خسرو و شیرین و متون تاریخی

نوذر، پهلوان ایرانی، دو پسر داشت به نام های گستهم و طوس (توس) که چون هیچ کدام فَرّ نداشتند نمی توانستند به جای پدر بنشینند. طوس در دربار کاووس و کیقباد و کیخسرو مقام اسپهبدی داشت و چندی هم مدعی تاج و تخت بود. کیخسرو هنگام ترک پادشاهی، منشور حکومت خراسان را به طوس داد.
به ندرت، نام طوس در ردیف سایر پهلوانان، در ادب فارسی آمده است:
ای شاه جهان تو بندگان داری چون رستم و طوس و بیژنو قارن
(مسعود سعد: 392)
فرعون
فرعون لقب پادشاهان قدیم مصر است و مفسّران، آن را لقب شاهان عمالقه دانسته اند، نام فرعون شصت و هشت بار در قرآن آمده و تماماً مراد از آن، فرعون زمان حضرت موسی بوده که از نظر تاریخی بر رامسس دوم (1298-1232 ق.م) دومین نفر از سلسله نوزدهم فراعنه مصر، معروف به «فرعون تسخیر» منطبق است.
فرعون در ادبیات اسلامی ایران، با الهام از آیاتی که در قرآن آمده، به عنوان مظهر و مثال تکبّر و تجبّر و طغیان و سرکشی مشهور شده، تا آنجا که مصدر «تفرعن» (به معنی گردن کشی) را از نام او مشتق دانسته اند.
سِحرِ دشمن همه باطل کنی از تیغ، مگر دشمن و تیغ تو را قصه فرعون و عصاست
(مسعود سعد: 73)
در آب غرق عمر با سپاه چون فرعون ملک مظفّر گشته چو موسی عمران
(مسعود سعد: 372)
فرهاد
نام عاشق افسانه ای شیرین و رقیب خسروپرویز است (= خسرو و شیرین) که در متون تاریخی اشاره ای به وجود آن نشده و فقط در برخی از کتاب های قدیم، به عنوان فرهاد حکیم که مهندس بوده و کار ساختن بعضی نقوش در بناهای عهد خسرو پرویز به او منسوب است، از او سخن رفته است. در دوره های بعد از نظامی، شهرت او چندان مسلّم بوده که شاخه هایی از قبایل کُرد، مانند کلهر خود را از نژاد او می دانستند.
حکایت عشق اسطوره ای فرهاد، حتی قبل از نظم داستان نظامی هم در ادب فارسی شناخته شده است و پس از قرن ششم، آوازه کوهکنی فرهاد ابعاد وسیعتری یافته و به ویژه، در دامن سبک هندی موجد خیال ها و مضامین دلپذیری شده است که به اندکی از بسیار اشاره می شود:
نابرده به لفظ نام شیرین در کوه بمانده ام چو فرهاد
(مسعود سعد: 94)
همیشه بادی بر تخت مُلک چون خسرو مخالف تو گرفتار شدّت فرهاد
(مسعود سعد: 113)
تو خسرو روزگار خویشی در بند تو حاسد تو فرهاد
(مسعود سعد: 136)
همیشه تا به سَمَرهای عشق یاد کنند حدیث قصه شیرین و خسرو و فرهاد
(مسعود سعد: 114)
قارون
ثروتمند معروف معاصر موسی است که با آن حضرت معاوضه داشت. نام قارون (تورات: قورح) چهار بار در قرآن (قصص: 76 و 79، عنکبوت: 39، مؤمن: 24) ذکر شده است. به نظر بسیاری از مفسّرین، او اصلاً از بنی اسرائیل و پسر عمّ حضرت موسی است که عامل و گماشته فرعون بود بر بنی اسرائیل و از نیکوییِ روی، او را «منوّر» می خواندند.