زیبایی شناسی و دوران اسلامی

همه ی موارد فوق به کمک ماشین بافته می شود.
2-3-2 هنر تجسمی(Plastic art):
به کلیه هنرهایی مبتنی برطرح هستند و ماهیت سه بعدی دارندوبه همراه تجسم قابل اجرا است.«زمانی که سخن از هنر های تجسمی به میان می آید، هنرهای بصری( (Visual artمطرح می شود که به آن گروه از هنر های مبتنی بر طرح که اساساً حس بینایی را مخاطب قرار می دهند اطلاق می شود که مشتمل برنقاشی پیکره سازی، معماری هنرهای مشتق از آن اطلاق می شود و اصطلاح هنرهای بصری به منظور اجتناب از تفکیک هنر زیبا و هنر کاربردی متداول است. در زبان انگلیسی هنر تجسمی دقیقاً مترادف هنرهای بصری نیست و معنای رایج آن به هنرهایی که ماهیت سه بعدی دارند گفته می شود.» (پاکباز،1379)که به دو بخش دستی و صنعتی تقسیم می شود:
2-3-2-1 هنر تجسمی دستی:
انواع هنر تجسمی دستی:
چیدمان(artInstalition) – تاپیستری(tapestry)– تابلوهای تصویری– نمد(felting) – چهل تیکه(Patchworke)– مجسمه نرم(soft sculpture)– چاپ دستی وکلاغه ای
هنرچیدمان (artInstalition) :
زیر مجموعه ای از هنر مفهومی((conceptual art است و همواره به منظور بیان یک تفکر همراه با نخ و الیاف اجرا می شود، می تواند در حد ایده یک فرد ارائه و توسط گروهی دیگر اجرا شود. با ظهور جنبش های هنر در سال 1960م شکل ومضمون اثر هنری را تغییر و رابطه اش را با انسان و طبیعت مورد پرسش قرار داد، یکی از نتایج اصلی این تغییرات مدرنیسم بود که برای گریز از سنت نقاشی سه پایه ای و نقاشی به روی سطح به شمار می آمد و در این زمان فضای کار هنرمندان تجسمی گسترش و رونق یافت و آثاری در ابعاد بزرگ و متناسب با فضا و عملکرد آن شکل گرفت. که در آن اندیشه و مفهوم خاصی – که معمولا” فردی، پیچیده و کلی است به صورت انتزاعی و غیرقاعده مند و بر اساس نفی زیبایی شناسی شکل بوجود می آید.
«در واقع دراین هنر مفهوم اثراهمیت خاصی دارد نه چگونگی ارائه آن،فکر هنرمند مهم است نه شیء. هدف رساندن مفهوم یا ایده ی معین به مخاطب است،حال وسیله ی بیان هرچه باشد، هنرمندان مفهومی انگارها و اطلاعات شان را به مدد مواد گوناگون و ناهمخوان هم چون مقاله، عکس و سند، نمودار، نقشه، فیلم سینمایی یا ویدئویی و … واز طریق زبان گفتاری به مخاطب منتقل می کنند.» (پاکباز،1379)
تصویر 74 – کره زمین – نمایشگاه نیاوران- 1385
تاپیستری(Tapestry):
در ابتدا به صورت بافته های تصویری به شکل کلاسیک در قطع های بسیار بزرگ بافته می شد درپرده و دیوار کوب و یا حتی تزیین لباس استفاده می شود. «تاپیسری یا“Tapisserie”واژه ای فرانسوی که در زمان انگلیسی به آن تاپیستری «Tapestry» از فعل ((Tapisser، به زبان فرانسه به معنای مستور کردن، پوشاندن دیوار نمدمالی، سوزن دوزی، چهل تیکه و … استفاده می کنند.» (ثمری،1382، :19 – 21) «تاپیستری در درجه اول یک تکنیک است، این تکنیک امروزه گستره ای وسیع از بافت دو بعدی روی سطح پیدا کرده است.
قالی بافی، گلیم بافی، جاجیم بافی، ورنی بافی، پارچه بافی، مکرمه بافی، میل بافی، چاپ سیلک، باتیک، قلمکار، ابزار مصنوعی و فرآورده های دیگر مانند مهره های چوبی و فلزی و تکنیک های مختلف نساجی و بافندگی از قبیل زمین قرار می دهند و کاربردشان چون تابلوی نقاشی یا مجسمه است. درتهیه آن ها از الیاف نخ، پشم، ابریشم و الیاف تصویری از اشکال کلاسیک خارج شد و فضای جدیدی برای آن در نظر گرفته شد و اکنون به منسوجاتی گفته می شود که ابعاد تجسمی دارند و آن ها را به دیوار می آویزند … و یا به صورت احجام پیکره مانند در فضارا توصیف می کند .از سال 1971م، همزمان با پنجمین دو سالانه «تاپیستری» در شهر لوزان سوئیس، بافته های تصویری نیزبکارمی رود، درهرصورت اصطلاح تاپیستری یک ساختار بافت مشخص با پودهای ناپیوسته عنوان دیوار آویز یا پارچه های رو مبلی به کار می رفت را در برگرفت.»بریتانیکا،1973-1943،: 1055
«این واژه از کلمه فرانسوی tapis به معنای کف پوش ریشه گرفته است واصطلاح تاپیستری به دیوارکوب های تصویری با قطع بزرگ در زمان قرون وسطی در اروپای شمالی اطلاق می شده است ولی امروزه برای هربافته ی رویی توصیف شده که برای روکش مبلمان ـ کف پوش ـ ضخیم دوروی(Reversible) منقوش تصویری که معمولاً به از جمله آکسفورد،elementary Learners، رفرنس، وبستر و … از آن به پارچه ای تصویری و نقش و نگاردار دو، مبل و … می آید. فعل(Tapisser) از کلمه ی(Tapis) به معنای فرش (Carpet)از کلمه یونانی (Tapet) مشتق شده است، ریشه ی لغوی این کلمه نیز نامشخص بوده اما آن را به ایران نسبت داده اند. در دایره المعارف های مرجع احجامی سه بعدی بزرگ و کوچک، استوار و آویزان با کاربرد مواد مختلف سوای نخ و پشم در آثار تاپیستری به چشم می خورد که با رشد و تکامل الیاف و مواد امکانات وسیع تری برای خلق این آثار به وجود آمده است.» (غروی،1386)
تصویر 75- تاپیستری – آزاده کمال فر
یکی از اساتید هنر الیاف معتقد است:
«هنر تاپیستری گونه ای از بافت است که در تار و پود آن علاوه بر پشم و نخ، موادی مثل: فلز، چوب، شیشه، کاغذ و … مورد استفاده قرار می گیرد. این هنر در واقع«هنر چیدمانی» است که تلفیقی هنرمندانه از بافت، گرافیک، صنایع دستی، نقاشی، آیینه کاری و … به شمار می آید که امروزه در عرصه ی هنر های تجسمی دنیا جایگاه شاخصی برای خود یافته است. در بافت این هنر هیچ گونه محدودیتی وجود ندارد و هنرمند می تواند از تمام تکنیک های موجود در بافت های سنتی استفاده کند یا بهره گیری از فناوری های جدید مانند نانو تکنولوژی، اثری زیبا خلق کند. »(غروی ، 1388)
تصویر 76- مجسمه نرم – مجموعه نمایشگاه نیاوران- 1385
سیر تحول تاپیستری در اروپا:
به دنبال انقلاب صنعتی در قرن 19 م تحول بزرگی در بخش صنعت اتفاق افتاد و سیل عظیمی از صنایع ماشینی وارد بازار شد ولی به مرور زمان فرهنگ مصرف جایگزین فرهنگ تولید گردید و بالطبع تاثیرات زیادی بر نوع نگاه و برخورد جامعه داشت.به نظر می رسید نگاه ماشینی بزرگترین تأثیر خود را در بخش صنعت دارد ولی به مرور زمان تولید بی رویه ارتباط بین طراح و صنعتگر را از بین می برد و در بخش هنر به خصوص نساجی تأثیرات قابل ملاحظه ای را گذاشت و همین امر عده ای از هنرمندان را بر آن داشت تا با سخنرانی ها و بیانیه های پی در پی به مبارزه بر علیه این تفکربرخیزند.جنبش بازگشت به صنایع دستی از جمله مواردی بود که گامی فراتر از استعداد هنر ماشینی برداشت و به مبارزه با این فرهنگ گام نهاد لذا:
«ویلیام موریس نقاش، شاعر، صنعتگر، سخنران و رساله نویس ستیزه جوی انگلیسی، در پایان قرن 19م بر علیه تفکر سطحی(تولید انبوه) قیام کرد و این حرکت را شورش بر علیه استبداد ناشی از مصالحه(مصرف گرایی) و ( سطحی نگری) نامیدوی جنبش بازگشت به صنایع دستی را به عنوان هنری در خور بالاترین حد تلاش بشر، بنیاد نهاد و پس ازاو پیشگامان قرن 20م در کشف توانایی های عظیم و بالقوه ی هنر ماشینی، گامی فراتر نهادند.نظریه موریس مبنی بر ارزش گذاری دوباره ی صنایع دستی؛ نظریه ای که نحوه ی نگرش به صنایع دستی را به کلی دگرگون کرد و در زمینه ی نساجی کاربرد نخ و بافت را تغییر داد و تأثیر بسزایی بر هنر نساجی اروپایی شمالی و مرکزی و حتی ژاپن و ایالات متحده به جای گذاشت. موریس و یارانش در انگلستان معتقد به همکاری نزدیک هنرمند و صنعتگر بودند و این تفکر منجر به پیدایش نهضت«هنرنو» در اورپا و آمریکا شد و نحوه ی نگرش به معماری، صنایع دستی و هنر های دیگر را تغییر دادو در اواخرسال 1914م دست به کار آماده سازی نقشه های خود برای بنیانگذاری مدرسه ی هنری وایمار شد بازگشایی این مدرسه جدید که یک آکادمی هنری و مدرسه هنر ها و صنایع دستی بود، در سال 1919م در آلمان انجام گرفت نام آن«باوهاوس» بود و پس از چندی مهمترین هسته انرژی های خلاق در اروپا شد. تأثیرات گسترده این جنبش و آزادی بیان در ابراز عقاید هنرمند،تعاریف متعارف صنایع دستی را تغییر و آن را تبدیل به هنر مستقلی در بخش به خصوص نساجی نمود. «جستجو های نوین در مورد بافته ها و پارچه، از این مدرسه و در اوایل سال های 1920م شروع شد. اولین منسوجاتی که در کارگاه های بافندگی باوهاس تولید شد، بافته های تصویری یا تاپستری بودند که تحت تأثیر نقاشی های پل کله بافته
می شد، در همین سال جرج موشه از استادان این هنر، آزادی بیان فوق العاده ای را به شاگردانش در ایجاد بافته داد و منجر به خلق آثاری شد که از چارچوب مرسوم هنر های دستی(گلیم، فرش، پارچه) خارج شد و تبدیل به اثر هنری مستقلی شد.گونتا استوند از دیگر استادان باوهاوس، در سال 1926م در یکی ازمقالات خود می نویسد: بافته ها دارای جوهری زیبا شناختی است، ترکیبی از فرم، رنگ و مواد به عنوان یک کل واحد. امروزه جستجو برای نظم در همه ی زمینه های طراحی وجود دارد بنابراین ما نیز در کارگاه های بافندگی، خود را موظف به تحقیق درباره عناصر اصولی و عامی می دانیم. درهای این مدرسه در سال 1933م توسط آلمان نازی بسته شد اما به دلیل انتشار مکتب باوهاس و همچنین اعتباری که نظریه این مکتب یافته بود، در طول سه دهه(1960.م-1930.م) کاربرد عملی منسوجات، همه نظرات اصلی دیگر را تحت الشعاع قرار داد و این مکتب، اولین و تنها مکتبی نبود که به اهمیت بیانی بافت، ساختار، رنگ و یافتن جنبه های نو در نقش بافته ها اشاره می کرد، اما در خلال تدریس و مهمتر از آن انتشار نوشته های استادان، این تأثیرات مکتب باوهاس بود که در سطح جهانی گسترش یافت.»(مدرسه باووهاس،1390)
این تکنیک که به حکم نزدیکی تکنیک بافت آن به پارچه و سادگی فنی نسبی آن با پیچیدگی فن گره بافی می تواند تاریخی بس کهن تر از قالی بافی داشته باشد.
«این هنر به عنوان پایه ی اصلی صنعت بافندگی تا قرن 14 م در خاورمیانه به کار می رفت، خاستگاه اصلی این هنر – صنعت به روشنی مشخص نیست. قدیمی ترین تاپیستری شناخته شده از مقابر مصری به دست آمده و به سال های 1400 ق . م تا 1300 ق . م تعلق دارد اما از آن جا که تاریخ نگاران همواره از شکوه و جلال تاپیستری های بابلی و سوریانی یاد کرده اند ودر مصر نیز تا قرن 4ق.م نمونه های دیگری یافت نشده است و محققین بافت آن را صنایع دستی بومی منطقه ندانسته و احتمال می دهند که مصریان آن را از مردم بین النهرین آموخته باشند.»(بریتانیکا،1973-1943،: 1058) «قدیمی ترین نمونه ی تاپیستری به دست آمده از ایران به روزگار ساسانیان باز می گردد،این نمونه هم اکنون در گالری هنر دانشگاه Yale قرار داشته و به کلکسیون خانم مور (Moore) تعلق دارد، شیوه ی بافت و طراحی این تاپیستری به خوبی برمهارت و استادی بافندگان آن صحه می گذارد. این تاپیستری نقوش پارچه های ساسانی را داشته و به شیوه ی گلیمی چاک دار اجرا شده است. در دوران اسلامی چنان چه دیدیم بافندگی منسوجات ایرانی به همان سبک و باشکوه و جلال فراوان همچنان رواج داشت. از قرن 3 ه.ق به بعد پارچه های تاپیستری که تنها در کتیبه شان نامی از فرمانروا می آید به وفور دیده می شود.» (فریه ، 1274،155)