سلاح های کشتار جمعی و وزارت امور خارجه

چکیده
خلیج فارس یکی از نقاط استراتژیک و حیاتی از نقطه نظر سیاست بین الملل می باشد. علاوه بر اهمیت کشتی رانی، کشف و استخراج منابع عظیم نفت، گاز و وابستگی شدید کشورها به این مواد به عنوان مواد حیاتی برای صنعت، اهمیت ژئوپلیتیک این منطقه را بیشتر نموده است. به گونه ای که در هیچ برهه ای از مطامع قدرتهای بزرگ خالی نبوده است. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و قطع شدن منافع ایالات متحده در این کشور و تلاش روز افزون این کشور جهت مقابله با ایران از طریق حضور نظامی و یا ایجاد پایگاههای نظامی و تحریک کشورهای منطقه و نفاق افکنی، موجبات تقابل بیشتر ایران و ایالات متحده آمریکا را فراهم ساخته است. ادامه این روند منافع حیاتی دو طرف را می تواند تهدید کند و یا حداقل بسیاری از ظرفیت های موجود جهت توسعه و ترقی را از بین ببرد. در این پژوهش ضمن تبیین موقعیت ممتاز جمهوری اسلامی ایران در منطقه خلیج فارس به مباحث مربوط به امنیت ملی این کشور پرداخته شده است. و این موضوع مورد توجه بوده که جمهوری اسلامی ایران جهت تامین امنیت ملی خود با چه چالشهایی مواجه بوده و منافع متضاد این کشور با ایالات متحده آمریکا تا چه اندازه می تواند برای کشور تهدید آمیز باشد و یا چگونه می توان این تهدیدها را به فرصت تبدیل نمود.
این مطالعه از نوع توصیفی و کتابخانه ای می باشد، که با استفاده از روش ماتریس تحلیل بررسی شد. نتایج نشان داد که تقابل ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تاثیر گذار است.
کلید واژگان: امنیت ملی، جمهوری اسلامی ایران، ایالات متحده آمریکا، تقابل ژئوپلیتیک
مقدمه
یکی از اساسی ترین مفاهیم و و اژه های مطرح در چگونگیبرقراری روابط میانکشورها، «امنیت ملی» می باشد. تعاریف مختلف و متنوعی از این واژه ارائه شده است، اندیشمندان تلاش زیادی برای ارائه تعاریف جامع و مانع از امنیت ملی و خارج ساختن آن از ابعاد نظامی و تعمیم آن به سایر ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی، مصروف داشته اند که نتیجه آن، رویکردهای نوین به مفهوم «امنیت ملی» است.
«زبیگنوبرژینسکی» در مورد امنیت ملی گفته است : منظور من از امنیت ملی یعنی جنبه ی محدود آن، امنیت نظامی صرف نیست. گرچه قدرت نظامی یکی از ابعاد مهم …….، در عوض معتقدم که امنیت ملی ملاحظات بیشتری را در بر می گیرد. از جمله زمامداری سیاسی، قدرت اقتصادی، نوآوری فناوری، حیات ایدئولوژیکی و غیره، تلاش برای نیل به امنیت ملی، بدون عنایت به چنین ملاحظاتی چندان موثر نخواهدبود و احتمالاً به شکست می انجامد(خلیلی،1369:ص3).
در مفهوم کلاسیک، «امنیت ملی» به معنای صیانت از مردم و سرزمین یک کشور در مواجهه با تهاجمات نظامی بیگانگان بوده است لیکن، رویکرد نوین به این واژه، حفاظت و صیانت از منافع و مصالح حیاتی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و فقدان تهدید ارزشهای بنیادین و حیاتی نسبت به یک واحد سیاسی و ملت متبوع آن، «امنیت ملی» آن کشور تلقی می گردد.
بسیاری از اندیشمندان سیاسی، فقدان تهدید نسبت به منافع و ارزشهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را در کنار فقدان تهدید نظامی، از عوامل و عناصر مقوم امنیت ملی میدانند، لیکن در تبیین و تفسیر مفهوم امنیت ملی، شرایط، فضای عمومی، شرایط جغرافیایی و …هرکشورراتعیینکنندهمیدانند .
جنگ جهانی دوم یک جنگ فراگیر بین سپتامبر ۱۹۳۹ تا اوت ۱۹۴۵ بود. این جنگ بسیاری از کشورهای جهان را درگیر کرد تا جایی که دو دسته از کشورهای مختلف به نام های متّحدین و متّفقین به وجود آمد.
ایالات متحده آمریکا در فاصله بین دو جنگ جهانی یعنی ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۹ در یک بحران فزاینده اقتصادی به سر می برد، اما دولت آمریکا و صاحبان صنایع این کشور چرخ صنایع خود را در مسیر تولید صنایع نظامی به حرکت درآوردند، به طوری که درطول جنگ دوم جهانی در اروپا، مصرف سلاح های آمریکایی مانند هواپیما، کشتی جنگی و تجارتی، توپ و تانک درجنگ باعث رونق صنایع و اقتصاد آمریکا شد.
با پایان جنگ جهانی دوم و معرفی ایالات متحده آمریکا به عنوان قدرت برتر در سطح جهانی و تضعیف بریتانیا که موجب از دست دادن مناطق تحت نفوذ در سطح جهان و خروج از خلیج فارس به دلیل پر هزینه بودن یک نوع خلاء قدرت در منطقه ایجاد شد، ایالات متحده آمریکا به یمن شکوفایی اقتصادیش در صدد برطرف نمودن این خلاء بر آمده و حد نهایت سعی می کند به نوعی با رژیم های منطقه مناسبات متقابلی برقرار نماید. یکی از کشورهایی که تحت نفوذ ایالات متحده آمریکا قرار گرفته بود ایران بود که تحت حکومت رژیم پهلوی به حافظ منافع و حیات خلوت ایالات متحده آمریکا تبدیل شده بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای و باشعار صدور انقلاب اسلامی نوعی تهدید نسبت به منافع ایالات متحده آمریکا در جهان عموما ودر سطح خاورمیانه خصوصا تبدیل گردید و جهان شاهد به قدرت رسیدن قدرت نو ظهوری بود که متاثر از دیدگاه های اسلامی و اتخاذ سیاست نه شرقی، نه غربی منافع قدرتهای سلطه گر را تهدید می نماید و تا حدود بسیار زیادی دست این ایلات متحده آمریکا را از منابع بسیار غنی نفت و گاز منطقه کوتاه نموده و بازار بسیار مهم محصولات صادراتی آن را در منطقه با مخاطره روبرو نموده است.
به زعم ایالات متحده آمریکا، جمهوری اسلامی ایران به دلایل زیر منشاء و خاستگاه اسلام انقلابی یا به تعبیر آنان بنیادگرایی و افراط گرایی اسلامی است. و به نوعی، به تقابل ایدئولوژیک با ایالات متحده برخاسته، و هژمونی جدیدی را در منطقه رقم زده است.
دفاع از حقوق مردم فلسطین
حمایت از گروهها و جنبش هایی نظیر حزب الله لبنان، حماس و… (از نظر وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا در لیست گروههای تروریستی قرار دارند)
تلاش در جهت زیر سئوال بردن موجودیت اسرائیل که تثبیت آن جزء یکی از مهمترین اهداف استراتژیک سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در جهان و به خصوص خاورمیانه به شمار می رود.
تلاش در جهت دستیابی به سلاح های کشتار جمعی (هسته ای)
به طور کلی ایالات متحده آمریکا به منظور تثبیت و تحکیم هژمونی خود در نظام بین الملل به مبارزه و تخاصم با دولت هایی که از هنجارها و ارزش های آمریکایی پیروی نکنند، دست می زند. و تقابل ژئوپلیتیکجمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در همین راستا و به دلیل تعریفی است که توسط سیاستمداران و دولتمردان آمریکایی از ماهیت جمهوری اسلامی ایران ارائه می شود شکل می گیرد.به همین دلیل با اقداماتی نظیر تحمیل جنگ هشت ساله (دفاع مقدس) و وضع تحریمهای یکجانبه و بین المللی و اجرای طرحهای مختلفی از جمله خاورمیانه بزرگ، صلح خاورمیانه و ادعاهایی نظیر نقض حقوق بشر، نبرد با تروریسم و ریشه های آن یعنی رادیکالیسم اسلامی، مبارزه با گسترش سلاح های کشتار جمعی و….. به تقابل ژئوپلیتیک با جمهوری اسلامی ایران پرداخته است.
لذا به منظور مهار جمهوری اسلامی ایران و جلوگیری از هژمونی منطقه ای چالشگر با ایالات متحده آمریکا از طریق ایجاد چالش و آسیب های داخلی و خارجی به طور مستقیم و غیر مستقیم امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را با مخاطراتی روبرو می نمایدکه در صورت عدم چاره جویی ضریب امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران کاهش می یابد. و از سوی دیگر جمهوری اسلامی ایران با نفوذ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در حیات خلوت ایالات متحده آمریکا و ارتباط دیپلماتیک با قدرتهای بزرگی نظیر چین و روسیه در سطح بین المللی می تواند فرصتهای مناسبی برای خود فراهم نموده و پایه های امنیت ملی کشور را ارتقاء بخشیده و ضریب امنیت ملی خود را افزایش دهد.

فصل اول
(کلیات تحقیق)