دانلود پایان نامه
5- انزوای اجتماعی / بیگانگی
احساس اینکه فرد از جهان کنارهگیری کرده و با دیگران متفاوت است یا این که به جامعه و گروه خاصی تعلق ندارد.
2-5-2 حوزه خودگردانی و عملکرد مختل
انتظاری که فرد از خود و محیط دارد با توانایی های محسوس او برای جدایی، بقا و عملکرد مستقل یا انجام موفقیتآمیز کارها تداخل می کنند. طرحوارههای این حوزه بهطور معمول در خانواده هایی بهوجود می آید که اعتماد به نفس کودک را کاهش می دهند، گرفتارند، بیش از حد از کودک محافظت می کنند یا اینکه نتوانسته اند کودک را به انجام کارهای بیرون از خانواده تشویق کنند.
1- وابستگی / بیکفایتی
اعتماد به اینکه فرد نمی تواند مسئولیت روزمره را (مثل مراقبت از دیگران، حل مشکلات روزانه، قضاوت خوب، از عهده تکالیف جدید برآمدن و تصمیمگیری صحیح) بدون کمک قابل ملاحظه دیگران، در حد قابل قبولی انجام دهد. این حالت اغلب بهصورت درماندگی ظاهر می شود.
2- آسیبپذیری نسبت به ضرر یا بیماری
ترس افراطی از اینکه فاجعه نزدیک است و هر لحظه احتمال وقوع آن وجود دارد و اینکه فرد نمی تواند از آن جلوگیری کند. ترس ها بر یک یا چند جنبه متمرکزند: الف) حوادث پزشکی مانند حمله های قلبی و ابتلا به ایدز. ب) وقایع هیجانی مانند دیوانه شدن. ج) سوانح محیطی مانند گیرافتادن در آسانسور، قربانی جنایت شدن، سقوط هواپیما و زمینلرزه.
3- خود تحولنیافته / گرفتار
ارتباط عاطفی شدید و نزدیکی بیش از حد با یکی از افراد مهم زندگی (اغلب والدین) به قیمت از دست دادن فردیت یا رشد اجتماعی طبیعی. غالبا اعتقاد بر این است که هیچ یک از این افراد گرفتار، بدون حمایت دیگری، قادر به ادامه نشده و هویت جداگانهای ندارد. این طرحواره اغلب بهصورت احساس پوچی و سردرگمی، جهت نداشتن و بیهدفی و یا در موارد شدید بهصورت شک و تردید در موجودیت و ساختار وجودی فرد بروز می کند.
4- شکست
باور به اینکه فرد شکست خورده است یا در آینده شکست خواهد خورد و اینکه شکست برای او اجتنابناپذیر است. فرد در مقایسه با همسالانش در حوزههای پیشرفت (مثل تحصیل، شغل، ورزش و…) غالبا احساس بیکفایتی می کند، اغلب شامل این باور است که شخص، دیوانه، بیاستعداد، نالایق و نادان است و نسبت به دیگران موفقیت کمتری دارد.
3-5-2 حوزه محدودیت های مختل
نقص در محدودیت های بدنی، احساس مسئولیت در قبال دیگران یا جهتگیری نسبت به اهداف بلند مدت زندگی. این طرحوارهها منجر به بروز مشکلاتی در رابطه با رعایت حقوق دیگران، همکاری با دیگران، تعهد با هدفگزینی و رسیدن به اهداف واقعبینانه میشوند. طرحوارههای این حوزه بهطور معمول در خانواده هایی بهوجود می آید که به جای انضباط، مواجهه مناسب، محدودیت های منطقی، مسئولیتپذیری، همکاری متقابل و هدفگزینی، وجه مشخصه آن ها، سهلانگاری افراطی، سردرگمی، یا حس برتری است. در برخی موارد کودک ممکن است نتواند ناراحتی عادی را تحمل کند یا اینکه ممکن است هدایت جهتمند و راهنمایی کافی دریافت نکرده باشد.
1- استحقاق / بزرگمنشی
فردی که چنین طرحوارهای دارد معتقد است که نسبت به دیگران یک سر و گردن بالاتر است، حقوق ویژهای برای خودش قائل است و تعهدی نسبت به رعایت اصول روابط متقابل که راهنمای تعاملات اجتماعی بهنجار هستند، ندارد. اغلب بر این نکته پافشاری می کند که دیگران باید هر آنچه را که او می خواهد برایش فراهم کنند، بدون توجه به اینکه آیا درخواست او منطقی است، چه چیزی از نظر دیگران معقول است یا این که چه هزینهای برای دیگران دارد. چنین افرادی برای اینکه بتوانند کسب قدرت کنند و یا دیگران را کنترل کنند تمرکز افراطی بر برتریجویی (برای مثال موفق ترین، با استعدادترین و ثروتمندتر شدن) را دارند (هدف اولیه کسب توجه یا پذیرش از سوی دیگران نیست). گاهی اوقات برای اینکه فرد بتواند تمایلات خود را ارضا کند بدون همدلی با دیگران و یا بدون توجه به نیازها و احساسات آن ها، به رقابت افراطی یا کنترل رفتارهای دیگران روی می آورد.
2- خویشتنداری و خودانظباطی ناکافی
مشکلات مستمر در خویشتنداری مناسب و تحمل نکردن ناکامی ها در راه دستیابی به اهداف شخصی یا ناتوانی در جلوگیری از بیان هیجان ها و تکانه هاست. در شکل های خفیفتر آن، بیمار بهشدت از ناراحتی اجتناب می کند. فردی که چنین طرحوارهای دارد، درد را تحمل نمی کند، از مسئولیتپذیری گریزان است، به هر قیمتی که شده از تعارض جلوگیری می کند و زیاد به خودش سخت نمی گیرد. این عوامل باعث می شود از رضایت شخصی، تعهد و انسجام شخصیتی چنین فردی جلوگیری شود.
4-5-2 حوزه دیگر جهتمندی
تمرکز افراطی بر تمایلات، احساسات و پاسخ های دیگران بهگونهای که نیازهای خود فرد نادیده گرفته می شود. این کار بهمنظور دریافت عشق و پذیرش، تداوم و ارتباط با دیگران یا اجتناب از انتقام و تلافی صورت می گیرد. در این طرحوارهها، فرد معمولا هیجانات و تمایلات طبیعی خود را وا پس می زند و نسبت به آن ها ناآگاه است. طرحوارههای این حوزه بهطور معمول در خانواده هایی بهوجود می آیند که کودک را با قید و شرط پذیرفته اند. کودک بهمنظور دستیابی به توجه، عشق و پذیرش دیگران باید جنبه های مهم شخصیت خود را نادیده بگیرد. در بسیاری از این خانواده ها، نیازها و تمایلات هیجانی والدین و منزلت اجتماعی، در مقایسه با نیازها و احساسات کودک ارزش بیشتری دارند.
1- اطاعت
احساس اجبار نسبت به واگذاری افراطی کنترل خود به دیگران است. این کار معمولا برای اجتناب از خشم، محرومیت، یا انتقام صورت می گیرد. دو نوع از مهم ترین اطاعت ها عبارت اند از:
الف) اطاعت از نیازها: واپسزنی تمایلات، تصمیمات و ترجیحات شخصی
ب) اطاعت از هیجان ها: واپسزنی هیجانات شخصی بهویژه خشم.