دانلود پایان نامه

مدل های ارتقاء سلامت متعدد، ساده و مردم پسند هستند و در آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت کاربرد دارند. این مدل ها چون قلمرو وسیعی را شامل میشوند به طور دقیق تعریف و تبیین نشده اند و دائماً در حال تحول هستند(71).
مدل های ارتقاء سلامت، محرکی برای بررسی مجدد رفتار و فرضیه های زمینه ای آن میباشند. این مدل ها، ارتقاء سلامت را به صورت یک موضوع داوطلبانه که بر اصول و سنت های مختلف استوار است، ترسیم میکنند و بر این موضوع اجمال نظر دارند که همه رویکرد ها بسته به محتوای خود اعتبار دارند و با هم در ارتباط متقابل هستند و در ارتباط نزدیک به هم بیشترین تأثیر گذاری را دارند. توسعه و گسترش مدل های تحلیلی ارتقاء سلامت اقدامی برای کمک به تجزیه و تحلیل مسائل میباشد(71). در کنار مدل های برنامه ریزی، مدل هایی وجود دارند که آموزش دهندگان بهداشت میتوانند از آن ها برای طراحی مداخلات آموزش بهداشت مناسب جهت کمک به تغییر رفتار در جمعیت های آسیب پذیر استفاده نمایند. هر یک از این مدل ها نیز همانند مدل های برنامه ریزی در برخی موقعیت ها با توجه به سطح تأثیر برنامه های آموزش بهداشت کارایی بهتری دارند(68).
ارتقاء سلامت به وسیله مردم و با همراهی مردم و نه فقط برای مردم صورت میگیرد. هیچ فردی به تنهایی نمیتواند بر کلیه ی عواملی که سلامت وی را تحت تأثیر قرار میدهند، کنترل داشته باشد. بنابراین ارتقای سلامت نه تنها شامل اعمال و اقداماتی است که به سوی تقویت مهارت ها و ظرفیت های افراد هدایت میشود بلکه به تقویت ظرفیت گروه ها، سازمان ها و جوامع برای رویارویی با شرایط اجتماعی و اقتصادی زیر بنایی و محیط های فیزیکی مؤثر بر سلامت، منجر میشود(70).
بسیاری از اندیشمندان، سبک زندگی را چگونگی زندگی افراد تعریف کرده اند. در واقع سبک زندگی نشان دهنده جلوه بیرونی ادراک از خود و محیط زندگی و انتخاب های او در زندگی روزمره است. سبک های زندگی در چارچوب تعامل بین افراد و معنایی که در این تبادل رد و بدل می شود، ظهور می یابد. سبک زندگی به لحاظ ماهیت، موضوعی اجتماعی است به این معنا که حامل پیام هایی برای دیگران است. به این اعتبار، پیروی کردن از یک سبک زندگی خاص از سوی افراد، ارزش ها و جهت گیری های خاصی را به دیگران منتقل می کند و نشان می دهد که دیگران باید در برابر فرد چه رفتاری داشته باشند. همچنین سبک زندگی انتخابی است که در محدوده متغیرهای ساختاری صورت می گیرد. سبک زندگی متمایز کننده افراد و گروه ها است. برخی اندیشمندان معتقدند سبک زندگی، آن نوع رفتارهایی را شامل می شود که قابل مشاهده و معنادار هستند، به طوری که باعث تفاوت بنیادین میان گروه های اجتماعی مختلف می شوند. اما برخی دیگر معتقدند که سبک زندگی علاوه بر رفتارها، شامل ارزش ها، نگرش ها و عقاید نیز می شوند(77). سلامتی تحت تأثیر عوامل مختلفی از قبیل ژنتیک، عوامل اجتماعی، سبک زندگی، فعالیت های جسمانی و خدمات بهداشتی یا به عبارت دقیق تر، خدمات درمانی می باشد که با تعدیل در سبک زندگی(عدم استعمال دخانیات، رعایت رژیم غذایی، داشتن فعالیت بدنی، استراحت کافی و ادامه دادن به فعالیت های اجتماعی) سلامت ارتقاء می یابد(78). سبک زندگی سالم روشی از زندگی است که سبب تأمین، حفظ و ارتقاء سطح سلامت و رفاه فرد می گردد(10). و نیز فعالیت های عادی و معمول روزانه است که افراد آن ها را در زندگی خود به طور قابل قبول پذیرفته اند، به طوری که این فعالیت ها روی سلامت تأثیر می گذارند(2).
کاکرهام سبک زندگی سالم را اینگونه تعریف می کند: سبک زندگی، الگوهایی از رفتارهای سالم مبتنی بر انتخاب های مردم و مطابق با موقعیت زندگی آنان است. فعالیت هایی مثل استفاده از الکل، سیگار کشیدن، بستن کمربند ایمنی و امثال آن می توانند موقعیت زندگی یک شخص را تقویت یا تضعیف سازد. به عبارت دیگر سبک زندگی سالم مجموعه ای از انتخاب های افراد متناسب با موقعیت های زندگی است و این انتخاب ها بر روی سلامت تأثیرگذار است(79).
در حال حاضر، سبک زندگی به عنوان یکی از شاخصه های اصلی بهداشت که ارتقاء مثبت آن، ارتقاء سلامت را به دنبال خواهد داشت و به عنوان منبعی با ارزش جهت ارتقاء سلامت و بهبود کیفیت زندگی می باشد(46). سبک زندگی به طور مستقل و به میزان قابل ملاحظه ای پیشگویی کننده بیماری های مزمن متعدد و مرگ و میر هستند(80). از دیدگاه واکر، سبک ارتقاء دهنده سلامت یک الگوی چند بعدی از خودکارآمدی و حفظ و نگهداری یا ارتقاء سطح رفاه و خود شکوفایی کامل اشخاص می باشد. و از این رو رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت و رفاه روانی اجتماعی از تعیین کننده های مهم وضعیت سلامتی هستند. این رفتارها بر روی خطرات بعدی در جهت ایجاد اختلالات مرتبط با سبک زندگی نیز تأثیر گذار است. به طوری که در ایالت متحده و کانادا در حدود 50 درصد از همه هزینه ها با سبک زندگی ناسالم، ارتباط دارد. با توجه به اینکه ارتقاء سلامت نشان دهنده توانمند سازی مردم در شناخت عوامل تأثیر گذار بر سلامت فردی و اجتماعی و تصمیم گیری صحیح در انتخاب رفتارهای بهداشتی و در نتیجه رعایت سبک زندگی سالم می باشد و تا زمانی که مردم نتوانند عوامل مؤثر بر سلامت خود را کنترل کنند، ارتقاء سلامت به مفهوم کلی آن تحقق نمی یابد لذا انجام رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت یکی از بهترین راه هایی است که مردم می توانند توسط آن سلامتی خود را کنترل نمایند و نیز راهکاری برای رسیدن به هدف ملی سلامتی است(81).
در گذشته، عامل بسیاری از بیماری ها و به تبع آن مرگ و میرها، عفونت بوده است. در اواخر قرن نوزده با تغییراتی که در سبک زندگی افراد اتفاق افتاد، این نوع بیماری ها کاهش یافته و جای خود را به بیماری های مزمن داده است که که برخی از آنها را نمی توان با دارو درمان نمود. بیماری های مزمن اغلب بر حسب شرایط زندگی ناسالم ایجاد شده اند. این بیماری ها را می توان از طریق تغییر در سبک زندگی کاهش داد(79). بنا بر اعلام سازمان جهانی بهداشت، 70 تا 80 درصد از مرگ و میرهای کشورهای توسعه یافته و 40 تا 50 درصد از مرگ های کشورهای در حال توسعه، به علت بیماری های مرتبط با سبک زندگی می باشد(68). سازمان جهانی بهداشت معتقد است که با تغییر و اصلاح سبک زندگی، می توان با بسیاری از عوامل خطرسازی که جزء مهمترین عوامل مرگ و میر هستند مقابله کرد. سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت شامل رفتارهایی است که طی آن فرد به تغذیه مناسب، ورزش مرتب، دوری از رفتارهای مخرب و مواد مخدر، محافظت در برابر حوادث، تشخیص به موقع نشانه های بیماری در بعد جسمی، کنترل عواطف و افکار، کنار آمدن با استرس و مشکلات در بعد روحی و روانی، استقلال، سازگاری و اصلاح روابط بین فردی در بعد اجتماعی می پردازد. یکی از اهداف تعیین شده سازمان جهانی بهداشت تا سال 2020، ارتقاء سبک زندگی سالم در افراد جامعه است، بر این اساس، کشورها می بایست راهبردهایی را که در بهبود زندگی فردی و اجتماعی مؤثرند، در دستور کار خود قرار دهند. و عواملی که سبک زندگی را به سمت عدم سلامت سوق می دهند (از قبیل فعالیت جسمانی نامناسب، تغذیه نامطلوب و سوء مصرف مواد)، را کاهش دهند. بنابراین لازم است که در نظام های مراقبت سلامت، همزمان با بررسی بالینی، توجه جدی به رویکرد های رفتاری و عوامل خطر صورت گیرد. در این میان با توجه به کاهش سن ابتلا به رفتارهای آسیب رسان و با توجه به حساس بودن دوره دانشجویی و شکل گیری چهارچوب فکری، عقیدتی، ارزش اجتماعی و عاطفی، این گروه در اولویت قرار می گیرند(82). برنامه های ارتقاء سلامت بر رفتارهایی بهبود بخش مانند: ورزش مرتب، مصرف غذاهای مغذی، فائق آمدن بر استرس، پرهیز از دخانیات، الکل، مواد مخدر، ایجاد روابط صمیمی با دوستان، زندگی در منطقه ای با هوای پاک و داشتن هدف در زندگی تأکید دارد. طی قرن گذشته، تغییر و تحولات زیادی در حیطه سلامت روی داده است که شامل تغییر و تحولات جمعیتی، تغییر الگوی بیماری ها، تحولات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است. شناسایی این تحولات و الگوهای مربوطه برای تمامی دست اندکاران حیطه های بهداشتی و درمانی به منظور برنامه ریزی مناسب، لازم و ضروری است(80).
سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت شامل ابعاد گوناگونی است:
یکی از ابعاد سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت، مسئولیت پذیری سلامتی می باشد که در طی آن افراد به سلامت و ارتقای آگاهی های بهداشتی خودشان توجه می کنند. مسئولیت پذیری سلامت شامل توجه به پذیرش مسئولیت در مورد سلامت فردی، کسب آگاهی در مورد سلامتی و جستجوی کمک های حرفه ای در مواقع لزوم می باشد(9). اگرچه امروزه، سلامتی به عنوان حق اساسی بشر شناخته شده اما لزوماً مسئولیت فردی است. و مانند کالایی نیست که بتواند آن را به دیگری اعطا کند. هیچ کدام از برنامه های خدمات بهداشتی و اجتماعی یا دولت نمی توانند سلامتی را در اختیار جامعه قرار دهد. سلامتی عمدتاً تنها به واسطه ی خود فرد به دست آمده و حفظ می شود. بنابراین هر کسی، باید طیف گسترده ای از مسئولیت هایی را که امروزه به عنوان “مراقبت از خود” شناخته شده، بپذیرد. فعالیت های مراقبت از خود، رعایت قوانین رفتاری ساده در مورد رژیم غذایی، خواب، ورزش، کنترل وزن، مصرف الکل، سیگار کشیدن و مصرف داروها را شامل می شود. همچنین انتخاب سبک زندگی سالم، انجام برخی آزمایش های پزشکی و عکس برداری، پذیرش ایمن سازی، مراجعه فوری در هنگام بیماری و قبول درمان، اقدام برای پیشگیری از بازگشت بیماری یا گسترش آن در بین دیگر افراد را نیز در بر می گیرد(64).
از ابعاد دیگر می توان به فعالیت جسمانی اشاره کرد. فعالیت جسمانی، نقش مهمی در سلامت و تندرستی ایفاء می کند(83). فعالیت جسمانی طیف گسترده ای از فعالیت ها با شدت های مختلف از قبیل قدم زدن، دویدن، پریدن، فعالیت های ورزشی و … را شامل می شود. فعالیت جسمانی متوسط می تواند توسط هر فرد، در هر روز از زندگی و بدون هیچ هزینه ای انجام شود. فعالیت جسمانی متوسط باید در تمام روزهای هفته یا حداقل 5 روز در هفته انجام شود تا اثرات بهداشتی مثبت داشته باشد و فعالیت جسمانی شدید نیز باید سه روز در هفته انجام شود(84). برای شروع می بایست از فعالیت های سبک استفاده نمود و آن را متناسب با شرایط جسمانی هر فرد تنظیم کرد و فعالیت هایی انتخاب شود که فرد به آن علاقمند است(شنا کردن، دوچرخه سواری و …). هدف فعالیت جسمانی، ایجاد کارایی بهتر در انجام کار عضلانی و تأمین هر چه بیشتر سلامتی می باشد. در اثر فعالیت جسمانی منظم، حرکات بدن منظم و هماهنگ شده، خستگی دیرتر ظاهر گشته، عضلات و اندام خوش حالت و ورزیده شده و همراه با افزایش نیروی عضلات، مقاومت بدن زیادتر می شود(85). فعالیت جسمانی منظم در حفظ توان عضلات، عملکرد عصبی-عضلانی، مفاصل، تعادل، افزایش چگالی استخوان و کاهش فشار خون بالا نقش دارد. انجام فعالیت جسمانی منظم، نه تنها در کاهش عوامل خطر بیماری های قلبی عروقی، دیابت نوع 2، سرطان کولون، استئوآرتریت و پوکی استخوان مؤثر می باشد بلکه در بهبود سلامت روان و کیفیت زندگی نیز تأثیر دارد(83).
عدم فعالیت جسمانی و مشکلات مرتبط با آن، یک تهدید کنونی و رو به رشد در بهداشت عمومی مطرح می باشد. گزارش سازمان بهداشت جهانی نشان می دهد که 60 درصد افراد، حداقل میزان توصیه شده فعالیت جسمانی را انجام نمی دهند. انجام منظم فعالیت جسمانی به عنوان یک عامل مهم در سبک زندگی سالم، پایداری ماهیچه ها، نیرو و توان افراد به شمار می رود. همچنین بی تحرکی در دوران نوجوانی منجر به مشکلات بهداشتی در سال های بعدی زندگی خواهد شد. انجام فعالیت جسمانی با شدت متوسط خطر ابتلا به بیماری آلزایمر، چاقی و پوکی استخوان را کاهش می دهد. انجمن قلب آمریکا و سازمان بهداشت جهانی 30 دقیقه فعالیت جسمانی با شدت متوسط 5 روز در هفته یا 20 دقیقه، 3 روز در هفته با شدت شدید را برای همه پیشنهاد کرده است. همچنین سازمان بهداشت جهانی خاطر نشان می کند که هر گونه فعالیتی که بیش از ده دقیقه طول بکشد، مفید و سودمند خواهد بود. انگیان و همکاران گزارش کردند که دانشجویان رشته علوم پزشکی به دلیل بارکاری زیاد و اوقات فراغت کمتر، فعالیت جسمانی کمتری دارند.
مطالعات نشان دادند که فعالیت جسمانی در ابتدای دوران بزرگسالی بین( 18 تا 24 ) سالگی سیر نزولی پیدا می کند. فعالیت جسمانی اغلب در دوران دانشجویی کاهش می یابد و در نتیجه ممکن است تا دوران بزرگسالی ادامه داشته باشد. کاهش فعالیت جسمانی در دوران دانشجویی می تواند در آینده موجب اضافه وزن یا توسعه بیماری های مزمن شود. مطالعات فراوانی نشان دادند که در دوران دانشجویی سطح فعالیت جسمانی سیر نزولی پیدا می کند. در مطالعه استینچکومب نشان داده شد که بیش از 50 درصد از دانشجویان هفته ای سه روز یا بیشتر، هیچ گونه فعالیت جسمانی در سطح متوسط یا شدید نداشتند(86). نتایج مطالعه نشان داد که 26 درصد از دانشجویان رشته های پزشکی، سطح پایینی از فعالیت جسمانی را داشتند(55).
شواهد اپیدمیولوژیک بیانگر آن است که تغییرات ایجاد شده در سبک زندگی طی سال های اخیر مسئول عمده افزایش میزان بروز بیماری های غیر واگیر است که از جمله این تغییرات می توان به تغییر در عادات تغذیه ای اشاره کرد. در سال های اخیر، اهمیت تغذیه صحیح به عنوان یکی از جنبه های مهم سبک زندگی مورد تأکید قرار گرفته است(87). سازمان جهانی بهداشت اظهار می دارد که افزایش شیوع چاقی در سراسر جهان، سلامت تعداد زیادی را به خطر انداخته و روند رشد چاقی در کشور های در حال توسعه و توسعه یافته مشاهده می شود. تقریباً نیمی از مرگ های زودرس در سنین زیر 65 سال در اثر بیماری هایی است که به نوعی به عادات تغذیه ای مربوط شده و قابل پیشگیری هستند(88). اثر مستقیم تغذیه بر تندرستی انسان از دیرباز شناخته شده است(89). در واقع، تغذیه کافی و مناسب، اصل اساسی برای سلامت جسم و روان می باشد. نتایج برخی مطالعات، حاکی از آن است که تقریباً 35 درصد از سرطان ها با الگوی تغذیه ای ناسالم در ارتباط اند. داشتن عادات تغذیه ای ضعیف می تواند منجر به توسعه بیماری های قلبی، سکته، سرطان، پوکی استخوان و نقایص مادرزادی شود(86).
هر ساله هزینه های زیادی برای درمان بیماری های مزمن و ناتوانی ها که در نتیجه عادات تغذیه ای نامناسب ایجاد می شود، صرف می شود. با بهبود عادات تغذیه ای افراد می توان هزینه های درمان این بیماری ها را کاهش داد(86). پدیده چاقی، موضوع پیچیده ای است که با انتخاب های سبک زندگی مثل رژیم غذایی مناسب و ورزش مرتبط است(90). چاقی، پنجمین علت مرگ و میر در جهان محسوب می شود و عامل خطر برای توسعه بیماری های دیابت ملیتوس، بیماری های قلبی، سکته، پرفشاری خون، پوکی استخوان، سرطان، اختلالات تنفسی و خواب می باشد. عوامل زیادی از قبیل ژنتیک و عوامل محیطی در اضافه وزن و چاقی دخیل هستند. مصرف زیاد کالری، سابقه خانوادگی، فعالیت جسمانی ناکافی و سوخت و ساز افراد برخی از عوامل افزایش چاقی در افراد می باشند. همچنین، در دسترس بودن غذاهای آماده یکی دیگر از عوامل کمک کننده در افزایش میزان اضافه وزن و چاقی می باشد. میزان چاقی در دو دهه اخیر به سرعت افزایش یافته است. و افراد بیشتری در معرض ابتلا به بیماری های مزمن قرار گرفته اند. نزدیک به 65 درصد افراد دارای اضافه وزن یا چاقی هستند. 35 درصد دانشجویان پسر و دختر دارای اضافه وزن هستند. به نظر می رسد به موازات افزایش وزن و چاقی، عادات تغذیه ای سالم سیر نزولی پیدا می کند(86). در ایالت متحده، اضافه وزن یکی از مهمترین مشکلات سلامتی و شیوع چاقی می باشد. شیوع اضافه وزن و چاقی در سرتاسر جهان رشد فزاینده ای نیز دارد. مطالعات نشان دادند که تغییر در عادات تغذیه ای از قبیل افزایش مصرف میوه و سبزیجات، علاوه بر کاهش شیوع اضافه وزن و چاقی با کاهش خطر ابتلا به انواع بیماری های مزمن مرتبط است(90).
مطالعات نشان دادند که کاهش مصرف میوه و سبزیجات، عدم مصرف صبحانه موجب افزایش شاخص توده بدنی می شود. امروزه تنها حدود 3 درصد از افراد توصیه های روزانه، جهت مصرف سبزیجات و تنها 28 درصد توصیه های روزانه جهت مصرف میوه را انجام می دهند. مصرف روزانه 5 وعده میوه و سبزیجات خطر ابتلا به سرطان را کاهش می دهد. همچنین، افزایش چاقی در افرادی که کلسیم کمتری مصرف می کنند مشاهده می شود. (86). راهنمای تغذیه آمریکا، مصرف 9-5 وعده میوه و سبزیجات در روز را برای افراد توصیه کرده است. مطالعات پیشنهاد کردند که تغییرات محیطی برای توسعه تغییرات رفتارهای بهداشتی افراد از جمله مصرف میوه و سبزیجات ضروری به نظر می رسد. میوه و سبزیجات دارای بیش از صد نوع ترکیبات مفید از جمله انواع ویتامین ها، مواد معدنی، فیبر، آنتی اُکسیدانت و ترکیبات ضد سرطان(بتاکاروتن، ویتامین C، لوتئین، اسید فولیک، ایزوفلووانز و آلیوم) دارد. بنابراین با افزایش وعده های مصرف آن ها می توان در پیشگیری از ابتلا به بیماری های مزمن قدم برداشت. مطالعات در آمریکا نشان دادند که مصرف بیش از 9 وعده میوه و سبزیجات حتی با رژیم های غذایی دارای چربی بالا، ارتباط بالایی با کاهش شیوع چاقی دارد. دانشجویان از جمله ی افرادی هستند که مصرف میوه و سبزیجات کمی دارند. مطالعه ای که توسط انجمن بهداشت دانشجویان آمریکا انجام شد نشان می دهد که نزدیک به دو سوم از دانشجویان، روزانه دو وعده یا کمتر میوه و سبزیجات مصرف می کنند. بیش از 95 درصد از دانشجویان، مصرف 5 وعده یا بیشتر میوه و سبزیجات در روز را طبق دستورالعمل غذایی آمریکا رعایت نمی کنند. مصرف کم میوه و سبزیجات دانشجویان را در معرض بیماری های تضعیف کننده سیستم ایمنی، سومصرف مواد و بهداشت جنسی، سلامت جسمانی، سلامت روان و رفتارهای خود مراقبتی قرار می دهد. و این زمینه ها مسئول 70 درصد از میزان ابتلا به بیماری و مرگ و میر در دانشجویان می باشد. مصرف زیاد غذا های آماده و غذاهای سرشار از کالری و عدم مصرف میوه و سبزیجات موجب رفتارهای نا سالم در دانشجویان می شود(90). امروزه، بیش از 35 درصد دانشجویان آمریکایی دارای اضافه وزن یا چاق هستند. چاقی یکی از علل سریع و روبه رشد مرگ های غیر قابل پیشگیری در آمریکا محسوب می شود(91).
به منظور کاهش عواملی که موجب اضافه وزن می شوند، افراد بایستی میزان متعادلی از فعالیت جسمانی و عادات تغذیه ای داشته باشند. در طی سال اول دانشجویی، رژیم غذایی دانشجویان دستخوش تغییرات می شود. صرف صبحانه به عنوان یکی از مهمترین وعده های غذایی محسوب می شود و افرادی که صبحانه شان را میل می کنند به احتمال کمتری دچار اضافه وزن می شوند. طبق مطالعه ای، تنها 21 درصد دانشجویان مصرف صبحانه منظمی داشتند. همچنین مطالعه دیگری بیان کرد که حدود 31 درصد از 208 دانشجویان پسر و دختر مورد پژوهش بیشتر از 5 مرتبه میوه و سبزیجات در روز مصرف نموده و بیش از نیمی از دانشجویان غذاهای آماده با میزان چربی بالا حداقل سه بار در هفته مصرف می کردند. دختران عادات تغذیه ای بهتری از جمله مطالعه برچسب های غذایی نسبت به پسران داشتند. برخورداری از ارتباطات قوی در بهبود عادات تغذیه ای مؤثر است.(90). امروزه نقش عوامل تغذیه ای به عنوان عوامل خطر بیماری های غیر واگیر شناخته شده است(87). بررسی رژیم غذایی دانشجویان و عادات تغذیه ای آنان برای سلامتی زمان تحصیل و پس از آن اهمیت فراوانی دارد. بنابراین ضروری است که کلیه گروه های سنی به ویژه دانشجویان برای پیشگیری از بیماری های مزمن در سال های بعد، از نظر برنامه غذایی مورد توجه قرار گیرند.
استرس امروزه چنان همگانی و همه گیر شده است که آن را جزء لاینفک و مشخصه اصلی زندگی انسان ها دانسته اند، به طوری که همه انسان ها در زندگی روزمره خود و در تمام ابعاد و حوزه های حیات خود در معرض استرس های زیادی قرار دارند. استرس ذاتاً خوب یا بد نیست، بلکه ممکن است اثرات مثبت و منفی داشته باشد. استرس زمانی مفید تلقی می شود که سبب تسهیل هوشیاری شده و به رشد و تکامل شخصی فرد کمک نماید یا فرد را در برآوردن نیازهایش کمک کند و زمانی نامطلوب به شمار می آید که احساس بیچارگی را سبب شده و فرد را مستعد بیماری نماید(92). میزان استرس درک شده نه تنها با وخامت و مدت مواجهه، بلکه به شرطی شدن قبلی فرد نیز بستگی دارد. مثلاً افراد پرورش یافته در محیط های خانوادگی که تنش در آن ها سال ها ادامه یافته است، معمولاً در برابر موقعیت های استرس زا واکنش قوی تری نشان می دهند. استرس شدید و بلند مدت نظیر تغییرات زندگی می تواند توانایی سازگاری فرد را تحت تأثیر قرار دهد، موجب افسردگی شود و ضمن آسیب بدن، لذت زندگی را از بین ببرد(29). از نظر وایت، زمانی که افراد تحت استرس هستند، باید مهارت های مقابله ای لازم را داشته باشند تا بتوانند اثر استرس را کاهش دهند. چنانچه استرس، مدیریت شود و مهارت های مقابله ای مؤثر واقع شود، فرد قادر خواهد بود تا با نیازها و چالش های زندگی خود به شیوه بهتری کنار آید(93). مدیریت استرس، توانایی افراد برای کاهش استرس و سازگاری مناسب با موقعیت های استرس زا تلقی می شود(57). مدیریت استرس، به مجموعه تکنیک ها و روش هایی اطلاق می شود که برای کاهش استرس تجربه شده توسط افراد یا افزایش توانایی آنان در مقابله با استرس های زندگی به کار گرفته می شوند(94). از آنجایی که گستره ی وسیعی از رفتارها می تواند بر استرس تأثیر بگذارد، می توان با یادگیری های لازم، اختلالات مرتبط با استرس را کنترل کرد(29). ورود به دانشگاه، تغییر عمده ای در زندگی اجتماعی، خانوادگی و فردی به وجود می آورد. در این دوره، فرد با تغییرات زیادی در روابط اجتماعی و انسانی روبرو می شود و با انتظارات و نقش های جدیدی مواجه می شود. قرار گرفتن در چنین شرایطی، غالباً با فشار و نگرانی توام بوده، عملکرد و بازده افراد را تحت تأثیر قرار می دهد(95). دانشجویان استرس زیادی را متحمل می شوند که جهت مقابله با آن نیازمند راهبردهای مقابله موفقیت آمیز با آن هستند. مطالعات نشان دادند که پاسخ های ناکافی در سازگاری با استرس در دانشجویان با مشکلات روانشناختی زیادی از قبیل کاهش عملکرد تحصیلی، اضطراب، افسردگی، اختلالات ذهنی و مشکلات تغذیه ای همراه است. فرآیند سازگاری در دوران دانشجویی به خاطر مواجهه با انواع مختلفی از استرسور ها از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. استرس در دانشجویان رشته های پزشکی می تواند تأثیر نا مطلوبی بر سلامت، عملکرد تحصیلی، حافظه و یادگیری، توانایی حل مسئله، تشخیص های پزشکی دانشجویان و مراقبت از بیماران داشته باشد(96). شیوع و شدت استرس در میان دانشجویان در مرز هشدار قرار دارد و سطح بالای استرس با پیامدهای منفی فراوانی مرتبط بوده که موجب کاهش عملکرد تحصیل، مشکلات سلامت جسمانی و سلامت روان می گردد(96).
در دوران دانشجویی، مشکلات مربوط به مرحله انتقال از نوجوانی به جوانی، آشنا نبودن با محیط دانشگاه، دوری و جدایی از خانواده، عدم علاقه به رشته تحصیلی، نا سازگاری با سایر افراد در محیط زندگی، کافی نبودن امکانات رفاهی و اقتصادی و مشکلاتی نظیر این ها از جمله شرایطی هستند که می توانند سبب ایجاد استرس و به خطر افتادن سلامت روانی دانشجویان گردند. لذا توجه به آن و پیامد هایش و نیز اتخاذ راهکارهای مناسب برای رهایی از آن از اهمیت خاصی برخوردار است(34).
امروزه پیشرفت سریع و مداوم تکنولوژی و تغییرات ابعاد اقتصادی و اجتماعی جوامع، منجر به ایجاد تغییرات شگرفی در شرایط محیطی و روابط بین فردی و در مجموع تغییرات اساسی در سبک زندگی انسان ها گردیده است. به گونه ای که انسان ها ناگزیر هستند برای داشتن زندگی مطلوب بر مجموعه ای از مهارت ها تسلط یابند تا توانایی انطباق و حل مسئله و مشکلات احتمالی پیش روی خود را داشته باشند(97). مهارت های اجتماعی از مهارت های ضروری زندگی روزمره انسان ها است. روزانه 70 درصد از وقت آدمی صرف ارتباطات می شود. اجتماعی شدن هر فرد، دستاورد مهارت های ارتباطی است که قبلاً آموخته است(98). مهارت های اجتماعی به رفتارهای آموخته شده و مقبول جامعه اطلاق می شود، رفتارهایی که شخص می تواند با دیگران به نحوی ارتباط متقابل برقرار کند که به بروز پاسخ های مثبت و پرهیز از پاسخ های منفی بیانجامد(99).
حمایت اجتماعی نقش مهمی در حفظ سلامتی افراد بازی می کند. همچنین حمایت اجتماعی موجب کاهش آثار منفی استرس های فراوان که از محیط و جامعه کسب می شود، می گردد و تبع آن بر کیفیت زندگی اثر مستقیم و مثبت خواهد داشت. حمایت اجتماعی، میزان برخورداری از محبت، توجه و مساعدت اعضاء خانواده و دوستان و سایر افرادی می باشد که فرد از آن ها برخوردار است. وجود حمایت اجتماعی در افراد باعث کاهش بیماری های قلبی، فشار خون، سردرد های عصبی، ناراحتی های گوارشی شده و منجر به افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس در افراد شود. افرادی که از حمایت اجتماعی بالایی برخوردار هستند، بهتر قادر خواهند بودند با رخداد های استرس زای زندگی سازگاری داشته باشند. حمایت اجتماعی، اثرات رویداد های استرس زا را تعدیل می کند و به تجربه عواطف مثبت می انجامد(100). حمایت اجتماعی با شادکامی و سلامت روانی رابطه مثبت دارد. ارتباطات نزدیک و حمایت اجتماعی که توسط خانواده، دوستان، همکاران و جامعه فراهم می شود، ارتباط مثبتی با بهبود عملکرد در محیط کار، مقابله بهتر با مشکلات زندگی، سازگاری عمومی و بهزیستی جسمانی و روان شناختی دارد. خانواده و دوستان، نقش مهمی در دلگرم کردن فرد برای رسیدن به اهداف بهداشتی ایفا می کنند. کمک آن ها، مهمترین جزء حمایت اجتماعی است(101). کسب و به کارگیری مهارت های اجتماعی و چگونگی برقراری ارتباط و تعامل با دیگران، یکی از مؤلفه های اصلی رشد اجتماعی به خصوص در جوانان محسوب می شود(97). دوره دانشجویی یکی از مراحل مهم رشد و تکامل انسان است که با رشد اجتماعی وی ارتباط تنگاتنگی دارد(98).
سازمان جهانی بهداشت در تعریف ابعاد وجودی انسان، به ابعاد جسمانی، روانی، اجتماعی و معنوی اشاره می کند و بعد چهارم، یعنی بعد معنوی را نیز در رشد و تکامل انسان مطرح می سازد. معنویت بخش مهمی از زندگی مردم را تشکیل می دهد و تأثیر مهمی بر سلامتی و بهزیستی آنان دارد. افراد دارای زندگی معنوی فعال، بدون شک از نظر روان شناختی افراد سالمی هستند(102).
معنا و هدف در زندگی، خود آگاهی، اتصال به خود، دیگران و یک واقعیت برتر از اجزاء سلامت معنوی نیز شمرده شده اند(103). مطالعات نشان دادند که رشد معنوی می تواند در مواجهه با ضربه های روحی زندگی و پیشامد های استرس زا پرورش یابد. رشد معنوی از فرآیند درگیر شدن با تردید های مذهبی نمایان می شود. در مقابل، مطالعات نشان دادند که رشد معنوی می تواند در دامنه وسیعی از زمینه های اجتماعی رخ دهد. افرادی که تجربه رشد معنوی را دارند به احتمال زیاد از سلامتی بهتری برخوردار هستند چرا که رشد معنوی به آن ها در احساس معنی دار بودن زندگی کمک می کند. مطالعات نشان دادند، افرادی که احساس معنا داری نسبت به زندگی شان دارند در مقایسه با افرادی که چنین احساسی از زندگی ندارند از سلامت جسم و روان بهتری برخوردارند. مطالعه ای حاکی از آن است، داشتن احساس معنا داری در زندگی با خطر مرگ و میر پایین تری ارتباط دارد. مطالعه ای دیگر نشان داد که برخورداری از احساس معناداری عمیق در زندگی با دامنه وسیعی از رفتارهای بهداشتی مفیدی از قبیل انجام ورزش، تغذیه بهتر و اجتناب از دخانیات همراه می باشد(104).
امروزه جوانان و دانشجویان به دلیل نقش مهمی که در اداره آینده کشور به عهده دارند، یکی از قشرهای مهم جامعه به حساب می آیند. اهمیت این نقش در این است که دانشجویان نه تنها بخش اصلی متخصصان زمینه های گوناگون علمی، فنی و هنری هر کشوری را تشکیل می دهند، بلکه این گروه، مدیران اصلی در اداره آینده کشور و رهبر سایر اقشار جامعه در هدایت به سمت کمال و اهداف کشور می باشند. از سوی دیگر بخشی از دانشجویان در آینده، عهده دار آموزش و پرورش نسل های بعد از خود خواهند بود و از این طریق به طور غیر مستقیم در کمال نسل های بعدی جامعه نیز دخالت دارند(30).
از آنجایی که ورود به دانشگاه، مقطع بسیار حساسی در زندگی نیروهای جوان، کارآمد و فعال هر کشوری محسوب می شود و غالباً با تغییرات زیادی در روابط اجتماعی و انسانی همراه است، باید به دقت مورد مراقبت قرار گیرند تا بتوانند نقش خود را به عنوان یک نیروی تحصیل کرده و متخصص به خوبی ایفا نمایند. لذا دانشجویان باید از سبک زندگی صحیح آگاه باشند تا بتوانند در جهت بهبود سلامتی و بهبود کیفیت زندگی خود اقدام کنند(105).