روابط صمیمانه با دیگران و رویکرد انسان گرایی

یکی دیگر از رویکردهای انگیزشی رویکرد اجتماعی- فرهنگی است بنا به این رویکرد منبع انگیزشی مهم برای بعضی از افراد بودن با دیگران و داشتن رابطه ی دوستانه متقابل با آنان است مردم در فعالیت ها شرکت می کنند تا هویت خود و روابط متقابل با دیگران را حفظ نمایند بنابراین اگر دانش آموز عضو یک کلاس درسی آموزشگاهی باشد که برای یادگیری ارزش قائل می شود انگیزش آنان برای یادگیری بالا خواهد بود. مفهوم نزدیک به رویکرد انگیزشی اجتماعی- فرهنگی نیاز پیوند جویی یا نیاز پیوستگی است این نیاز معرف انگیزه ی افراد در ایجاد روابط با دیگران است نیاز پیوند جویی یا نیاز پیوستگی در دانش آموزان در انگیزش آنان به صرف وقت با همسالان، ایجاد دوستی های صمیمانه، وابستگی به والدین و اشتیاق نسبت به برقراری روابط صمیمانه با معلمان انعکاس می یابد. نیاز پیوند جویی را می توان به صورت نیاز به برقراری روابط صمیمانه با دیگران تعریف کرد نیاز پیوند جویی دانش آموزان تعیین کننده ی انتخاب آنان در مدرسه است به عنوان مثال دانش آموزان دارای نیاز پیوند جویی سطح پایین تر ترجیح می دهند تنها کار کنند در حالی که دانش آموزان برخوردار از پیوند جویی سطح بالا، کار در گروه های کوچک را بر می گزینند.
رویکرد انتظار ضربدر ارزش
یکی دیگر از رویکردهای انگیزشی نظریه ی انتظار ضربدر ارزش است این نظریه ی انگیزشی هم جنبه ی رفتاری دارد و هم جنبه ی شناختی. فرمول این نظریه به گونه ی زیر است:
انگیزش مساوی است با انتظار موفقیت ضربدر ارزش تشویقی موفقیت
بنا به فرمول بالا مقدار زمان و کوششی که افراد مایلند صرف انجام یک فعالیت یا کاری بکنند برابر با حاصل ضرب دو عامل زیر یعنی سطح انتظارشان در رابطه با این که تا چه حد آن کار را با موفقیت انجام خواهند داد و میزان ارزشی است که برای آن کار قائلند یا فایده یا پاداشی که از انجام آن کار نصیبشان می شود. ویژگی فرمول بالا این است که دو متغیر یا عامل اصلی آن یعنی انتظار موفقیت و ارزش تشویقی ناشی از موفقیت در هم ضرب می شوند خاصیت ضرب شدن این است که بالا بودن سطح هر عامل بر بالا بودن سطح نتیجه یعنی انگیزش تأثیر فراوانی دارد در مقابل هرگاه یکی از دو عامل صفر باشند نتیجه نیز صفر خواهد شد یعنی انگیزش فرد برای انجام تکلیف برابر صفر خواهد شد. به عنوان مثال اگر دانش آموز یا دانشجویی بر این باور باشد که در امتحانی که پیش رو دارد موفق خواهد شد (انتظار بالا ) و اگر موفقیت در آن امتحان برایش مهم باشد (ارزش بالا ) آن گاه انگیزش او نیز بالا خواهد بود اما اگر هر یک از دو عامل صفر باشد انگیزش او صفر خواهد بود(کوثری، 1390).
رویکرد انسان گرایی (انسان گرایانه)
نظریه مزلو درباره ی انگیزش (1970-1908) روان شناس آمریکایی را هم پیشگام، و شاید هم، بنیان گذار انسان گرایی در حوزه ی روان شناسی می دانند؛ و نیز روان شناس برجسته ای در نظریه ی انگیزش به شمار می رود. به نظر او هر شخص می کوشد با نظم و ترتیب خاصی نیازهایش را ارضا کند. هنگامی که شخصی در موقعیتی قرار بگیرد که می تواند چندین نیازش را همزمان ارضا کند ابتدا به ارضای نیازی خواهد پرداخت که در آن هنگام بیشترین اهمیت را برایش دارد. مزلو به وجود سلسله مراتبی در نیازهای انسان قائل است که برای همه ی مردم یکسان است و این نیازها به ترتیب سطح، ارضا می شوند. سلسله مراتب نیازها از دیدگاه او به این قرار است:
1-نیازهای تن کارشناختی (فیزیولوژیک): نیاز به غذا، نوشیدنی، جنس و حمایت
2-نیازهای ایمنی: امنیت، نظم، حمایت و مصونیت و ثبات خانواده
3-نیازهای محبت: محبت (دوست داشتن و دوست داشته شدن)، تعلق (پیوند) گروهی و پذیرش شخصی
4-نیازهای عزت نفس: احترام به خویشتن، حیثیت، شهرت و منزلت اجتماعی
5-نیازهای خود شکوفایی (تحقق ذات): احساس شایستگی و کفایت، رسیدن به هدف های شخصی، جاه طلبی، ذوق و قریحه
گاهی هم نیازهای مذکور را به دو گروه بزرگ طبقه بندی می کنند به این صورت:
1-نیازهای کمبود یا نیازهایی که تقریباً در سطح پایینی قرار دارند شامل نیازهای: فیزیولوژیک، ایمنی، تعلق خاطر یا وابستگی و محبت، احترام خویشتن یا عزت نفس
2-نیازهای خود شکوفایی یا عالی که نسبت به نیازهای کمبود در سطح بالاتری قرار دارند و پس از ارضای نیازهای گروه اول، ارضای این نیازها مظرح می شود اگر چه گاهی ممکن است بعضی از مردم، ارضای یکی از نیازهای خود شکوفایی را بر ارضای نیازهای کمبود یا اولیه ترجیح دهند. مثلاً حفظ آبرو و ارزشمندی را بر تحمل گرسنگی ترجیح دهند. نیازهای خود شکوفایی همه ی نیازهای: رشد و گسترش دادن استعدادها و توانایی ها، رغبت به دانستن و فهمیدن، و نیازهای زیبایی شناختی را در بر می گیرند(شعاری نژاد، 1378: 92-90).
رویکرد شانزده نیازی ریس
نظریه ی جدیدی که در حوزه ی نظریات مربوط به نیاز مطرح شده است نظریه ی شانزده نیازی ریس است پرفسور استیون ریس (2004) پس از مطالعه روی 6000 نفر 400 نیاز را فهرست کرد سپس موارد مشابه را حذف نمود تا به 328 عبارت در مورد نیازهای انسانی رسید. در مرحله ی بعدی از 20000 نفر در سه کشور کانادا و آمریکا و ژاپن خواسته شد که این 328 مورد را به ترتیب اولویت ارزش گذاری کنند سپس با تحلیل عاملی داده ها به شانزده نیاز اساسی دست یافت او نتیجه ی کار خود را در سال 2004 در کتابی منتشر کرد. نیازهای شانزده گانه ی ریس به قرار زیر می باشد:
-پذیرش: نیاز به تأیید دیگران
-کنجکاوی: نیاز به یادگیری
-خوردن: نیاز به غذا
-خانواده: نیاز به تربیت کودکان
-افتخار: نیاز به وفاداری به ارزش ها