عرضه و تقاضای کالا

پ) شرایط عرضه و تقاضا: یکی دیگر از عوامل مؤثر در انتقال مالیاتها، شرایط عرضه و تقاضای کالاهای مشمول مالیات است. انتقال مالیات بستگی به حساسیت عرضه و تقاضا و نوع بازار موجود (رقابت کامل، انحصاری و غیره) دارد.
ت) سایر عوامل: عوامل متعدد دیگری نیز در انتقال مالیاتها مؤثرند که مهمترین آنها را میتوان کل سیستم مالیاتی، عمومیت مالیات از نظر فعالیتهای اقتصادی، عرف و عادت مردم در پرداخت مالیات، و درجه ثبات یا غیرمنتظره بودن مالیات را نام برد.
2-17- ظرفیت مالیاتی
یکی از بحثهایی که در حوزه ادبیات مالیات مورد بررسی قرار میگیرد، ظرفیت مالیاتی است. بحث ظرفیت مالیاتی و اطلاع از اینکه جامعه چقدر توان پرداخت مالیات را دارد، از اهمیت خاصی برخوردار است. تلاش برای افزایش میزان مالیاتها، تنها زمانی نتیجهبخش خواهدبود که ظرفیت مالیاتی جامعه بیشتر از میزان مالیات وصولی باشد. لذا برآورد ظرفیت مالیاتی جهت برنامهریزیهای مالیاتی از اهمیت خاصی برخوردار است. این بخش ابتدا به تعاریف مختلف از ظرفیت مالیاتی پرداخته و ساختار انواع ظرفیت مالیاتی را توضیح میدهد. در ادامه به توضیح کارهای انجام شده در رابطه با برآورد ظرفیت مالیاتی پرداخته میشود و خلاصهای از سابقه تحقیق بیان میگردد.
تعاریف مختلف از ظرفیت مالیاتی:
دکتر منوچهر فرهنگ عبارت Taxable Capacity که آن را ظرفیت مالیاتپذیری ترجمه کرده، این چنین تعریف میکند: «میزانی که مردم میتوانند مالیات بپردازند. تعیین ظرفیت مالیاتی مردم کار دشواری است، زیرا تا اندازهای بسیار زیاد به این مربوط است که دولت مالیاتها را برای چه کار دریافت میکند. حد ظرفیت مالیاتی ممکن است نقطهای تلقی شود که بیش از آن، مالیاتبندی اضافی از لحاظ اقتصادی نتایج زیانآمیز بهبار آورد(مانند کاهش درآمد ملی). هنگامیکه دولت مالیاتها را برای تهیه خدمات اجتماعی بهکار میبرد، در واقع به مودیان مالیاتی پولی را که بهصورت مالیات پرداختهاند، برمیگرداند؛ گرچه وابسته به درآمد وی نباشد و یا نفع مودی مالیات بیشتر یا کمتر از کاهش ارضاء ناشی از پرداخت مالیاتها باشد.»
ظرفیت مالیاتی در واقع اطلاعات لازم در مورد ظرفیت یک کشور یا یک منطقه را در تجهیز منابع مالیاتی برای پاسخگویی به مشکلات مالی و اجرایی سیاستهای اقتصادی فراهم میآورد و مشخص میکند که یک کشور یا یک منطقه اولاً چه میزان کوشش در تجهیز منابع مالیاتی بهکار برده است و در ثانی تا چه میزان توان افزایش این منابع را دارد.
الیاس نادران در پایان نامه کارشناسی ارشد خود تحت عنوان «مالیاتها، ظرفیت مالیاتی و معضلات موجود» بهطور مبسوطی به ارائه تعاریف کاملی از ظرفیت مالیاتی از دیدگاههای گوناگون پرداختهاست که در اینجا بهطور خلاصه به آن اشاره میشود:
الف) ظرفیت مالیاتی درآمد ملی: عبارتست از تواناییهای مالی درآمد ملی در ایجاد درآمدهای مالیاتی در چهارچوب قوانین موجود. لذا این ظرفیت را میتوان از نظر محدودیتهای متعددی مورد ارزیابی قرار دارد. این محدودیتها عبارتند از: ظرفیت قانونی، ظرفیت انسانی، عوامل اقتصادی و وضع سیاسی جامعه.
ب) ظرفیت مالیاتی سرمایه ملی: این ظرفیت در حقیقت درآمدهای مالیاتی دولت از سرمایههای ملی است و مکمل ظرفیت مالیاتی درآمد ملی میباشد. بدین معنا که دولت جهت تأمین هزینههای مصرفی و سرمایهگذاری و … علاوه بر درآمدهای افراد، از سرمایههای آنها نیز مالیات دریافت میکند. مانند مالیات بر ارث.
ج) ظرفیت مالیاتی بازدهی نهائی سرمایه: بر اساس این تعریف، در هر بخش و زیربخش اقتصادی، باید بازدهی سرمایه را بررسی کرده و برحسب اینکه بازدهی در فعالیتهای مشابه دولتی در بخشهای مختلف به چه ترتیبی بوده و در چه شرایطی میتوان بهرهوری کل جامعه را حداکثر نمود، و به عبارت دیگر با توجه به سودآوری سرمایه و بازدهی اجتماعی آن در بخشهای خصوصی و دولتی، و ملاحظه آثار اقتصادی و غیراقتصادی آن فعالیتها، تصمیم گرفته میشود که از یک بخش مشخصی مالیات دریافت شود یا یارانه پرداخت گردد. این شیوه از محاسبه ظرفیتهای مالیاتی از نظر آثار اقتصادی، صرفاً به تعاریف دیگر ارجحیت دارد. چراکه در این شیوه، اولاً تشکیلات غیرضروری دولت برای افزایش بهرهوری باید حذف و کارآیی در سایر مؤسسات افزایش یابد. ثانیاً بهطور طبیعی فعالیتها جذب مراکزی میشوند که سودآوری در آنها بالاست و این درنهایت تولیدات را در بخشهای مورد نیاز افزایش خواهدداد. ثالثاً، در این شیوه منفعت اجتماعی و سطح رفاه عمومی به حداکثر رسیده و میتوان با توزیع مجدد درآمد عدالت اجتماعی را افزایش داد.
تعاریف فوق بیشتر ظرفیت مالیاتی را از جانب پرداختکنندگان مالیات بررسی میکنند؛ یعنی تأکید برروی توان اقتصادی، گرایشها و قوانین حاکم بر مودیان مالیاتی میباشد. ظرفیت مالیاتی را از جنبه تقاضا نیز میتوان بررسی کرد. این تقاضا از جانب دولت صورت میگیرد. بهطور خلاصه میتوان گفت که دو نوع ظرفیت مالیاتی از جانب تقاضا وجود دارد:
ظرفیت مالیاتی ضروری: دولت مسئولیتها و وظایف مختلف و زیادی را برعهده دارد که بعضی از آنها حتی ضروری هم میباشد. دولت جهت پوششدادن به این هزینهها بایستی مالیات دریافت نماید. حداقل میزان مالیاتی که بتواند هزینههای ضروری دولت را پوشش دهد.
ظرفیت مالیاتی ایدهآل: میزان مالیاتی است که علاوه بر نیازهای ضروری دولت، امکان برنامهریزیهای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت را جهت ساماندهی به اوضاع اقتصادی کشور به دولت بدهد.
ساختار انواع ظرفیت مالیاتی:
در این قسمت به تبیین و تجزیه و تحلیل هر یک از انواع ظرفیت مالیاتی پرداخته میشود.
ساختار ظرفیت مالیاتی درآمد ملی: ظرفیت مالیاتی درآمد ملی تکیه بر درآمدهای مختلف افراد در سطح ملی دارد که در محدودیتهای مختلف انسانی، اقتصادی، سیاسی و قانونی میتواند مورد ارزیابی قرار گیرد.
الف) عوامل انسانی: جامعه مجموعهای است از افراد با روابط، فرهنگ و رویههای مخصوص به خود. ظرفیت مالیاتی از دو جهت به تولید بستگی دارد. یکی درآمدی که برای صاحبان و ابزار تولید، سرمایه، کار و … حاصل میشود و دیگری قدرت خریدی که خانوادهها در تهیه کالاها و خدمات بهدست آوردهاند. این تولید بستگی تام و تمام به نیرویانسانی آن جامعه داشته و نیرویانسانی یکی از عوامل اساسی و مؤثر در تولید است. لذا نقش این عامل در ظرفیت مالیاتی بهخوبی مشخص است. نیرویانسانی یک جامعه در ارتباط با مسائل مالیاتی را میتوان از چهار وجه مورد مطالعه قرار داد: حجم جمعیت، ساختار جمعیت، عکسالعمل و روحیه و فرهنگ مردم در مقابل مالیات و مجریان مالیاتی.
حجم جمعیت: تولید و در نتیجه درآمد ملی با عنصر جمعیت و نیروی انسانی، رابطه مستقیم و مثبتی دارد لذا ظرفیت مالیاتی درآمد ملی نیز با حجم جمعیت رابطه مستقیمی خواهد داشت.
ساختار جمعیت: ساختار و ترکیب جمعیت درصد مختلف طبقات سنی را نشان میدهد که این خود وسیلهای برای کشف نیروهای شاغل و فعال است و از این طریق میتوان توان بالقوه تولیدی شاغلین یک کشور را مورد مطالعه قرار داد. در حقیقت جوانی یا سالخوردگی یک جمعیت نشان میدهد که آیا محصول ملی از نظر عنصر کار توان توسعه دارد یا نه؟ نکته قابل توجه در این رابط این است که چنانچه توازن بین شاغلین و افرا مصرف کننده برقرار نباشد. به ناچار دولت باید بخشی از درآمد خود را به صورت مالیات منفی ـ یارانههاـ در اختیار نیازمندان قرار دهد.
فرهنگ مالیاتی: عکس العمل جمعیت در پرداخت مالیات نیز در تعیین ظرفیت مالیاتی قابل توجه است. اصولاً در اقتصادهای آزاد و مبتنی بر بازار و اصل داد و ستد، عکسالعمل جمعیت میتواند عامل مؤثر در موفقیت سیستمهای مالیاتی باشد و کارشناسان مالی میبایست در انتخاب سیستمهای مالیاتی ضریب عکسالعمل روحی جمعیت را در پرداخت مالیات از نظر دور ندارند.
مجریان مالیاتی: بخشی دیگر از نیروی انسانی در کشور در ارتباط با مالیاتها به مجریان دستگاههای اجرایی مربوط میشود. عوامل مؤثر در مالیاتها علاوه بر قوانین و مودیان، رویهها و سازماندهی اجرائی نیز میباشد. چنانچه توان اجرائی اخذ مالیاتها به هر دلیلی کاهش یابد، این نارسائیها مستقیماً خود را در سقف مالیاتهای وصولی نشان خواهد داد.
ب) عوامل اقتصادی: از آنجایی که ظرفیت مالیاتی مبتنی بر ظرفیت اقتصادی است، لذا عوامل اقتصادی از عوامل اساسی و مؤثر در تعیین ظرفیت مالیاتی است. این عوامل از دو جهت مورد بررسی قرار میگیرد.
– ساختار اقتصادی: کشورهای صنعتی عموماً نسبت به کشورهای با اقتصاد کشاورزی از نظر تعیین ظرفیت مالیاتی این خصوصیت را دارند که گردش و تحرک ثروت در آنها فوقالعاده سریعتر صورت میگیرد. بنابراین اگر سیستم مالیاتی به نحوی باشد که در هر مرحله گردش ثروت، سهم مالیاتی را مشخص کند، این سرعت سهم به سزایی در افزایش ظرفیت مالیاتی خواهد داشت. حال آنکه در کشورهای با اقتصاد کشاورزی بهدلیل بطنی بودن گردش ثروت و نیز خود مصرفی بودن تولیدات کشاورزی توسط خانواده زارعین، ظرفیت مالیاتی نسبت به کشورهای صنعتی مشابه، کمتر نشان میدهد. همچنین چگونگی توزیع درآمد در تعیین ظرفیت مالیاتی نقش تعیین کنندهای را خواهد داشت. چونکه طبقات درآمدی مختلف، عکسالعملهای مختلفی در برابر اخذ مالیات نشان میدهند.