دوره ی هخامنشی و جهات جغرافیایی

بنابراین قضیه با اینکه قدری پیچیده به نظر می رسد ، ولی منتج به فرضیه ای است که رسم چهار گانه ای را ارائه می دهد :
1-وجود قبر کوروش و میرایی که در کنار کالبد وی دفن شده است .
2- درآفتاب نهادن اجساد و سپس انتقال به دخمه ها .
3- سوزاندن اجساد .
4- هرتسفلد می گوید:”از سال 400 قبل از میلاد( زمان اردشیر دوم ) سنت های مذهبی ایران که ظاهراً آن زرتشتی بود، درباطن به آیین مغان گرایش یافت و به تدریج آن شیوه را برگزید.” (تجویدی ، 1357- 1355 ، ص21 )
4-2-1-3- نوع تدفین مردگان در تابوتهای سفالین دوره هخامنشیان در معبد آناهیتا
تابوت های سفالین به شکل کفش است که مفهوم رمزی وتعلیقی آن سفر راحت خفته درتابوت است ضمن طی طریق به دنیای دیگر.گاهی هم به صورت قایق ساخته می شدندکه بازهم مسافرت بی دردسر وآرام مرده مثل حرکت قایق روی آب بوده است( شکل 5-22). ا ین مقابرتابوت وار، مربوط به دوران میلادی است که از قبور کهن تر پایان دوره ی هخامنشی و بابلی وآشوری ملهم شده است تابوتهای مذکور35 ×210 سانتیمتر عرض و طول و 35 سانتی متر ژرفا دارند که بدون لعاب و ساده ساخته شده اند و آن را درمحوطه ای که درصخره کنده انددفن می کردند.روی تابوت را با در پوش سفالین که به همین منظور آماده می شده یا ورقه های نازک سنگ آهکی مسدود می کرده اند .جهت جغرافیایی این تابوت ها نیز شمالی- جنوبی است و مردگان به صورت تاق باز ، دست ها صاف و چسبیده به پهلو ، و صورت به طرف پرستشگاه بوده است . کودکان را در تابوت های کوچکتر دفن می کردندو درکف همه ی آنها سوراخ ها ومنافذی برای خروج گازهای حاصل از مفاسد لاشه ها تعبیه می کردند . گاهی روی درپوشهای این تابوت ها نقشهای کنده ای از الهه عریانی وجود دارد که دانشمندان می پندارند آناهیتاست(کالج ، 1357، ص97 ). این قبور تابوتی که یک دوره ی تحول را نشان می دهند ، بازگشت به گذشته ی هخامنشی و نیالودن خاک را بشارت می دهند. ولی موضوع اخیررا که باستان شناسان قرن اخیر درباره ی آیین زرتشتی عنوان کرده اند چندان ارتباطی با آیین مزدیسنا ندارد ، زیرا چنین گورهایی بنا بر عادات و رسوم پایان دوره ایلام ، تابوت های وآن مانند آشوری وهخامنشی (شوش)و نساوسغدی (آسیای میانه) و بابل جدید که تابوت انسان نما در آنجا متداول بود ، ساخته و پرداخته شده اند . این تابوت انسان نما با آنچه در مصر وجود داشت ، بی ارتباط نبوده است .
اشیای کمی در داخل این نوع قبور نهاده بودند ، مگر سکه ها که مفهوم رمزی آن پرداخت دستمزد موکل سفر به آن دنیا به دست مرده بود . در چند تایی از این نوع تدفین ها یک کوزه پر از آب بیرون یا درون تابوت گذاشته بودند ، و علاوه بر آن با پیه سوزی ، گور تاریک را برای مردگان روشن می کردند . گاهی هم تابوت های سفالین در جبهه ی شرقی و پای دیوار معبد ، جهات شرقی ، غربی را بر گزیده اند. بنابراین هیچ رسم و عادت مسلمی برای جهات جغرافیایی وجود نداشته. بلکه برحسب عارضه های طبیعی صخره ، اموات را با تابوت هایشان در هر جهتی که زمین اجازه می داده دفن می کرده اند(گیرشمن ، 346 ، ص 175 ) .
4-2-2- سفالینه های دوران هخامنشی در کنگاور و تحول آن
سفالینه های هخامنشی درانواع مختلف و متنوع به دست آمده اند بعضی برحسب اتفاق و تصادف و برخی طی کاوش های علمی درقلمرور این سلسله از میدان ها و محل های معروف ومشخصی مثلاً تخت جمشید، شوش، همدان ، و کنگاورو غیر یافت شده اند( شکل 5-23) .
بخشی از سفال ها به تبع دوره های ما قبل تاریخ دارای نقوش وخطور خلاصه ی رنگین بوده یا به صورت تجسم حیوان وانسان درفرم ظرف درآمده اند. سفال را با خمیره ی زدر، قرمز، قهوه ای سوخته ،خاکستری ، سیاه ودراندامی ساده یا اندکی متکلف می ساخته اند، که گاهی با دسته ودر بیشترمواقع بدون دسته وبه صورت تنگ ودارای شیارهاو برجسته کاریهای کمربندی عرضه شده اند ، گاهی دربین خمیره ی دارای شن هم می باشند. البته به ظرافت سفالیه های گذشته نیستند، شاید رواج و تداوم ظروف فلزی از قبیل مس ونقره وطلا این صنعت دوره های بعد ماقبل تاریخ را دراین عصرطلایی از رونق نداخته باشد(شکل 4-24). یا این حال بخشی ازظروف سفالین با خمیره ای از کائولن یا خمیر شیشه دراین دوره ساخته شده اند. تنگ ها به صورت تخممرغی شکل ودهانه ی گره خودره و باریک ساخته می شده اند، و نقشه هایی نیز از گل ها و گیاهان را به صورت لعاب روی خود پذیرفته اند. این تنگ ها دارای اشکال زیبایی به صورت تنگ های دهانه ی باریک ، قمقمه ، عطردان ، و بخودران می بانشد که روند تکامل همین نوع ظروف را از دوره ی مادها ادامه داده اند ( شکل 4-25) . گاهی همین نوع ظروف را با نشیمن مخروطی و نوک تیز می ساخته اند . که معمولاً خمره های کوچکند با دو دسته که آنها را درخمره دان ها یا شن قرار می دادند تا محتویات آن را خنک نگه دارند . این صنعت ابداع ظروف ته مخروطی ، بومی تخت جمشید بود .
همچنین در هزاره ی سوم قبل از میلاد سفالگران تل باکون (در حوالی تخت جمشید ) نظایر آن را به وجود آورده بودند .از نظر ساخت سفال و نقش اندازی روی سفالینه ها هنری متعالی و پیشرفته اند. لعاب قرمز کمرنگ (صورتی یا آجری) لعاب متداول دوره ی هخامنشی است . پس از آن لعابی ساخته اند که از مس و کبالت نتیجه شده است ، رنگ ظروف را به سبز کمرنگ متمایل به آبی و کبود درمی آورد. با اینکه صنعت ساخت سفال ساده و لعابدار دراشکال کوچک و بزرگ رواج داشته ازساخت وپرداخت ظروفی از لاجودرو سنگ غفلت نورزیده اند.
تعداد پاره سفال های دوره هخامنشی کنگاور بسیار زیادو فراوان است که باسفالینه های دوره های اشکانی وساسانی مخلوط و درهم شده اند. بسیاری از مشخصه های سفال سازی دورهای هخامنشی درزمان اشکانیان تقلیدو تکرار شد که تقریباً جدا کردن آنها از یکدیگردر بعضی از مواقع دشوار است . این دشواری زمانی رخ می نماید که علم و اطلاع ما از شیوه ی لعابکاری از دوره ی ایلام تازمان ساسانیان به علت عدم انجام کارهای آزمایشگاهی خیلی اندک است .
از دوران هخامنشی چندین سفالینه ی بدون لعاب و نیز مقداری پاره سفال از قبوراین عصر کشف شده است که مربوط به مردمی است که در طلب تبرک و آمرزش ابدی در پای دیوار شرقی به خاک سپرده شده اند .پاره ی سفالینه ها مربوط به دبه ی خمره ها و قدح های بسیار بزرگ آبند که علاوه بر پای دیوار شرقی ، در محوطه های و مخلوط با خرده شکست های دوران بعدی به دست آمده اند. چند نمونه از سفالینه های از این قرارند :
1- سفالینه ی بدون لعاب به طول و عرض30 سانتیمتر، قهوه ای رنگ و دارای دو حلقه ،گوشواره به جای دسته و دو حلقه ی کاذب گرداگرد دهانه ی فراخ آن دو دریف شیار موازی با جاسازی لازم برای درپوش و چفت و بست شدن آن در دهانه ی ظرف است .
2- ظرف سفالین بدون لعاب به ابعاد 15×15 سانتی متر که اطراف دهانه از اثر آتش دوده گرفته.
3- تنک سفالین دسته دار و لعابدار که دارای سه دریف گره موازی به صورت افزوده دور دهانه است به ابعاد 15× 30سانتی متر .
4- سفالینه ی بدون لعاب و سخت به ابعاد 28×40سانتی متر با لبه ی برگشته به خارج .
5- تنگ دهانه گلابی بدون دسته به ابعاد 15×25 سانتی متر و به رنگ آجری .انواع مختلف ظروف سفالین دهانه ی گلابی دارای لعاب و بدون لعاب در دوره ی پارتی و ساسانی نیز ادامه می یابد . 6- دو عدد پیاله برنزی یا مس که زنگار گرفته است .
7- تعدادی شیشه ی جای عطرمدور و مکعب (در بدنه) کوچک و یک عطر دان بزرگ شیاردار.
8- پیه سوز برنزی با لوله ی ناودانی و دسته دار که قسمتی از آن شکسته است .
شیشه های جای عطردر دوره ی پارتی نیز ساخته می شدند و پس ازآن در سلسله ساسانی شیشه سازی به گونه های پیاله و لیوان وسایر اشکال در آمد که درانها تفنن نیزبه عمل می آمد. از جمله تعبیه شصتی ها در پیاله ها و لیوان های شیشه ای است .
9- مهراستوانه ای از سنگ حدید . 10- حلقه برنزی .