دانلود پایان نامه

تصویر23- دوبانو دوطرف حوض،مخمل،عمل شفیع،قرن 11ه.ق(هریس.1372.:82)
تبریز- کاشان منجر می شود.(تصاویر 24)(پوپ ،1387، جلد پنجم)
تصویر24- پارچه ابریشمی دولا،نقش یوسف وزلیخا،خسرو و شیرین بر پشت اسب ،یوسف و زلیخا با حال نزارقرن 10ه.ق(بیکر،1385،:128)
نکته ی حائز اهمیت دیگر، همکاری مطلوب میان نقاش و بافنده است که حاکی از عدم برتری طلبی نقاشان بوده که معتقد به نزول الهامات غیبی بر خود نیستند و لذا در مقابل صنعتگران صادق بوده و با بافندگان تشریک مساعی می کردندکه موجب آمیختگی سالم فرهنگ و شکوفایی،موفقیت درخشان در ارائه طرح ها شد.در این دوره با طراحان مشهوری روبه رو می شویم که همه در طراحی پارچه مهارت بسیار داشته اند«اساتیدی مثل شفیع(فرزند رضا عباسی نقاش نامدار درباره شاه عباس کبیر)با سبک مخصوص گل و پرنده، مغیث، رسول، آقا محمد، استاد شاه محمد و غیاث الدین که به راستی شاهکار هایی در این زمینه خلق نموده که یکی از مشهور ترین آنها جامه ی اسکندر در موزه
تصویر25-پارچه با نقش گل،مخمل با پود طلا(زری بافی)،قرن 11ه.ق(بلوم.1317.:206)
تصویر26- پارچه با نقش گل و گلدان،قرن 11ه.ق(همان منبع،:211)
مسکو و مشابه آن در موزه ی قم می باشد و شاهکار مکتب تبریز – یزد محسوب می شود. مظفر علی، میر نقاش، میر سید علی(پسر میر نقاش)، محمد هروی و … و نام چند بانوی بافنده نظیر صالحه، بنت و … نیز برای اولین بار بر روی پارچه های این دوره به چشم می خورد، این گروه نام خود را نیز بر روی محصولات قید می کردند و نام چند نفر آنها بیش از بقیه بر روی پارچه ها به چشم می خورد مثل: غیاث (غیاث الدین)، عبدالله، حسین، شفیع و … این افراد هریک ابداعات جدیدی در طرح ها و به کار بردن نقش مایه های تصویر داشته اند که آنان را صاحب سبک و مکتب ویژه ی مخصوص به خود ساخته است.(تصویر27)»(پوپ،1387،جلد پنجم)
تصویر27- پارچه ی لمپاس،که نام غیاث بر روی کجاوه دیده می شود(بیکر،1385،:116)
در اواخر حکومت صفویه به دلایل بسیاری هنرو صنعت نساجی رو به نابودی گرایید و متولی جهت حمایت از این هنر وجود نداشت. انقلاب صنعتی در اروپا وحضور بی رویه انواع مصنوعات خارجی در ایران و عدم کنترل آن توسط افراد خبره و … باعث انحطاط و نابودی این هنردر این دوره شد. از دیگر مواردی که باعث نابودی هنر فوق در این ایام گردید می توان به موارد فوق اشاره نمود.
«متاسفانه بسیاری از نمونه های نفیس این دوره در اثر حوادثی چون رسم «جامه خانه ی» آخرین پادشاه صفوی (شاه سلطان حسین) مبنی بر سوزاندن جامه های شاهی هفت ساله و نشاندن جامه های نو به جای آن ها و جمع آوری تارهای طلای پارچه های زربفت برای به کارگیری دوباره ی آن ها در پارچه ها، به نابودی کشانیده شدند.»(فریه،1374،:166)
«در اواخراین دوره به طور کلی هنر در جهان اسلام رو به پستی و انحطاط گرایید و هر چه باقی ماند تقلیدی از کارهای گذشتگان و نمونه های مرده و بی جان بود که تاب برابری با اندیشه ها و هنر غرب را نداشت.»(پرایس ،1356)
2-2-4 دوره افشاریه:
پارچه بافی در دوره ی افشارمانند دیگر حکومت ها دنباله رو کار گذشتگان بوده است ولی در نهایت به شکلی رو به انحطاط بود «به طوری که جایگزینی رنگ های ملایم به جای رنگ های درخشان در ابریشم های طرح دار و مخمل و همچنین تغییرات اندک طرح ها به قدری بود که مورخان هنر و نساجی مدرن، به طور عام پارچه ها را یا به حکومت صفوی و یا قاجار نسبت داده اند ولی اکنون مشخص شدن جزییات بیشتر،امکان تاریخ گذاری دقیق تر را فراهم ساخته است.
تصویر28- پوشش مقبره کتیبه دار،قرن11ه.ق(بلوم.1317.:204)
مجموعه ایاز ابریشم های مصور ایرانی که مردانی را نشان می دهند که کلاه های سه ترکی بر سر دارند، این کلاه ها ویژه ی دوره افشاری که در واقع 4 ترکی و نادر شاه افشار مبدع این طرح بوده است که در واقع این شکل خاص نماد کنترل او بر ایران، افغانستان، هند و ترکستان بود و همچنین نشان چهار خلیفه راشدی و معرفی تسنن به عنوان مذهب اصلی ایران استفاده شد. (بیکر.1385)(تصویر28)
2-2-5 دوره قاجاریه:
سفر های پادشاهان قاجار به فرنگ و علاقه ی زیاد آن ها تأثیر به سزایی بر این هنر و صنعت داشت، «مقارن با سلطنت قاجار و درگیری ایران با وقایع سیاسی روز جهان و در نتیجه ی آن پسند روز افزون کالاهای خارجی، ورود پارچه ها و اجناس و پارچه ای ارزان قیمت از اروپا، هند و روسیه به ایران جریان گسترده تری یافت.کالاهای نخی و ابریشمی روسی و اروپایی با تولید انبوه، زوال تأسف باری را در منسوجات دست باف باعث گردید، شمار کارگاههای بزرگ ابریشم بافی هر روز کمتر شده و تنها کارگاه های کوچک و یا صنایع دستی ایلیاتی، روستایی موضع خود را تا حدودی حفظ کردند.
تولیدات این کارگاه ها(ترمه های زری و موهر، برک های با موی شترو …) نیز چنان پر هزینه و گران قیمت بود که تنها ثروتمندان و متمولین می توانستند از عهده ی هزینه ی بالای خرید و تهیه ی آن ها بر آیند،اگر چه شاهد به راه افتادن صنایعی چون ابریشم بافی کرمان ویزد و تولید پارچه های نخی در اصفهان «البته بیشتر برای مصارف داخلی» نیز هستیم و برخی از پادشاهان قاجار اقداماتی در جهت زنده شدن هنر در همه ی زمینه ها (به عنوان مثال رنسانس زود گذر فتحعلیشاه)، انجام دادند و هنوز سیاحان و توریست ها از حضور رومیزی های دست باف، شال های ترمه و کشمیر بافت کرمان و یزد، کوسن های گلدوزی شده و دیگر منسوجات گران قیمت در بازارهای ایران سخن می گفتند.»( بیکر،1385)
هنر ایران به دلیل سابقه ی بسیارپر قدرت و قوی خویش همچنان توجه بسیاری از مردم دنیا را به خود جلب می کرد و همچنان مشتریان خاص خود را داشت ولی به دلیل عدم حمایت شاهان در بخش تولید و صادرات و ورود اجناس خارجیبه آرامی رو به زوال می رفت، در مجموع می توان گفت شاهکارهای زیادی در این دوران پدید نیامد و اندک اندک شاهد نفوذ بیگانگان در همه ی زمینه های هنری، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و در هم آمیختگی شیوه ی ایرانی و غربی هستیم، که نتایج چندان درخشانی هم به دنبال نداشت. «ولی حرکت هایی در جهت احیای سیاست حکومت های قبل مانند افشاریه صورت گرفت، مثل پرورش کرم ابریشم که مجدداً شروع شد و به شکلی که یک بخشی از آن به خارج صادر می شد.»(همان منبع)
به طبع استفاده از نقوش و طرح های دوره های قبل بسیار طبیعی به نظر می رسد و همچنین تأثیرات آن ها غیر قابل انکار است، «نقوش در اوایل قاجار بسیار همانند نقوش صفوی بود تا جایی که اغلب بافته ها به اشتباه جزو پارچه های صفوی دسته بندی می شد.در این زمان شیوه ی نوین گلسازی و تزیین با جلای لاکی به پیشوایی علی اشرف نقاش چنان مورد پسند قرار گرفت که نقش چهره و پیکره ی آدمی را از منسوجات برانداخت و گل سرخ های شکفته و پرندگان (گل و بلبل)، سوسن و شقایق و بنفشه و بته جقِّه ی(بوته جقّهButa) منقوش به گل که ترکیب بندی تنگاتنگی است از تکرار شکل انتزاعی درخت سرو خوابیده، بر منسوجات خانگی،پارچه و البسه نماینگر شدند، گاهی نیز نقوش بر سطح پارچه نقاشی می شدند.»(تصویر 29)(شریعت پناهی،1372) در دوران قاجار اصلاحاتی که در ارتش صورت گرفت و مطابق شدن با رویه های اروپایی منجر به علاقه و گرایش به سبک و مدل های غربی گردید و در این راستا ورود پارچه ها و منسوجات ارزان قیمت به کشور از اروپا و هند به این موضوع دامن زد.
«رواج پارچه های قلمکار، انواع سوزن دوزی و تکه دوزی و نمونه های ارزشمندی که در این زمینه تولید شد، خود نمایانگر کاهش بافت و گرانی قیمت پارچه های زری، مخمل و شاهانه در این دوران می باشد.در زمان میرزاتقی خان امیرکبیر اصلاحاتی در زمینه ی ترویج، ترغیب و تشویق تولید کنندگان داخلی و تأسیس کارگاه هاییبرای منسوجات ایرانی با سرعت بالاتر و قیمت نازل تر صورت گرفت،کارخانه های ریسندگی در اطراف تهران و حومه با دستگاه های صنعتی(انگلیسی،استرالیایی) تأسیس شدند و صنعتگران به کشور هایخارجی فرستاده شدند تا در زمینه ی کار با این دستگاه های جدید به کسب تجربه بپردازد و کشت پنبه نیز در شمال کشور رایج گردید.» (شریعت پناهی،1372) این اصلاحات باعث رونق کارگاه های بافت شال های ترمه و کشمیر کرمان و چاپ پارچه گردید.
تصویر29- پارچه با نقش زری،قرن 12 ه.ق(بیکر،1385،:146)
تصویر30- پارچه لمپاس،ابریشم،جفت هایی از پرندگان و طاووس های نر به همراه نقش مایه های گیاهی،(همان منبع،:139)
(حتی یکی از نقوش این شال ها با نام نقش امیری به نام میرزا تقی خان معروف بود) این پارچه ها به خوبی با شال های کشمیر هندی به رقابت پرداخته تا آنجا که متخصصین نیز به سختی آن ها را از یکدیگر تشخیص می دهند.(تصویر 31)