طرح فلسفه و اندیشه ای مستقل و تأکید بر اهمّیت مفهوم خودی

ای که جان را باز می دانی ز تن
ای اسیر رنگ، پاک از رنگ شو
زندگی هنگامه برچید از فرنگ
باز روشن می شود ایّام شرق
زیر گردون رسم لادینی نهاد
کاروان زندگی بی منزل است
حکمت اشیاء ز اسرار حق است
از خدا ترسنده تر گردد دلش
آه در افرنگ تأثیرش جداست
سحر این تهذیب لادینی شکن
مؤمن خود، کافر افرنگ شو
(اقبال لاهوری،1382: 589-590).
طرح فلسفه و اندیشه ای مستقل
اقبال با توجه به تحصیلات عالیه ای که از آن برخوردار بود، و به آرای دانشمندان غربی و فیلسوفان آشنایی کامل داشت، هرگز راه تقلید را ادر پیش نگرفت و مجذوب فرهنگ و تمدّن غرب نشد. چنان که نویسندۀ کتاب اقبال و شش فیلسوف غربی بدان اشاره کرده است:« برخی از مؤلّفان به غلط می پندارند که بنای اندیشۀ اقبال بر شالودۀ فلسفۀ غرب افراشته شده، و او صرفاً متأثر از فیلسوفان غربی نظیر یوهان گوتلیب فیخته(1814-1762)، آرتور شوپنهاور(1960-1788)، فردریک ویلهلم نیچه(1900-1844)، ویلیام جیمز(1910-1842)، هنری برگسون(1941-1859) و جان مک تاگارت(1925-1866) است. اقبال متفکّری منحصر به فرد است، به این معنا که از میراث فرهنگی اسلام، دانش جدید و فلسفه اطّلاع دقیق دارد. اصول اندیشه اش را از اسلام اخذ نموده که سرچشمۀ معرفت است و بر همین اساس نیز تفکّرات نوین را نقد کرده. قالب اصلی اندیشۀ وی اساساً اسلامی است که به وی مدد می رساند، تا نقاط قوت و ضعف متفکّران را مطرح سازد. جای انکار نیست که می توان میان اندیشه وی با دیگر فیلسوفان مشابهتی یافت، ولی این مشابهت کم و بیش ناپایدار است و مبیّن همانندی اندیشه شان نیست. اقبال علاوه بر اصطلاحات جدید زبان انگلیسی، اصطلاحات زبان های مختلف نظیر عربی، فارسی و اردو را با ظرافت به کار می برد که در آثار متعدّدش پراکنده اند. هرگاه اصطلاحی فلسفی را به انگلیسی استعمال می کند، مواظب است که آن اصطلاح از جنبه های اسلامی دارای مفهومی کامل، درست و واقعی باشد(قیصر، 1384: 27-28).
تأکید بر اهمّیت مفهوم خودی
مفهوم خودی از اساسی ترین مفاهیم مورد استفادۀ اقبال است، این مفهوم در اندیشۀ اقبال آن چنان مرکزیّت و اهمیت دارد، که عنوان دو اثر از آثار خود را «اسرار خودی» و «رموز بی خودی» نام گذاری کرده است. مفهوم خودی اقبال را، می توان به معنای خودشناسی و طی کردن مراحلی گام به گام برای رسیدن به مقام جانشینی خداوند بر روی زمین دانست. وی در اشعارش به معرّفی مقام خودی و ویژگی های آن پرداخته است:
نقطۀ نوری که نام او خودی است
از محبّت می شود پاینده تر
دل ز عشق او توانا می شود
امتیازات نسب را پاک سوخت
زیر خاک ما شرار زندگی است
زنده تر، سوزنده تر، تابنده تر