ساز و کارهای حمایتی و عدم تقارن اطلاعاتی

او در بررسی های خود نشان داده است که هر دو منظر و کارکرد در خصوص مالکان نهادی همزمان وجود دارد.به علاوه تأثیر افق سرمایه گذاری و ریسک گریزی در این رابطه مشاهده شده است.در این مدل متغیر وابسته نشان دهنده معیارهای مختلف نقدشوندگی سهم است او برای سنجش نقدشوندگی از 4 معیار مختلف استفاده نموده است :
1-اثر قیمتی
2- نسبت عدم نقدشوندگی آمیهود
3- تفاوت نسبی قیمت های پیشنهادی
4-تفاوت قیمت های پیشنهادی موثر
متغیر مستقل مالکیت نهادی که در مدل با fracinst نشان داده شده است در پایان هر فصل بر اساس درصد سهام متعلق به مالکان نهادی محاسبه و سپس میانگین آن برای مدت یکسال بدست آمده و در مدل بکار رفته است . متغیر مستقل sqfracinst به منظور بررسی رابطه غیر خطی در مدل آورده شده است . متغیرهای بعدی نیز جهت کنترل اثرات متغیرهای مداخله گر نظیر اندازه نوسان بازده سهم ، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار ، نسبت مخارج تحقیق و توسعه به فروش ، صنعت و غیره در نظر گرفته شده است .
نتیجه کلی تجزیه و تحلیل های اگاروال حاکی از آن است که رابطه غیر خطی U شکل بین مالکیت نهادی و نقدشوندگی سهم وجود دارد . در نتیجه هر دو فرضیه محقق تأیید گردیده است . در سطوح مالکیت پایین تر فرضیه کژگزینی حاکم است زیرا سرمایه گذاران نهادی از مزیت اطلاعاتی خود در افق کوتاه مدت بهره می برند ، در حالیکه با افزایش سطح مالکیت نقدشوندگی افزایش می یابد و فرضیه دوم تأیید می گردد.
2-5-1-8) مطالعه جاکوبسون و آکرا (2009)
به بررسی”مقایسه ای عدم تقارن اطلاعاتی بین بازار سرمایه ژاپن و آمریکا” پرداخته اند. نتایج پژوهش آنها نشان داد که بازار سرمایه ژاپن اطلاعات مربوط به سودآوری آتی را زودتر از بازار سهام آمریکا در قیمت سهام منعکس می سازد. چرا که به دلیل ساختار مالکیتی شرکتها و حضور گسترده سهامداران نهادی، سهامداران ژاپنی در مقایسه با آمریکا یی ها از چشم اندازهای آتی شرکت ها بهتر آگاهند.
2-5-1-9) مطالعه کوئتو (2011)
این مطالعه با عنوان “نقدشوندگی بازار و ساختار مالکیت در بازارهایی که حمایت ضعیفی از سهامداران اقلیت وجود دارد :شواهدی از برزیل و شیلی” انجام گرفته است تأکید اصلی این تحقیق بررسی رابطه ساختار مالکیت و نقدشوندگی سهام در شرایطی است که مالکیت سهام شرکت ها دارای تمرکز زیاد بوده و به دلیل نوپا بودن بازارهای سهام در این کشورها ساز و کارهای حمایتی مناسبی برای سهامداران اقلیت وجود ندارد. او فرضیات خود را هم بر مبنای نظارت موثر نهادها و هم بر مبنای فرضیه کاهش سهام شناور نهاده است. او برای آزمون روابط بین متغیرها از اطلاعات 72 شرکت (14 شرکت شیلیایی و 58 شرکت برزیلی ) استفاده نمود و اطلاعات نقدشوندگی شرکت ها را به صورت روزانه برای دوره زمانی سه ماهه بین سپتامبر تا نوامبر 2006 مورد محاسبه قرار داد .6 معیار نقدشوندگی در این تحقیق به شرح زیر مورد استفاده قرار گرفت :
1- تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش بدون وزن دهی
2- تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش موزون زمانی
3- تفاوت قیمت های پیشنهادی علامتدار
4- تفاوت قیمت های پیشنهادی موثر
5- اثر قیمتی بین روز
6- اثر قیمتی روزانه
کوئتو برای محاسبه متغیر مالکیت سرمایه گذاران نهادی از معیار درصد حق رأی متعلق به این سهامداران استفاده نموده است. وی دریافت که حضور مالکان نهادی در ساختار مالکیت موجب کاهش عدم تقارن اطلاعاتی می گردد و تأثیر مثبتی بر نقدشوندگی سهام می گذارد.
2-5-1-10) مطالعه اوکوتون گور (2012)
در تحقیق خود در شرکت های کشور افریقایی کنیا با عنوان “بررسی رابطه بین ساختار مالکیت و عملکرد شرکت” به این نتیجه رسید که بین ساختار مالکیت، تمرکز و مالکیت دولتی با عملکرد شرکت رابطه معنیدار و منفی وجود دارد و از سوی دیگر بین ساختار مالکیت پراکنده و مالکیت شرکتی با عملکرد شرکت رابطه معنیدار و مثبت وجود دارد.
2-5-1-11) مطالعه فونگ و شین (2013)
در تحقیقی با عنوان ” تاثیر مالکیت نهادی بر عملکرد سرمایه شرکت ” در شرکتهای ژاپنی پرداختند. در تحقیق مزبور آنها به بررسی شرکتها با سطوح متفاوت نهادی پرداختند. آنها در یافتند رابطه مستقیمی بین مالکیت نهادی و هزینه های سرمایه ای وجود دارد. فونگ و شین بیان می دارند که در این ارتباط سرمایه گذاران نهادی با نقش نظارتی که اعمال می کنند تاثیر گذار هستند.
2-5-1-12) مطالعه برنچ و فرید (2013)
در پژوهشی با عنوان “اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش در آمکس ” دریافتند که اختلاف قیمت نسبی تابعی از حجم معاملات، تعداد معاملات، ریسک قیمت (که بوسیله تغییر قیمت ناشی از روز گذشته تقسیم بر قیمت سهام) و تعداد سهامی که توسط بازارگردان نگهداری می گردد، می باشد. محققان همچنین عنوان می کنند که رقابت بر روی خرید و فروش سهام، اختلاف قیمت پیشنهادی خرید وفروش را تحت تأثیر قرار می دهد . به عقیده آنان رقبا با میزان و حجم سفارشات خود می توانند دامنه اختلاف بین خرید و فروش سهام را افزایش یا کاهش دهند. آنها دو عامل در بازار سهام را بر روی دامنه اختلاف قیمت خرید و فروش تأثیر گذار می دانند. یکی متخصصان بازار سرمایه که با نگه داشتن تعداد زیادی ازسهام درنزد خود باعث افزایش دامنه اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش می گردند . دیگری سهام با قیمت پایین که به دلیل ایجاد ناپیوستگی در قیمت سهام، سفارشات را محدود و در نتیجه باعث افزایش اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش میگردند .