شکل گیری هویت ملی

0 Comments

زبان و آثار ادبی بعد مهمی از میراث مکتوب هر ملت است. زبان نه تنها به عنوان یک محصول اجتماعی، ابزار و وسیله ارتباطات به شمار می رود بلکه خود به عنوان بخشی از متن روابط اجتماعی است که در تولید و بازسازی فرهنگ و هویت متعلق به هر جامعه نقش مهمی دارد. همچنین ادبیات مکتوب مانند مجموعه اشعار و آثار منثور کهن و معاصر، مجموعه های داستانی و حتی تصنیف ها بخشی از هویت ادبی را شکل می دهند (شمشیری، 1387: 67)
7. بعد دینی و مذهبی
یکی از ابعاد مهم و حساس در بحث از هویت ملی، بعد دینی است. یعنی نحوه اهم مهم قرار دادن ملی بودن بر دینی بودن یا بالعکس همواره جزء مناقشات قرن اخیر در تاریخ ایران است یعنی تا پیش از انقلاب اسلامی برجستگی با ملیت و ایرانیت بود اما پس از انقلاب عنصر اسلامی و دینی در کنار ایرانی بودن و کاها اولویت با دین بود و ملیت تا زمانیکه موجب تفرقه دینی در ایران و جهان و در بین امت اسلامی نشود پذیرفته است و پرداختن افراطی به ملیت حقی مورد نکوهش هم واقع شده است.
در مجموع می توان دینداری را به عنوان کیفیتی در انسان دانست که معرف آگاهی از، تعلق خاطر، غلیان احساسات و دلبستگی عاطفی و پایبندی و تقید و تعهد به مجموعه ای از اعتقادات و اعمال دینی و اجتماعی مربوط به ملت است. (دوران، 1387: 124)
هویت دینی را می توان متعالی ترین بعد از هویت ملی دانست که در مقایسه با بسیاری از کشورهای غربی متمایز است و به سبب وجود همین تفاوت می توان با اهمیت و اولویت دهی بیشتر عنصر این را مورد توجه قرار داد.
هویت ملی که به مفهوم جدید پس از انقلاب مشروطه و تماس با غرب در ایران رواج گرفت بنابر نظر نویسندگان معاصر از سه حوزه تاثیر گرفته که شامل: ایران- اسلام و غرب است(داوودی-1379: 55) و در سده اخیر تعارضاتی بین این سه منبع هویتی به وجود امده است به طوریکه مثلا بحران هویتی که در سالهای اخیر با عنوان تهاجم فرهنگی در ادبیات سیاسی و اجتماعی بیان می شود برگرفته از غرب است شیخاوندی هویت ملی را تقریبا اخرین هویت اکتسابی میداند که فرد طی فرایند جامعه پذیری از طریق خانواده – مدرسه و رسانه کسب می کنند(شیخاوندی-1379-13)و هویت ملی بالاترین سطح هویت جمعی در هر کشوری و هویت یابی در این سطح (یعنی با یک ملت) موجد هویت جمعی(و در نتیجه نوعی احساس خود جمعی)است که هویت ملی خوانده می شود(woodward-2000-10).
ضمنا با توجه به جوانی جمعیت ایران و موج هویت جویی که به خصوص از انقلاب مشروطه اغاز شده و با انقلاب اسلامی در 1357 تشدید پیدا کرده است و همچنین گسترش شهرنشینی و پیچیده تر شدن روابط انسانی و تحولات پر شتاب جهانی لزوم پرداختن به سرمایه اجتماعی و اثرات ان روی هویت ملی در جهت ارتقا و تثبیت نظم اجتماعی در کشور را ضروری می سازد.
در این محدوده پیمایشهای متعددی صورت گرفته که در حوزه سرمایه اجتماعی به عنوان نمونه در پیمایش سنجش سرمایه اجتماعی جوانان که توسط موسوی مدیریت شده نتایج حاصله نشان از سرمایه اجتماعی پایین و روبه متوسط در میان جوانان اشاره دارد و شکل سرمایه هم به صورت درون گروه یا قدیم است که بیشتر مشارکت و اعتماد در محدوده دوستان – فامیل و اشنایان است.و بالاترین نمره را اعتماد بین فردی کسب کرده است.
همچنین سرمایه اجتماعی و هویت ملی هر دو به عنوان لوازم توسعه ضروری به نظر می رسند و در صورت ارتقای هر دو روند توسعه شکل مناسبتری به خود گرفته و تهدیدات به خصوص بیرونی کمتر می تواند در این مسیر خلل ایجاد کند.
بنابراین شناسایی انواع هویت فردی و جمعی همانند هویت ملی و همچنین سرمایه اجتماعی به عنوان ایجاد کننده اعتماد در جامعه – تسری بخش مشارکت در نهادهای مدنی و در نهایت در استقرار همبستگی اجتماعی می تواند در مقابل تهدیدهای روزافزون داخلی و خارجی برای نظم موجود در جامعه موثر افتد.
سنجش میزان سرمایه اجتماعی و رابطه آن با هویت ملی حوزه نسبتا تازه ای از مطالعات در این زمینه را به نمایش میگذارد .در تحقیق حاضر با بررسی دو شاخص ذکر شده می توان به ازمون تعدادی از نظریه های موجود پرداخت و ادبیات این حوزه را غنی تر ساخت.و با نتایج حاصله از این تحقیق می توان برنامه ریزان حوزه سیاسی و اجتماعی کشور را نسبت به تعلق خاطر به ایران و اثرات سرمایه اجتماعی بر آن در جهت انجام آسیب شناسی از وضعیت موجود آگاه کرد.
هویت ملی یا جامعه ای بالاترین سطح هویت جمعی در هر کشوری است و هویت یابی در این سطح(ملت) موجد هویتی جمعی و در نتیجه نوعی احساس خود جمعی است که هویت ملی خوانده میشود(woodward.2000.10).
چلپی با مرور بر این مفهوم آنرا یک جمع تعریف شده انتشاری می داند که دارای انسجام بوده و مرجعی برای تعریف اعضای خود است (چلپی: 1377- 22) در واقع آنچه ملت نام می گیرد و اساس شکل گیری هویت ملی است می توان از درون چنین مفهومی استخراج شود.
چلپی اجتماع مدرن را محصول توازن میان دو عنصر حیاتی سنت و پیمان اجتماعی می داند به گونه ای که برخی از روابط و احساس ها را سنت تعیین می نماید و برخی را قواعد و نهادهای اجتماعی اجتماع جامعه ای جمعیت نسبتا معینی از اعضا را برای خود مفروض می گیرد که در جامعه مدرن از این اعضا به شهروندان یاد می شود . دومین عنصر عمده این است که اجتماع جامعه ای در هر سطحی توسط یک سنت فرهنگی مشترک مشخص می شود.(همان- 23)
وی به نقل از اومن آورده است که مفهوم ملت زمانی شکل می گیرد که قلمرو و فرهنگ بر هم منطبق شوند یعنی باید سرزمین و قلمرو جغرافیایی مشخص داشته باشند که افراد ساکن آن دارای فرهنگ مشترکی باشند.
چلپی در بحث از وفاق اجتماعی و نظم اجتماعی به پیروی از پارسونز نظم اجتماعی را در دو دسته جای می دهد :
نظم بیرونی که با پشتوانه قدرت اعمال می شود و افراد جامعه با توجه بر منافع خویش به سازگاری با آن تن میدهد .در چنین نظمی همبستگی اجتماعی ضعیف است اعتماد اجتماعی متقابل تعمیم یافته تعهد درونی تعمیم یافته و وابستگی عاطفی تعمیم یافته ضعیف و یا وجود ندارد.
نظم درونی که در آن اعتماد اجتماعی تعهد درونی و همدلی ملی برقرار است و وفاق اجتماعی عام به وجود می آید بر این اساس همه کنشگران از اجتماع عام هستند نه ماهای کوچکتر مثل خانواده .
چلپی دو عنصر نمادی را در ساختار فرهنگی اجتماع جامعه معرفی می نماید:
سنن فرا نسلی که تداوم یافته است و مختص یک نسل نیست مثل زبان مشترک – تاریخ فرهنگی مشترک و تداوم زمانی سنت بین اعضای یک اجتماع جامعه ای که موجب احساس همبستگی بین افراد یک اجتماع جامعه ای با پیشینیان و آیندگان می گردد( همان – 25).
چلپی نظام جامعه ای را بالاترین سطح جامعه کل می داند که شامل چهار خرده نظام است:
نظام اقتصادی
نظام سیاسی
رابطه: مبادله ای و معیشتی
تولید: کالا وخدمات
وسیله مبادله : پول
تضاد: بین فرد و جمع