کمیته‌های مرتبط با قانون‌گذاری و تدوین‌کنندگان استانداردهای حسابداری، تعریف واحدی را برای ویژگی «مربوط‌بودن» اطلاعات ارائه نموده‌اند و همگی بر سودمندی و اثرگذاری این ویژگی برای ایجاد تغییر در تصمیم از طریق کمک به استفاده‌کنندگان برای انجام پیش‌بینی‌هایی در مورد نتایج رویه‌های گذشته، حال و آینده یا به منظور تأیید یا تصحیح انتظارات قبلی آنها اتفاق نظرداشته‌اند.
ویژگی «مربوط بودن» متشکل از خصوصیات «ارزش پیش‌بینی‌کنندگی» و « انتخاب خاصه » می‌باشد که در ادامه به تشریح آنها می‌پردازیم.
2-3-1-1. ارزش پیش‌بینی‌کنندگی
در تعریف «مربوط‌بودن» به توان اطلاعات، برای پیش‌بینی اشاره شده است، در واقع اطلاعاتی مربوط تلقی می‌شود که توانایی استفاده‌کنندگان در پیش‌بینی رویدادهای آتی مانند جریان‌های نقدی آتی و یا تأیید (رد) پیش‌بینی‌های قبلی را افزایش دهد. «ارزش پیش‌بینی‌کنندگی» اطلاعات منطبق بر همین مفهوم می‌باشد و از طریق افزایش احتمال پیش‌بینی درست نتایج رویدادهای گذشته یا حال به استفاده‌کنندگان کمک می‌کند.

اطلاعات‌ مربوط‌، یا دارای‌ ارزش‌ پیش‌بینی‌کنندگی‌ و یا حائز ارزش‌ تأییدکنندگی‌ است. نقش‌های‌ پیش‌بینی‌کنندگی‌ و تأییدکنندگی‌ اطلاعات‌ به‌ هم‌ مربوط‌ می‌باشند. به‌طور مثال‌، اطلاعات‌ در مورد وضعیت فعلی‌ دارایی‌ها، توان سودآوری‌ و جریان‌های نقدی واحد تجاری‌، برای‌ استفاده‌کنندگانی‌ که‌ سعی‌ دارند توان‌ واحدتجاری‌ را در استفاده‌ از فرصت‌ها و پرداخت سود‌ پیش‌بینی‌ کنند، دارای‌ ارزش‌ است. همین‌ اطلاعات‌ دارای‌ نقش‌ تأییدکنندگی‌ در مورد پیش‌بینی‌های‌ گذشته‌ نیز می‌باشد. اگرچه عموماً فرض می‌شود ارزش‌های منصفانه ارزش پیش‌بینی‌کنندگی بیش‌تری را نسبت به معیارهای بهای تاریخی فراهم می‌آورد، اما هیچ‌گونه مستندات تجربی در این خصوص موجود نیست. به‌طورکلی، مطالعات نشان داده‌اند که تجدید ارزیابی دارایی‌های ثابت پیش‌بینی سودهای آتی را بهبود می‌بخشد (رحمانی و حمیدی، 1386).
برای‌ اینکه‌ اطلاعات‌ دارای‌ ارزش‌ پیش‌بینی‌کنندگی‌ باشد نیازی‌ نیست‌ که‌ در قالب‌ یک‌ پیش‌بینی‌ صریح‌ ارائه‌ شود. معهذا توان‌ پیش‌بینی‌ براساس‌ صورت‌های‌ مالی‌ تحت‌ تأثیر نحوه‌ نمایش‌ اطلاعات‌ در مورد معاملات‌ و سایر رویدادهای‌ گذشته‌ ارتقا می‌یابد. به‌طور مثال‌ هرگاه‌ اقلام‌ غیرمعمول‌، غیرعادی‌ و غیر تکراری‌ درآمد یا هزینه‌ جداگانه‌ افشا شود، ارزش‌ پیش‌بینی‌کنندگی‌ صورت‌های‌ عملکرد مالی‌ افزایش‌ می‌یابد (کمیته تدوین استانداردهای حسابداری، 1388).
2-3-1-2. انتخاب خاصه
براساس مفروضات بنیادی حسابداری کلیه اقلام مندرج در صورت‌های مالی باید بر حسب واحد پول ملی که شاخص اندازه‌گیری رویدادهای مالی است، گزارش شود. صورت‌های‌ مالی‌ تنها می‌توانند آن‌ خاصه‌هایی‌ را ارائه‌ کند که‌ برحسب‌ واحد پول‌ قابل‌ بیان‌ است‌. برخی‌ خاصه‌های‌ پولی‌ که‌ می‌توان‌ در صورت‌های‌ مالی‌ ارائه‌ کرد عبارتند از بهای‌ تمام‌ شده‌ تاریخی‌، ارزش متعارف، ارزش فعلی، بهای‌ جایگزینی‌ یا خالص‌ ارزش‌ بازیافتنی‌. انتخاب‌ خاصه‌ای‌ که‌ قرار است‌ در صورت‌های‌ مالی‌ گزارش‌ شود باید مبتنی ‌بر مربوط‌بودن‌ آن‌ به‌ تصمیمات‌ اقتصادی‌ استفاده‌کنندگان‌ باشد.
خاصه اصلی مورد استفاده در ایران عمدتاً بهای تمام شده تاریخی است، لیکن خواص دیگر نیز ممکن است تحت شرایط معین، مربوط تلقی شده و در گزارشات مالی از آن استفاده شود. مثلاً در شرایط تورمی که قیمت‌ها در حال افزایش است، استفاده از ارزش منصفانه و ارزش‌های روز می‌تواند اطلاعات مربوط‌تری ارائه نماید. اطلاعات‌ در مورد سایر خاصه‌ها ازجمله‌ خاصه‌های‌ غیرقابل‌ بیان‌ به‌ پول‌ از قبیل‌ مقادیر و سررسیدها را می‌توان‌ با شرح‌ اقلام‌ در صورت‌های‌ مالی‌ یا یادداشت‌های‌ توضیحی‌ به‌ استفاده‌کننده‌ انتقال‌ داد (کمیته تدوین استانداردهای حسابداری، 1388).
2-3-2. قابلیت اتکا
ویژگی دیگر برای‌ مفید بودن اطلاعات‌ «قابل‌اتکابودن» است. درواقع اطلاعاتی‌ قابل‌اتکاست‌ که‌ عاری‌ از هرگونه خطا و اشتباه‌ و تمایلات‌ جانبدارانه‌ بااهمیت‌ باشد و به‌ شکل منصفانه تهیه شده باشد و بطور صادقانه‌ بیانگر‌ آن‌ چیزی‌ باشد که‌ مدعی‌ بیان‌ آن‌ است‌ یا به‌ گونه‌ای‌ معقول‌ انتظار می‌رود بیان‌ کند. به‌علت وجود تضاد بین ویژگی‌های کیفی اطلاعات حسابداری، گاهاً اطلاعاتی که از قابلیت اتکای بالایی برخوردارند ممکن است «مربوط» محسوب نشوند و یا بلعکس. در واقع باید نوعی موازنه بین ویژگی‌های «قابلیت اتکا» و «مربوط بودن» بوجود آورد. در این میان اهداف حسابداری مبتنی بر ارائه اطلاعات مفید برای تصمیمات استفاده‌کنندگان نقش تعیین کننده‌ای در این موازنه خواهد داشت و کفه ترازو را به سود آن ویژگی از اطلاعات که این هدف را تأمین نماید، سنگین‌تر خواهد نمود. همان‌طور که در نگاره شماره 2-1 مشاهده گردید، قابل اتکابودن متشکل از مفاهیم «کامل بودن»، «بی‌طرفی»، «احتیاط» و «بیان صادقانه» می‌باشد.
2-3-2-1. کامل‌ بودن‌

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اطلاعات‌ مندرج‌ در صورت‌های‌ مالی‌ هنگامی معتبر است که باتوجه‌ به‌ سطح اهمیت‌ و ملاحظات‌ مربوط‌ به‌ فزونی‌ منافع‌ بر هزینه‌ تهیه‌ و ارائـه‌ آن‌ها‌، کلیه حقایق لازم در خصوص وقایع اقتصادی را بیان نماید. حذف‌ بخشی‌ از اطلاعات‌ ممکن‌ است‌ باعث‌ شود که‌ اطلاعات‌ نادرست‌ یا گمراه‌کننده‌ شود و لذا قابل‌ اتکا نباشد و از مربوط‌بودن‌ آن‌ کاسته‌ شود (کمیته تدوین استانداردهای حسابداری، 1388). با این حال کامل بودن مفهومی نسبی است و اطلاعات مالی اساساً نمی‌توانند همه واقعیت‌های مربوط به رویدادهای اقتصادی را بیان کند.

2-3-2-2. بی‌طرفی‌
بی‌طرفانه بودن اطلاعات مالی بدین معنی ‌است که در اندازه‌گیری فعالیت‌های مالی از سوء‌گیری و تمایلات‌ جانبدارانه‌ و هرگونه افراط و تفریط و خوش‌بینی یا بدبینی اجتناب شود. همچنین وقایع کوچک و کم اهمیت را بزرگ و رویدادهای با اهمیت را حقیر جلوه نداده و در عین حال از هرگونه پیش‌داوری و پرهیز شود. به‌عنوان مثال اهمیت دادن به تمایلات مدیریت مبنی بر نشان دادن بهترین تصویر ممکن از سودآوری واحدتجاری، موجب گمراهی تصمیم‌گیرندگانی خواهد شد که در صدد اعطای اعتبار به واحد تجاری و یا خرید سهام آن می‌باشند.
اندازه‌گیری‌های حسابداری هنگامی بی‌طرفانه و عینی محسوب می‌شود که اگر اشخاص ذیصلاح مختلفی، رویدادها و فعالیت‌های مالی مربوط را با بهره گرفتن از مقیاس و روش‌های اندازه‌گیری یکسانی اندازه‌گیری نمایند، به نتایج واحدی دست‌یابند. اما در عین حال بسیاری از اندازه‌گیری‌های منعکس در صورت‌های مالی مبتنی بر قضاوت است. برآوردهای اجتناب ناپذیر در زمینه‌های مختلف نظیر عمرمفید دارایی‌های ثابت، ارزش خالص بازیافتنی موجودی‌ها و غیره باعث گردیده که صورت‌های مالی از حالت کاملاً عینی خارج شده و در مواردی ارزش‌ها و اندازه‌گیری‌های حسابداری مبتنی بر برآوردها و اظهارنظرهای کارشناسان و مدیریت باشد. اگرچه استفاده از چنین روش‌هایی اغلب به ارائه اطلاعات مربوط کمک می‌کند اما به سودمندی اطلاعات مالی از لحاظ قابلیت اتکا لطمه می‌زند. به‌طور کلی اطلاعاتی که کمتر بر قضاوت و برآورد مبتنی است قابلیت اتکا بیشتری خواهد داشت (مشکی، 1384).
2-3-2-3. احتیاط‌
واحدهای تجاری همواره در تهیه گزارشات مالی با ابهاناتی مواجه می‌شوند. چنین ابهاماتی با رعایت احتیاط باید در صورت‌های مالی و همراه با افشای ماهیت و میزان آن مورد شناسایی قرارگیرد. احتیاط‌ عبارت‌ است‌ از کاربرد درجه‌ای‌ از مراقبت‌ و دقت که‌ در اعمال‌ قضاوت‌ برای‌ انجام‌ برآورد در شرایط‌ ابهام‌ مورد نیاز است،‌ به‌گونه‌ای‌ که‌ درآمدها یا دارایی‌ها بیشتر از واقع‌ و هزینه‌ها یا بدهی‌ها کمتر از واقع‌ ارائه‌ نشود (کمیته تدوین استانداردهای حسابداری، 1388). بر این اساس واحدهای تجاری در رویایی با وضعیت‌هایی که در ازای آن می‌توان از روش‌های متعدد پذیرفته شده حسابداری استفاده نمود، روشی را انتخاب و اعمال نمایند که دارای حداقل اثر فزاینده بر سودخالص و جمع دارایی‌های شرکت باشد. از طرفی اعمال‌ احتیاط‌ نباید منجر به‌ ایجاد اندوخته‌های‌ مخفی‌ یا ذخایر غیرضروری‌ گردد یا دارایی‌ها و درآمدها را عمداً کمتر از واقع‌ و بدهی‌ها و هزینه‌ها را عمداً بیشتر از واقع‌ نشان‌ دهد زیرا این‌ امر موجب‌ نقض‌ بی‌طرفی‌ است‌ و بر قابلیت‌ اتکای‌ اطلاعات‌ مالی‌ اثر می‌گذارد.
2-3-2-4. بیان‌ صادقانه‌
اطلاعات مالی باید با رویدادها و وقایعی که به‌واسطه آن اطلاعات بیان می‌شود، مطابقت داشته‌باشد. به عبارت دیگر اطلاعات مالی باید اثر معاملات‌ و سایر رویدادهایی‌ را که‌ ادعا می‌کند بیانگر آن‌ است‌ یا به‌‌گونه‌ای‌ معقول‌ انتظار می‌رود بیانگر آن‌ باشد، به‌طور صادقانه‌ بیان‌ کند. بیشتر اطلاعات‌ مالی‌ تا حدی‌ در معرض‌ این‌ خطر‌ قرار دارند که‌ آنچه‌ را که‌ مدعی‌ نمایش‌ آن‌ هستند کاملاً به‌طور صادقانه‌ بیان‌ نکنند. این‌ بدان ‌دلیل‌ است‌ که‌ در تشخیص‌ معاملات‌ و طراحی‌ و اعمال‌ روش‌های‌ اندازه‌گیری‌ و همچنین انتقال پیام‌های‌ مرتبط‌ با آن‌ معاملات‌ مشکلات‌ ذاتی‌ وجود دارد.
باید به این نکته توجه نمود که بیان صادقانه الزاماً به معنی «دقیق بودن» نیست. اصولاً اطلاعات مالی برحسب اهمیت نسبی وقایع و موارد استفاده از اطلاعات، از درجات مختلف دقت برخوردارند. برای مثال در ارزشیابی موجودی‌ها، اقلام با ارزش باید با دقت شمارش و ثبت شوند درحالی‌که برای اقلام کم اهمیت می‌توان با بهره گرفتن از روش‌های آماری و برآورد استفاده نمود. چنین اطلاعاتی علی‌رغم دارابودن درجات مختلفی از دقت در اندازه‌گیری، صحیح و معتبر تلقی می‌شوند (مشکی، 1384).

 
 
درخصوص بیان صادقانه اطلاعات ذکر این نکته ضروریست که عملیات و رویدادهای مالی باید براساس واقعیت مالی و محتوای‌ معاملات‌ و نه صرفاً با شکل‌ قانونی‌ آن‌ها مدنظر قرارگیرد، این مطلب در متون حسابداری تحت عنوان «رجحان محتوا برشکل» مطرح می‌شود. برای مثال می توان به اجاره به‌شرط تملیک اشاره نمود. هرچند اثرات‌ خصوصیات‌ قانونی‌ یک‌ معامله‌ خود بخشی‌ از محتوا و اثر تجاری‌ آن‌ است‌، این‌ اثرات‌ بایستی‌ در چارچوب‌ کلیت‌ معامله‌ ازجمله‌ هرگونه‌ معاملات‌ مرتبط‌ مورد تفسیر قرار گیرد. (کمیته تدوین استانداردهای حسابداری، 1388).
باتوجه به مطالب ارائه شده، «مفید بودن» اطلاعات زمانی حاصل خواهد شد که اطلاعات مالی دارای دو ویژگی «مربوط بودن» و «قابل اتکا بودن» باشد. این دو ویژگی به نوبه خود متشکل از ویژگی‌های دیگری می‌باشند که پیش‌تر اشاره گردید. اگر اطلاعاتی دارای کلیه ویژگی‌های کیفی باشد، بسیار مطلوب است، ولی این مطلب که ویژگی‌های مختلف و به‌ویژه دو ویژگی «مربوط بودن» و «قابل اتکا بودن» غالباً با هم رابطه معکوس داشته و تقویت یکی به بهای تضعیف دیگری تمام می‌شود، موجب گردیده که تمام ویژگی‌های کیفی اطلاعات حسابداری را نتوان به‌طور همزمان و یکجا جمع نمود. لذا باید تلاش شود تعادلی منطقی بین ویژگی‌های مختلف اطلاعات برقرار گردد، زیرا پرداختن بیش از حد به یک ویژگی و بی‌اهمیت دانستن دیگری، موجب کاهش سودمندی اطلاعات برای تصمیم‌گیرندگان خواهدشد. البته باید توجه داشت که گروه‌های مختلف استفاده‌کننده از گزارش‌های مالی برحسب نوعی تصمیمی که می‌گیرند، دست‌یابی به ویژگی خاصی را دراولویت قرار می‌دهند اما از آنجایی که گزارش‌های مالی برای رفع نیازهای اطلاعاتی کلیه گروه‌های استفاده‌کننده تهیه می‌شود، لذا ایجاد تعادل منطقی بین ویژگی‌های مختلف ضرورت خواهد داشت.
پس از شناسایی استفاده‌کنندگان از اطلاعات مالی و نیازهای اطلاعاتی آنان، به بررسی ویژگی‌های کیفی اطلاعات جهت ارائه اطلاعاتی مفید برای استفاده‌کنندگان و رفع نیازهای اطلاعاتی آن‌ها پرداختیم. در ادامه روش‌های ارزش‌گذاری دارایی‌ها را مورد بررسی قرار خواهیم داد. این روش‌ها از آن جهت حائز اهمیت هستند که باعث ایجاد اطلاعاتی با ویژگی‌های فوق‌الذکر می‌گردند. لذا شناسایی و استفاده صحیح از آن‌ها موجبات تهیه اطلاعات سودمند برای ذینفعان را فراهم خواهد نمود.
2-4. روش‌های ارزش‌گذاری دارایی‌ها
براساس اصل بهای تمام شده (یکی از اصول بنیادی حسابداری) دارایی‌های تحصیل شده در مبادلات، باید برحسب بهای تمام شده ثبت و بر همین اساس نیز در صورت‌های مالی منعکس شوند. این بهای تمام شده در واقع نشان دهنده ارزش اقلام تحصیل شده در معاملات حقیقی و در شرایط عادی می‌باشد و به هیچ وجه مبتنی بر برآورد و یا حدس و گمان و اعمال قضاوت‌های شخصی نمی باشد، لذا کاملاً عینی و قابل اتکاست. در دوره‌های مالی بعد از دوره‌ای که دارایی درآن تحصیل شده است، می‌توان دارایی‌ها را به روش‌های مختلفی ارزش‌گذاری نمود. این روش‌ها به دو دسته کلی تقسیم‌بندی می‌شوند که عبارتند از «روش بهای تمام شده» و «تجدید ارزیابی».
با رشد جوامع و افت و خیز اقتصاد آن‌ها، مقوله افزایش قیمت‌ها و تورم به عنوان یکی از مشکلات روزمره جوامع مورد توجه اندیشمندان مسائل مالی و اقتصادی قرارگرفت. با افزایش نرخ‌های تورم و نامربوط شدن ارزش‌های حاصل از بکارگیری روش بهای تمام شده، حسابداران به فکر تعدیل ارزش‌ها، برمبنای تغییر شاخص قیمت‌ها افتادند و به این ترتیب روش بهای تمام شده تعدیل گردید که این روش در متون حسابداری با عنوان روش «بهای تمام شده تعدیل شده برمبنای سطح عمومی قیمت‌ها» شناخته می‌شود. با گذشت زمان و افشاء ارزش‌ها برمبنای تعدیل سطح عمومی قیمت‌ها، به دلایل مختلف از جمله نامعتبر بودن نرخ‌های تورم و شاخص عمومی قیمت‌ها، قابلیت اتکای این روش مورد تردید قرارگرفت و صاحب‌نظران با توجه به مربوط بودن ارزش‌های جاری به تصمیمات استفاده‌کنندگان، استفاده از ارزش‌های جاری را برای ارزش‌گذاری دارایی‌ها، مناسب‌تر دانستند و روش تجدید ارزیابی را به‌عنوان جایگزینی برای روش بهای تمام شده مجاز دانستند. لازم به‌ذکر است که برای تجدیدارزیابی دارایی‌ها و ارائه ارزش‌های روز معیار‌های مختلفی مانند «ارزش‌منصفانه»، «بهای جایگزینی» و غیره وجوددارد. همانطور که ملاحظه می‌کنید تغییرات روش‌های ارزش‌گذاری دارایی‌ها منطبق با اهداف اصلی حسابداری یعنی فراهم نمودن اطلاعات سودمند برای استفاده‌کنندگان بوده‌ است.
در راستای هماهنگی با استانداردهای بین‌المللی و استفاده از روش‌های نوین حسابداری، استاندارد شماره 11 حسابداری ایران با عنوان «دارایی‌های ثابت مشهود»، در خصوص اندازه‌گیری دارایی‌ها پس از شناخت اولیه بیان می‌کند که واحد تجاری باید یکی از دو روش «بهای تمام شده» یا «تجدید ارزیابی» را به‌عنوان رویه حسابداری خود انتخاب کند و آن را در مورد تمام اقلام یک طبقه دارایی‌های ثابت مشهود به‌کار گیرد (کمیته تدوین استانداردهای حسابداری، 1388). به این ترتیب