سوره الرحمن

” برای مؤمن مثالی در عرش وجود دارد زمانی که او مشغول رکوع وسجود می شود مثال او هم مشغول به آن می گردد. در این هنگام ملائکه بر او درود فرستاده و برای او طلب مغفرت می کنند . در زمانی که آن بنده گناهی را مرتکب می شود و خداوند آن را برای مثال ضعیف می گرداند تا ملائکه بر گناه او اطلاعی پیدا نکنند و این است معنای دعا، ای کسی که امر زیبا را ظاهر می گردانی و امر زشت را می پوشانی.”
4-6)برزخ ازنظرقشیری:
ایشان برزخ را در معنای لغوی به همان معنی حاجز و مانع بین دو چیز به کاربرده در تفسیر آیه21سوره الرحمن «بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیان» چنین آورده:«بَرْزَخٌ» أی حاجز بقدرته لئلا یغلب أحدهما الآخر، أراد به البحر العذب و البحر الملح. و یقال: لا یبغیان على الناس و لا یغرقانهم.
و(سوره فرقان 53) «وَ هُوَ الَّذی مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَ جَعَلَ بَیْنَهُما بَرْزَخاً وَ حِجْراً مَحْجُور».
درتعبیری عرفانی ازبرزخ چنین آورده است:
البحر الملح لا عذوبه فیه، و العذب لا ملوحه فیه، و هما فى الجوهریه واحد، و لکنه سبحانه- بقدرته- غایر بینهما فى الصفه، کذلک خلق القلوب بعضها معدن الیقین و العرفان و بعضها محلّ الشکّ و الکفران.
و یقال أثبت فى قلوب المؤمنین الخوف و الرجاء، فلا الخوف یغلب الرجاء، و لا الرجاء یغلب الخوف
و یقال خلق القلوب على وصفین: قلب المؤمن مضیئا و قلب الکافر أسود مظلما، هذا بنور الإیمان مزیّن، و هذا بظلمه الجحود معلّم.(قشیری،2007،ج2،ص643)
دریای شوری که آمیخته با شیرینی نیست و(دریای ) شیرنی که ممزوج با شیرینی نیست وهردو دارای جوهری واحدند که به قدرت الهی درهم مخلوط نمی شوند.مانندآفرینش قلبهاکه بعضی ازآن هامنبع یقین وعرفان است وبعضی دیگرمحل شک وکفر است.گفته شده قلب مومن به خوف رجا استوارگردیده که هیچ کدام بردیگری غلبه نمی کند.یاگفته شده آفرینش قلوب بر دو وصف است: قلب مومن صاحب روشنی است وقلب کافر،سیاه وظلمانی که اولی به نور ایمان زینت داده شده است ودیگری به خاطر ظلم منکر (حق) گردیده.
ودرتعبیرعرفانی برزخ ،از دیگران درتفسیرش چنین آورده است:
(و یقال: البحران. إشاره إلى النفس و القلب، فالقلب هو البحر العذب و النفس هی البحر الملح. فمن بحر القلب کلّ جوهر ثمین، و کلّ حاله لطیفه .. و من النفس کل خلق ذمیم. و الدرّ من أحد البحرین یخرج، و من الثانی لا یکون إلا التمساح مما لا قدر له من سواکن القلب. «بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ»: یصون الحقّ هذا عن هذا، فلا یبغى هذا على هذا.)
دودریارا،یکی قلب ،،که تماماگوهراست ودریای شیرین وگوارا ودیگری نفس،که دریای تلخ وشورمی باشد، معرفی کرده است.ازیکی گوهر گران بهاخارج می گرددوازدیگری تمساح.واین دودرهم نمی آمی زند.
(همو،ج3 ،ص507)
مرحوم علامه طباطبایی نیزتعبیرجالبی دراین زمینه دارد.می گوید: و اینکه فرمود:” وَ جَعَلَ بَیْنَهُما” خود قرینه است بر اینکه مراد از مخلوط کردن دو دریا، روانه کردن آب دو دریا است با هم، نه مخلوط کردن آن دو، که اجزاى آنها را در هم و برهم کند.
و این کلام عطف است بر همان چیزى که آیه” وَ هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ الرِّیاحَ …” عطف بر آن شده و در این جمله مساله رسالت از این جهت که میان مؤمن و کافر را جدایى مى‏اندازد، با اینکه هر دو در یک زمین زندگى مى‏کنند و در عین حال با هم مخلوط و یکى نمى‏شوند، تشبیه شده به آب دو دریا، که در عین اینکه در یک جا قرار دارند، به هم در نمى‏آمیزند.(طباطبایی،1373،ج15،ص316).
قشیری درمعنای اصطلاحی نیز برزخ را به عنوان جهانی که حدفاصل بین دنیا وقیامت است به کار برده است.
البته همانگونه که درمورد اندیشه وتفسیرقشیری گفته شدوی به موضوعاتی مثل برزخ به دیدعرفانی وبعضاً اجتهادی نگاه کرده است و سبک اودراین تفسیربراشاره وخلاصه گویی است مثلا آیاتی که مفسرین دال بر وجود برزخ آورده
وبحث کرده اند ،ایشان خیلی به اجمال وگذرا به آن اشاره نموده است که برای نمونه به چندآیه اشاره می نماییم
1-آیه28سوره بقره«کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ کُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْیاکُمْ ثُمَّ یُمیتُکُمْ ثُمَّ یُحْییکُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُون»
چگونه به خداوند کافر مى‏شوید در حالى که شما مردگانى بودید که خدا شما را زنده کرد و سپس مى‏میراند و آنگاه زنده مى‏کند و سپس به سوى او باز گردانده مى‏شوی.
قشیری آیه راچنین تفسیرکرده: