رفتارهای انحرافی و کشورهای اسلامی

– ضعف عملکرد اجتماع و دستگاههای ذیربط
عملکرد اجتماع به عنوان نظامی که تکمیل کننده ی تربیت اجتماعی است، شامل مجموعه سازوکارهایی می باشد که جامعه را برای پاسداری از ارزش ها و معیارهای پذیرفته شده یاری می کند. بخشی از این سازوکارها بصورت رسمی و پاره ای دیگر بصورت غیر رسمی اجرا می گردد و در این زمینه هرچه جامعه در فرایند جامعه پذیری و شکل گیری شخصیت افراد دقت به خرج دهد، نصاب تربیتی، انضباطی، اخلاقی بالا تری را موجب می شود.
ضعف جامعه در این مورد می تواند افراد متمایل به انحراف را جسور ساخته و آنها را به وادی انحراف های بیشتر بکشاند و بی شک برخی از رفتارهای انحرافی ناشی از عدم رعایت پوشش شرعی در جامعه، در کاستی های موجود در سازوکارهای نظارتی است (شرف الدین، 1386، ص285).
البته برخی معتقدند اصل حجاب اگرچه واجب شرعی است اما وظیفه ی شخصی و در حوزه ی خصوصی تکالیف دینی و فردی است لذا الزام بر آن جایز نیست. برخی نیز بر خلاف این عده، اصل حجاب را به عنوان وظیفه ی شرعی واجب دانسته و معتقدند باید دیگران را بر آن الزام کرد و قوانینی برای ملزم کردن زنان وضع نمود و کسانی که مرتکب بی حجابی می شوند را کیفر نمود.
لیکن از آنجا که اصل حجاب، واجب است، فرهنگ سازی و فعالیت تبلیغی برای آشنایی و آگاه کردن مردم نسبت به این وظیفه لازم است ولی صرف رعایت نکردن حجاب کیفری را به دنبال نمی آورد و نمی توان کسی را بر ترک حجاب و انجام عمل حرامی مانند بی حجابی مجازات کرد تنها در صورتی الزام دولت جایز است که اولاً برداشتن حجاب بصورت کلی عفت عمومی را جریحه دار کند و بی حجابی تبدیل به ناهنجاری اجتماعی شود، ثانیاً بصورت علمی و کارشناسی ثابت شود که تبرج و آراستن، ضایعه ای بزرگ و اجتماعی است و ثالثاً جامعه همه راههای فرهنگی و روشهای تبلیغی و تدریجی را برای آگاه شدن اکثریت جامعه از حکم حجاب انجام داده باشد، در این صورت بحث حجاب از حوزه ی تکلیف فردی بیرون آمده و در سلک قوانین اجتماعی و حقوق عمومی در می آید که عدم رعایت آن ناهنجاری اجتماعی و فساد اخلاقی خواهد بود (ایازی، 1386، ص166).
به نظر نگارنده: از آنجا که اگر زنان با پوشش اسلامی در جامعه ظاهر شوند، یکی از زمینه های تحریک جنسی در جامعه کنترل می شود، لذا به این وسیله سلامت روانی و اخلاقی جامعه بیشتر تأمین می گردد. در واقع بی حجابی مانع سلامت جامعه است و رعایت حجاب این مانع را بر می دارد.
– تهاجم فرهنگی و تلاش استعمار در زدودن پوشش.
تهاجم فرهنگی حرکتی است مرموزانه، حساب شده، همراه با برنامه ریزی دقیق و با استفاده از شیوه ها و ابزار و امکانات متعدد و متنوع، برای سست کردن باورها، دگرگونی ارزشها، انحراف اندیشه ها و تغییر و تبدیل آداب و سنن و نابودی احکام و اصول اخلاقی حاکم بر یک جامعه (هدایت خواه، 1374، ص 17).
آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) در تعریف تهاجم فرهنگی می فرماید : « تهاجم فرهنگی به این معنی است که یک مجموعه ی سیاسی یا اقتصادی برای اجرای مقاصد خواص خود و اسیرکردن یک ملت به بنیانهای فرهنگی آن ملت هجوم می برند. آنها هم چیزهای تازه ای را وارد این کشور و ملت می کنند، اما به زور و به قصد جایگزین کردن آنها با فرهنگ و باورهای ملی آن ملت که نام این تهاجم فرهنگی است » (همان).
تهاجم فرهنگی غرب در بعد خارجی تمام تلاش و کوشش دشمن صرف مخدوش نشان دادن چهره ی اسلام بطور عام و ارائه ی تصویر مسخ شده و تحریف شده از انقلاب اسلامی بطور خاص می گردد و از طرف دیگر تلاش می کنند تا با بی پروایی و جسارت نسبت به اساس دین و حرمت شکنی و تقدس زدایی از ساحت مقدس قرآن کریم و پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) فرهنگ مقدس اسلام را مورد تهاجم قرار دهند. و در بعد داخلی نیز تمام تلاش و اهتمام خود را برای از بین بردن عوامل و زمینه های داخلی ابتذال فرهنگی بکار می گیرد و از تمام زمینه ها و فرصتها برای ایجاد فاصله بین افراد جامعه و ارزشهای دینی و تقیدهای مذهبی استفاده می کند تا از این رهگذر به اهداف شوم و استعمار گرایانه خود دست یابد.
وقتی جامعه ای فاسد شد، در مقابل هرگونه فشاری متلاشی می شود. سرگذشت ادوارگذشته بشری هم تأکید این مطلب است که هر قومی به فساد روی آورده به راحتی سلامت اجتماعی و فرهنگی خود را از دست داده است. البته باید توجه داشت که تهاجم فرهنگی چیزی نیست که امروز به عنوان شیوه ای جدید بکار رفته باشد، بلکه در طول تاریخ بشری در اشکال مختلف علیه انبیاء الهی و حرکتهای انقلابی مورد استفاده قرار گرفته است و در طول تاریخ پر ماجرای اسلام، دشمن بارها از این حربه استفاده نموده است. مطالعه ی سرگذشت پیامبرانی چون نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، لوط، هود، شعیب، صالح و… ( علیهم السلام ) مؤید این حقیقت است (اعراف : آیات 85 – 155).
به عنوان مثال می توان به قوم حضرت لوط علیه السلام اشاره نمود که این قوم فاسد به دلیل غرق شدن در مفاسد اخلاقی به ورطه ی نابودی و هلاکت افتاد و به دلیل ابتلاء به فحشاء و تعدّی و تجاوز از سنت و احکام الهی به عذاب دردناکی گرفتار شد. آنجا که خداوند می فرماید : « وَ لُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفَاحِشَهَ مَا سَبَقَکُم بهَِا مِنْ أَحَدٍ مِّنَ الْعَالَمِین‏… َوأَمْطَرْنَا عَلَیْهِم مَّطَرًا فَانظُرْ کَیْفَ کاَنَ عَاقِبَهُ الْمُجْرِمِین‏. اعراف :80 و 84 » و لوط را [فرستادیم‏] که به قوم خود گفت: آیا عمل زشتى را مرتکب مى‏شوید که پیش از شما هیچ یک از جهانیان مرتکب نشده‏اند؟… و بر سر آنان باران [عذاب‏] باراندیم، پس ببین عاقبت گناهکاران چگونه بود.
نمونه ی نزدیک تر چنین اقوامی جامعه ی ساسانیان و روم بود که بخاطر غرق شدن در منجلاب فساد به سقوط گراییدند. لذا ابتذال آفرینی مرحله ای از تهاجم فرهنگی است که نتیجه ی اقدامات شبانه روز دشمنان است (حبیب اللهی، 1383، ص 69).
نگاهی گذرا به پیروزی مسلمانان در قرون اولیه ظهور اسلام بویژه به هنگام فتح اسپانیا و اندلس – که منجر به بسط فرهنگ و تمدن اسلامی در اروپا شد – نشان می دهد که دشمنان و مهاجمان فرهنگی با استفاده از دو حربه ی ابتذال فرهنگی و استحاله ی اندیشه و تفکر آرمانی مسلمین، ( بخصوص جوانان )، مؤثر ترین ضربات را بر پیکر جامعه ی اسلامی وارد نمودند (شفیعی سروستانی، 1372، ص 128).
در حقیقت بی حجابی و ابتذال یکی از بزرگترین دامهای استعمار است و حکومتهای شیطانی زن را دامی برای به فساد کشیدن اجتماع قرار داده اند.
در تهاجم فرهنگی دشمن از هر وسیله ای برای رسیدن به اهداف سوء خود استفاده می کند. از جمله فیلم های ضد انقلابی و ضد اخلاقی، موسیقی ها و عکسهای مبتذل، کتاب ها و مجلات فساد انگیز، برنامه های ماهواره ای، سایتها و وبلاگهای اینترنتی سوء، جذب نخبگان مؤثر و…
تهاجم فرهنگی، حد و مرز، زمان و مکان، شب و روز، پیر و جوان، دختر و پسر، شهر و روستا و… نمی شناسد و بیماران و مجروحان و مبتلایان جنگ فرهنگی به سادگی بهبود نخواهند یافت.
در حال حاضر کشورهای استعمارگر که منافع اقتصادی، سیاسی خود را با اصول اسلامی – ایرانی در تضاد می بینند با راهکارهایی که از رهبران صهیونیستی خود دریافت می کنند در پی نابودی هویت ملی جوامع بشری و از بین بردن عقاید مذهبی، فرهنگی و اخلاقی این جوامع بخصوص کشور ما ایران هستند. تأکیدات مقام معظم رهبری بر مواردی از جمله تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی و اخیراً « ناتوی فرهنگی » تماماً مؤید این مدعاست.
تشکیل «ناتوی فرهنگی» نشان دهنده ی اتحادیه ای به رهبری استکباری و استعماری کشورهایی مثل آمریکا، اسرائیل و انگلیس است. یعنی وحدتی است در میان دشمنان دنیای اسلام در جهت تحریکات صهیونیستی، تقویت مذاهب الحادی همچون بهائیت و از طرف دیگر وارد کردن وسایل انحراف، فحشا و بی حجابی، از جمله فیلمها و برنامه های مبتذل و مستهجن، قرص های روان گردان، مواد مخدر طبیعی و شیمیایی، مشروبات الکلی و…
هر چند که می توان گفت متأسفانه امروزه در جامعه ی خود رد پای منحوس این ناتوی فرهنگی را در برخی موارد شاهد هستیم و مواردی از جمله نوع ظاهر و مدهای لباس دختران و پسران، عدم رعایت پوشش شرعی، روابط نا مشروع، تمایل به استفاده از برنامه های ماهواره ای و سایتهای غیر اخلاقی، فراموش شدن برخی ارزشهای انقلاب و جنگ تحمیلی و… گواه این مدعاست، اما در مقابل می توان مواردی را که بسیار امیدوار کننده است را نیز نام برد، از جمله حضور روز افزون جوانان در محافل مذهبی، ادعیه، هیئات، مسابقات قرآنی، و در بعد خارجی نیز شاهد مواردی از جمله : گسترش حجاب در کشورهای اسلامی و حتی در برخی کشورهای غربی، نفرت عمومی و جهانی از دولتهای مستکبر مثل امریکا و اسرائیل و… باشیم.
به نظر نگارنده: دشمن در این عرصه شدیداً در حال فعالیت است و عزمی جمعی و جدّی را برای استحاله فرهنگی کشورهای اسلامی – بخصوص ایران که صراحتاً با مواضع سودجویانه ی آنها مخالفت می کند – در حال اجرا دارد. لذا در مقابل، کشورهای اسلامی نیز باید در این راستا هوشیاری لازم را داشته باشند و با برنامه ریزی و هماهنگی جمعی به خنثی نمودن توطئه های دشمنان اقدام نمایند و چه بسا در اقداماتی متقابل، طرح هایی برای ترویج هرچه بیشتر اسلام و ارزشهای اسلامی در بین آن کشورها تدوین نمایند.
1-14-2- عوامل درونی
از جمله عوامل عدم رعایت پوشش شرعی، برخی صفات درونی وجود آدمی است که اغلب ریشه در باطن، اعتقادها و باورهای فرد دارد. در این قسمت سعی شده است که مهمترین عوامل درونی عدم رعایت پوشش مورد بررسی قرار گیرد.
– علاقه به ازدواج و عدم ارضای تمایلات جنسی
از عوامل مهم تأثیر گذار بر روابط میان زن و مرد و زمینه ساز عدم رعایت پوشش و جلوه گری و خودآرایی، تأخیر در امر ازدواج و ارضاء نشدن غریزه ی جنسی است.
غریزه ی جنسی یکی از نیرومندترین غرایز انسان است. این غریزه تا حدی اهمیت دارد که برخی روانشناسان از جمله فروید تمامی سطوح شخصیت انسانی را در خدمت لذت جویی جنسی دانسته اند. هر چند که دیدگاه فروید در خصوص غریزه ی جنسی و تأثیر آن بر شخصیت انسان، در روانشناسی اسلامی جایگاهی ندارد، اما این امر می تواند تأکیدی بر اهمیت این غریزه باشد (اکبری، 1380، ص180).