رابطه عمل صالح با ایمان و طریق توبه در حقوق الله

حق النّاس اگر متعلق آن اموال باشد، شامل مواردی میشود که شخص به نحوی از انحاء مرتکب خیانت در اموال مردم میشود که این خیانت یا به سرقت است یا به غش در معامله است یا به اتلاف، و همه موارد مقبوض به عقد نافذ که موجب ضمان و اشتغال ذمه شخص می باشد که در این گونه موارد توبه، عبارت است از ندامت و پشیمانی قلبی از انجام عمل زشت خود و عزم بر عدم عود به مثل این افعال، باید حق صاحب حق را هم اداء کند و از او عذرخواهی کند این حکم درجمیع ابواب ضماناتی که منشأ آن اتلاف مال غیر است عمداً، جاری خواهد بود.
4-3-1-2- حق بربدن
قسمتی که مربوط به نفس می شود، شامل مواردی است که جنایتی بر نفس واقع می شود حال این جنایت یا به صورت قتل است یا به صورت نقص عضو یا جراحتی است که بر نفس وارد می شود. اگر چنانچه جنایت و قتل عمدی صورت پذیرفته باشد، واجب است بعد از توبه، دیه عضو یا نفس را بپردازد، و چنانچه قدرت پرداخت دیه را ندارد به هر طریق ممکن از مجنی علیه رضایت بگیرد. پس در اینگونه جرایم، توبه عبارت است از پشیمانی از گذشته و تصمیم بر عدم تکرار جرم و پذیرفتن اجرای مجازات قصاص می باشد و در این صورت اثر توبه مربوط به حیات اخروی شخص می باشد.
4-3-1-3- حق معنوی
اگر متعلق حق النّاس، اعراض مردم باشد یعنی هتک حرمت و حیثیت مردم شده باشد. مثل اینکه مسلم با مسلمه ای را قذف کرده باشد، به اینکه نسبت زنا یا لواط به کسی داده باشد و بواسطه ارتکاب چنین اعمال به آبروی اشخاص، خللی وارد شود، جرم دارای حق النّاس می باشد، در این گونه موارد توبه عبارت است: پشیمانی از گذشته، تصمیم بر عدم تکرار جرم و پذیرفتن اجرای حد قذف می باشد که اثر این نوع توبه نیز مربوط به حیات اخروی شخص می باشد.
4-3-2- طریق توبه در حقوق الله
در بعضی از جرایم که جنبه حق النّاس ندارد، مانند شرب خمر، زنا و لواط، و یا در صورت وجود، جنبه حق الهی آن غلبه دارد، مانند سرقت مستوجب حد که از جمله جرایمی است که در شمار حق الله شمرده شده است ( طوسی، 1351، ص177).
طریق توبه در این معاصی، پشیمانی بر فعل ارتکابی و عزم بر عدم عود به آن در آینده می باشد.
4-4- رابطه توبه با ایمان و عمل صالح
4-4-1- مصادیق عمل صالح
از تدبر در آیات چنین بر می آید که قرآن کریم بیش از آنکه به تبیین مستقیم واژگان کلیدی پرداخته باشد، از رهگذر بیان مصادیق، مخاطب را به مراد خود نزدیک میسازد نمونه بارز آن «تقوی» است که با ذکر مصادیق تقوی و ویژگی های رفتاری فرد متّقی مخاطب را به طور عینی به مراد از این واژه کلیدی رهنمود می سازد. (البقره/177) پی گیری این روش در موضوع مورد بحث نیز به روشن شدن مفهوم قرآنی آن کمک مینماید. برای شناخت بهتر مفهوم عمل صالح در ذیل به مفهوم آن در قرآن کریم و سپس از دیدگاه روایات تفسیری خواهیم پرداخت:
4-4-1-1- عمل صالح در قرآن
در سوره و العصر دو مصداق از مصادیق عمل صالح ذکر گردیده است عبارتند از: تواصی به حق و تواصی به صبر. با توجه به اینکه «الصالحات» در این سوره جمعی است که با «ال» ذکرشده است، دلالت بر استغراق و عمومیت می نماید. یعنی شامل همه اعمال صالح می گردد. ذکر دو مصداق از مصادیق اعمال صالح پس از آن در اصطلاح ادبی ذکر خاص پس از عام است که هنگامی به کار می رود که گوینده اهتمام و عنایت ویژهای به موارد خاص داشته باشد (طباطبایی، 1374ش، ج 20، ص 610) .
در آیه 82 از سوره بقره می فرماید: «و الذین ءامنوا و عملوا الصالحات أولئک أصحاب الجنه هم فیها خالدون».در آیه 83 به برخی از مصادیق اعمال صالح می پردازد که عبارتند از: عبادت خدا، احسان به والدین، خویشان، یتیمان و مسکینان، به نیکی با مردمان سخن گفتن، اقامه نماز و پرداخت زکات. از آیه «وَ أنفِقوا مِن مّا رَزَقناکُم مِن قَبلِ أن یَأتیَ أحَدُکُمُ الموتَ فَیَقولَ رَبّ لَولا آخَّرتَنی إلی أجَلٍ قَریبٍ فَأصَدَقَ وَ أکُن مِنَ الصّالِحینَ».(المنافقون/10)استفاده می شود که صدقه دادن از مصادیق اعمال صالح و یکی از نشانه های انسان صالح است.
درآیه: «إنّ الذَّینَ ءامَنوا وَ عَمِلوا الصّالِحاتِ وَ أقامُوا الصَلوهَ وَ ءاتَوا لزَّکوهَ لَهُم أجرُهُم عِندَ رَبِّهِم وَ لا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یَحزَنونَ»؛ (البقره/277)با توجه به عطف اقامه نماز و پرداخت زکات به صالحات که داری «ال» است و استغراق و عمومیت را می رساند، شرافت و اهمیت این دو عمل از مصادیق اعمال صالح فهمیده می شود.(کاشانی،1344 ش، ج 2، ص 144)
درآیه:«ما کانَ لِأهلِ المَدینَهَ وَ مَن حَولَهُم مِنَ الاَعرابِ أن یَتَخَلَّفوا عَن رَسولِ اللهِ وَ لا یَرغَبوا بِأنفُسِهِم عَن نَفسهِ ذلِکَ بأنَّهُم لا یُصیبُهُمُ ظَمَأ وَ لا نَصَبٌ وَ لا مَخمَصهٌ فِی سَبیلِ اللهِ وَ لا یَطَئونَ مَوطِئاً یَغیظُ الکُفّارُ وَ لا یَنالون َمِن عدوٍ نیلاً إلّا کُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ إنّ اللهَ لا یُضیعُ أجَرُ المُحسِنینَ»؛ (التوبه/120)؛ «اهل مدینه و بادیه نشینان اطرافش هرگز نباید از فرمان پیامبرتخلف کنند و هرگز نباید برخلاف میل او میلی از خود اظهار نمایند تا آنکه درمقابل اطاعتشان هیچ رنج تشنگی و خستگی در راه خدا نکشند و هیج قدمی که کفار را خشمگین کند بر ندارند و هیچ دستبردی به دشمنان نرسانند، جز آنکه در مقابل هر یک از این رنج ها عمل صالحی در نامه اعمالشان نوشته شود؛ که خدا هرگز اجر نیکوکاران را ضایع نخواهد کرد.» در این آیه شریفه به روشنی جهاد و تحمل سختی های آن از مصادیق بارز عمل صالح معرفی شده است.
درآیات متعددی نظیر آیه 7 سوره عنکبوت و 15 سوره احقاف، احسان به والدین از مصادیق عمل صالح ذکر گردیده است. نیز در آیه 57 سوره نساء، اداء امانت و اطاعت از پیامبر خدا و اولی الامر از مصایق عمل صالح به شمار آمده است.مودّت اهل بیت پیامبراکرم (ص) نیز از دیگر مصادیق بارز عمل صالح است که از آیه 23 سوره شوری استفاده می شود.
4-4-1- 2- در روایات تفسیری
بیشترین روایات تفسیری در بیان مصادیق اعمال صالح ذیل آیات 46 از سوره ی کهف و 76 از سوره مریم در بیان الباقیات الصالحات، نقل گردیده است.از امام صادق (ع) در تفسیرآیه «… الّا الذَّینَ ءامنوا وَ عَمِلوا الصّالِحاتِ…»(والعصر/ 3).
نقل شده است که فرمود: مراد از اعمال صالح مواسات و کمک و همدردی با برادران دینی است (بحرانی، 1415ق، ج 5، ص 504).
از آن حضرت نقل شده است که فرمود: عمل صالح آن است که ولایت دیگران را همراه با ولایت آل محمد (ص) نپذیرند (قمی، 1367ق، ج 2، ص 27).
همچنین از آن بزرگوار نقل شده است که در تفسیر الباقیات الصالحات فرمود: الباقیات الصالحات برخاستن برای عبادت در پایان شب و دعا کردن سحرگاهان است (قطب راوندی، 1405ق، ج 1، ص 129).
4-4-2- رابطه عمل صالح با ایمان
بیش از پنجاه بار در قرآن کریم عبارت «اَلَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلوا الصّالِحاتِ» تکرار شده است. عمل صالح با ایمان ارتباط نزدیک دارد. اگر عمل صالح، عمل به دستوراتی است که در متن دین به آن فرمان داده شده است، صدور چنین عملی از کسی ممکن نیست مگر آنکه همراه با ایمان و اعتقاد به حقانیت آن دین باشد. اما باید دانست بین ایمان و عمل صالح رابطه ای متقابل برقرار است. یعنی اگر چه ایمان منشأ عمل صالح است، لکن عمل صالح نیز موجب تقویت ایمان و بالا رفتن درجه آن می گردد. چنانکه عکس آن نیز صادق است. یعنی عمل غیر صالح از درجه ایمان می کاهد به گونه ای که ممکن است ایمان را از انسان سلب می نماید. چنانکه فرمود: «ثُّمَ کانَ عاقِبَهُ الَّذینَ أساؤا السّؤای أن کَذَّبوا بِِآیاتِ اللهِ وَکانوا بِِها یَستَهزِِؤنَ »؛( الروم/10) فرجام کسانی که بدی کردند آن شد که آیات خدا را تکذیب نمودند و آنها را مسخره کردند، همچنین فرمود: «اِنَّمَا المؤمِنونَ الَّذینَ آمَنُوا بِِاللهِ وَ رَسُولِه ثُّمَ لَم یَرتابُوا و َجاهَدوُا بِِأموالِهِِِِم وَ أَنفُسِهِِِِِِم فِی سَبیلِِِِِِ اللهِ اولئِکَ هُمُ الصّادِقوُنَ»؛ (الحجرات/ 15) در حقیقت مؤمنان کسانی اند که به خدا و پیامبر او گرویده و پس از آن دچار شک و تردید نگردیدهاند و با مال و جان خود در راه خدا جهاد کردهاند، ایشانند که راست کردارند. آیه دیگری که خوبی نقش عمل صالح را در ایمان معرفی می نماید عبارت است از: « اِنَّمَا المُؤمِنُونَ الَّذینَ اِذا ذُکِرَ اللهُ وَ جلَت قُلُوبُهُم وَ اِذا تُلِیَت عَلَیهِم آیاتُهُ زادَتهُم ایماناً و َعَلی رَبِّهِم یَتُوَکَّلُونَ»؛( انفال/2) «مؤمنان حقیقی کسانیاند که چون خدا یاد شود دلهایشان بترسد و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید و بر پروردگار خود توکل می کنند.» در آیات فراوانی عمل صالح به ایمان عطف گردیده است مانند: «و َمَن یَعمَل مِنَ الصّالِحاتِ مِن ذَکَرٍٍ او اُنثی وَ هَو مُؤمِنٌ…»( انساء/124).
«…. اِلَیهِ یَصعَدُ الکَلِمُ الطَیِّب وَ العَمَلُ الصّالِحُ یَرفَعُهُ …»( الفاطر/10).این آیه یکی از آیاتی است که رابطه ایمان و عمل صالح را به خوبی بیان کرده است. علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می نویسد: مراد از کلم طیّب عقاید حقی است که انسان اعتقاد به آن را زیر بنای اعمال خود قرار می دهد و قدر متقین از چنین عقاید کلمه توحید است که برگشت سایر اعتقادات حق نیز به آن است. وقتی ایمان و اعتقاد حق صادق بود قهراً عمل صاحبش هم آن را تصدیق می کند. یعنی عملی که از او سر می زند مطابق با آن عقاید است. هرچه عمل تکرار شود اعتقاد راسخ تر و روشن تر و تأثیرش قوی تر می گردد. پس عمل صالح عملی است که سزاوار است مورد قبول خدا واقع شود (طباطبایی، 1374، صص30 -29) .