رسانه های ارتباط جمعی و دانشگاه علوم پزشکی

بنا به گفته معاون ساماندهی امور جوانان کشور، جمعیت جوان کشور بر اساس سرشماری سال 1390، بالغ بر 23 میلیون نفر (35 درصد) عنوان شد(50). دانشجویان بخش بزرگی از جمعیت جوان کشور را تشکیل می دهند. و بر اساس گفته ی مشاور وزیر علوم، جمعیت دانشجویی کشور، 5/4 میلیون نفر است(51). شرایط سنی و موقعیت اجتماعی دانشجویان به عنوان قشر تحصیل کرده جامعه میتواند آن ها را به عنوان الگو برای سایرین قرار دهد. چراکه انتخاب هر نوع سبک زندگی به وسیله آن ها، نه تنها در زندگی شخصی خود آن ها اثرگذار است، بلکه بر رفتارها و سبک زندگی سایر اقشار نیز تأثیر می گذارد. و با توجه به این که دانشجویان در موقعیت های مختلف در تماس با خانواده، جامعه و مردم هستند، میتوانند بیاموزند و آموخته های خود را به دیگران منتقل کنند. بدون شک دانشجویان علوم پزشکی با همان میزان اطلاعات، آگاهی ها و مهارت هایی که در دوران دانشجویی و تحصیل کسب می کنند به عنوان پرسنل گروه های مختلف بهداشت و درمان در این محیط حضور خواهند یافت و انتظار می رود این آموخته ها در رفتار و عملکرد آن ها تجلی پیدا کند. در حالی که دانشجویان غیر علوم پزشکی، واحد های بهداشتی را در برنامه آموزشی خود نداشته و معمولاً مسایل مرتبط با سلامتی را از طریق مطالعات شخصی، رسانه های ارتباط جمعی یا غیره بدست می آورند، بنابراین ممکن است اشراف چندانی به مسایل بهداشتی و سبک صحیح زندگی پیدا نکنند. هر چند که تحقیقات نشان داده است که با وجود برخورداری دانشجویان از مبانی علمی و نظری کافی در عمل از کارایی لازم برخوردار نبوده اند(52).
محیط های آموزشی که بیشترین گروه هدف (نوجوانان و جوانان) را در خود جای داده است به عنوان مهمترین محل اجرای مداخلات ارتقای سلامت می باشند و از طرفی دانشگاه ها محل مناسبی برای سنجیدن اثر بخشی برنامه های آموزش سلامت محسوب شده و قبل از تشدید مشکلات سلامتی در گروه سنی نوجوانان و جوانان، ابزارهایی برای پیشگیری از آن ها می توان یافت و به طور عملی و کاربردی سلامت این گروه را مدیریت نمود.
مروری بر مطالعات انجام شده:
در ارتباط با موضوع تحقیق، مطالعات مختلفی انجام شده است. در این پژوهش، 10 مطالعه مرتبط با موضوع مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.
در اولین مرور بر مطالعه شبان و همکاران به بررسی ارتباط درک مفهوم سلامت و رفتارهای ارتقای سلامت و مقایسه آن در دو گروه دانشجویان سال چهارم دانشگاه علوم پزشکی تهران و دانشگاه تهران پرداختند.
این پژوهش یک مطالعه ی توصیفی تحلیلی بود که بر روی 400 دانشجوی سال چهارم دانشگاه علوم پزشکی تهران و 400 دانشجوی سال چهارم دانشگاه تهران و به روش تصادفی و در دو مرحله انجام شد. ابزار این پژوهش، خودسنجی سلامت و شامل سه بخش بود. بخش اول، اطلاعات فردی دانشجویان (سن، جنس، وضعیت تأهل، رشته تحصیلی، محل سکونت)، بخش دوم شامل 8 سوال در مورد درک مفهوم سلامت و بخش سوم، رفتارهای ارتقای سلامت در ابعاد جسمی، تناسب اندام، خود مراقبتی و مراقبت های پزشکی، عادات غذایی، محیط زیست، عملکرد جنسی، مصرف سیگار و مواد مخدر، احتیاط های رانندگی، عوامل روانی، استرس و عوامل اجتماعی بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی (فراوانی و درصد فراوانی)، شاخص های مرکزی (میانگین و انحراف معیار) و آزمون آماری من ویتنی یو و تی و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نمره دهی درک مفهوم سلامت به صورت کمتر از 10 (ضعیف)، 12-10 (متوسط)، 14-12 (خوب) و 16-15 (خیلی خوب) و نمره دهی رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت به صورت نمره 50 و کمتر (ضعیف)، 70-51 (متوسط)، 90-71 (خوب)، 91 و بالاتر (خیلی خوب) صورت پذیرفت. 7/49 درصد دانشجویان رشته های پزشکی درک مفهوم سلامت در سطح خوب و 8/6 درصد در سطح خیلی خوب داشتند و 4/49 درصد دانشجویان غیر پزشکی نیز در سطح خوب و 6/8 درصد در سطح خیلی خوب بودند و بین دو گروه از نظر درک مفهوم سلامت اختلاف آماری معنی دار وجود نداشت. درمورد رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت 57 درصد دانشجویان پزشکی و 9/54 درصد دانشجویان غیر پزشکی دارای رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در سطح خوب بودند و اختلاف آماری بین دو گروه مشاهده نشد. بین مفهوم سلامت و رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در هر دو گروه بر اساس ضریب همبستگی پیرسون ارتباط معنادار وجود داشت(p<0>با توجه به تفاوت اندک بین رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در دو گروه و نیز برای رسیدن به سطح ارتقای سلامت خیلی خوب، پیشنهاد میشود، دوره های آکادمیک به صورت واحد های درسی اختیاری یا اجباری در دانشکده های غیر پزشکی و نیز کارگاه های آموزشی جهت دانشجویان رشته های مختلف پزشکی به خصوص با هدف تثبیت و ارتقای سلامت برگزار شود(40).
در این بخش مطالعه ای مورد بررسی قرار می گیرد که واحد های مورد پژوهش آن مشابه تحقیق حاضر بوده و محققین تلاش نموده اند تفاوت سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت را در دانشجویان پرستاری و غیر پرستاری توصیف کنند.
کان و همکاران نیز تحقیقی با عنوان مقایسه سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در دانشجویان پرستاری و غیر پرستاری استانبول ترکیه انجام دادند. هدف از این مطالعه، تعیین وضعیت سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان پرستاری و غیر پرستاری و تعیین هرگونه اختلاف معنی دار و ارتباط آن با متغیرهای فردی و اجتماعی و بررسی کاربرد یافته های این پژوهش در ترویج رفتارهای سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در بین دانشجویان بود. این مطالعه یک پژوهش مقطعی از نوع توصیفی بود که بر روی 847 دانشجوی پرستاری و 769 دانشجوی غیر پرستاری (علوم اقتصاد، مدیریت، علوم آموزشی) انجام شد. ابزار این پژوهش از دو بخش تشکیل می شد. بخش اول مشخصات فردی (سن، جنس، وضعیت تأهل، محل سکونت، ارتباط داشتن با دوستان و خانواده، وضعیت اجتماعی اقتصادی، رفتارهای بهداشتی پرخطر، شاخص توده بدنی، وضعیت سلامتی درک شده توسط فرد در یک سال اخیر) و بخش دوم ابزار، پرسشنامه سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت که شامل 52 سوال بود و ابعاد مسئولیت پذیری سلامتی، فعالیت جسمانی، عادات تغذیه ای، رشد معنوی، روابط بین فردی و مدیریت استرس را میسنجید. که به صورت مقیاس لیکرت چهارگزینه ای (هرگز، گاهی اوقات، اغلب، همیشه) پاسخ دهی میشد. نمره هر حیطه توسط مجموع نمره های هر حیطه بر تعداد سوالات آن حیطه بدست آمد. نمره کلی ابزار از مجموع نمرات همه حیطه ها و تقسیم بر کل سؤالات حیطه ها بدست میآمد. ضریب آلفای کرونباخ خرده مقیاس ها بین 59/0 و 82/0 و برای کل ابزار 91/0 بود. از آزمون های آماری توصیفی (درصد فراوانی، میانگین، انحراف معیار، کمینه ، بیشینه) و آزمون من ویتنی یو، کروسکال والیس و آنووا برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد.(p<0>میانگین سنی افراد 97/1 ± 93/20 و 2/76 درصد خانم بودند. میانگین شاخص توده بدنی دانشجویان پرستاری 81/2 ± 97/20 و دانشجویان غیر پرستاری 86/2 ± 70/21 بود. نمره کلی ابزار دانشجویان پرستاری 34/0±46/2 و دانشجویان علوم اجتماعی 35/0±38/2 بود. در هر دو گروه، کمترین نمره و بیشترین نمره به ترتیب مربوط به فعالیت جسمانی(59/0±97/1) و رشد معنوی (51/0±96/2) بود. میانگین نمره کلی ابزار و میانگین بیشتر زیر مقیاس ها به جز حیطه های رشد معنوی و فعالیت فیزیکی در دانشجویان پرستاری بیشتر از دانشجویان غیر پرستاری بود. در این پژوهش متغیر سن با حیطه مسئولیت پذیری سلامتی در دانشجویان پرستاری و با مدیریت استرس در هر دو گروه ارتباط داشت. دانشجویان با سن بالاتر مسئولیت پذیری سلامتی بیشتر و مدیریت استرس کمتری داشتند. همچنین دانشجویان پرستاری سال های تحصیلی بالاتر در مقایسه با دانشجویان سال های تحصیلی پایین تر مسئولیت پذیری سلامتی و روابط بین فردی بیشتری داشتند. دانشجویان سال های تحصیلی بالاتر گروه غیر پرستاری نسبت به سال های تحصیلی پایین تر همان گروه، نمره کلی ابزار پایین تری کسب کردند. این مطالعه محدودیت هایی داشت که می توان به عدم اطمینان به داده های خود گزارش شده و تعداد کم دانشجویان پسر در گروه پرستاری اشاره کرد(3).
با توجه به اهمیت رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در دانشجویان علوم پزشکی توجه به ایجاد مراکز مشاوره بهداشتی در دانشگاه جهت تغییر در رفتار دانشجویان را می توان پیشنهاد نمود که در این باره مطلق و همکاران تحقیقی با هدف تعیین وضعیت رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی یزد و عوامل مؤثر بر آن انجام دادند. این پژوهش یک مطالعه ی مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی بود که بر روی 440 نفر و به روش نمونه گیری طبقه ای دو مرحله ای انجام شد. دانشجویانی که در نیمسال دوم سال تحصیلی 1388 مشغول به تحصیل بودند و در دانشکده های پزشکی، دندانپزشکی، بهداشت، پیراپزشکی و پرستاری مامایی دانشگاه علوم پزشکی یزد تحصیل میکردند، وارد این پژوهش شدند. ابزار این پژوهش، شامل دو بخش بود. بخش اول، مشخصات فردی اجتماعی (سن، جنس، رشته تحصیلی، مقطع تحصیلی، وضعیت تأهل، محل سکونت، شغل مادر، تحصیلات مادر، استعمال سیگار و مصرف الکل) و بخش دوم، پرسشنامه استاندارد نیم رخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت با 52 سؤال بود که رفتارهای ارتقاء دهنده سلامتی را در شش بعد مسئولیت پذیری سلامتی، فعالیت جسمانی، عادات تغذیه ای، رشد معنوی، مدیریت استرس و روابط بین فردی می سنجید که به صورت مقیاس لیکرت چهارگزینه ای (هرگز، گاهی اوقات، اغلب، همیشه) پاسخ دهی میشد. محدوده نمره کل ابزار بین 208-52 بود و برای هر حیطه، نمره جداگانه قابل محاسبه بود. ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 74 درصد و برای زیر مقیاس ها 94 درصد بود. در این مطالعه، پرسشنامه هایی که بیش از 10 درصد سؤالات شان که بی پاسخ بودند از پژوهش خارج شدند و در نهایت 420 پرسشنامه با استفاده از آمارهای توصیفی و آزمون های آماری تی مستقل، تحلیل واریانس یک طرفه، همبستگی و کای دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. میانگین سنی افراد 2/2±1/21 بود و 4/67 درصد (294 نفر) دختر و 6/32 درصد (143 نفر) پسر، همچنین 3/12 درصد (54 نفر) متأهل و 2/87 درصد (383 نفر) مجرد بودند. 2/63 درصد از دانشجویان در مقطع کارشناسی، 4/18 درصد در مقطع کاردانی، 3/17 درصد در مقطع دکتری حرفه ای و 1/1 درصد در مقطع کارشناسی ارشد مشغول به تحصیل بودند. میانگین رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت 19±31/130 بود. بالاترین نمره کسب شده در حیطه رشد معنوی 04/5±03/26 (نمره کل 36) و کمترین آن در حیطه فعالیت جسمانی 28/4±24/16 (نمره کل 32) بود. در تجزیه و تحلیل رفتارهای ارتقاء دهنده سلامتی، دانشجویانی که به سؤالات، پاسخ اغلب یا همیشه می دادند به عنوان انجام دهنده آن رفتار تلقی میشدند. میانگین نمره مسئولیت پذیری سلامتی پسران (9/19 درصد) بیشتر از دختران (1/14 درصد) بود که از نظر آماری تفاوت معنی داری را نشان نداد. میانگین نمره فعالیت جسمانی پسران (42/18 درصد) بیشتر از دختران (26/15) بود که تفاوت آماری معنی داری را نشان میداد. میانگین نمره رشد معنوی پسران (21/26 درصد) بیشتر از دختران (94/25) بود ولی از نظر آماری تفاوت معنی داری نداشت. بیش از نیمی از دانشجویان روابط بین فردی مناسبی داشتند. میانگین نمره مدیریت استرس در هر دو جنس یکسان (36/20) بود. نتایج آزمون همبستگی نشان داد که بین فعالیت جسمانی و مسئولیت پذیری سلامتی با یکدیگر و با عادات تغذیه ای، رشد معنوی، روابط بین فردی و مدیریت استرس رابطه مستقیم وجود داشت. همچنین بین روابط بین فردی با مدیریت استرس و رشد معنوی رابطه مستقیم وجود داشت. آزمون تحلیل واریانس یک طرفه نشان داد که بین رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت و متغیرهای وضعیت اشتغال (P=0/002)، رشته تحصیلی (P<0> توجه به سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت و رابطه آن با کیفیت زندگی مرتبط با سلامت، لزوم توجه به امر پیشگیری را بیش از پیش مطرح می سازد، در این باره، طل و همکاران تحقیقی با عنوان بررسی سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت و رابطه آن با کیفیت زندگی در دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام دادند. این پژوهش یک مطالعه توصیفی تحلیلی از نوع مقطعی بود. جمعیت مورد بررسی، کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی رشته های مرتبط بهداشتی (بهداشت عمومی، بهداشت محیط، بهداشت حرفه ای و تغذیه) در دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بودند.معیار خروج از مطالعه، داشتن سن بالای 25 سال، ابتلاء به بیماری های مزمن، صعب العلاج و معلولیت و عدم تمایل دانشجو برای ادامه شرکت در مطالعه بود. پرسشنامه این پژوهش شامل سه بخش: بخش اول شامل مشخصات فردی و اجتماعی حاوی شش سؤال (سن، جنس، رشته تحصیلی، ابتلاء به بیماری و وضعیت اقتصادی)، بخش دوم، مربوط به پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت و بخش سوم، سؤالات مربوط به پرسشنامه نیم رخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت که حاوی 46 سؤال که در شش بعد و به صورت چهار گزینه ای (هرگز، گاهی اوقات، اغلب و همیشه) طراحی شده بود. ضریب آلفای کرونباخ برای این ابزار 78/0 بود.
پس از انجام هماهنگی با معاونت پژوهشی دانشکده، محقق با مراجعه به دانشجویان گروه هدف و معرفی خود و توجیه نمودن آن ها در مورد اهداف پژوهش، در صورت تمایل برای شرکت در پژوهش، نسبت به تکمیل پرسش نامه همراه با رعایت موازین اخلاقی و تحمیلی نبودن تکمیل پرسش نامه به دانشجویان و محرمانه بودن اطلاعات اقدام نمود.پس از تکمیل پرسش نامه ها، داده ها وارد نرم افزار spss نسخه 16 شد و با کاربرد آزمون های آماری فیشر و کای اسکوئر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مقدارp کمتراز 05/0 به عنوان سطح معنی دار در نظر گرفته شد.
میانگین سنی شرکت کنندگان 12/21 سال ، 3/54 درصد از آن ها خانم و 100 درصد آنان مجرد بودند. کیفیت زندگی عمومی7/40 درصد از دانشجویان خوب بود و تنها 8/19 درصد از آن ها کیفیت زندگی عمومی متوسط داشتند. از میان شش بعد رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت، حیطه های رشد معنوی و مسئولیت پذیری سلامتی به ترتیب با میانگین های 24/2±01/22 و 31/2±20 بیشترین و حیطه ی فعالیت جسمانی با میانگین 9/2±58/17 کمترین امتیاز را به خود اختصاص دادند. نتایج مطالعه نشان داد که بین مدیریت استرس و جنس دانشجویان ارتباط آماری معنا داری وجود دارد. دختران با احتمال بیشتری روش های آرام سازی و رفتارهای خود مراقبتی را نسبت به پسران انجام می دهند. بین حیطه های عادات تغذیه ای، روابط بین فردی و سن دانشجویان ارتباط آماری معنی داری وجود داشت. بین روابط بین فردی و رشته تحصیلی دانشجویان و همچنین بین کیفیت زندگی عمومی و رشد معنوی دانشجویان ارتباط آماری معنی داری وجود داشت. به علاوه بین کیفیت زندگی مرتبط با سلامت و مدیریت استرس در دانشجویان ارتباط آماری معنی دار وجود داشت. همچنین بین کیفیت زندگی کلی، وضعیت استرس و رشد روحی دانشجویان ارتباط آماری معنی دار بود. این مقاله در پایان ابراز داشت که با توجه به هزینه بر بودن بیماری ها، بخش قابل ملاحظه ای از درآمد خانواده و در نهایت سرمایه کشور در مورد مشکلات سلامتی صرف می شود. ضروری است که توجه جدی به رویکردهای استراتژیک مقابله با شرایط و عوامل خطر بیماری ها آغاز شود که در این رابطه توجه کافی به سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت و تعیین کننده ها، یک ضرورت به حساب می آید.(2)
لزوم توجه به رفتارهای ارتقا دهنده سلامت در دانشجویان حهت تعیین تاثیر تغییر در محیط و شرایط زندگی بر رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در مطالعه وی و همکاران با عنوان بررسی سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت با هدف تعیین ارتباط بین سن و جنس دانشجویان، زندگی کردن با خانواده، شاخص توده بدنی و سال تحصیلی آنها با نمره کلی شان در ابزار نیم رخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت بر روی دانشجویان ژاپنی انجام دادند. این پژوهش یک مطالعه مقطعی از نوع توصیفی بود که بر روی 336 (161 نفر مرد، 175 نفر زن) دانشجوی دانشکده های پزشکی، داروسازی، آموزش، علوم، مهندسی، فرهنگ و حقوق ژاپن انجام شد. که از این تعداد 314 نفر، پرسشنامه را تکمیل کردند. میزان پاسخگویی به سؤالات 5/93 درصد بود. میانگین سنی افراد 5/1±1/20 و دامنه سنی آنها 34-18 سال بود.
جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ای استفاده گردید که مشتمل بر دو بخش بود: بخش اول، ویژگی های فردی و اجتماعی شامل سن، جنس، سال تحصیلی، زندگی با خانواده، درآمد، قد و وزن و بخش دوم به تعیین رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت با استفاده از ابزار نیمرخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت که توسط واکر و همکاران ساخته شده بود می پرداخت. روایی و پایایی نسخه ژاپنی ابزار HPLP 2 قبلاً مورد تایید قرار گرفته بود. این ابزار شامل 52 عبارت بود که 6 خرده مقیاس: مسئولیت پذیری سلامتی، رشد معنوی، فعالیت جسمانی، روابط بین فردی، عادات تغذیه ای و مدیریت استرس را اندازه گیری می کرد. پاسخگویی با مقیاس چهارگزینه ای لیکرت (هرگز، گاهی اوقات، اغلب و همیشه) انجام می شد. دانشجویان پس از آگاهی از اهداف پژوهش و با تکمیل فرم رضایت آگاهانه به روش خود ایفا به تکمیل پرسشنامه پرداختند.
این مطالعه پس از انجام ملاحظات اخلاقی انجام شد. داده ها با استفاده از نرم افزار spssنسخه 17 تجزیه و تحلیل شد. روش های آنووا یک طرفه و همسانی چندگانه برای آزمون شفه انجام شد تا اختلاف معنی داری در سال های تحصیلی را تعیین نماید. از آزمون تی مستقل برای مقایسه نمرات حاصل از ابزار بر حسب جنس و زندگی با خانواده استفاده شد. آنالیز رگرسیون چندگانه برای بررسی تاثیرات شش متغیر مستقل(سن، جنس، زندگی با خانواده، درآمد، سال تحصیلی و شاخص توده بدنی) بر هفت متغیر وابسته (نمره کلی ابزار و شش خرده مقیاس سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت) به کار گرفته شد. در تجزیه و تحلیل ابزار سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت، افرادی که گزینه های اغلب یا همیشه و گزینه های هرگز یا گاهی اوقات را برای هر سؤال انتخاب می کردند به ترتیب به منزله انجام دهنده رفتار بهداشتی و عدم پایبندی به آن رفتار در نظر گرفته می شدند. آزمونکای اسکوئر برای مقایسه درصد دانشجویان پسر و دختری که گزینه های اغلب یا همیشه را انتخاب می کردند، استفاده شد. ضریب همبستگی پیرسون برای تعیین ارتباط سطح سال تحصیلی با نمره کلی ابزار و شاخص توده بدنی به کار گمارده شد. تفاوت معنی داری بین سال تحصیلی و سن وجود داشت(F=45.77,p<0> توجه به اصل پیشگیری و برنامه ریزی های سیاست گزاران بهداشتی در افزایش ارتقاء رفتارهای سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت، همواره باید مورد توجه قرار گیرد، در این رابطه یولا داییز و پرز-فورتیس نیز مطالعه ای با عنوان پیش بینی کننده های فردی و اجتماعی رفتارهای سلامتی در دانشجویان مکزیک انجام دادند. در این مطالعه توصیفی از نوع مقطعی، 307 نفر از دانشجویان سال اول دانشکده روانشناسی وارد مطالعه شدند. ابزار این پژوهش از دو بخش تشکیل شده بود. بخش اول، اطلاعات فردی و اجتماعی دانشجویان از قبیل جنس، سن، وضعیت تأهل، وضعیت استخدام، سطح اقتصادی اجتماعی، درآمد ماهیانه خانواده و سطح تحصیلات والدین را می سنجید. بخش دوم پرسشنامه، نیم رخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت بود. که شش حیطه (مسئولیت پذیری سلامتی، رشد معنوی، فعالیت جسمانی، روابط بین فردی، عادات تغذیه ای و مدیریت استرس)، را می سنجید و با استفاده از مقیاس چهارگزینه ای لیکرت به صورت هرگز(1)، گاهی اوقات (2)، اغلب (3) و همیشه (4) نمره دهی شد. جهت تعیین پایایی این ابزار، آلفای کرونباخ 94/0 محاسبه شد. رضایت آگاهانه از دانشجویان کسب شد. داده ها وارد نرم افزار Spss شد و با استفاده از آزمون تی و آنووا یک طرفه و رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های این تحقیق نشان داد که میانگین سنی افراد، 91/19 سال با انحراف معیار 14/4 ، 5/93 درصد دانشجویان مجرد،3/67 درصد با سطح اقتصادی اجتماعی متوسط، 4/36 درصد از مادران و 27 درصد از پدران دانشجویان، سطح تحصیلات متوسطی داشتند. نمره کلی رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت به طور معنا داری با جنس، سن، سطح اقتصادی اجتماعی، درآمد ماهیانه خانواده و سطح تحصیلات والدین مرتبط بود. در آنالیز تک متغیری، حیطه عادات تغذیه ای ارتباط معنا داری با سطح تحصیلات مادر داشت. حیطه فعالیت جسمانی دانشجویان نیز با جنس، وضعیت تأهل و سطح تحصیلات مادر مرتبط بود. در حیطه مسئولیت پذیری سلامتی هیچ گونه ارتباطی یافت نشد. حیطه مدیریت استرس با همه عوامل فردی اجتماعی ارتباط داشت. حیطه روابط بین فردی به طور معنا داری با سن، سطح اقتصادی اجتماعی، درآمد ماهیانه خانواده و سطح تحصیلات والدین مرتبط بود. حیطه رشد معنوی با جنس و سطح تحصیلات پدر ارتباط معناداری وجود داشت. یافته های این پژوهش نشان داد که درصد بالایی از دانشجویان رفتارهای بهداشتی مناسبی نداشتند و سیاست مداران و برنامه ریزان بخش سلامت بایستی با درنظر گرفتن عوامل پیشگویی کننده رفتارهای ارتقاء دهنده سلامتی در طراحی برنامه های ارتقای سلامت تأثیر بسزایی در کاهش بیماری های مزمن و ارتقاء سلامت جوامع داشته باشند(107).
دنیای ماشینی امروز منجر به افزایش بی حرکتی در بین دانشجویان شده است، فعالیت جسمانی مناسب یکی از ابعاد مهم در سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت است که نبود آن منجر به افزایش بیماری ها و هزینه خواهد شد رضایی آدریانی در مطالعه مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی با عنوان سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در گروهی از دانشجویان پزشکی، پرستاری و پیراپزشکی در یکی از دانشگاه های علوم پزشکی ایران انجام دادند. این مطالعه با نمونه گیری آسان بر روی 300 نفر انجام شد. در این پژوهش از پرسشنامه ای استفاده شد که شامل دو بخش بود. بخش اول، مشخصات فردی و اجتماعی و بخش دوم، پرسشنامه نیم رخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت بود که شش حیطه ی مسئولیت پذیری سلامتی و عادات تغذیه ای، رشد معنوی، روابط بین فردی (9سوال)، فعالیت جسمانی و مدیریت استرس، 8 سوال را می سنجید. پاسخگویی با مقیاس چهار گزینه ای لیکرت با دامنه هرگز (1)، گاهی اوقات (2)، اغلب (3) و همیشه (4) انجام شد. ضریب آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس های ابزار HPLP 2، 90/0 – 75/0 بود. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 5/11 انجام شد. از 300 دانشجوی مورد مطالعه، 267 نفر پرسشنامه را تکمیل کردند. میانگین سنی واحد های مورد پژوهش 30/2 ± 44/20 با دامنه 27 – 18 سال بود. 5/95 درصد و 4/94 درصد از دانشجویان هیچگونه سابقه استعمال دخانیات و مصرف مواد مخدر را گزارش نکرده بودند. همچنین 9/65 درصد از شرکت کنندگان در پاسخ به سؤال “آیا شما در موضوعات مرتبط با سلامتی الگوی مناسب برای دیگران هستید؟” گزینه بله را انتخاب کردند. میانگین شاخص توده بدنی افراد 18/3 ± 17/21 بود. نمره میانگین ابزارHPLP 2 ، 36/0 ± 41/2 بود. برای تعیین بیشترین و کمترین خرده مقیاس ها از آزمون آنووا استفاده شد. نتایج این آزمون نشان داد که میانگین اختلاف خرده مقیاس ها از نظر آماری معنا دار بود ((p < 0/001. سپس از آزمون کمترین اختلاف معنی دار برای مقایسه جفت استفاده شد که اختلاف معنی داری را بین همه خرده مقیاس ها (001/0p<) به غیر از حیطه های رشد معنوی (54/0±80/2) و روابط بین فردی(46/0±79/2)، ( 75/0p=) بود. نتایج نشان داد که بیشترین نمره به حیطه های رشد معنوی و روابط بین فردی و کمترین نمره به حیطه فعالیت جسمانی مربوط می شد. در این مطالعه، پژوهشگران معتقدند که دانشجویان بدون شک نیروهای کار هر کشوری محسوب شده و بنابراین وضعیت سلامتی فعلی آن ها می تواند وضعیت بهداشتی آتی آنان و در نتیجه سلامت آینده کشور را تحت تاثیر قرار دهد. نتایج این مطالعه نشان داد که دانشجویان سبک زندگی نامطلوبی داشتند. این موضوع نشان می دهد که واحدهای مورد پژوهش و شاید سایر دانشجویان ایرانی نیاز به توجه ویژه به رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت داشته باشند. یکی از حیطه های نگران کننده سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان، فعالیت جسمانی بود که کمترین نمره را در این مطالعه به خود اختصاص داد. بنابراین توجه ویژه به این مقوله حیاتی به نظر می رسد. از این رو، امکانات ورزشی بیشتر بایستی برای این قشر فراهم شود و برنامه های آموزشی ویژه ای در خصوص ورزش و فعالیت های جسمانی بایستی طراحی شود تا دانش و نگرش دانشجویان در این حیطه مهم از رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت افزایش یابد(49).
از این رو عوامل پیشگویی کننده رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت از اهمیت فراوانی برخوردار است که در مطالعه پکر و برمک با عنوان عوامل پیشگویی کننده رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در دانشجویان جدیدالورود رشته دندانپزشکی در دانشگاه استانبول به آن توجه شده است. این پژوهش، یک مطالعه مقطعی از نوع توصیفی بود که بر روی 111 نفر انجام شد. داده ها به وسیله نمونه گیری آسان جمع آوری شد. قبل از تکمیل پرسشنامه، اهداف پژوهش، مشارکت اختیاری در انجام پژوهش و محرمانه بودن اطلاعات بازگو و رضایت آگاهانه از افراد کسب شد. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ای استفاده شد که مشتمل بر دو بخش: بخش اول مشخصات فردی و اجتماعی(جنس، سن، محل سکونت، درآمد ماهیانه خانواده) و بخش دوم شامل پرسشنامه های؛ نیم رخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت، مقیاس ارزش سلامتی، مقیاس خودکارآمدی عمومی ، مقیاس استرس درک شده و مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی درک شده بود.
ابزار نیم رخ 2 سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت(HPLP2)، رفتارهای ارتقاء دهنده سلامتی دانشجویان را می سنجید. این ابزار شامل 52 عبارت که شش زیر مقیاس: مسئولیت پذیری سلامتی، رشد معنوی، فعالیت جسمانی، روابط بین فردی، عادات تغذیه ای و مدیریت استرس را شامل می شد. پاسخگویی با مقیاس چهار گزینه ای لیکرت با دامنه 1 (هرگز) تا 4 (همیشه) انجام شد. امتیاز ابزار از طریق محاسبه میانگین پاسخ افراد به 52 سوال تعیین گردید. همچنین نمره زیرمقیاس ها با محاسبه میانگین پاسخ افراد انجام شد. ضریب آلفای این ابزار در این پژوهش، 89/0 بود. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 15 انجام شد. از آزمون های آماری توصیفی(درصد، میانگین، انحراف معیار، کمینه و بیشینه) برای محاسبه مشخصات فردی و اجتماعی و ابزار HPLP2 استفاده شد. نمرات بر شش زیرمقیاس و نمره کلی بر ابزار HPLP2، متغیر های پیوسته بودند. آزمون اسمیرنوف کولموگروف مشخص کرد که همه نمرات ابزارHPLP2، توزیع نرمالی داشتند. از آزمون تی مستقل برای تعیین هر نوع اختلاف بین جنس و محل سکونت انجام شد. ارتباط بین ابزارHPLP2 و عوامل تعدیل کننده(سن، محل سکونت، درآمد ماهیانه خانواده، حمایت اجتماعی درک شده و استرس درک شده) و عوامل شناختی ادراکی(ارزش سلامتی و خودکارآمدی درک شده) با آزمون همبستگی پیرسون انجام گردید.
از مجموع 165 دانشجو، 129 نفر(78 درصد)، پرسشنامه تحقیق را تکمیل کردند که 18 نفر به علت عدم تکمیل مشخصات فردی اجتماعی از ادامه تحقیق کنار گذاشته شدند. در آخر، 111 نفر وارد مطالعه شدند. از این تعداد، 56 نفر(5/50 درصد) مذکر و 55 نفر(5/49 درصد) مونث بودند. میانگین سنی افراد 89/0±43/19 و دامنه سنی آنها 18 تا 22 سال بود. صد درصد دانشجویان مجرد، میانگین درآمد خانواده ماهیانه 1523 دلار، 59 درصد(65 نفر) همراه با خانواده و 41 درصد (46 نفر) در خوابگاه ها و آپارتمان ها با دوستان شان زندگی می کردند.
میانگین نمره کلی ابزار HPLP2 برابر با 49/2 (دامنه=27/3-60/1 ، انحراف معیار=32/0) نشان دهنده سطح متوسط سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامتی در این دانشجویان بود. بالاترین نمره مربوط به زیر مقیاس رشد معنوی(میانگین=03/3، انحراف معیار 41/0 )، کمترین نمره را زیر مقیاس مسئولیت پذیری سلامتی(میانگین=12/2، انحراف معیار 48/0 )به خود اختصاص داد. نتایج این پژوهش، اختلاف آماری معنی داری را بین نمره کلی ابزار و جنس شرکت کنندگان نشان نداد. بین زیر مقیاس های رشد معنوی( P˂0/05) و فعالیت جسمانی(P˂0/05) اختلاف معنی داری وجود داشت. مردان در مقایسه با زنان، فعالیت جسمانی بیشتری را انجام می دادند. زنان نسبت به مردان در حیطه مسئولیت پذیری سلامتی، بیشترین نمره را کسب کردند. بین نمره کلی ابزار و نمره های زیر مقیاس ها بر حسب محل سکونت و سن، اختلاف معنی داری یافت نشد. بین متغیر درآمد ماهیانه خانواده و زیر مقیاس فعالیت جسمانی ارتباط معنی داری وجود داشت(r=0/23, P˂0/05).
نتایج این پژوهش نشان داد که دانشجویان سال اول دندانپزشکی، کمترین نمره را در حیطه مسئولیت پذیری سلامتی کسب کردند. این قضیه بازگو کننده کم توجهی برنامه های ارتقاء سلامت مدارس برای توسعه مهارت های حفظ و ارتقای سلامت دانشجویان و همچنین برای کاهش رفتارهای مخاطره آمیز بهداشتی در سطوح آموزشی بالاتر می باشد. دختران نسبت به پسران مسئولیت پذیری سلامتی بیشتری داشتند. پسران فعالیت جسمانی بیشتری در مقایسه با دختران داشتند. نتایج این مطالعه نشان داد که خودکارآمدی درک شده، قوی ترین پیشگویی کننده رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دانشجویان می باشد. که حاکی از آن است دانشجویانی که سطح خودکارآمدی بیشتری داشتند تمایل بیشتری برای انجام رفتارهای ارتقاء دهنده سلامتی دارند(10).