دانلود پایان نامه

مهرداد میردامادی (1380) در رساله خود فضای فضای مجازی را به مثابه فضای شهری مطالعه می کند. وی به دنبال پاسخ به این سؤال است که آیا فضای مجازی توانسته بدیلی برای فضای شهری باشد یا خیر. بدین منظور پیشینه های فرهنگی اجتماعی کاربران اینترنت و دلائل روی آوری آنان به چنین ارتباط اجتماعی جدید در قالب نظریه تولید فضای هنری لوفور بررسی می شود. نهایتاً نتیجه می شود که فضای سیبرنتیک بدیلی مناسب برای فضای شهری در برقراری ارتباط اجتماعی ایجاد کرده است، که دلایل آن طبق یافته های تحقیق بدین قرار است:1. محدودیت فضای واقعی 2. پیامدهای رفتار در فضای واقعی 3 . سهل الوصول بودن امکان ارتباط در فضای مجازی 4. آسان یابی نقاط مشترک در فضای مجازی 5. عدم نیاز به رابطه چهره به چهره برای کسب شناخت اولیه در فضای مجازی.
محمد حسین حسنی(1382)، در خصوص “اینترنت و ارزشها” در پایان نامه کارشناسی ارشد خود به مطالعه استفاده از اینترنت و گرایش دانشجویان به ارزشهای سیاسی پرداخته است. در این پژوهش دانشجویان کارشناسی ارشد با حجم نمونه 300 نفر با روش شبه آزمایشی و با استفاده از تکنیک پرسشنامه مورد مطالعه قرار گرفته اند. نتایج این مطالعه نشان داد که اینترنت در تقویت برخی از ارزشها از جمله آزادی بیان، در بین کاربران نقش قابل توجهی دارد. این مطالعه تنها به سنجش ارزشها ی سیاسی و به خصوص آزادی بیان در فضای مجازی پرداخته است و در سطح نگرشها، کنشهای سیاسی، تصمیم گیریها و دانش سیاسی در فضای مجازی مطالعه ای انجام نداده است.
از دیگر کارهای مهم در این زمینه، تحقیقات باری ولمن و همکارانش در دهۀ گذشته است. این تحقیقات بیانگر این نکته است که میان استفاده از اینترنت و تراکم روابط اجتماعی، رابطه ای مثبت و انباشتی وجود دارد. شاید مهم ترینِ این مطالعات مربوط به یافته هایی باشد که در بررسی چهل هزار نفر از کاربران اینترنت در آمریکای شمالی با عنوان «آیا اینترنت موجب افزایش، کاهش یا تکمیل سرمایه اجتماعی می شود؟» به دست آمد. تأثیر مثبت ایمیل بر روابط میان دوستان، بیشتر از روابط میان خویشاوندان بود، به ویژه در خصوص دوستانی که در فواصل دور از هم زندگی می کردند. افراد تحصیل کرده تمایل بیشتری به ارسال ایمیل برای دوستان دور از خود، نشان دادند. کاربران جوان علاقه به ارسال ایمیل به دوستان خود داشتند، درحالی که افراد مسن بیشتر علاقه به ارسال ایمیل به اعضای خانواده خود جهت برقراری ارتباط داشتند. الگوی روابط اجتماعی از این حیث تفاوتی میان زنان و مردان نشان نداد (ولمن و دیگران، 1383، ص42- 15).
هوارد، آموروسو و وایت در تحقیقی تحت عنوان ”تحرک، اجتماع و هویت فرهنگی“ که در سال 2000 انجام شد متذکر شدند که برای نسل در حال رشد آمریکایی، اینترنت تبدیل به ابزاری شد که اهمیت فوق العاده ای در جهت دهی به زندگی اجتماعی و شغلی شان دارد. این پژوهش به دنبال بررسی میزان گسترش اینترنت در زندگی مردم است و البته استفاده های متفاوت آنها بین مردان و زنان، جوانان و پیران و نژادها و گروه های قومی مختلف و افراد دارای منزلت های اقتصادی ـ اجتماعی متفاوت را مطالعه کرده است. نویسندگان تلاش می کنند که براساس استفاده زمانی افراد نوعی تیپولوژی از استفاده کنندگان به دست دهند.
دنیس گی نور نیز از محققان رشته ارتباطات سیاسی دانشگاه ” جورج تاون” آمریکا، از جمله کسانی است که مفهوم حوزه ی عمومی را برای مطالعه جامعه شناختی در ارتباطات رایانه ای و اینترنت کاملاً مناسب می داند وی در تحقیق خود بیان می دارد” اینترنت ذاتاً دارای قابلیت آزادی بخش حوزه ی عمومی است ولی عوامل بیرونی و ذاتی نظیر منافع صاحبان قدرت در حوزه ی دولت و بنگاهای اقتصادی و صنایع ارتباطات و سرگرمی ممکن است این پتانسیل را تضعیف کنند ولی این امر به شدت رسانه های سنتی نیست و در واقع کنترلی که در آنجا صورت می گیرد در اینترنت وجود ندارد چون غیر متمرکز و سانسور گریز است و کنش و واکنش بیشتری در اینترنت صورت می گیرد.
وی تنها راه چیرگی بر این موانع را تشکیل مجامع مجازی گسترده در میان شهروندان در سطح زیرین جامعه در کنار فعالیتهای موازی آنها در مجامع واقعی و عینی می داند و تأکید می کند که “اگر شهروندان در مسیر مشارکت در شبکه های مجازی از اصول راهنمای” وضعیت آرمانی گفتگو” مطابق با معیارهای بیان شده در نظریات هابرماس پیروی کنند، دموکراسی جدید و کاملتری شکوفا خواهد شد (گی نور، 1996:77-78). ” گی نور” از معدود افرادی است که حوزه ی عمومی را در چارچوب کلی نظریه کنش ارتباطی هابرماس مطالعه کرده و آن را با ارجاع به همین کلیت در تحلیل خود به کار بسته است.
2-5. چارچوب نظری تحقیق
مفهوم مشارکت ریشه در دموکراسی آتنی دارد. این مفهوم در مسیر تحول خویش به مشارکت نهادمند منتهی شده است. مشارکت نهادمند در سه بستر جامعه مدنی،شهروندی و دموکراسی شکل گرفته است. امروزه مشارکت واجد انواعی متفاوت بسته به هدف تعیین شده برای آن می باشد. در گونه شناسی مشارکت پژوهش در میزان نهادمندی و بسیج شدگی مشارکت می تواند مبین عمق مشارکت باشد.
تاریخ حیات انسان تاریخ همکاری و ستیزاست. زمانی که نخستین بار انسان در یافت که می تواند با تجمیع توان خود با دیگری برآن دیگری فائق آید مشارکت زاده شد.دموکراسی آتن تبلور خواست شهروندان در تعیین سرنوشت خود بود. نابرابری ذات آن بود، همچنان که همکاری و مشارکت در قدرت توسط همپایگان، از سیاست آتنی متولد شد. از انباشت تجربه ی تاریخی بشر مشارکت در مفهوم امروزی خود متبلور شد. امروزه مشارکت در بستر جامعه ای دموکراتیک و مدنی صورتی نهادمند به خود می گیرد.در جامعه مدنی تشکل های مستقل از دولت در شرایط برابر وبرخوردار از اطلاعات و امکانات مساوی زمینه مشارکت افراد در امور مربوط به خودشان را فراهم می سازند.تعریف فرهنگ انگلیسی آکسفورد مشارکت را به عنوان«عمل یا واقعیت شرکت کردن، بخشی از چیزی را داشتن یا تشکیل دادن» دانسته است(به نقل ازرهنما، 1377: 115 ). موسسه تحقیقاتی ملل متحد برای توسعه اجتماعی مشارکت را «کوششهای سازمان یافته برای افزایش کنترل بر منابع و نهادهای نظم دهنده در شرایط اجتماعی معین از سوی برخی از گروه ها و جنبش هایی که تا کنون از حیطه اعمال چنین کنترلی محروم و مستثنی بوده اند» تعریف می کند(به نقل ازغفاری، 1380: 37)
بر مبنای این تعریف توانمند سازی گروهای محروم و جدا افتاده جهت ورود آنها به فرایند مشارکت در تصمیم سازی و نظارت بر امور مربوط به خود، از اهمیتی فزاینده بر خوردار می باشد. مجید رهنما با رویکردی توسعه ای ورود مردم به عرصه تصمیم سازی و کنترل را مستلزم توجه به پیش فرضهای «مشارکت مردمی» شامل: غلبه برموانع موجود در مسیر مشارکت مردم در توسعه، ترجیح راهبرد مشارکت بر سایر راهبردهای توسعه، و امکان سازمان یابی مردم در جهت تامین مقاصد خویش، می داند. (رهنما،1378: 121و122) همچنین مشارکت را فرایندی دانسته اند که طی آن فرد از طریق «احساس تعلقبه گروه و شرکت فعالانه و داوطلبانه در آن» به طور ارادی به فعالیت اجتماعی دست مییازد(کمانرودی: بی تا).
مشخص بودن آمال و اهداف مشارکت کننده از رهگذر آگاهی وی نسبت به عواقب کنش خویش منجر به مشارکت فعالانه، داوطلبانه و ارادی مشارکت کننده می شود. دراینجا « مشارکت کنشی است که از رهگذر آن آحاد یک جامعه شرایط تحقق انتظارات خود رامهیا می سازند.» ( تاجیک: 1384 ) بر این مبنا مشارکت «تعهدی فعالانه، آزادانه ومسئولانه» است که به عنوان یکی از سازکارهای اعمال قدرت از درون جامعه برمی خیزد(کائوتری:1379 ، 6 ). در مجموع وجه مشترک تعاریف ارائه شده عنصر آگاهانه و ارادی بودن مشارکت در کنار تصمیم سازی و کنترل افراد بر امورات مربوط به خویش از طریق مشارکت میباشد.بسترهای مشارکت به بیان توسعه ای مشارکت به عنوان «یک فرایند اجتماعی، عام،جامع، چند جانبی، چند بعدی و چند فرهنگی سعی دارد همه گروه های مردم را در همه مراحل توسعه شرکت دهد» ( کائوتری: همان، 35 ). این مفهومی پیشرفته از مشارکت است که در ارتباط با مشارکت نهادمند واجد معنا می شود. به طوری که امروزه وقتی از مشارکت واقعی صحبت به میان می آید مراد مشارکت نهادمند است. جامعه مدنی، حقوق شهروندی ودمکراسی بستر ساز وقوع مشارکت نهادمند می باشند.
ازکیا و غفاری ذیل بیان سیاستهای دولت در قبال مشارکت، چهار نوع شیوه مشارکتی را بر می شمارنند:
الف ـ شیوه «ضد مشارکتی» که معمولا در نظامهای اقتدار گرا و دیکتاتوری به وقوع می پیوندد، ب ـ شیوه «مشارکت هدایت شده» که طی آن دولتها اهداف خویش را در پوشش طرح های مشارکت جویانه پی گیری می کنند، ج ـ شیوه«مشارکت فزاینده» که دولت ها ضمن تدوین طرح های مشارکتی مبهم کمتر کوششی در جهت عملی شدن آنها انجام می دهند و د ـ شیوه «مشارکت واقعی» که دولتها به صورت واقعیقدرت را به سازمانهای مشارکتی واگذار می کنند (ازکیا وغفاری، 1380).
مشارکت در واقع نوعی رفتار اجتماعی ، مبتنی بر اعتقاد و منافع شخصی یا گروهی است. مشارکت عبارت است از میزان دخالت اعضای نظام در فرآیند تصمیم گیری. در حقیقت جوهر مشارکت ، منابع مشترک گروه در جامعه و منافع مشترک فرد درگروه است.(لهسایی زاده ، 1383).
مشارکت سهمی درچیزی داشتن و از آن سود بردن و یا در گروهی شرکت جستن و بنابراین با آن همکاری داشتن است. به همین جهت از دیدگاه جامعه شناسی باید بین مشارکت به عنوان حالت یا وضع (امر شرکت نمودن) و مشارکت به عنوان عمل و تعهد(عمل شرکت) تمیز قایل شد.مشارکت در معنای اول ازتعلق به گروهی خاص و داشتن سهمی در هستی آن خبر می دهد و در معنای دوم داشتن شرکتی فعالانه در گروه را می رساند و به فعالیت اجتماعی انجام شده نظر دارد. (بیرو ،1370:185).
از دیدگاه جامعه شناسی،مشارکت به معنای احساس تعلق به گروه و شرکت فعالانه و داوطلبانه در آن که به فعالیت اجتماعی منجر می گردد، حائز اهمیت است.
از این نظر، مشارکت، فرآیند سازمان یافته ای است که فرد در آن به فعالیتی ارادی و داوطلبانه دست می زند (روزنامه همشهری:1386).مشارکت اجتماعی شرکت فعالانه در حیات سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی و به طور کلی تمامی ابعاد حیات می باشد. (ساروخانی،521:1379). مشارکت اجتماعی به آن دسته از فعالیت های ارادی دلالت دارد که از طریق آن اعضاء یک جامعه در امور محله ،شهر و روستا به طور مستقیم یا غیر مستقیم در شکل دادن حیات اجتماعی مشارکت دارند(محسنی تبریزی، 1375).
مشارکت در همۀ زمینه های زندگی اعم از از سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی وجود دارد. نقطۀ عطف در مفهوم مشارکت در همۀ عرصه های فوق ارادی و داوطلبانه بودن آن است.
بنابراین می توان چنین تصور کرد که افراد انسانی برای رفع نیازمندی ها و کسب منافع شخصی و گروهی یا در چارچوب اعتقادات خود به صورت داوطلبانه اقدام به مشارکت می کنند.
دو بعد مشارکت را می توان چنین برشمرد:
1-مشارکت به معنای شرکت در تصمیم گیری ، تصمیم سازی و نظارت اجتماعی. از این نظر مشارکت شامل تمام فعالیت ها می شود که مستقیم یا غیر مستقیم منجر به تصمیم گیری در امور مربوط به جامعه انسانی خواهد شد. چنین برداشتی از مشارکت ریشه در مفهوم شهروندی و دموکراسی حاکم بر یونان باستان دارد.
2-مشارکت به معنای تشریک مساعی و فعالیت های دسته جمعی برای رفع نیازهای روزمره چون تأمین امنیت ، مشارکت در اجرای قوانین و….
از این منظر مشارکت سابقه ای طولانی دارد که عمر آن به اندازه عمر زندگی اجتماعی بشر است. مشارکت، به سهم گیری فعال دریک جریان متغیر و درحال رشد اطلاق میگردد که برمبنای توافق و همکاریهای مشترک بنا نهاده شده است. مشارکت شرایطی را ایجاد می کند که درآن برای تمام شهروندان امکان استفاده ازمزیت های جامعه فراهم میگردد.
شهروندان قطع نظر از تعلقات اتنیکی و علایق اعتقادی شان، امکان می یابند تا با توجه به صلاحیت وتوانمندی ذهنی شان، درتمام پدیده ها و متغیر ها اثر گذار باشند. ازیک چشم انداز دیگر، مشارکت به شرایطی اطلاق میگردد که درآن سه رویکرد ازاهمیت متوازن برخوردار اند. این رویکردها عبارت اند از تجربه مثبت ازفعالیت وسهم گیری دریک همکاری متقابل با محیط، واکنش و شرکت فعال بصورت ذهنی وعملی درتمام شرایط زیست و دسترسی متساوی با سایرین درتمام امکانات رفاهی جامعه وهمکاری متقابل باآنان.