خلاقیت و نوآوری و ارزشهای سازمانی

به شکل جامعی تکامل پیدا کرده است.
مدل کامل رهبری یا مدل رهبری همه جانبه، شامل مؤلفههای رهبری تحولگرا، عملگرا و مؤلفه رهبری عدم مداخله میباشد. اساس مدل کامل رهبری (FRL) مبتنی بر این واقعیت است که هر رهبری مقداری از ویژگیهای هر یک از سبکهای موجود در این مدل را از خود نشان میدهد (باس، 2006).
بعد سوم از مدل کامل رهبری (محور عمودی) گویای این موضوع است که چقدر رهبر از یک سبک رهبری بطور مرتب استفاده میکند. به عبارت دیگر محور عمودی این مدل بنا به یافتههای بدست آمده از تحقیقات متاآنالیز شده به مؤثر و غیر مؤثر بودن سبک رهبری انتخاب شده از سوی رهبر اشاره میکند.
اثربخشی رهبری تحولگرا در برابر عملگرا
مستندات ومدارک بسیار زیادی وجود دارد که از اثربخشی رهبری تحولگرا در برابر رهبری عملگرا و سایر مؤلفههای مدل کامل رهبری، حمایت میکنند. شواهد تحقیقاتی حاکی از این است که رهبران تحولگرا پیروان خود را بیشتر از رهبران عملگرا به سازمان، تیم یا گروه متعهد میسازند و رضایت بیشتری را برای کارکنان فراهم میسازند. باس (1985) به یک رابطه مکمل بین رهبری تحولگرا و عملگرا اشاره میکند. بدین معنی که سبک رهبری تحولگرا، افزودهی برسبک رهبری عملگرا است و رهبری تحولگرا موجب رضایت و عملکرد بهتر پیروان میشود. رهبری تحولگرا در سطح شخصی، در زمینه افزایش خلاقیت و نوآوری در ایجاد دانش فردی و در سطح گروهی در تقویت وحدت، یکپارچگی، افزایش تعهد و ایجاد مدلهای ذهنی مشترک اثربخش است(ویرتنن، 2009). والدمن و یامارینو (1999) اعتقاد دارند که رهبری تحولگرا تأثیرات مثبت و اساسی روی عملکرد پیروان در موقعیتها بیثبات دارد و پیشگوی خوبی برای عملکرد کلی مؤسسه است(آبرن و ماریون، 2009).نتایج تجربی نشان داده است که رهبری تحولگرا منجر به افزایش در کارایی سازمان، اثربخشی گروهی، روحیه کارمندان و فروش سازمانی میشود (باس،1999؛ جییر و استییر، 1998). پیروان رهبران تحولگرا رضایت شغلی، انگیزش و احساسات مثبت بیشتری در ساعات کاری، نسبت به پیروان رهبران عملگرا دارند (بنو و مارکوس، 2007؛ جاج و پیککلو، 2004). گیلبرسون (2007) در پژوهشی پیرامون کاربرد رهبری تحولگرا در سازمانهای ورزشی استرالیا، اینچنین در خصوص دلایل و چرائی گرایش به رهبران تحولگرا سخن گفته است:
ارائه دیدگاه روشن از آینده
احترام به تاریخ سازمان
حفظ نظم، تبعیت از استانداردها و ارزشهایی که به رشد سازمان میانجامد
توسعه توانایی پیشگویی، هدایت و مدیریت تغییر
تشویق به تداوم یادگیری در هر دو سطح سازمانی و فردی
شناخت و احترام به مقامهای سازمان
معیاری برای دنیای بهتر
تشویق به دگر اندیشی و بیان دیدگاههای مختلف
تشویق به خلاقیت و نوآوری
احترام به افراد بخاطر فردیت و توانایی مدیریت تغییر
تشویق به ایجاد ساختارهای موازی در سازمان
اطمینان از وجود نظام پاداشدهی به کارکنان هماهنگ با استراتژیهای سازمان
آمادگی برای معرفی افراد جدید به سازمان
شاد بودن
مطالعاتی که برای تحلیل و شناخت عوامل مرتبط با رهبری تحولگرا در مدیریت فعالیتهای ورزشی هستند، نتایج یکسانی بدست نیاوردهاند. برخی از آنها پیشنهاد میکنند که رهبری تحولگرا دارای اهمیت زیادی است، در حالیکه برخی دیگر از تردید در کاربرد آن سخن میگویند (برونر و ویس، 1995؛ کنت و چلادوری، 2001؛ بارلینگ و کلووی، 2000). بنابراین سؤال از ضرورت توجه به این سبک رهبری در ورزش و سازمانهای ورزشی چه برای حال و چه برای آینده حائز اهمیت زیادی است (گومز، 2006).
رهبری تحولگرا و خویشتن شناسی
خویشتن شناسی و فهم ادراک و احساسات دیگران وابستگی زیادی با دو بعد از ابعاد رهبری تحولگرا دارد، که توجه به تفاوتهای فردی و روحیه ایجاد انگیزش است. رهبران با خویشتن شناسی بالا، بهتر قادر به ارائه دیدگاهی جذاب بر اساس فهم ادراک خود و پیروان هستند. همچنین خویشتن شناسی برای درک تأثیر رفتارهای رهبر بر پیروان نیاز است و رهبر را قادر به بازشناسی نیازهای پیشرفت در دیگران، میسازد. از نظر تئوری، رهبران تحولگرا، رهبران خویشتن شناس هستند و افراد را با ارزشها و اهداف سازمانی تطبیق میدهند. بنابراین باید قادر به بازشناسی نیازهای پیروان باشند و رفتارشان را بمنظور تطبیق پیروان با اهداف و ارزشهای سازمانی، تنظیم کنند (شاتزر، 2009).
بخش دوم: شخصیت
در شناخت شخصیت، ابتدا محققان شخصیت، ویژگیهای فردی را در تبیین چگونگی رفتار اجتماعی، کاملاً تعییین کننده میدانستند و در مرحله دیگر کاملاً به نقش مؤثر محیط و عوامل موقعیتی، روی آوردند ولی در آخرین برداشتها تبیینهای تعاملی جایگزین تبیینهای یکسویه گردید. به عبارت دیگر، به نقش توأمان عوامل محیطی و ویژگیهای فردی در تبیین رفتار اجتماعی اذعان شده است، اگرچه در کیفیت تعامل و اهمیت نسبی عوامل موقعیتی یا ویژگیهای فردی اختلاف نظر وجود دارد. برخی نظریهها به اهمیت ویژگیهای فردی و برخی به متغیرهای محیطی و موقعیتی تأکید دارند. در اهمیت ویژگیهای فردی یکی از محققان گفته است: اگرچه محیط بر فرد اثر میگذارد، اما اینکه به کدامیک از فرصتهای محیطی پاسخ داده شود و به چه محرکی حساس نباشد و در مجموع انتخابهای فرد از بینهایت تحریکی که در معرض آن قرار دارد، به جنبههای انگیزش، هوش و ویژگیهای فردی او بستگی دارد (لطفی، 1381).