عدم وجود خود همبستگی و کیفیت اقلام تعهدی

سطح معنی داری
001/2
198/0
053/0
013/0
361/1
279/0
توضیح: HML شامل تفاوت بین پرتفوهایی با نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام بالا و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام پایین است. SMB تفاوت بین میانگین ساده بازده پرتفوی های با اندازه کوچک و پرتفوی های با اندازه بزرگ است. AQFactor برابر با تفاوت بین متوسط بازده شرکت هایی با بیش ترین شاخص کیفیت اقلام تعهدی و بازده شرکت هایی با کمترین شاخص کیفیت اقلام تعهدی است. Rm-Rf بازده اضافی پرتفوی بازار است.
بخش اول جدول4-17 نتایج حاصل از برازش مقطعی میانگین بازده اضافی نسبت به بتاهای محاسبه شده را روی 25 پرتفوی اندازه و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار نشان می دهد. نتایج نشان داد که ضرایب محاسبه شده بتای شاخص کیفیت اقلام تعهدی و بتای نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار (HML) به ترتیب مثبت و منفی است که از لحاظ آماری معنی‏دار نیستند. درحالی که ضرایب محاسبه شده بتای بازار (Rm-Rf) و بتای عامل اندازه (SMB) مثبت و معنی دار هستند که دلالت بر صرف خطرپذیری مثبت برای این عوامل دارد.
مقدار احتمال (یا سطح معنی داری) F مدل 3 در خصوص 25 پرتفوی فاما و فرنچ (1993) برابر با 008/0 است که کمتر از 01/0 است، بنابراین در سطح اطمینان 99 درصد مدل معنی داری وجود دارد. میزان R2 مدل نیز برابر با 481/0 است، یعنی 1/48 درصد از تغییرات میانگین بازده اضافی توسط عوامل فاما و فرنچ، بتای بازار و کیفیت اقلام تعهدی بیان می شود. برای وجود یا عدم وجود خود همبستگی در باقیمانده ها از آزمون دوربین- واتسون استفاده شده است. مقدار آماره D-W برابر با 191/2 است (مقادیر نزدیک به 2 به طور تجربی نشان دهنده عدم خود همبستگی است).
همچنین نتایج حاصل از برازش مقطعی میانگین بازده اضافی نسبت به بتاهای محاسبه شده روی 27 پرتفوی اندازه، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار و شاخص کیفیت اقلام تعهدی نشان داد (بخش دوم جدول4-17) که ضرایب محاسبه شده بتای شاخص کیفیت اقلام تعهدی و بتای عامل اندازه (SMB) منفی و ضرایب محاسبه شده بتای نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار (HML) و بتای بازار (Rm-Rf) مثبت است که همگی از لحاظ آماری معنی‏دار نیستند.
مقدار احتمال (یا سطح معنی داری) F مدل 3 در خصوص 27 پرتفوی پرتفوی اندازه، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار و شاخص کیفیت اقلام تعهدی برابر با 279/0 است، چون این مقدار کمتر از 05/0 نیست، بنابراین در سطح اطمینان 95 درصد مدل معنی داری وجود ندارد. همان طور که ملاحظه می شود، ضرایب متغیرهای مدل نیز هیچ کدام رابطه ی معنی داری با بازده اضافی ندارند.
بنابراین، نتایج روش رگرسیون مقطعی 2 مرحله ای همسو با تحقیقات مالی پیشین (کور و همکاران، 2008؛ ماشرووالا و ماشرووالا، 2011) نشان می‏دهد که شواهدی مبنی بر قیمت‏گذاری شاخص کیفیت اقلام تعهدی وجود ندارد. چون اگر شاخص کیفیت اقلام تعهدی قیمت‏گذاری شده باشد، یعنی شاخص کیفیت اقلام تعهدی صرف خطرپذیری مثبت به همراه داشته باشد، ضریب (4λ) بتای عامل کیفیت اقلام تعهدی باید مثبت و معنی دار باشد (کور و همکاران، 2008، ص8). همچنین به دلیل عدم وجود رابطه مثبت معنادار بین شاخص کیفیت اقلام تعهدی با بازده آتی سهام (هم براساس داده های سالانه و هم براساس داده های ماهانه)، بنابراین فرضیه سوم رد شده است. یعنی بازار شاخص کیفیت اقلام تعهدی را به عنوان یک عامل خطرپذیری قیمت گذاری نمی کند. به عبارت دیگر شاخص کیفیت اقلام تعهدی یک عامل توضیح دهنده خطرپذیری سهام محسوب نمی شود.
خلاصه فصل چهارم
در این فصل فرضیه های تحقیق با استفاده از مدل تحقیق در سه بخش سالانه (732 مشاهده)، ماهانه(7287 مشاهده) و با استفاده از پرتفوی شرکت ها، مورد آزمون قرار گرفتند.
نتایج این تجزیه و تحلیل بیانگر پذیرش فرضیه دوم است زیرا نتایج حاصل از برازش مدل 1 تحقیق به صورت ماه به ماه نشان داد، بین شاخص کیفیت اقلام تعهدی و بازده آتی سهام در تمامی ماه های سال از لحاظ آماری رابطه معنی داری وجود ندارد و نشان داد که رابطه بین کیفیت اقلام تعهدی و بازده آتی سهام در طول زمان مشابه است و رد فرضیه های اول و سوم تحقیق بود یعنی بین شاخص کیفیت اقلام تعهدی و بازده آتی سهام رابطه معنی داری وجود ندارد و همچنین شاخص کیفیت اقلام تعهدی معرف خطرپذیری نیست. البته این نتایج مشابه تحقیقات مالی پیشین نظیر کور و همکاران (2008) و ماشرووالا و ماشرووالا (2011) است و نشان می‏دهد که شواهدی مبنی بر قیمت‏گذاری شاخص کیفیت اقلام تعهدی وجود ندارد.
البته لازم به توضیح است که یافته‏های این تحقیق به هیچ وجه به معنی شواهد قطعی بر ضد یک تفسیر خطرپذیری از شاخص کیفیت اقلام تعهدی نیست و نتایج این تحقیق تنها این ابهام را مطرح می‏کند که آیا شاخص کیفیت اقلام تعهدی منعکس کننده خطرپذیری نظام‏مند اطلاعاتی است یا خیر و به هیچ وجه این مفهوم را نمی‏رساند که دیگر جنبه‏های خطرپذیری اطلاعاتی یا سایر شاخص های چنین خطرپذیری‏هایی، قیمت‏گذاری نشده‏اند.
فصل پنجم
نتیجه گیری
مقدمه
یکی از فرآیندهای اساسی هر تحقیق علمی که با مشاهدات تجربی سروکار دارد، تفسیر تجزیه و تحلیل های آماری است. نقش آمار فراهم آوردن ابزارهایی تحلیلی است که با استفاده از آن ها بتوان داده ها را به طور موثر جمع آوری کرد و از آن ها معانی لازم را بیرون کشیده و تفسیر نمود. با استفاده از مفاهیم و روش های آماری می توان از روی نمونه، نتیجه گیری های معتبری در مورد جامعه به دست آورد و در مورد اثبات ادعاها و طبقه بندی اطلاعات که مبتنی بر شواهد تجربی است، اظهارنظر کرد. پژوهش با تجزیه و تحلیل داده ها پایان نمی یابد بلکه این تجزیه و تحلیل ها نیاز به تفسیر دارد. نتیجه گیری و تفسیر یافته ها به معنای ارائه یک توضیح کلی در مورد مجموعه اطلاعاتی است که از راه های گوناگون در مورد موضوع به دست آمده است و تفسیر نظام یافته داده ها به منظور پاسخ به یک پرسش یا حل یک مشکل خاص است.
این تحقیق به صورت تجربی و براساس اطلاعات واقعی، رابطه بین کیفیت اقلام تعهدی و بازده آتی سهام بررسی و مورد آزمون قرار داده و بررسی شده آیا شاخص کیفیت اقلام تعهدی معرف خطرپذیری است.
در این فصل به خلاصه ای از مسئله و یافته های حاصل، ارتباط بین یافته ها و فرضیه های پژوهش، تبیین و تفسیر یافته ها، تفاوت و شباهت بین نتایج حاصل با پژوهش های قبلی، تعمیم یافته ها و اشاره به زمینه های کاربردی آن ها، اشاره به محدودیت ها و موانع و پیشنهادهای متناسب با موضوع برای کاربرد نتایج و توصیه برای تحقیقات آینده پرداخته شده است.
مرور موضوع تحقیق و روش اجرای آن