سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و سیاست های کلی نظام اداری

یک حقیقت غیر قابل تردید این است که بدون امکانات مناسب و کافی نمی توان دانش آموزان را تربیت دینی، سیاسی، اجتماعی و اخلاقی نمود.
مقایسهی مستمر داده ها نشان داد که کمبود منابع مالی و بودجه، منشاء ایجاد آسیب های فراوان در حوزه ی فعالیت های سازمان دانشآموزی است و تعهدات مالی دولتی در نظر گرفته شده برای فعالیتهای سازمان نیز طی دو سال اخیر انجام نگرفته است. و این سازمان به دلیل سر درگمی در ساختار (دولتی یاغیر دولتی ) نتوانسته است در زمینه جذب کمکها ازسایر منابع در نظر گرفته شده در اساسنامه موفق باشد.
.
فصل پنجم

بحث و نتیجه گیری
5-1- مقدمه
در این پژوهش بر مبنای اهدافی که در فصل اول تدوین شد؛ سعی بر آن بود تا فعالیت های سازمان دانش آموزی مورد بررسی دقیق قرار گرفته و محاسن و معایب در اهداف، ساختار و برنامهها شناسایی و به نحومقتضی معرفی گرد د. در این راستا پژوهش گر به دنبال ارائه پاسخ به چهار پرسش بود. با توجه به روش به کار گرفته شده در این پژوهش مقوله هایی چون: اهداف، ساختار، برنامهها و مقولههای مرتبط با آنها وهمچنین هویت، تهدیدها و فرصتها شامل عدم تعامل بین تشکلها،نگاه سیاسی وجناحی به سازمان، ناهماهنگی بین محتوا وعمل، ظاهرنمایی در اجرای برنامهها، تغییر هویت تشکیلاتی سازمان و غیره مورد بررسی قرار گرفتند و با این روند نتایج حاصل از تحلیل و بررسیهای مربوطه ارائه گردیده است.
5-2- تحلیل ونتیجهگیری
در پاسخ گویی به پرسش های پژوهش، ضمن بررسی و تحلیل مصاحبه ها واسناد مورد مطالعه که به صورت هدفمند انتخاب شده بودند، معایب و محاسن نظام سازمان دانشآموزی مربوط به اهداف، ساختار و برنامهها شناسایی و بیان گردیدند. روند کار پژوهشگر در این قسمت بدین صورت بود که ابتدا اسناد و متن مصاحبهها که به صورت مکتوب در آمده بود مورد بررسی دقیق قرار میگرفت و با استفاده از تکنیک مطالعهی مستمر داده ها مقوله های فرعی و سپس مقوله های اصلی استخراج گردیدند و از درون این مقولهها، مؤلفه ها مربوط به معایب و محاسن سازمان دانش آموزی استخراج گردیدند. به عبارت دیگر یک روند از جزء به کل در تحلیل داده ها، موردنظر پژوهش گر بوده است.
5-2-1- نتایج
با توجه به بررسی اسناد و مدارک و پاسخ به پرسشها در فصل چهار این نتایج حاصل گردید:
– راهاندازی سازمان دانشآموزی بر اساس یک نیاز مستمر بوده که تقریبا از سال 1364 بعد از انحلال پیش آهنگی بوجود آمده بود، پس باتوجه به منطقی بودن تاسیس آن میبایست به مرور زمان به دور از سیاست نسبت به برطرف کردن مشکلات آن در اهداف، برنامه وساختار اقدام میشد بهطوریکه بتواند به جایگاه ارزشمند خود در نظام تربیتی به خصوص تربیت غیررسمی دست یابد.
– سازمان دانشآموزی بیشترین ضربه را از سیاستهای نادرست مسؤولین ستادی وجناحی خورده است درصورتی که فلسفه تشکیل سازمان دانشآموزی بهعنوان آموزش غیررسمی وغیردولتی به دور از سیاسی بازی بوده البته در زمینه پیشآهنگی وامور تربیتی بعد از انقلاب نیزما چنین تجاربی را داشتیم وبهتر بود از تجربه گذشته استفاده میکردیم تا حداقل برای بار سوم نظام تعلیم وتربیت را متحمل خسارات مالی ومعنوی ننماییم.
– سازمان دانشآموزی باتصویب بالاترین مرجع قانونی مرتبط (شورای عالی انقلاب فرهنگی) که افراد شناخته شده سیاسی و کارشناسان مجرب تعلیم وتربیت عضوآن میباشد تاسیس شد. آبا وضعیت کنونی آن باعث عدم اعتماد به این شورا ومصوبات آینده آن نخواهد شد، پس بهتربود هرگونه تغیر در ساختار وبرنامهریزی آن با مجوز شورای عالی انقلاب فرهنگی با دلایل منطقی وکارشناسی شده انجام میگرفت زیرا آنچه شورای انقلاب فرهنگی دراساسنامه سال 1378 مصوب نموده با آنچه در میدان عمل در حال حاضر انجام میگیرد در بیشتر زمینهها متفاوت است.
– یکی از اهداف سازمان دانشآموزی تعامل سازنده باسایر کشورها بهخصوص کشورهای اسلامی بوده اما در عمل بهصورت جزیرهای عمل نمودهاست وبه نوعی در مدیریت سازمان نتوانستهایم از تجارب سایر کشورها استفاده کنیم. یکی از مشکلات که درسیستم تعلیم وتربیت کشوردیده میشود این است که در برههای از زمان سیستم تعلیم وتربیت سایر کشورها را بدون توجه به هویت وفرهنگ خودی عینا وارد نموده و کورکورانه برابر آن عمل کردهایم و در زمان دیگر به دلیل تعصبات از تجارب کشورهای دیگر استفاده نکردهایم و گاهی اوقات استفاده نکردن از همین تجارب برای سیستم تعلیم و تربیت کشور هزینههای جبران ناپذیری داشته است. سند تحول بنیادین آموزش و پرورش(1390:14) نیز بر این موضوع تاکید دارد که: «نظام آموزشی ما نظام وارداتی است و بر فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی مبتنی نمیباشد به همین دلیل بسیاری از چالشها، کاستیها و مسائلیکه آموزش و پرورش ما با آن دست و پنجه نرم میکند، ریشه در مبانی نظری این نظام دارد، زیرا این مبانی با اعتقادات، باورها، انتظارات و فرهنگ مردم مؤمن و خداجوی ما همخوانی ندارد».
– با توجه به اساسنامه، سازمان دانشآموزی میبایست فعالیتهای فوق برنامه را در راستای فعالیتهای آموزشی در ساعات فراغت دانش آموزان دنبال نماید ولی عملا سازمان دانشآموزی به این هدف خود نیز نرسیده است ودلیل اصلی آن هم همان تفکیک ساختاری در آموزش و پرورش میباشد، به طوری که شرکت در فعالیتهای فوق برنامه تاثیری در برنامه آموزش رسمی ندارد وچه بسا افراد فعال در فعالیتهای فوق برنامه در مبادی رسمی از جمله کنکور سراسری از رقبای خود عقب بیفتند و سرنوشت آنان تغییر کند، همین علت میتواند باعث دلسردی دانشآموزان از فعالیت های فوق برنامه از جمله فعالیتهای سازمان دانشآموزی شود. فعالیتهای فوقبرنامه بیشتر متمرکز بر تربیت اجتماعی، سیاسی، دینی وغیره دانش آموزان میباشد که فعلاً بدلیل تفکر حاکم بر سیستم تعلیم وتربیت ما در اوقات فراغت وخارج از کلاس درس انجام می گیرد. در این زمینه اثبات شده است دانش آموزانی که فقط به مطالب رسمی آموزش اکتفا می کنند در رشتههای دلخواه ومناسب در دانشگاه ادامه تحصیل میدهند همین افراد بدلیل تحصیلات بالاتر آینده پستهای دولتی وغیر دولتی را در دست میگیرند. حال سوال این است آیا این نوع تفکیک ساختاری باعث نمیشود که مسولین آینده که تربیت شده این نظام تربیتی میباشند نیز فقط در شعار به فوقبرنامهها بپردازند وعملا ً اعتقادی به آن نداشته باشند؟ پس می طلبد که در نحوه برگزاری فوق برنامه ها از جمله برنامه های سازمان دانش آموزی تجدید نظر شود وتمام فوق برنامه ها در راستای تکمیل آموزش رسمی دارای اهرمهای تشویقی باشند که تاثیر مستقیم در آینده دانش آموز داشته باشند.
– یکی از اساسیترین مشکلات در تعلیم و تربیت کشورما از جمله سازمان دانش آموزی نگاه متفاوت وسلیقهای مسؤولین به نظام تعلیم و تربیت میباشد، از آنجاییکه سازمان دانشآموزی یک سیستم میباشد مسؤولین نیز باید، نگاه سیستمی به آن داشته باشند. سازمان در اهداف،ساختار و برنامهها مانند یک سیستم، هماهنگ عمل میکند، نقص در هر قسمت از سیستم باعث از کار افتادگی کامل سیستم میشود، این سیستم میبایست ورودیهایی خود که دانشآموزان میباشند را طی فرایندی براساس دستورالعملها واساسنامه به خروجیهایی تبدیل کند که اهداف آن را مشخص کردهاند. به نظر میرسد سازمان دانشآموزی در محتوای اسنادی وبخشنامهها وگزارشات رسانهای به این اهداف رسیده است، اما متاسفانه در میدان عمل ودید کارشناسان سازمان دانشآموزی بهخصوص کارشناسان صفی آنچه مشاهده میگردد خلاف این موضوع را به اثبات میرساند. همانطور که در فصل چهار نیز دراسناد و مصاحبهها مشخص شد شرط رسیدن به اهداف این است که سیستم سازمان دانشآموزی هماهنگ عمل نماید، یعنی اهداف در میدان عمل قابل اجرا باشند چینش ساختار کارشناسی شده ودارای ساختاری قوی باشد وبرنامهها نیز هدفمند ودر راستای اهداف باشد تا بتواند دانشآموزان راطی فرایند لازم به شاخصههای مورد نظر اهداف برساند. مشکلاتی که امروز در درون سیستم سازمان دانش آموزی دیده میشود از برون سازمان آغاز شده که به مرور زمان به درون سازمان نیز رسوخ کردهاست دیدگاه سیاسی جناحهای سیاسی به سازمان دانشآموزی از برون باعث شده به مرور زمان ساختار وبرنامههای سازمان تغییرکند وعلت نیزدر ورود نیروی انسانی غیر متخصص به درون سازمان میباشد که سازمان واهداف آن را نمی شناسند. البته نباید فراموش کرد که سیستم تعلیم و تربیت کشور ما با تفکیک ساختاری به نظام آموزش و نظام پرورش، خود به خود دچار مشکل شده است، وقتی سیستم مادر مناسب عمل نکند بدون استثناء سیستمهای جانبی که از سیستم اصلی دستور میگیرند نمیتوانند مناسب عمل نمایند، سیستم سازمان دانش آموزی یکی از همین سیستمهاست که از بطن سیستم اصلی(آموزش و پرورش) نشات گرفته است. در این زمینه زاهدی(1376)، کریمی(1383)، ایرانپور(1391)به آسیبهای تفکیک ساختاری در سیستم تعلیم و تربیت ایران پرداختهاند.
– در بررسی متن مصاحبهها از کارشناسان مشخص شد که بعضی از نیروها(ستادی و صفی) به طورکلی از اهداف ، ساختار و برنامههای سازمان ناآگاهند، باچنین رهبرانی چگونه میتوان امید داشت تا به اهداف مورد نظر رسید؟ پس اولین چیزی که بهنظر میرسد پالایش نیروها در این سازمان وبه کار گماشتن نیروهای باتجربه، بااستعداد ومتخصص در ساختار سازمان میباشند. بهتر است در بهکارگیری این نیروها مدرک تحصیلی مرتبط، سابقه، سلامت جسمی وروانی، تعهد به هویت ملی واسلامی وغیره مدنظر قرار گیرد. در این مورد شمشیری(1382) به بررسی آسیب، معایب و شیوههای جذب تربیت معلم پرداخته و معتقد است هنوز مرجع تعیین صلاحیتهای معلمی در هالهای از ابهام است.
– بررسی متن مصاحبهها نشان میدهد که اکثر مصاحبهکنندگان یکی ازمشکلات مهم را عدم تخصیص بودجه دولتی به سازمان دانشآموزی میدانند در صورتیکه فلسفه تشکیل سازمان دانشآموزی به عنوان یک سازمان غیردولتی این بوده است که از میزان دخالت دولت در مدیریت انسانی و مالی به مرور زمان کاسته شود و بیشتر متکی بر درآمدهای مردمی به خصوص اعضا باشد. به نظر میرسد دلیل اصلی این موضوع همان ساختار ذهنی متمرکزی است که با گذشت زمان درسالیان متمادی بر فرهنگ ما حاکم شده است پس یک همت همگانی با پشتوانه کارشناسی شده میخواهد تا فرهنگ راهاندازی تشکلهای غیر دولتی در کشور نهادینه شود به نظر میرسد فعلا چنین آمادگی به عنوان یک برنامه منسجم ودارای نقشه برای آینده در بطن سیستم تعلیم وتربیت ما صورت نگرفته است. عدم توفیق سازمان دانشآموزی در اجرای برنامهها وعدم دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده علاوه برمشکلاتی که در بررسی اهداف، ساختار وبرنامهها به آن اشاره شد ریشه در همین تفکر ذهنی دارد. در همین راستا سیاستهای کلی تحول در نظام آموزش و پرورش(1391) بر بازمهندسی ساختار اداری در کلیه سطوح با رویکرد چابک سازی، پویاسازی همراه با ظرفیت سازی، فرهنگ سازی و بسترسازی برای تقویت مشارکت های مردمی و غیر دولتی، منطبق بر قانون اساسی و سیاست های کلی نظام اداری و آموزش و پرورش تاکید کرده است.
5-2-2- نتایج مربوط به اهداف
هما ن گونه که در فصل چهارم، مقایسه ی مستمر داده ها اسنادی و مصاحبهای نشان داد؛ برنامه هایی که در سازمان دانش آموزی در قالب فوق برنامه ارائه و اجرا می گردند در انتقال اهداف به محتوا ناتوان هستند. به بیان دیگر در تبیین اهداف نیاز سنجی دقیق صورت نگرفته است. در مجموع با توجه به بررسی و تحلیل یافته های کیفی این پژوهش آسیب های ناشی از اهداف از نظر مصاحبه شوندگان در این پژوهش به طور اجمال به قرار زیر است:
– آرمان گرایانه بودن بعضی اهداف و عدم تبدیل به اهداف عملیاتی، عینی و قابل اجرا.
– عدم پیش بینی روشهای کارآمد و مناسب در جهت نیل به اهداف
– عدم اطلاع دانش آموزان و اولیاء آنها از اهداف فعالیتهای سازمان دانش آموزی