شفاف سازی اطلاعات مالی و رفتار سرمایه گذاران

ج. افراد خنثی نسبت به ریسک
سومین گروه افرادی هستند که به اصطلاح آنها را ریسک خنثی می نامند.این افراد ارزش پولی را مقدار ارزش اسمی آن می دانند.تابع مطلوبیت چنین افرادی به صورت یک خط مستقیم است. رفتار ریسک خنثی اغلب در افرادی دیده می شود که بیش از حد ثروتمند هستند.

به طور خلاصه می توان عنوان کرد که بررسی ریسک پذیری و ریسک گریزی افراد از آن جهت اهمیت دارد که افراد همیشه و در تمام رفتارهایشان آن طور که مدلهای اقتصادی فرض می کنند ریسک گریز نیستند بلکه زمانی هم هست که ریسک پذیر شده و از خطرات استقبال می کنند (شهر آبادی ویوسفی، 1386).
2-3-7- شفاف سازی اطلاعات مالی و رفتار سرمایه گذاران
دستیابی به رشد بلندمدت اقتصادی، نیازمند تخصیص و تجهیز بهینه منابع در سطح ملی است و این مهم بدون کمک بازارهای مالی به ویژه بازار سرمایه گسترده و کارآمد به سهولت امکانپذیر نیست. کارکرد مناسب بازار سرمایه می تواند کارایی، سرمایه گذاری و رشد را افزایش داده و هم چنین قادراست ازطریق کاهش نگهداری داراییهای نقدی و افزایش نرخ رشد سرمایه های فیزیکی حداقل در بلندمدت، رشد اقتصادی را افزایش دهد به این دلیل هر چه شفافیت اطلاعات که یکی از عوامل مهم در کارایی بازار است،بیشتر باشد به همان اندازه این نقش بهتر ایفا خواهد شد . موضوع افشای اطلاعات به نحو مناسب، جامع و کامل در گزارش های سالانه شرکت ها در تصمیم گیری تعداد زیادی از افراد جامعه، به خصوص سرمایه گذاران در بازار سرمایه متاثر است با توجه به کارکرد بازارهای مالی و اقتصاد ملی از قبیل تجهیز منابع پس اندازی و هدایت آن به سوی فعالیتهای مولد اقتصادی، تعیین قیمت وجوه و سرمایه، انتشار و تحلیل اطلاعات و توزیع ریسک اقتصادی، لزوم توجه به عواملی که می توانند بر احتمال مشارکت افراد در بازار سرمایه تاثیر بگذارند ضروری به نظر می رسد.
رفتار سرمایه گذاران در بورس، نحوه تصمیم گیری، تخصیص منابع پولی، قیمت گذاری و ارزیابی، بازده شرکت ها را تحت تأثیر خود قرار می دهد. شرایط مبهم و اشتباهات شناختی که در روا ن شناسی انسان ریشه دارد، باعث می شود سرمایه گذاران اشتباهاتی در شکلدهی انتظارات خود داشته باشند و در نتیجه رفتارهای ویژه در هنگام سرمایه گذاری در بازارهای مالی از خود بروز دهند . رفتار سرمایه گذاران متأثر از عوامل بسیاری است که یکی از علل اصلی این ابهامات رفتاری، موضوع عدم اطمینان و عدم شفافیت اطلاعاتی است. این مسئله مهم باعث می شود زما نی که اطلاعاتی تازه منتشر می شود شرکت کنندگان در بازار به آنها واکنش نشان داده و موجب تغییرات و نوسانات قیمت اوراق بهادار و حجم مبادلات می شود. در صورتی که اطلاعات محرمانه و ناهمگون منتشر گردد واکنش های متفاوتی را در بازارهای مالی مشاهده خواهیم کرد که این امر تحلیل های نادرست و گمراه کننده را به همراه خواهد داشت(سینایی و داودی، 1388).
در دهه گذشته، بازارهای مالی ملی و بین المللی دچار بحرانهای مالی فراوانی شده اند .یک دلیل برای وجود این بحران ها عدم وجود اطلاعات مالی شفاف و کافی است در محیط پرتلاطم امروزی، بسیاری از سرمایه گذاران بر اهمیت شفاف سازی اطلاعات در استراتژیهای خود توجه دارند. فقدان اطلاعات و یا عدم اطمینان درباره آنها، امروزه تبدیل به یک مشکل اساسی در بازارهای مالی شده است.
2-4- پیشنه تحقیق
2-4-1-تحقیقات خارجی
برای اولین بار سِلدِن(1912)، عوامل روانشناختی در بازار سهام را مطرح نمود. او در کتاب خود تحت عنوان، «روانشناسی بازار سهام »عنوان نمود که حرکت های قیمتی اوراق بهادار، وابستگی قابل ملاحظه ای به طرز فکر ذهنی جامعه سرمایه گذاران و معامله گران دارد (سِوِل، 2010،ص 169).
شفرین و همکاران(1985)، نشان دادند که رفتار معاملاتی سرمایه گذار با تمرکز روی نقاط مرجعی که معادل قیمت سهام در زمان خرید (قیمت تمام شده خرید) است، سازگار است.
بارنیول(1987 )، در مطالعات خود دریافت که رفتار سرمایه گذار در بازار را می توان بر اساس خصوصیات سبک زندگی ،میزان ریسک گریزی و شغل فرد پیش بینی نمود.
فریس و همکاران(1988)، به بررسی تاثیر قیمت تمام شده خرید سهام بر رفتار معاملاتی سرمایه گذاران پرداختند. فرضیه آنها این بود که سهامِ در ناحیه سود نسبت به سهامِ در ناحیه زیان، حجم معاملات بیشتری دارد. آنها هشت محدوده قیمتی را حول قیمت تمام شده خرید سهام در نظر گرفتند.چهار محدوده شامل قیمت تمام شده و بالاتر از آن و چهار محدوده قیمتی دیگر، زیر قیمت تمام شده خرید سهام قرار میگیرد. آنها به بررسی حجم معاملات در این هشت محدوده قیمتی پرداختند و نتیجه گرفتند که رابطه حجم معاملات با چهار محدوده شامل قیمت تمام شده و بالاتر از آن مثبت و با چهار محدوده زیر قیمت تمام شده خرید، بطور معنی داری منفی است. این تحقیق نشان داد، سهام در ناحیه سود نسبت به سهامی که در ناحیه زیان قرار می گیرد، حجم معاملات بیشتری دارد. به عبارت دیگر زمانی که قیمت سهام از قیمت تمام شده عبور می کند حجم معاملات افزایش می یابد. بنابراین می توان قیمت تمام شده خرید سهام را به عنوان نقطه مرجع در نظر گرفت.
هاناکاریا و جان ویلیامز(1985)، دراین تحقیق نتیجه گرفتند، مدلهای کلاسیک نظریه ی نشانهای را بسط دادند. این مدلها نشاندهندهی این هستند که در جهانی از اطلاعات نامتقارن سازمانهای آگاهتر از رویهی سود سهام به عنوان یک نشانهی ارزشمند استفاده میکنند تا مشتریان آیندهی شرکتهای خود را به سازمانهای کم اطلاع منتقل کنند. بنابراین افزایش سود سهام نشاندهندهی بهبود و پیشرفت عملکرد شرکت میباشد.در حالیکه کاهش سود سهام نشانگر وخامت اوضاع سوددهی شرکت است. بنابراین افزایش یا کاهش سود سهام پیشرفت یا پسرفت سوددهی، درآمد و رشد شرکت را به دنبال خواهد داشت.علاوه براین باید رابطهی مثبت بین تغییرات سودسهام و واکنش قیمت سهام بعدی وجود داشته باشد.
ناجی و ابن بنگر(1994)، در یک مطالعه پیمایشی تاثیر ٣۴ متغیر را که در هفت گروه از عوامل دسته بندی نمودند را بر تصمیمات خرید یک سهم مورد بررسی قراردادند .یافته های تحقیق آنها نشان می دهد که معیارهای کلاسیک حداکثرکردن ثروت مهمترین عوامل تاثیر گذار در تصمیمات سرمایه گذاران محسوب می شوند .اگرچه سرمایه گذاران درانتخاب یک سهم معیارهای مختلفی را بکار می گیرند . یافته های تحقیق او بیانگر این است که گزارشات مالی سالیانه شرکتها تاثیر چندانی بر تصمیمات سرمایه گذاران نداشته و بی ارزش می باشند .همچنین نتایج این تحقیقات نشان می دهدکه اطلاعات مربوط به ایمنی محصول،کیفیت محصول، فعالیت های محیطی شرکت ازجمله عواملی است که اطلاعات مربوط به آنها مورد تقاضای قوی سرمایه گذاران است .بعلاوه اکثر سهامداران مایلند که وضیعت روابط کارگری ،جایگاه اخلاقی شرکت ودرگیری های اجتماعی شرکت به سهامداران گزارش شود.
ولچ و دونو (1996)، به تحقیق در مورد شکل گیری رفتار توده وار در بازارهای مالی از طریق تمرکز بر مسائل روانشناسی سرمایه گذاران، در خصوص آن دسته از رفتارهای سرمایه گذاران که می تواند منجر به گرایش مطابق با اجماع بازار شود پرداخته اند. اوری و زمسکی (1998)؛ کالو و مندوزا (1998)؛ چاری و کهنو(1999) دیدگاه دیگری را بیان نموده اند بدین ترتیب که سرمایه گذاران اصولاً عقیده دارند سایر سرمایه گذاران اطلاعاتی در رابطه با سهام خاص و بازده آنها دارند و اقدامات آنها منجر به افشای چنین اطلاعاتی می شود.
شارفشتین و اشتین (1990)؛ راجان (1994)؛ ماوگ و نیک (1996) بر مسأله مدیر – مالک تمرکز دارند و آن را مربوط به زمانی میدانند که مدیران مالی هنگام اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری به پیروی از سایر افراد می پردازند و علت آن را انگیزه های ناشی از برنامه های پاداش و جبران خدمات، شرایط استخدامی یا به نحوه حفظ شهرت و اعتبار می دانند.
اپشتین (2001)، تاثیر اطلاعات اجتماعی بر رفتار سرمایه گذار حقیقی را مورد بررسی قرار داد. .یافته های تحقیق او بیانگراین است که گزارشهای مالی سالیانه شرکتها تاثیر چندانی برتصمیم های سرمایه گذاران نداشته و بی ارزش اند مریکاس و همکارانش از راه مطالعه پیمایشی سعی کردند که عوامل تاثیر گذار بر رفتار سرمایه گذاران حقیقی را در بازار سرمایه یونان شناسایی کنند.نتایج تحقیق آنها نشان می دهد که معیار تصمیم گیری افراد در خرید یک سهم، ترکیبی از معیارهای اقتصادی و معیارهای روان شناختی است. آنها دریافتند که تصمیم گیری سرمایه گذاران همواره یک رویکرد منسجم و عقلایی نخواهد بود. یکی از جدیدترین پژوهشهای صورت گرفته دررابطه با شناسایی عوامل تاثیر گذار بر رفتار سرمایه گذاران ، پژوهشی است که توسط حسن التمیمی در بازار سرمایه امارات صورت گرفت. وی متغیرهای تاثیر گذار بر رفتار سرمایه گذاران را در پنج گروه از عوامل طبقه بندی کرد. این عوامل عبارتند از : اطلاعات مالی و حسابداری، اطلاعات خنثی، توصیه های جانبدارانه ، انطباق تصویر خود با شرکت و نیازهای شخصی سرمایه گذار. یافته های این پژوهش حاکی از این است که متغیرها مرتبط با نظریه حداکثر کردن مطلوبیت از قبیل: رشد سودآوری، سود نقدی پرداخت شده به سهامداران و سود هر سهم پیش بینی شده از مهمترین متغیرهای تاثیرگذار در قصد خرید یک سهم در بازار خواهد بود.
هیشلفر و تئوچ (2001)؛ کریستی و هوانگ (1995) بر روی سهام امریکا، چانگ وهمکاران (2000) در سطح بین المللی، گلیسون و همکاران او (2003)، بر روی قراردادهای آتی کالا در بورسهای اروپایی، گلیسون و همکاران او (2004 )، روی صندوقهای قابل معامله در بورسها، مطالعات جامعی را دراین خصوص انجام داده اند.
برون و هیگینز (2001)، در تحقیق خود به مقایسه سودهای غیرمنتظره مثبت و منفی در میان 13 کشور پرداختند. آنان بیان کردند که میزان سودهای غیرمنتظره مثبت و منفی کوچک در کشور آمریکا مشابه با سایر کشورهاست. در مقابل درصد سودهای غیرمنتظره منفی بزرگ در کشور آمریکا نسبت به 12 کشور دیگر کمتر می باشد که دلیل آن را می توان به محیط اطلاعاتی شفاف تر در کشور آمریکا بیان کرد. همچنین از دیگر دلایلی آن می توان به قوانین افشای سختگیرانه تر و مجازات های سنگین در صورت تخلف شرکت ها و هزینه های کمتر تحصیل اطلاعات به نسبت سایر کشورها دانست. البته از دیگر دلایلی احتمالی آن می توان به مهارت بالای مدیران شرکت های آمریکایی در مدیریت نمودن سود شرکت ها نیز اشاره کرد.
ریچاردسون (2002)، او مزایای اطلاعات حسابداری را در پیش بینی رفتارهای مدیریت سود در شرکت های ارائه دهنده مجدد صورت سود و زیان را مورد بررسی قرار می دهد. نتایج نشان می دهد که اقلام تعهدی شاخص های کلیدی دستکاری سود می باشند که به گزارش مجدد سود منتهی می شود. همچنین شرکت های ارائه دهنده مجدد صورت های سود و زیان، سبک بهتری را برای بررسی مدیریت سود نشان می دهند و نیز اطلاعات دستکاری شده برای بالا نشان دادن مقدار سود در پیش بینی رفتار مدیریت سود در شرکت های ارائه دهنده مجدد صورت های مالی بسیار مفید است. نتایج تحقیق آنها گویای این مطلب است شرکت هایی که با دستکاری در صورت های مالی سود بالایی را گزارش می کنند، بعد از ارائه مجدد صورت های مالی با کاهش زیادی در قیمت سهام روبرو می شوند.
بارتو(2002)، مسئله اصلی تحقیق مذکور عبارتست از: آیا مدیران از طریق زمان بندی فروش دارایی های بلند مدت و سرمایه گذاری ها، سود گزارش شده را دستکاری می کنند؟ به نظر او، با توجه به این که مدیران می توانند دوره فروش دارایی را انتخاب کنند و از آنجا ییکه اصل بهای تمام شده مبنای ارزشیابی دارایی ها است و تفاوت بین ارزش بازار دارایی و بهای تمام شده آن در زمان فروش به عنوان سود شناسایی می شود، این امکان برای مدیران وجود دارد که با استفاده از زمان بندی فروش دارایی ها، بتوانند سود را دستکاری نمایند.فرضیه های وی عبارتند از: «بین سود حاصل از فروش دارایی و تغییرات سودآوری (به استثنای سود حاصل از فروش دارایی) رابطه منفی وجود دارد» و «بین سود حاصل از فروش دارایی و نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام رابطه مثبت وجود دارد».
اینو (2003)، سوال اصلی تحقیق وی این است که آیا مدیران از سود حاصل از فروش دارایی های ثابت و اوراق بهادار قابل دادوستد برای مدیریت سود استفاده می کنند؟ فرضیه های تحقیق او عبارتند از: «معمولا سود (زیان) حاصل از فروش دارایی ها برای شرکت هایی نشان داده می شود که عملکرد سال جاری آنها منفی (مثبت) است.» «معمولا سود (زیان) حاصل از فروش دارایی ها برای شرکت هایی نشان داده می شود که عملکرد مورد انتظار آتی آنها مثبت (منفی) است» و «معمولا سود (زیان) حاصل از فروش دارایی ها برای شرکت هایی نشان داده می شود که عملکرد سال جاری آنها منفی (مثبت) و عملکرد مورد انتظار آتی آنها مثبت (منفی) است». نتایج نشان می دهد که بین سود حاصل از فروش دارایی ها و عملکرد سال جاری رابطه منفی وجود دارد. زمانی که سود عملیاتی سال جاری پایین تر (بالاتر) از پیش بینی های مدیریت باشد، شرکت ها سود فروش دارایی های ثابت و اوراق بهادار قابل دادوستد را افزایش (کاهش) می دهند. همچنین بین سود حاصل از فروش دارایی ها و عملکرد مورد انتظار آتی رابطه مثبت وجود دارد. زمانی که انتظار می رود عملکرد آتی پایین (بالا) باشد، شرکت ها علاقه مند به ذخیره (شناسایی) سود تحقق نیافته نگهداری دارایی ها به بهای تمام شده تاریخی در دوره جاری هستند و نیز زمانی که عملکرد سال جاری منفی (مثبت) و عملکرد مورد انتظار آتی مثبت (منفی) باشد، استفاده از فروش دارایی ها برای مدیریت سود بسیار مشهود است.