجه به افزایش نرخ ازدواجهای زودرس و عواقب آن، فقدان روابط صمیمانه و اطمینانبخش، آسیبپذیری افراد را در مقابل موضوعات و موقعیتهای استرسزا افزایش میدهد. بارزترین مسألهای که زنان در دوره شش ماهه قبل از شروع افسردگی به آن اشاره دارند، عدم تفاهم و ناهماهنگی زناشویی است. حال آنکه رضایت زناشویی، خطر ابتلا به افسردگی را کاهش میدهد. بنابراین با قبول این مطلب که مشکلات، واقعیت انکارناپذیر زندگی است، توجه به عوامل مؤثر در افزایش رضایت زناشویی و آموزش راههای مؤثر حل تعارض و مشکلات زندگی به زوجها، آنها را برای برخورداری از یک رابطه سالم یاری میدهد (محمدخانی، 1389).
افزایش روزافزون اختلافات و تعارضات زناشویی در دنیای معاصر و خطر بروز جدایی و اثر منفی آن بر سلامت روانی زوجین و فرزندان آنها موجب شده است تا مشاوران و بخصوص آنان که با خانواده و زوجین سروکار دارد، راهکارهایی برای کمک به زوجین ارائه دهند تا تلاش خود را در جهت تحکیم این پیوند مقدس به کار بندند.
23-2 رویکردهایی جهت حل تعارضهای زناشویی (زوجدرمانی)
مکاتب مختلفی در روانشناسی، تئوریها و نظریات خود را در جهت تبیین مشکلات زناشویی مطرح کردهاند که در اینجا به پارهای از این رویکردها اشاره خواهیم کرد.