سالنهای کنفرانس و فضاهای آموزشی

این سیستم یکپارچه باعث می گردد که دانشجویان با قرار گیری در چنین مکانهایی می خورند می خوابند ، مطالعه می کنند و همچنین محل ملاقاتشان هم در آن وجود دارد .
یک حس اجتماعی نیرومندی به وجود می آید وبین قسمت های گوناگون دانشگاه و شهر ارتباط و دسترسی خوبی باید وجود داشته باشد.
9-1- تقسیم بندی فضاهای آموزشی :
به طور معمول فضایی به صورت زیر تقسیم بندی می شوند .
الف ) فضاهای آموزشی
این نوع فضاها مستقیماً در امر آموزش دخالت داشته و در واقع فضاهای خاص هر دانشکده می باشند و خود به دو گروه تقسیم می شوند.
فضاهای آموزشی نظری که شامل : کلاسهای سمعی و بصری ، سالنهای کنفرانس ، سمینار و دفاتر استادان می باشد.
فضاهای آموزش علمی که شامل ، آتلیه ها ، کارگاهها ، سمعی و بصری و فضای جنبی آنها می باشد
ب) فضاهای کمک آموزشی (وابسته آموزشی )
این نوع فضاها مستقیماً در امر آموزش فعالیت نداشته و شامل فضاهایی از قبیل کتابخانه ، سالن تجمع ، نمایشگاه ، بخش اداری ، آمفی تئاتر و … می باشند .
ج) فضاهای رفاهی و خدماتی
این نوع فضاها نقش رفاهی و سرویس دهنده دارند و شامل فضاهایی نظیر رستوران ، کافه ، فضاهای تأسیساتی و … است.
10-1-سابقه ی آموزش عالی در ایران
در مراکز آموزشی مذهبی در گذشته امر آموزش منطبق با سطح کارایی آموزگاران ، اساتید ، بر حسب نیازمندیهای جوامع و درک آینده و سرنوشت جوامع صورت می پذیرفت بدین ترتیب در این مراکز عمدتا علوم دینی ، ادبیات و طب تدریس می شده است . شکل اداره این مراکز آموزشی به صورت انتخاب اساتید از طرف مقامات و مراجع مذهبی بوده و پذیرش داوطلبان عمدتا با معرفی افراد سرشناس و صاحب منصبان صورت می گرفته است .
رنج و مهارت ناشی از طولانی بودن مدت تحصیل و نداشتن امکانات مالی برای پرداخت هزینه های لازمه ، مانع از گستردگی این مراکز شده و نیروی چندانی را در آنها جلب و جذب نمی نموده است . تاسیس دارالفنون در سال 1267ه . ج در تهران سرآغازی جدی و مهم در پیدایش آموزش عالی به مفهوم امروزی است اگرچه از چند دهه قبل از آن هم از سوی دولت افرادی برای تحصیلات عالیه به فرنگ اعزام شده و در مراجعت به آموزش داوطلبین دیگر می پرداختند ولی تاسیس یک مرکز عمده و مهم در شهر تهران که دارای اساتید برجسته و امکانات مناسب تر به صورت متمرکز بوده است تحول کیفی ایجاد نموده . از عوامل اصلی که باعث بروز این رخداد تاریخی در جامعه فرهنگی کشور شده و سرآغازی نو را برای آموزش عالی رقم زدند می توان به دو عامل مهم اشاره نمود .
1-تمایل به رشد و شکوفائی اقتصادی و اجتماعی کشور
اعمال اراده ی مستقل برای تعیین سرنوشت آن .
2-تأثیر از پیشرفت های علمی و فنی اروپا و تمایل به استفاده از آنها .
انوشیروان( (531-579میلادی، که خود پادشاهی عالم و حکیم بود، در جندی شاپور مدرسه و بیمارستان عظیم و نامدار «جندی شاپور» را تأسیس کرد که هم مدرسه و مرکز تحصیل طبّ و فلسفه بود، و هم بیمارستان و دارالشّفای مریضانی که بدان جا رجوع می کردند. قسمتی از استادان بزرگش مسیحی نسطوری مذهب بودند که پس از بسته شدن مدارس فلسفی یونانی به فرمان امپراطور روم ، از «رُها» و دیگر مراکز علمی و فلسفی گریخته بودند. انوشیروان از وجود آنها برای تأسیس مدرسه ی جندی شاپور استفاده کرد و به علاوه جمعی از مسیحیان یعقوبی مذهب را نیز در آن مدرسه به کار واداشت . (ندیمی حمید مقاله ، ش29 زمستان 1378 )
این استادان ، در حقیقت همه ایرانی شده بودند. تا آخر هم داخل حوزه ی اسلام باقی ماندند و این دسته از آن هفت تن از فلاسفه ی نوافلاطونی و علمای بزرگ ریاضی و فنون عقلی بودند که در اثر فشار و سخت گیریهای امپرطور روم در سال 529 م . به ایران گریختند و به دربار انوشیروان پناهنده شدند .
دانشگاه جندی شاپور از مهمترین مراکز آموزشی و تحقیقی دنیای آن زمان بود که تعداد زیادی دانشمند و پزشک در آن مشغول به تدریس، تحصیل و طبابت بودند. در این مرکز علاوه بر کتب تالیف شده دانشمندان ایرانی بسیاری از کتابهای یونانی و هندی را به پهلوی ترجمه کرده و آن ها را تعلیم می دادند. با مطالعه و بررسی این دانشگاه می توان به قدمت تعلیم و تعلم رسمی در ایران پی برد.
در زمان انوشیروان عده ای از فلاسفه یونان، که بعد از تعطیلی آکادمی آتن به دلیل تعصب امپراطوری روم به ایران پناهنده شدند، مورد حمایت این پادشاه قرارگرفتند. آنان در دانشگاه جندی شاپور به تدریس مشغول شدند. انوشیروان حتی عده ای را به هندوستان فرستاد تا به فراگیری علوم بپردازد. طب یونان در مدرسه جندی شاپور رواج یافت. فلسفه ارسطو و افلاطون در زمان انوشیروان به فارسی ترجمه شد. مدرسه جندی شاپور در علم کیمیا (شیمی)، زیست شناسی و علوم پزشکی نقش مهمی داشته است. در این مدرسه آموزش و گفت و گو به زبان سریانی بود. از آنجا که زبان سریانی نزدیکی زیادی به زبان عربی دارد این امر خود باعث انتقال سریع و ساده تر علوم عهد باستان به دوره اسلامی شد. انوشیروان گذشته از تاسیس دانشکده طب جندی شاپور به تاسیس مدرسه دیگری که در آن ریاضیات، فلسفه و نجوم تدریس می شد در جندی شاپور اقدام کرد. تدریس در این زمینه کاملا به زبان یونانی بود ولی شکی نیست که عامل زبان فارسی نیز به طور غیرمرئی مخصوصا در رشته داروسازی وجود داشته است. پیوستگی بزرگ میان طب اسلامی و یونانی را باید در پزشکی اواخر دوره ساسانی، به ویژه در مدرسه جندی شاپور جست و جو کرد.
گفتنی است، به هنگام ظهور اسلام جندی شاپور مهمترین دوران خود را می گذرانید. .