دانلود پایان نامه ارشد با موضوع محدودیت ها، ساختار اجتماعی، سلسله مراتبی، سلسله مراتب

نبوده باشد. از طرفی، فرق آنها با تک زبانه ها در این است که آنها هیچگاه در یک دوره زمانی در موقعیت های صرفاً تک زبانه نبوده اند. علاوه برآن، با تنوع گفتاری وسیعتری نسبت به تک زبانه ها مواجه بوده اند.
به اعتقاد دهوور (2006: 7829)، چنانچه دروندادی را که کودک دریافت می کند، به طور روزمره شامل عناصری از دو زبان باشد به آن” درونداد دوزبانه275″ گفته می شود. این نوع درونداد موقعی رخ می دهد که کودک در جوامع دوزبانه ای رشد پیدا کند که در آن رمزگردانی هنجار زبانی باشد ( رومین، 1995 : 120). عموماً پاره گفت هایی را که کودک می شنود شامل عناصری از هر دو زبان است. به نظر دهوور (2006: 782) در BFLA سه نوع درونداد اصلی وجود دارد:
1- هر یک از افراد در محیط کودک به یک زبان با کودک صحبت می کنند. ( شیوه ی هر شخص- یک زبان276)
2- هر یک از افراد در محیط زبانی کودک با هر دو زبان با او صحبت می کنند.
3- هر یک از افراد با ترکیبی از نوع اول و دوم با کودک صحبت می کنند.
نوع اولی را که دهوور عنوان می کند بسیار آرمانی است. نویسنده(225:1995) خود به نقل از گودز(1989) عنوان می کند” حتی در گفتار والدینی که ادعا می کنند در گفتگو با فرزندانشان تنها از یک زبان A صحبت می- کنند، علاوه بر تولید پاره گفت هایی که کاملاً به زبان B است، پاره گفت هایی را تولید می کنند که شامل عناصری از هر دو زبان شان است.”
دهوور بر اساس یافته های خود ( 2003) می گوید « بر اساس تحقیقات، مشاهدات غیر رسمی و تجزیه و تحلیل روی داده های مربوط به 2250 خانواده دوزبانه، می توانیم بگوییم که نوع سوم رایج ترین نوع درونداد است. اصولاً مشخصه ی این درونداد این است که به طور مساوی در دو زبان توزیع نمی شود. در هر زمان یک زبان عموماً نسبت به زبان دیگر حضور قوی تری دارد. گاهی این توازن تغییر می کند و زبانی که در سال اول زندگی کودک حضوری قوی تر دارد، ممکن است در سالهای بعد کم رنگ تر شود. برجستگی یک زبان نسبت به زبان دیگر به عوامل متعددی بستگی دارد، از جمله تعداد افرادی که به آن زبان صحبت می کنند، انواع بافت ها و موقعیت هایی که از آن زبان خاص استفاده می شود ، بسامد استفاده از آن زبان خاص و نیز نوع بازخوردی که دیگران نسبت به استفاده از زبان خاص دارند. حتی ممکن است تنها یک نفر در محیط زبانی به زبان A با کودک صحبت کند ولی آن زبان نسبت به زبان آلفا که تمام افراد دیگر با آن زبان با کودک صبت می کنند قوی تر باشد. به این دلیل که شخص مورد نظر در مدت زمان طولانی به آن زبان با کودک صحبت می کند».
برخی از محققان همچون بلومفیلد(1933) اصلاً مساله ی زمان را در نظر نمی گیرند. او دوزبانه را کسی می داند که توانایی کاربرد زبان را همانند اشخاص بومی را دارد. واین رایش(1:1953) نیز تنها بکارگیری پیاپی دو زبان را ملاک دوزبانگی می داند. با این تعریف، مثلاً فارسی زبانی که به زبان فارسی تسلط دارد و در سن پنج سالگی به آمریکا می رود و در محیط زبان انگلیسی قرار گرفته و بعد از مدتی به انگلیسی تسلط کافی پیدا می کند، دوزبانه تلقی می شود.
به نظر نگارنده، هر چه زمان قرار گرفتن در معرض دو زبان زودتر باشد و در حقیقت به تعریف دهوور (1995) نزدیک شویم، شرایط دوزبانگی فرد بیشتر محقق می شود. چراکه عامل اصلی تنها در معرض دو زبان قرارگرفتن نیست، بلکه زمانی است که فرد با دو زبان تماس پیدا کرده است.

فصل سوم

3-1- مقدمه
به نظر مک سوان ( زیر چاپ : 3)، بحث محدودیت277ها از آغاز معرفی زبانشناسی زایشی278 وجود داشته است. کوک و نیوسون (1989: 17) اشاره می کنند”همیشه این مسأله عنوان می شود که در به کارگیری واژه ها در ساختارها محدودیت هایی وجود دارند”. چامسکی (1964،1965) و محققانی چون راس279(1967) روی قواعد گشتاری280 محدودیت هایی را اعمال کردند. برای مثال، راس اشاره می کند که یک NP را نمی- توان از گروه مرتبط با ارزش برابر یا همپایه281 بیرون کشید.
*Whati was John having milk withti?
در حالیکه اصولاً تمرکز محدودیت های دستوری روی بخش های گشتاری بود، اما رفته رفته محدودیت ها روی بخش282 ساخت سازه283 نیز اعمال شد. همین ایده ی محدودیت در نظریه های نحوی، توجه محققانی را که روی رمزگردانی مطالعه می کردند به خود جلب کرد.
در واقع، در بحث محدودیت های ساختاری در رمزگردانی، مسأله ی اصلی همواره این است که چه نوع گردش هایی بد ساخت284 و چه نوع گردش هایی خوش ساخت285 هستند و در گردش هایی بین زبانی، چه محدودیت هایی مانع از بعضی گردش ها می گردند.لازم به ذکر است که اکثر این محققان، محدودیت ها- ی فرض شده را جهانی286می دانستند.

3-2- مطالعات ساختاری و محدودیتها در رمزگردانی
به نظر ماهوتیان (511:2006)، مطالعاتی را که درباره ی ساختار رمزگردانی انجام شده است می توان در چهار گروه قرار داد:
1- مطالعات توصیفی287 : از جمله بررسی های پفاف288 (1979) و تیم289 ( 1975)
2- مطالعات مربوط به محدودیت های روساختی290 و دستور سوم291 برای رمزگردانی: پاپلاک (1980)،
سنکاف292 و پاپلاک (1981)
3- رهیافت های اصل مبنا293 با مکانیسم های خاص در رمزگردانی: بلازی و همکاران294 ( 1994)، بنتاهیلا و دیوس 295 ( 1983)، دی سیولوو همکاران296 (1986)، جوشی297 (1985)، وولفورد298 (1983)
4- مطالعات اصل مبنا بدون در نظر گرفتن مکانیسم ها یا محدودیت های خاص در رمزگردانی: ماهوتیان (b1996، a 1996،1993)، میرس اسکاتن299 (1993)
ما نیز همین دسته بندی رایجی را که محققان دیگر نیز از آن استفاده
ن
موده اند، مبنای کار خود قرار- می دهیم.

3-3- مطالعات توصیفی
زبانشناسان تا اوائل دهه ی 1970 عموماً درباره ی مقوله ی دستوری به دو شیوه عمل می کردند: از طرفی، مباحث دستوری نادیده گرفته می شدند. زیرا برای مثال، رومین (1989) بر این باور بود که ساختارهای درونی جملات، عامل تأثیرگذاری روی گردش نیست. از طرفی دیگر، بعضی از محققان از جمله لباو300(457:1971) به این نتیجه رسیدند که عدم دستیابی به قوانین یا محدودیت ها نشان می دهد که رمزگردانی از لحاظ نحوی نامحدود و بی قاعده است. در واقع در مطالعات اولیه، رمزگردانی به عنوان یک پدیده ی اجتماعی301 در نظرگرفته می شد. از این رو، انگیزه و کارکرد رمزگردانی بیشتر مورد تأکید بود.
اما در دهه ی هفتاد، برخی از زبانشناسان عقیده داشتند که رمزگردانی از لحاظ نحوی به صورت تصادفی یا اتفاقی حادث نمی شود. آنها با بررسی بعضی نمونه ها که عمدتاً مربوط به پاره گفت های انگلیسی- اسپانیایی بود، به این نتیجه رسیدند که گردش بین زبانها از الگوی خاصی تبعیت می کند. برای نمونه، تیم (1975) و گامپرز(1976) با بررسی رمزگردانی انگلیسی- اسپانیایی دریافتند که بین فاعل یا ضمیر مفعولی و فعل زماندار302 گردش صورت نمی گیرد. همچنین به نظر تیم ( 477:1975) بین عناصر منفی ساز303 و فعل نیز گردش صورت نمی گیرد. در واقع رمز گردانی بین این دو عنصر ممنوع است.
Pron Subj Verb
SP Eng *Yo went.
(تیم، 477:1974) Eng Sp * I fui
پفاف (1979) محدودیت های بیشتری را روی رمزگردانی انگلیسی- اسپانیایی توصیف نمود. او متوجه شد در گردشی که بین صفت و اسم صورت می گیرد، نباید از ترتیب واژه ی304 رو ساختی هر یک از زبان ها تخطی نماییم. بنابراین، رمزگردانی بین اسم انگلیسی و صفات پس از اسم305 اسپانیایی ممنوع306 است.
* I went to the house chiquita.
—————– small
(پفاف، 1979) I went to the small house.
علاوه بر این، در این مدل گردش بین عنصر منفی ساز و فعل، فعل اصلی و فعل کمکی، فعل و مکمل- های مصدری نیز مجاز نیستند.

3-4- رهیافت دستور سوم و محدودیت های رو ساختی پاپلاک و سنکاف
نتایجی که تیم و پفاف به دست آوردند، موجب شد محققان در جستجوی روشی برای قاعده مند سازیمحدودیت ها برآیند. در این زمینه سنکاف و پاپلاک (1981) جزء اولین محققان بودند. به نظر آنها، دوزبانه ها جدا از دستور دو زبان خود، دستور مجزایی را برای رمزگردانی دارند. به عبارتی، دو زبانه ها علاوه بر دو دستوری که تک زبانه ها دارند، دستور سومی دارند که دستور رمزگردانی است. این دستور، واژگان دو زبان را همراه با مقوله های دستوری دو زبان در بردارد. همچنین پاپلاک(1980) و سنکاف و پاپلاک (1981)، دو محدودیت جهانی یا همگانی را برای رمزگردانی فرض نمودند:
3-4-1- اصل محدودیت تکواژ آزاد307 : طبق این محدودیت، گردش بین یک ستاک308 و وند309 ممنوع است، مگر آنکه آن ستاک از لحاظ واجی310 با زبان وند تلفیق شود. بنابراین، تولید پاره گفت آمیخته ی زیر(ستاک انگلیسی+ تکواژ وابسته ی اسپانیایی ) اجازه داده نمی شود.
* eat-iendo
‘eating'(پاپلاک،586:1980)
به نظر پاپلاک (1980، 1981)، چنانچه ستاک از لحاظ واجی تغییر می نمود تا با زبان وند تلفیق شود، از این اصل تخطی نشده و در واقع در این صورت قرض گیری311 صورت گرفته است نه رمزگردانی.
3-4-2- اصل محدودیت معادل312 : این محدودیت روی روساخت عمل می کند. گردش در بخش هایی صورت می گیرد که روساخت زبان ها روی یکدیگر منطبق باشند. به تعبیری، الحاق عناصر دو زبان از قواعد نحوی هیچ یک از دو زبان تخطی313 نکند. بر این اساس، گردش بین زبان هایی که ساخت سازه ی یکسانی ندارند مجاز نیست. ساده ترین حالت آن این است که ترتیب واژه قبل و بعد از گردش باید در هردو زبان ممکن باشد.
لازم به ذکر است که پاپلاک معتقد است قواعد زبانی با ساختار اجتماعی به هم مرتبط هستند و باید بر- حسب بسامد های آماری بیان شوند. از اینرو، او این اصل محدودیت دوم را به عنوان گرایش314 به شمار می- آورد ( مک سوان ، زیر چاپ: 5) .
در مثال زیر، گردش بین اسم و صفت رد می شود. چرا که ترتیب اسم- صفت تنها مربوط به زبان اسپانیایی است.
* the casa big
—- house —-
The big house وولفورد، 527:1983) (

به نظر ماهوتیان (20:19930و 518:2006)، مدل سنکاف و پاپلاک نشان می دهد گردش از لحاظ نحوی نظام مند است. اما این رویکرد از چند جنبه مورد انتقاد قرار گرفته است. انتقاد اول مربوط به سطح مفهومی است. چرا که هر زبانی نیاز به دستور آمیخته ی سومی برای رمزگردانی دارد. به این ترتیب، فرد سه زبانه315 باید هفت دستور و فرد چهار زبانه316 باید پانزده دستور داشته باشد. مسأله ی دوم این است که چه چیزی به عنوان درونداد این دستور سوم عمل می کند. انتقاد سوم این است که دو محدودیت فرض شده، کارکرد بسیار خشک و سخت دارند. محدودیت دوم که روی نظام خطی عمل می کند، رابطه ی سلسله مراتبی317 بین مقوله ها318 و سازه ها319 را در نظر نمی گیرد. در نتیجه، اگر چه این محدودیت به طور مناسب گردش بین انگلیسی و اسپانیایی را پیش بینی می کند، اما نمی تواند گردش ممکنه بین دو زبان ناهمسان320 از جمله انگلیسی (SVO) و ژاپنی (SOV) را پیش بینی نماید. در مثال زیر، مفعول فارسی طبق ترتیب واژه ی انگلیسی، بعد از فعل قرار گرفته است.
I love xormalu
) 1996aماهوتیان، (
محدودیت تکواژ
آزاد پیش بینی می کند که بین تکواژ وابسته از یک زبان و یک عنصر واژگانی ناهمسان از زبان دیگر نمی توان گردش انجام داد. این پیش بینی با توجه به گردش انگلیسی- عربی زیر مصداق ندارد.
Inta hang-ha up.
You —– -it —-
You hang it up. 2:1984) (پرینس321 و پینت زوک

لطف آبادی (

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *