سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت و رسانه های ارتباط جمعی

0/079
بر اساس اطلاعات جدول بالا با کنترل متغیر های زمینه ای و مداخله گر (جنسیت، سال تحصیلی، وضعیت تأهل، محل سکونت و …) در مدل نهایی، متغیر اصلی یعنی دانشگاه محل تحصیل (p=0/001)، تأهل (p=0/031)، تحصیلات مادر (p=0/012)، تحصیلات پدر (p=0/02)، دانشکده محل تحصیل (p=0/001) به عنوان عوامل مرتبط با سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت بوده است. به طوری که دانشجویان رشته های علوم پزشکی نسبت به دانشجویان رشته های غیر پزشکی 2/3 برابر از شانس سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت مطلوب تری برخوردار بوده اند.(OR=3/123, %95 CI=1/57-6/3)
همچنین تأهل باعث شانس 6/1 برابری داشتن سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت خواهد شد.(OR=1/55, %95 CI=1/05-2/32)در ارتباط با سطح معنی داری سطح تحصیلات مادر دانشجویانی که از ماداران با تحصیلات دانشگاهی بودند نسبت به گروه رفرنس (دانشجویان با مادران بی سواد) از 3/2 برابر شانس داشتن سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت برخوردار بودند. (OR=2/3, %95 CI=1/2-4/5) همچنین دانشجویان با مادران دیپلمه نسبت به دانشجویان با مادران بی سواد (گروه رفرنس) 4/2 برابر شانس داشتن سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت برخوردار بودند. (OR=2/38, %95 CI=1/3-4/3) حتی دانشجویان با مادران زیر دیپلم نسبت به دانشجویان با مادران بی سواد نیز سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت مطلوب تری داشتند. (OR=2/6, %95 CI=1/49-4/62)همچنین بررسی های سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان در ارتباط با سطح تحصیلات پدر بدین گونه بود که دانشجویان با پدران دانشگاهی و دیپلمه نسبت به دانشجویان با پدران زیر دیپلم (گروه رفرنس) از شانس بالاتری برای سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت برخوردار بودند. (OR=1/7, %95 CI=1/2-2/56 and OR=1/64, %95 CI= 1/16-2/33).لازم به ذکر است که شانس داشتن سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان با پدران بی سواد نسبت به گروه رفرنس (زیر دیپلم) معنی دار نبوده است.
در بررسی اثر دانشکده محل تحصیل به عنوان یک عامل پیش بینی کننده سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در دانشجویان، یافته های مطالعه بیانگر این بود که دانشجویان دانشکده علوم ریاضی نسبت به دانشکده معماری و هنر (گروه رفرنس) 6/3 برابر شانس سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت مطلوب تری داشتند. (OR= 3/6, %95 CI= 1/5-8/6).دانشجویان دانشکده فنی و مهندسی نسبت به دانشکده معماری و هنر (گروه رفرنس) 9/1 برابر شانس سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت مطلوب تری داشتند. (OR= 1/93, %95 CI= 0/96-3/89).دانشجویان دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی نسبت به دانشکده معماری و هنر (گروه رفرنس) 5/8 برابر شانس سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت مطلوب تری داشتند. (OR= 8/5, %95 CI= 3/42-20/95)دانشجویان دانشکده علوم کشاورزی نسبت به دانشکده معماری و هنر (گروه رفرنس) 5/2 برابر شانس سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت مطلوب تری داشتند. (OR= 2/5, %95 CI= 1/15-5/42)
دانشجویان دانشکده منابع طبیعی نسبت به دانشکده معماری و هنر (گروه رفرنس) 5/3 برابر شانس سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت مطلوب تری داشتند. (OR= 3/5, %95 CI= 1/45-8/18).دانشجویان دانشکده علوم پایه نسبت به دانشکده معماری و هنر (گروه رفرنس) 4/3 برابر شانس سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت مطلوب تری داشتند. (OR= 3/4, %95 CI= 1/64-6/98). دانشجویان دانشکده ادبیات و علوم انسانی نسبت به دانشکده معماری و هنر (گروه رفرنس) 9/2 برابر شانس سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت مطلوب تری داشتند. (OR= 2/9, %95 CI= 1/50-5/96)ولی دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی نسبت به دانشکده معماری و هنر معنی دار نبوده است.
اطلاعات جدول بالا نشان می دهد که در واقع دانشجویان دانشکده علوم انسانی (P=0/002)، علوم پایه (P=0/001)، منابع طبیعی (P=0/005)، علوم کشاورزی (P=0/021)، تربیت بدنی (P=0/001)، علوم ریاضی (P=0/004) از سبک زندگی ارتقاء دهنده بالاتری نسبت به سایر گروه ها داشته اند. شانس نسبی و فاصله اعتماد 95% اثر محل تحصیل در جدول بالا وارد شده است.
فصل پنجم
فصل پنجم
در این فصل یافته های پژوهش بر اساس اهداف، سوال ها و فرضیه های پژوهش مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. این فصل مشتمل بر چهار بخش بحث و بررسی یافته ها، نتیجه گیری نهایی، کاربرد یافته ها در پرستاری و پیشنهادات می باشد.
تجزیه و تحلیل یافته ها:
پژوهش حاضر با هدف کلی مقایسه سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در دانشجویان رشته های علوم پزشکی و غیر پزشکی گیلان در سال 93-1392 صورت گرفته است. به منظور نشان دادن نتایج پژوهش و دستیابی به اهداف آن، یافته ها در قالب 20 جدول تنظیم گردیده است.
در ارتباط با هدف شماره 1 و2 (تعیین وضعیت رفتارهای سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان رشته های علوم پزشکی گیلان و غیر پزشکی گیلان بر حسب مشخصات فردی و اجتماعی) جدول شماره 4 نشان می دهد که نمره سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در دانشگاه علوم پزشکی گیلان با میانگین و انحراف معیار 69/17± 46/ 129 بالاتر از دانشگاه گیلان اما در سطح نامطلوبی قرار دارد (کمتر از 130). هم سو با مطالعه حاضر، مطالعه منصوریان و همکاران نشان داد که سبک زندگی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بهتر از دانشجویان دانشگاه های غیر علوم پزشکی بود و در مجموع بیش از نیمی از دانشجویان دارای سبک زندگی ضعیف و متوسط بودند(53). مطالعه بابانژاد و همکاران نیز نشان داد که سطح سبک زندگی بیش از نیمی از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایلام در سطح متوسط و کمتر از ده درصد در سطح ضعیف قرار داشت(47). هم چنین وانگ سطح پایینی از سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامتی دانشجویان رشته های گروه پزشکی و غیر پزشکی گزارش می کند(38). حسینی و همکاران، رضایی آدریانی سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان را نامطلوب برشمردند(8, 45). این در حالی است که مطالعه ی سنجام و سینگ نشان داد که دانشجویان از رفتارهای ارتقاء دهنده سلامتی خوبی برخوردار بودند(44). مطالعه شبان و همکاران نیز نشان داد که نمره کسب شده در رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در هر دو گروه دانشجویان پزشکی و غیر پزشکی در یک سطح بود(40). مطلق و همکاران، سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامتی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی یزد را مطلوب دانستند(36).که با یافته مطالعه حاضر مغایرت داشت.
بدون شک دانشجویان علوم پزشکی با همان میزان اطلاعات، آگاهی ها و مهارت هایی که در دوران دانشجویی و تحصیل کسب میکنند به عنوان پرسنل گروه های مختلف بهداشت و درمان در این محیط حضور خواهند یافت و انتظار میرود این آموخته ها در رفتار و عملکرد آن ها تجلی پیدا کند .در حالی که دانشجویان غیر علوم پزشکی، واحد های بهداشتی را در برنامه آموزشی خود نداشته و معمولاً مسایل مرتبط با سلامتی را از طریق مطالعات شخصی، رسانه های ارتباط جمعی یا غیره بدست میآورند، بنابراین ممکن است اشراف چندانی به مسایل بهداشتی و سبک صحیح زندگی پیدا نکنند. هر چند که تحقیقات نشان داده است که با وجود برخورداری دانشجویان علوم پزشکی از مبانی علمی و نظری کافی در عمل از کارایی لازم برخوردار نبوده اند(52).
در بین دانشکده های مورد مطالعه دانشکده تربیت بدنی با میانگین و انحراف معیار56/19± 78/ 135 بالاترین نمره و پایین تریین نمره (نمره کمتر از 130) را به ترتیب دانشکده های معماری و هنر ، بهداشت، فنی و مهندسی، پرستاری و مامایی لنگرود، علوم کشاورزی، ادبیات و علوم انسانی و منابع طبیعی کسب نموده اند که در سطح نامطلوبی قرار دارند.
هم سو با مطالعه حاضر آی و و همکاران در بررسی رفتارهای سبک زندگی ارتقاء دهنده در دانشجویان ترکیه ای نمره سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت را در دانشجویان تربیت بدنی در همه زیرگروه ها بالاتر گزارش نمودند(108). مطالعه پکر و همکاران سطح متوسطی از سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامتی دانشجویان دندانپزشکی را گزارش کرد(10). مطالعهی فرمانبر نیز نشان داد که رفتارهای بهداشتی دانشجویان پرستاری نامطلوب بوده است(43).این در حالی است که مطالعه شریور و اسکات- استیلز نشان داد که دانشجویان پرستاری در مقایسه با دانشجویان غیر پرستاری در رفتارهای بهداشتی، نمره بیشتری کسب کردند(45). مطالعه بابانژاد و همکاران نشان داد که سبک زندگی اکثر دانشجویان رشته بهداشت دانشگاه شهید بهشتی تهران در سطح متوسطی بود(48). هم چنین آی و همکاران در مطالعه خود نمره کلی HPLP-II را در دانشجویان دانشکده بهداشت نسبت به علوم کاربردی بالاتر گزارش نمود(108).
در مطالعه حاضر دختران با میانگین و انحراف معیار47/18± 44/ 129 نمره بالاتری را کسب نموده اند هرچند که در این مطالعه جمعیت افراد مونث بیشتر از افراد مذکر بوده است. و ارتباط معنی داری(P<0>سنجام و سینگ نیز گزارش نمودند که دختران دانشجو در هند نسبت به پسران رفتار سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت بهتری داشتنند اما تفاوت معنی داری مشاهده نشد. این قضیه می تواند بیانگر این مسئله باشد که دختران آگاهی بیشتری در زمینه بهداشت و سلامتی خودشان نسبت به پسران دارند(44). هم چنین نمره کلی HPLP-II در مطالعه وی و همکاران در ارزیابی سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت دانشجویان ژاپنی، دختران بیشتر از پسران بود ولی از لحاظ آماری معنی دار نبود(4). الکندری در پژوهش خود بر روی دانشجویان پرستاری در کویت، نمره کلی سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در تمام حیطه های آن، پسران را بیشتر از دختران گزارش می نماید که با مطالعه حاضر مغایرت داشته و می تواند مربوط به مسائل فرهنگی و محدودیت های آن در جامعه عربی باشد(110). هم چنین در مطالعه آ ی و و همکاران، دانشجویان پسر، در حیطه های رشد معنوی، فعالیت جسمانی، مدیریت استرس و نمره کلی HPLP-II، نمرات بالاتری نسبت به دختران کسب کردند(108).از آنچه گفته شد می توان چنین نتیجه گرفت که بالا بودن نمره سبک زندگی در دختران موید این نکته است که موضوع جنسیت بایستی در طرح ریزی برنامه های آموزشی مورد تاکید قرار گیرد(3, 108).
نتایج مطالعه نشان داد که دانشجویان سال چهارم با میانگین و انحراف معیار43/19± 60/ 129 نمره بالاتری را کسب نموده اند. هم سو با مطالعه حاضر، شبان و همکاران رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان سال چهارم دانشگاه علوم پزشکی تهران و دانشگاه تهران را مطلوب گزارش کردند(40). در مطالعه آی و و همکاران نیز دانشجویان سال چهارم در اکثر حیطه ها نسبت به سال های تحصیلی پایین تر نمرات بالاتری کسب کردند(108). کان و همکاران نیز در مطالعه خود، دانشجویان پرستاری سال های تحصیلی بالاتر در مقایسه با دانشجویان سال های تحصیلی پایین تر مسئولیت پذیری سلامتی و روابط بین فردی بیشتری داشتند. دانشجویان سال های تحصیلی بالاتر درگروه غیر پرستاری نسبت به سال های تحصیلی پایین تر همان گروه، نمره کلی ابزار پایین تری کسب کردند که این بخش با مطالعه حاضر مغایرت دارد(3).
در مطالعه حاضر، افراد متأهل با میانگین و انحراف معیار57/19± 96/130نمره بالاتری را نسبت به افراد مجرد دارا بودند. در حالی که افراد متاهل تنها 4/8 درصد واحدهای مورد پژوهش را تشکیل می دهند.این یافته ها با مطالعه ماهری و همکاران در یک راستا قرار دارد (46).
در مطالعه حاضر دانشجویان با مادران خانه دار، سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت بهتری با میانگین و انحراف معیار74/19± 02/130 داشتند ولی ارتباط معنی داری(P<0>اما نتایج مطالعه مطلق و همکاران، رابطه معنی داری (P=0/01) را نشان داد دانشجویانی که دارای مادرانی شاغل بودند، به طور معنی داری رفتارهای ارتقاء دهنده سلامتی را بیشتر از دانشجویانی که مادرانشان خانه دار هستند، انجام می دهند. او بیان می دارد که شرکت مادران در امور اجتماعی می تواند ساختار سنتی خانواده را تغییر دهد و دیگر اعضا را به افراد فعال تری تبدیل کند، مادران شاغل همچنین ممکن است سطح بالاتری از آموزش را داشته باشند که ممکن است آنها را به الگوی مناسب تری برای ارتقاء سلامت تبدیل کند(36).
در مطالعه کان نیز، دانشجویانی غیر پرستاری که مادرشان شاغل بودند نسبت به دانشجویانی که مادر شان خانه دار بودند به طور معنی داری سبک زندگی بهتری داشتند. در توضیح این مورد می توان گفت، مادران شاغل معمولاً سطح تحصیلات بالاتری دارند، از این رو در مورد سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت الگوی مناسب تری برای فرزندان شان می باشند. به هر حال در دانشجویان پرستاری اختلاف قابل مشاهده ای در مادران خانه دار و شاغل یافت نشد(3).پژوهشگر تصور می کند مادران شاغل از اطلاعات بیشتری در زمینه ی نیازهای فرزندان شان برخوردارند. بنابراین نسبت به مادرانی که خانه دار هستند بیشتر تلاش می کنند که نیاز های فرزندان شان را بر اساس سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت برآورده نمایند.
هم چنین دانشجویان با پدر دارای تحصیلات دانشگاهی با میانگین و انحراف معیار35/19± 42/132و هم چنین دانشجویان با مادران دارای تحصیلات دانشگاهی با میانگین و انحراف معیار74/19± 02/130 و دانشجویانی که همراه با خانواده زندگی می کردند با میانگین و انحراف معیار09/19± 87/ 129 نمره بالاتری در سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت دارند هر چند که این میزان در سطح مطلوبی قرار نداشته اما نسبت به دانشجویان ساکن در خوابگاه با میانگین و انحراف معیار11/18± 10/ 127 قابل قبول تر است. نکته حائز اهمیت این است که در مطالعه حاضر، 5/42 درصد از دانشجویان ساکن خوابگاه های دانشجویی هستند. در مطالعه ماهری و همکاران وضعیت سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در خوابگاه های دانشگاه علوم پزشکی تهران در سطح متوسطی قرار داشت(46). در مطالعه کان و همکاران، بین محل سکونت با سبک زندگی دانشجویان غیر پرستاری اختلاف معنی داری داشت که در دانشجویان پرستاری این اختلاف وجود نداشت(3). وی بیان می دارد که دانشجویانی که با خانواده شان زندگی کردند به طور معنی داری نمرات بالاتری در حیطه عادات تغذیه ای نسبت به افرادی که با خانواده شان زندگی نمی کردند، داشتند که این امر به خاطر تعادل تغذیه ای در وعده های غذایی آنها می باشد(4). در مطالعه آی و همکاران نیز اختلاف معنی داری بین محل سکونت و سبک زندگی دانشجویان در تمام حیطه های HPLP-IIوجود داشت، زندگی با خانواده در طول دوران تحصیل بر حیطه های عادات تغذیه ای، فعالیت جسمانی، مدیریت استرس، رشد معنوی و مسئولیت پذیری سلامتی تاثیر داشت. دانشجویانی که با خانواده شان زندگی می کردند سبک زندگی بهتری داشتند(108). خانواده به عنوان یک شبکه اجتماعی حامی و پشتیبان روانشناختی، اجتماعی و اقتصادی اعضای خانواده است. خانواده تاثیر مستقیم بر سلامت جسم و روان اعضا دارد و حامی حیاتی برای سازگاری با مشکلات زندگی است(3).
از این رو، وضعیت سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در دانشجویان ساکن در خوابگاه های دانشگاه علوم پزشکی تهران ،پیشگیری از بیماری ها و ارتقاء سلامت همواره مورد توجه سیستم بهداشتی کشور در ایران بوده است. در سطح جهانی نیز این هدف مورد توجه قرار گرفته است، به طوری که ” برنامه ده ساله چهارم” (مردم سالم 2020)، علاوه بر تأکید بیشتر بر اهداف برنامه های قبلی، دو هدف جدید را مورد توجه قرار داده است. این دو هدف عبارت از تشویق رفتارهای سالم و ایجاد محیط اجتماعی و فیزیکی سالم برای ارتقاء سلامتی مردم و جامعه است. (111).