دانلود پایان نامه

فخر رازی در تفسیر کبیر، می گوید:
«مولی وقتی که بنده اش را مذمت می کند، میگوید: ای جاهل چرا این کار را کردی، سبب اطلاق اسم جاهل بر عاصی پروردگار این است که علم به پاداش و عقاب دارد، ولی زمانی که مرتکب معصیتی میشود آن علم را بکار نمیگیرد. گویا که اصلاً عملی ندارد. لذا عاصی پروردگار را جاهل گویند. و بدین جهت، داخل در معصیت می شود. خواه با علم به گناه بودنش آن را انجام دهد یا با جهل بدان. گاهی انسان مرتکب گناهی میشود با علم به گناه بودنش، ولی به کنه کیفر و میزان عذابش آگاه نیست؛ در این صورت بر سبیل مجاز به آن شخص جاهل گفته می شود.
مراد از جاهل این است که انسان، مرتکب معصیتی می شود با اینکه نمیداند آن معصیت است ولی قادر است نسبت به آن علم پیدا کند، لذا مستحق عقاب می شود. مثلاً یهود بواسطه یهودیتش مستحق عقاب است، اگر چه نمیداند که یهودیت گناه است، ولی قادر به این مطلب است که بداند یهودیت گناه و معصیت است. همین مقدار در ثبوت استحقاق برای عقاب،کافی است. شخص خوابیده و فراموشکار از این قید خارج است، زیرا وقتی که قبیحی را انجام می دهد، قادر به علم پیدا کردن به قبیح بودنش نیست» (فخر رازی، بی تا، ج10، ص5-4).
علامه طباطبائی–رحمه الله علیه-جهالت را غلبه شهوات نفسانی و غضب میدانند و می فرمایند:
«…جهالت در اعمال زشت تنها در صورتی است که مرتکب آن دستخوش کوران هوا و شهوت و غضب شده باشد؛ اما درصورتیکه به انگیزه عناد با حق مرتکب شده باشد او را جاهل نمی دانند. از نشانه های این جهل این است که وقتی کورانهای نامبرده در دل صاحبش فروکش کند و آتش شهوت یا غضب که او را وادار به ارتکاب گناه کرده بود خاموش گردد و یا مانعی پیدا شود و نگذارد این عمل زشت را انجام دهد و یا در اثر فاصله زمانی زیاد از ارتکاب آن سرد شود و یا گذشت دوران جوانی و ضعیف شدن قوای بدنی و مزاجش او را متوجه زشتی که قبلاً کرده، بسازد، جهالتش زایل گشته، عالم می شود. نتیجه عالم شدنش این باشد که از آنچه کرده و یا می خواسته بکند، پشیمان می شود. برخلاف فعلی که از روی عناد و عمد و امثال آن صادر شود» (طباطبائی، 1363، ج4، ص379).
مؤلفان تفسیر نمونه، نظر علامه را بر گزیدند و می گویند: «….ولی از قرائن استفاده می شود که منظور از آن (جهالت) در آیه مورد بحث طغیان غرایز و تسلط هوسهای سرکش و چیره شدن آنها بر نیروی عقل و ایمان است و در این حالت ،علم و دانش انسان به گناه گرچه از بین نمی رود اما تحت تأثیر آن غرایز سرکش قرار گرفته و عملاً بی اثر می گردد، و هنگامی که علم اثر خود را از دست داد، عملاً با جهل و نادانی برابر خواهد بود» (مکارم شیرازی، 1353، ج3، ص213).
پس، خداوند تبارک و تعالی گناهانی را که از روی جهالت باشد، می آمرزد و توبه عامل جاهل را می پذیرد.
4-2-3- 2- زود توبه کردن
دومین شرط پذیرش توبه که در آیه 17سوره نساء بدان اشاره شده، این است که انسان پس از ارتکاب گناه بلافاصله پشیمان شود و هرچه زودتر توبه کند.
مراد از کلمه قریب در این آیه، پیش از فرا رسیدن مرگ و آشکار شدن نشانه های آن است. این آیه همان حقیقتی را بیان می کند که امام سجاد-علیه السلام-در دعای ابوحمزه با توضیح بیشتری بیان فرموده آنجا که به خداوند عرض می کند: «خدایا هنگامی که من تو را معصیت کردم، از روی انکار خداوندی ات، اقدام به گناه نکرده و به خاطر خفیف شمردن امر تو نبود و مجازات تو را کم اهمیت نگرفتم و به آن بی اعتنا نبودم و وعده کیفرت را سبک نشمردم؛ بلکه خطایی بود که در برابر من قرار گرفت و نفس امّاره، و حق را بر من مشتبه کرد و هوای نفس بر من چیره شد» (مکارم شیرازی، 1381، ج3، ص343).
علامه طباطبائی –رحمه الله علیه-می فرمایند:
«مراد از کلمه قریب، عهد قریب و یا ساده تر بگوییم فاصله نزدیک است و منظور این است که گنهکار قبل از پیدا شدن علامتهای آخرت و فرا رسیدن مرگ توبه کند و گرنه صرف توبه فایده ای ندارد، چرا که هر معاند لجوج هر قدر هم عناد و لجاجت داشته باشد، وقتی به مرگ خود نزدیک می شود، در اثر دیدن وزر و بال اعمال ننگینش از کرده خود پشیمان می شود و از آنچه کرده بیزاری می جوید» (طباطبائی، 1397، ج4، ص380).
فخر رازی می گوید:
«اجماع بر این است که مراد از قرب در اینجا، حضور زمان مرگ و زمان معاینه است. اما اینکه خداوند چرا این زمان را نزدیک دانسته و این کلمه استعمال گردیده، چند وجه را ذکر کرده است:
1- اجل آینده است و هر آینده ای نزدیک است: ان الاجل اتٍ و کل ما هو ات قریب.
2-برای هشدار به اینکه مدت عمر انسان گرچه طولانی به نظر می رسد، قلیل و سرآمد آن قریب است. زیرا که دو طرف آن پیچیده در ازل و ابد است. اگر زمان عمرت را تقسیم کنند به آنچه در دو طرفش است، معدوم می شود.
3- انسان در هر لحظه، انتظار فرود آمدن مرگ را دارد و این حالتی است متصف به قریب (فخر رازی، بی تا، ج10، ص5).
در تفسیر نمونه آمده است: «…جمع زیادی آن را به معنای قبل از آشکار شدن نشانه های مرگ می گیرند و آیه بعدی را که می گوید: پس از ظهور علائم مرگ توبه پذیرفته نمیشود را شاهد بر آن میدانند (نظر علامه طباطبائی-رحمه الله علیه). بنابراین، تعبیر به قریب شاید به خاطر این است که اصولاً زندگی دنیا هرچه باشد، کوتاه و پایان آن نزدیک است اما بعضی دیگر آن را به معنای زمان نزدیک به گناه گرفتهاند، یعنی به زودی از کار خود پشیمان شده و به سوی خدا باز گردد. زیرا توبه واقعی، آن است که آثار و رسوبات گناه را بطور کلی از روح و جان انسان بشوید…» (مکارم شیرازی، 1353، ج3، ص314-313).
می توان گفت: اگر انسان پس از ترک معاصی، هرچه سریعتر توبه کند، بهتر است، زیرا هم قبول آن نزدیکتر و هم اثرات گناه زودتر پاک می گردد.
4-3- طریق توبه از گناهان
اگر چه توبه موجب عفو و سقوط مجازات می شود لکن ترک گناه و عدم ارتکاب جرم آسانتر از توبه کردن است چرا که طبیعت انسانی بگونهای است که با انجام عمل خو کرده و ترک و دوری از آن برای او مشکل میشود و از طرفی ممکن است در اثر سهل انگاری و تسویف در توبه- که در روایات از آن نهی شده است- توفیق توبه را نیابد. در نتیجه آسانترین راه ترک گناه و جرم است بنابراین از دیدگاه جزای اسلامی اگر تغییر و تحول باطنی در مجرم پدید آید و به موقع مجرم اصلاح شود مجازات او لغو می شود ولی این تأسیس حقوقی سبب جری شدن افراد نسبت به ارتکاب جرم و گناه نمیشود چرا که پذیرش توبه و احراز آن دارای شرایط خاصی است و مهمتر از همه اسلام با تمهیدات خاص خود انسانها را بیشتر از همه به ترک گناه و جرم و در صورت ارتکاب به توبه و روی گردانی واقعی از آن دعوت می کند.
بعد از اذعان به اینکه توبه، پشیمانی تائب از ارتکاب فعل حرام یا ترک فعل واجب می باشد، کیفیت توبه، حقوق الله و حقوق النّاس را بیان می نمائیم.
4-3-1- طریق توبه در حقوق الناس
در این قسمت از امور که به حق النّاس مشهورند، شخص تائب علاوه بر ندم و پشیمانی قلبی از عمل ارتکاب یافته و عدم بازگشت به آن باید از عهده حق مردم برآید و رضایت آنان را جلب نماید.که این گناهان و جرایمی است که به واسطه ارتکاب آن بر انسان حق النّاس واجب می گردد. که حق الناس بر سه نوع است: حق مالی، حق بر بدن، حق معنوی.
4-3-1- 1- حق برمال