دانلود پایان نامه
درمجموع مطالب یاد شده، اشاره به این دو نکته می تواند سودمند باشد:
1. اقتدار آل بویه، این سود را داشت که به شیعه، موقعیتی رسمی بخشید،اما در جنب آن، حسدها و کینه هایی را نیز پروراند. نتیجه آن شد که در شرایط غیبت آل بویه از بغداد و یا دوره ضعف آنان، کینه توزیها از سوی عوام اهل سنت و گاه خواص! اوج یافت و شیعه، مورد شکنجه ها و آزارهای مکرر قرار گرفت.
2. قرن چهارم، دوره ضعف و افول خلافت عباسی است. ضعف دستگاه خلافت، میدانی را برای مباحثات و ارائه آزاد اندیشه ها و افکار، فراهم آورد. فیلسوفان، متکلمان، و فقیهان مذاهب و فرق مختلف اسلامی، به عرضه متاع فکری خویش پرداختند. مباحثات پردامنه ای درگرفت. این گونه مناظرات و مباحثات، گرچه در تکامل دانشهای دینی، مؤثر افتاد، امّا موجب شد که احساسات عوام نیز، اوج بگیرد و تعصبات فرقه ای، مجال ظهور و بروز پیدا کند. التهاب عواطف مذهبی، شورشها و آشوبهایی را پدید آورد. سوء تفاهمهایی را سامان داد. به رقابتهای بی فرجاخم، دامن زد.
نتیجه آن شد که به عنوان نمونه: چون شیعه، روز عید غدیر را جشن و سرور مذهبی خویش، قرار داده بود، متعصّبان اهل سنّت، در اندیشه احیای روز غار و تجلیل از خلیفه اول، برآمدند و بیست و شش ذی الحجّه، روز عید و جشن قرار دادند. و از این نمونه، فراوان رخ داد. انرژی متراکم و انباشته در جهان اسلام، صرف منازعاتِ بی حاصل شد. در شرایطی که امپراتوری بیزانس، خیالاتی داشت و حوزه ارضی مسلمانان، در معرض تاخت و تاز آنان بود، رقابت ترک و دیلم، شیعه و سنی و… مسأله اصلی جهانِ اسلام شده بود. نتیجه این روند نامیمون، آن شد که در دهه های پایانی قرن چهارم، علایم ضعف و انکسار در تمدن اسلامی رخ نمود و قرن پنجم هجری، مبدأ انحطاط برای آن تمدن شکوهمند گشت. در دهه پایانی این قرن جنگهای صلیبی، شکل گرفت و حدود دویست سال، جهان اسلام را به خود مشغول کرد. واقعه ای که ریشه و مایه آن ر، بایستی در شرایط نامناسب منازعات فرقه ای قرن چهارم، جستجو کرد.اما در ارزیابی کلی میتوان گفت رشد و بالندگی شیعه و عالمان تشیع در همین قرن چهارم بوده است.شیخ صدوق نیز به عنوان بزرگترین عالم خاندان بابویه نیز در همین دوره مجال یافت که به عنوان عالمی برجسته رشد واعتلا پیدا کند.
1-4عصرغیبت امام(ع)
غیبت کبری نیز دراوائل دوران آل بویه به وقوع پیوست وهمین امر خود تبعاتی را به همراه داشت که خود سبب گسترش تشیع در ایران گردید. مادامی که ائمه (ع)حضورداشتندودرمیان مردم زندگی
می کردند، مرجع اصلی و نخستین، مسائل تشیع درمیان شیعیان درمورد مسائل علمی ،خود امامان معصوم بودند. شیعیان به طرق گوناگون ومختلف با امامان ارتباط داشتند ومسائل علمی خود را ازآنان سوال
می کردند.علما و دانشمندان ومحدثان، علوم اهل بیت را فرا می گرفتند وآنها را برای دیگران نقل
می نمودند وبه این ترتیب علوم اهل بیت در بلاد وشهرهای مختلف اسلامی در میان شیعیان یا مسلمانانی با گرایشات شیعی منتشر می شد. مرجع اصلی آنانی که به خود امام مستقیما دسترسی نداشتند،همین علما و محدثان وراویان اخبار اهل بیت (ع)بودند.
باگسترش وتوسعه شهر های اسلامی و به تبع آن پراکندگی مسلمانان به طور عام وشیعیان به طور خاص کم کم نظام وکالت شکل گرفت و وکلای ائمه در شهرهای دور ونزدیک بلاد اسلامی محل رجوع مردم وحل مسائل و احیانا مشکلات علمی-عقیدتی شیعیان بودند.وکیلان درحقیقت رابط و واسطه ای میان مردم با امامان بودند و به این ترتیب فاصله میان امامان و شیعیان را کوتاه تر میکردند.
بحرانهای شیعیان اززمانی اغاز گردید که عدم حضور امام (ع)حس گردید.آغاز غیبت صغری وضع رادگرگون ساخت.فقدان امامان معصوم که رکن اصلی وتکیه گاه بنیادی برای شیعیان ومسائل علمی آنان بودند رامیتوان یک بحران بزرگ علمی_فرهنگی درمذهب تشیع قلمداد نمود.طبیعی است که روبروشدن وکنارآمدن با چنین بحرانی پیامدهای سخت ودشواری را به همراه دارد وسیاست درستی را برای مواجهه شدن با این قضیه طلب می کند.ازاین رونظام نیابت تا سیس گردید که توانست دراین دوران حرکتی درجهت کاهش نتایج حاصل از این بحران را به باربیاورد.
نائبان خاص امام که یااز عالمان برجسته ویا از اصحاب خودامامان بودند،ویاحتی کسانی بودند که سالها باایشان فقط ارتباط داشتند.ازاین رو اینک فقط اینان معتبرترین مصدر علمی درمیان شیعیان محسوب می شدند.
در آن عصری که دیگر مردم به امامان دسترسی نداشتند،همین نایبان بودند که توانستند پاسخگوی مسائل اعتقادی وکلامی شیعیان بودند وتوانستند جلوی انحرافات بعدی را بگیرند توجه به این نکته که نائبان درارتباط با امام (ع) قادر به رفع مشکلات ومسائل علمی وعقیدتی مردم بودند، نوعی اطمینان ویقین قلبی برای شیعیان پدیدار می کرد که پذیرش سخنان ایشان برای آنها بدون هیچ شک وشبهه و تردیدی میسر بود.مساله غیبت را که خود می توانست مشکل عقیدتی اساسی بوجود بیاورد وشیعیان رادچار حیرت وسردر گمی کند.،به برکت حضور همین عالمان ومحدثان رفع کردند.این امر باصدور نامه ای که از طرف امام(ع) درپایان دوران غیبت صغری صادرشد، مردم را درحوادث پدید آمده به محدثان و فقیهان ارجاع داد ه بود تثبیت کرد.(طوسی،محمد بن حسن،1381ش :351).
خانه های علما مهم ترین مرکز آموزشی برای طالبان علوم اهل بیت بود،منازل علما واستادان بنام شهرها همواره محل آمدوشد طلاب اهل علم بود.درحقیقت درعصر غیبت علاوه برآموزش وتدریس علوم مختلف شیعی توسط دانشمندان ومحدثان وشکل گیری حلقه های درس وتصنیفات و تالیفات علمای شیعی به نحو چشم گیری افزایش یافت وبه گونه ای منسجم به تکامل وتمرکز رسید.اگرچه که قبل ازغیبت نیز تالیفات مطلوب وارزشمندی توسط دانشمندان ومحدثان صورت گرفته بود،اما با این حال شرایط دوران غیبت اقتضا می کرد که این امر با توسعه وگسترش بیشتری صورت بپذیرد.درحقیقت شرایط بحرانی دوران غیبت عامل اصلی ومشوق عمده برای تالیف کتب گوناگون شیعی برای علمای آن عصر بوده،در حقیقت شرایط عصر غیبت،تقاضا برای چنین کتبی از طرف مردم وطالبان علوم حدیثی زیاد بود.بدون شک می توان اظهارکرد که معتبر ترین کتبی که دراین دوره تدوین گردید،مانند کتب اربعه،بواسطه درخواست کنندگانی بود که برای رفع شبهات به فقها ومحدثان رجوع می کردند.
بطورمثال شیخ کلینی در مقدمه کتاب الکافی خود که یکی از مهم ترین کتب این عصر است اشاره ای دارد به این موضوع که در واقع کسی از وی درخواست نگارش چنین کتابی راداشته.به این ترتیب که وی اظهار می کندکه “مطالبی که برایت مشکل شده به واسطه اختلاف روایات است که نمی توانی آنها را بفهمی ،و دانسته ای که اختلاف روایات مربوط به علل واسباب آن است.گفتی اگر چنین کتابی باشد،امیدوارم خدای متعال بوسیله آن وبه یاری وتوفیق خود برادران وهم مذهبان ما را اصلاح کند.خدا را شکر که تالیف کتابی که خواسته بودی میسر گردید،امیدوارم چنانکه خواستی باشد. (الکلینی،محمد بن یعقوب، 1363ش: 9).
همچنین ابن بابویه قمی در ابتدای کتاب الامامه والتبصره من الحیره صراحتا بیان می کند “دیدم امر غیبت بسیاری از کسانی را که پیمان دینی آنها درست است و بردین الهی ثابت قدم بودند را به حیرت وا داشته واین دوران برای آنها طولانی شده بطوریکه وحشتی بر آنها داخل شده.لذا من اخباری را گرد آوری نمودم که پرده از این حیرت بردارد و وحشت دوران غیبت را به انس تبدیل نماید. (بابویه قمی،علی،1404 :142).
ابن بابویه در این کتاب بحثى را در زمینه بداء و سپس لزوم وجود حجهاللَّه بیان مى‏کند و پس از بیان این که امامت عهدى الهى است، امامت تک تک ائمه(ع) را اثبات مى‏کند. بخش عمده‏اى از کتاب در ردّ عقاید فرق شیعه چون کیسانیّه، اسماعیلیّه و واقفیّه است و سپس ابوابى را درباره معرفت امام و لزوم آن مى‏آورد. او در بحث از غیبت امام اسلوب اهل حدیث و متکلمان را با هم آمیخته و ازطریق آن ادله‏اى براى رفع شبهات بیان مى‏کند. این کتاب یکى از ذخایر علمى تشیع است که به‏دست ما رسیده است.
ازگفتار کلینی وابن بابویه درکتبشان اینگونه برمی آید که عدم وجود عالمان برجسته وفرهیخته وقابل اعتماد،تشتت واختلاف در اراء فقهی وروایات مربوط به ان که مردم رادچار پریشانی ساخته ودرک مسائل آن رابرای مردم مشکل می ساخت،معضل اساسی دراین زمان بوده که درحقیقت این مشکل یک مشکل عمومی بوده واکثر نواحی شیعه نشین با آن روبرو بودند.که می توان این حدس را زد که دروجود مراکز علمی شیعی مثل قم،کوفه یا بغداد،محدثان وراویان بیشتری حضور داشتند،در این شهرها این مشکلات کمتر به چشم می خورد اما در شهرهای دیگر اینگونه که ازگفتار این دو مولف بر می آید چنین عالمانی نبودند و طبیعتا به مرور زمان تشتت آراء بوجود آمد.
کتب نگاشته شده در این دوران موضوعات متنوعی داشتند اما عمدتا حول محوریت تبیین مساله غیبت و رفع شبهات پیرامون آن ویا رد اصول و عقاید مذاهب و دیگر فرق بودند ومعمولا تحت عنوان کلی کتب الغیبه یا الغیبه والحیره یا عناوین مشابهی نگاشته می شدند.که می توان الغیبه والحیره تالیف حمیری قمی.ویا الغیبه وکشف الحیره نوشته سلامه ذبن محمد ازونی.ویا الغیبه شلمغانی وهمچنین الامامه والتبصره من الحیره اثر ارزنده علی ابن بابویه قمی را نام برد.