رابطه بین ریسک اعتباری و ریسک اجزای سود (نقدی و تعهدی) در بانکها- قسمت ۲

۲-۳- عوامل ریسک

 

درک فرایند مدیریت ریسک مستلزم درک زمینه های عواملی است که منجر به ریسک های پروژه می شود.
در مدیریت پروژه تحقیقات در باره ی عوامل ریسک ها پراکنده بوده و بارها و بارها محققان بدون در نظر گرفتن ماهیت پروژه به همان عوامل ریسک بسنده کرده اند.
کیل و همکاران[۱۱]در سال ۱۹۹۸ خاطر نشان کرده اند، شایع ترین عوامل ریسک در بین پروژه های سازگارعبارتند از:
– فقدان تعهد مدیران ارشد به پروژه
– عدم وجود تعهد کاربر
– عدم دخالت کافی کاربر
– عدم مدیریت پایان انتظلارات کاربر
یکی از نکته های ویژه و جالب در اینجا استفاده ” تعهد ” به جای ” پشتیبانی ” است. کیل و همکاران اشاره می کنند که این تمایز بسیار مهم است.این خیلی ساده است که حمایت یک پروژه بوسیله ی انتقال پول یا پر کردن جاهای خالی متفاوت است با نمایندگی که به طور فعالانه برای یک پروژه کار می کند و همچنان این کار را دز زمان طولانی انجام می دهند. مدیران پروژه نیاز به نوع دوم حمایت دارند.
در خلال این پرسش از ریسک ها ،جونز در ۱۹۹۴ اضافه کرد که پروژه های مربوط به اطلاعات و فن آوری به خصوص در معرض عوامل ریسک زیر قرار دارند:
– خیزش الزامات کاربری
– فشار بیش از حد برنامه به علت انجام کار زیاد در زمان خیلی کم
– کیفیت پایین کار به علت فشار بیش از حد
– تخطی از هزینه ها
– کنترل نا کافی اجزا
بسیاری اما نه همه از عوامل بالا ناشی از عدم ارزیابی کافی ریسک های ذاتی پروژه هاست.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

 

۲-۴- دسته بندی ریسک

 

– مک کائل ۱۹۹۶ سلسله مراتبی از دسته های ریسک را که مدیران پروژه در هنگام برنامه ریزی پروژه باید به آن توجه داشته باشند برشمرد.با انجام این کار ممکن است آنها از ریسک های مشخص شده جلوگیری کنند.
– مک کائل عضو هیئت شناسایی در پژوهش خود چهار دسته از ریسک های مهم را دسته بندی می کند: وابستگی، الزامات، مسائل مربوط به مدیریت و عدم آگاهی و دانش
– یک مدیر پروژه می تواند ریسک های وابستگی را شناسایی و از آنها اجتناب کند ازجمله وابستگی ها:
– وابستگی های نرم افزاری
– وابستگی هایی که در سراسر توابع تقسیم به وجود می آید
– در دسترس بودن افراد در زمان مورد نیاز برای انجام وظایف
– روابط کار فرعی و قابلیت اطمینان از تحویل با توجه به برنامه
ریسک ها به طور معمول توسط عوامل زیر ایجاد می شوند:
– فقدان یک چشم انداز روشن برای پروژه
– عدم توافق بر سرنیاز، به ویژه در درون سازمان
– عدم اولویت بندی در کارها
– توسعه در یک محیط وبه سرعت درحال تغییر در پروژه های سفت و سخت
– فرایند مدیریت تغییر که مستندات را نا کافی برای مراجعات بعدی ارائه می دهد.
ریسکهای مربوط به مدیریت اغلب خلاصه می شوند به دو دسته:
– برنامه ریزی کلی و کافی نبودن شناسایی وظایف درون پروژه
– دید نامناسب وغیر واقع به پروژه به علت ضعف مدیریت و اعضی پروژه
– مشخص نبودن مالکیت پروژه و فرایند تصمیم گیری
– تعهدات غیر واقعی که منجربه انتظارات غیر واقعی می شود
– درگیری و ارتباط ضعیف بین کارکنان
جالب توجه است، فن آوری جزء این دسته بندی ریسک قرار نمیگیرد.
تنها در گذشته،عدم آگاهی به علت کمبود آموزش در فن آوری موجب ضعف در  درک درست استفاده از ابزارها و تکنیک های فن آوری بوده است . علاوه براین ممکن است به علت نا آشنایی اعضای پروژه و کارشناسان با کاربرد نامناسب روبرو شوند.

 

۲-۵- انواع ریسک

 

اساس توسعه مدل قیمتگذاری دارایی سرمایهای ، را مارکوئیتز (۱۹۵۲) و توبین (۱۹۵۸) بنا نهادهاند نظریه های اولیه، ریسک یک اوراق بهادار منفرد را ، انحراف استاندارد از بازده هایش معرفی کردند که به عنوان یک معیار بی ثباتی بازده ارائه میشد، بدینگونه که انحراف استاندارد بیشتر ، نشان دهنده ریسک بالاتری است. ویلیام شارپ (۱۹۶۴) و ترینور (۱۹۶۱) و لینتر (۱۹۶۵) و بلک (۱۹۷۷) از جمله محققانی بودند که کوشیدند از نظریه مارکوئیتز برای مکانیزم قیمتگذاری اوراق بهادار به طور موثری استفاده کنند (لیزنبرگ ۱۹۷۶) . در این تئوری مارکوئیتز فرض خود را بر این گذاشت که سرمایهگذاران الزاما در پی به حداکثر رسانیدن بازده مورد انتظار نیستند چراکه اگر آنها تنها در پی به حداکثر رسانیدن بازده مورد انتظار بودند ، فقط در یک قلم دارایی که دارای بیشترین بازده مورد انتظار بود سرمایهگذاری میکردند.این درحالیست که با یک بررسی اجمالی میتوان به این نتیجه رسید که اکثر سرمایهگذاران (چه فردی و چه نهادی) معمولا دارای پرتفویهای سرمایهگذاریاند. در توجیه این رفتار میتوان عنوان کرد که سرمایهگذاران همزمان به دو پدیده ریسک و بازده توجه میکنند(چارلز پی جونز،ترجمه تهرانی،۱۳۸۶).
بادرنظر گرفتن تئوری پرتفولیو و تئوری قیمتگذاری داراییهای سرمایهای میتوان ریسک کل را به دو بخش ریسک سیستمانیک و ریسک غیرسیستماتیک تقسیمبندی کرد.
ریسک غیرسیستماتیک + ریسکسیستماتیک = ریسک کل

 

۲-۵-۱- ریسک غیر سیستماتیک

 

همانطور که بیان شد بخش پیشبینی نشده بازده ، یعنی بخش ناشی از اخبار غیر مترقبه ،ریسک واقعی هر نوع سرمایهگذاری است، ریسک یک دارایی از اخبار غیر مترقبه – اتفاقات پیش بینی نشده ناشی میشود.نوعی از اخبار غیر منتظره ، ریسک غیر سیستماتیک نامیده میشود . ریسک غیر سیستماتیک آن است که یک سهم خاص یا سهم گروه کوچکی از شرکتها را تحت تاثیر قرار میدهد و از طریق تنوعبخشی میتوان آنرا کاهش داد. از آنجا که این نوع ریسکها منحصر به یک شرکت خاص هستند ، گاهی ریسکهای خاص یا منحصر به فرد نامیده میشوند. از عوامل مهم این ریسک میتوان کالاها و خدمات تولیدی شرکت یا صنعت ، نوع مدیریت ،فعالیت رقبا و ساختار هزینه های شرکت اشاره کرد ( جهانخانی و شوری،۱۳۸۹) .

 

۲-۵-۲- ریسک سیستماتیک

 

ریسک سیستماتیک یک ورقه بهادار، میزان حساسیت و تغییرپذیری بازده آن ورقه بهادار در مقابل تغییرات بوجود آمده در بازار است . به بیان آماری این ریسک درجه تغییرات بازده یک دارایی یا سرمایهگذاری خاص نسبت به تغییرات بازده مجموعه سرمایهگذاری بازار است و با بتا (β) اندازه گیری میشود به عبارتی ریسک سیستماتیک چگونگی عمل یک سهام را در ارتباط باسهام بازار نشان میدهد و بازده انتظاری دارایی به سطح ریسک سیستماتیک (بتا ) بستگی دارد. به بیانی ساده ، ریسک سیستماتیک یا ریسک غیرقابل کنترل آن بخش از ریسک کل سهام است که ناشی از عوامل بازار بوده و بطور همزمان بر قیمت کل اوراق بهادار تاثیر میگذارد. این ریسک را از طریق تنوعبخشی نمیتوان حذف نمود.از عوامل مهم این ریسک میتوان به تحولات سیاسی و اقتصادی ،چرخه های تجاری ، تورم و بیکاری اشاره کرد. در تحقیقات اخیر از ریسک سیستماتیک تقسیم بندی جدیدی نیز ارائه شده است که عبارت است از ریسک سیستماتیک نامطلوب و ریسک سیستماتیک مطلوب، دسته اول حساسیت بازدهی دارایی سرمایهای را هنگامی که بازار رو به پایین است،اندازه گیری میکند. به عبارت دیگر حساسیت بازدهی دارایی نسبت به بازار فقط در شرایط افت و کاهش بازار اندازه گیری می شود، دسته دوم حساسیت بازدهی دارایی سرمایه ای را هنگامی که بازار رو به بالا است اندازه گیری می کند(صادقی و همکاران،۱۳۸۹).
نمودار زیر تاثیر افزایش تعداد اوراق بهادار (تنوع بخشی) بر ریسک مجموعه های سرمایهگذاری نشان داده شده است.
ریسک پرتفوی
ریسک غیرسیستماتیک
ریسک سیستماتیک
تعداد اوراق بهادار در پرتفوی
نمودار(۲-۱) تاثیر افزایش تعداد اوراق بهادار در ریسک پرتفوی
ریسک سیستماتیک به عنوان هدف استراتژیک مستقیما بوسیله ترکیب بدهی به حقوق صاحبان سهام تحت تاثیر قرار میگیرد.تئوری کلاسیک مالی بیان میکند به دلیل آنکه سهامداران میتوانند ریسک سیستماتیک را کنترل کنند ،شرکت نباید با ایجاد تنوع در ساختار سرمایه بلند مدت تلاشی در جهت مدیریت ریسک انجام دهد ( همان منبع ).
پراسد در مقاله تحقیقی خود عنوان میکند که از طریق مدیریت ریسک سیستماتیک ساختار سرمایه بلند مدت ، مزایای بالقوه برای شرکت بدست میآید.سرمایهگذاران تلاش میکنند ریسک سیستماتیک موجود در پرتفویشان را کنترل کنند . در این تحقیق پراسد اشاره به تحقیق کیم و هیل واستن[۱۲] میکند و در ادامه بیان میکند که ارتباط منفی میان بدهی و نوسانپذیری درآمدها وجود دارد .علاوه براین در بررسی هیل واستن نشان داد که ارتباط منفی بین بتا ،درآمدها و بازده وجود دارد.همچنین این مطالعه نشان داد که شرکتهای دارای بتای بالا، نوسان پذیری در آمدی بالائی نیز دارند و بنابراین ترجیح میدهند که نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام کمتری داشته باشند(جولای ،۱۳۸۸).

 

عکس مرتبط با اقتصاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *