دانلود پایان نامه
یکی از این وکیلان محمد بن جعفر اسدی (م. 312 ق). است که به عدالت و وثوق ‏شناخته شده بود و امام (ع) مردم را به‏وی ارجاع می‏دادند.(الطوسی، محمدبن حسن،1380ق : ‏416 و415 ). رویکرد علویان به این شهر نیز خود دلیلی بر غلبه جو شیعی بر این شهر است. نمونه مشخص آن «عبدالعظیم حسنی‏» است که در این شهر سکونت گزید و همان‏جا درگذشت. درباره شهرهای «کاشان‏» و «آبه‏» نیز گفته شده است‏شیعیان بسیاری داشته‏اند.(جعفریان، رسول، 1371ش:‏98 ).
مقدسی گزارش‏هایی از وجود شیعیان در نیمه قرن چهارم در نواحی مختلف به‏دست می‏دهد. بنا به گزارش او در شمال عراق شهر «جبله‏» شیعه‏نشین بوده. (المقدسی، محمدبن احمد،1361ق: ‏142 ).
و در شام مردمان «طبریه‏» و «نابلس‏» و «قدس‏» و اکثر مردم «امان‏» بر مذهب تشیع بودند. (همان:‏179 ). شهر «حمص‏» نیز با تشکیل دولت‏حمدانیان در شام به تشیع روی آورد. (جعفریان، رسول، 1371ش‏:27 ) در «مصر» گویا شیعیان در شهر «صندفا» و «اسکندریه‏» بودند. از وجود شیعیان در سایر شهرهای مصر خبری به دست نرسیده است. با این حال درباره وکلای امام (ع) در مصر گزارش‏هایی در دست است. مقدسی همچنین مردم «هجر»، «صعده‏» و «عمان‏» را که تحت نفوذ «قرامطه‏» بودند شیعه می‏داند( همان: ‏96 ). حضور غالب شیعیان در این دوران در ایران در شهر قم به طور چشمگیری نقطه نظر محققان را به خود جلب کرده است.
در ایران قم نخستین شهری بود که مذهب تشیع را با میل ورغبت پذیرا گردید،به طوریکه نام قم همواره با نام فرهنگ و مذهب تشیع همراه است. این شهر در در دامان خود عالمان ومحدثان و اسلام شناسان بنامی را پرورش داده است و همواره مرکز علوم اسلامی وشیه بوده و هست.
با مهاجرت چندتن از خاندان اشعرى کوفه به قم و توطن آنها در این شهر مذهب تشیع نیز در این شهر ریشه دوانید. اهمیت شهر قم و مرکزیت یافتن آن موجب شد تا عده‏اى از راویان و عالمان شیعه بار سفر بسته و به‏این شهر بیایند. نخستین این کسان ابراهیم‏بن هاشم کوفى بود. گفته شده است او، که زمان امام رضا (ع) را درک کرده بود، اولین کسى بود که احادیث کوفیان را در قم نشر داد.
شهر قم به‏واسطه وجود محدثان بسیار و موثق، مرکز نقل و حفظ احادیث اهل بیت(ع) بود و از این حیث جایگاه والایى داشت به‏طورى که حتى سایر مراکز تشیع به محدثان قمّى اعتبارى خاص مى‏بخشیدند. حضور خاندانها وخانواده های شیعی علی الخصوص اگر در میان آنها عالمان ویا دانشمندانی به چشم می خورد در این راستا بسیار پر اهمیت بود. جو علمی قم کاملا تحت تأثیر مکتب حدیثی و متأثر از محدثان وعالمان بزرگ شیعه بود، که تعداد کثیری از آن ها در این شهر به سر می بردند.در این عصر خاندان های علمی قدیمی و علمای برجسته در قم می زیستند.مهم ترین این خاندان هاخاندان برقی از وابستگان و موالیان اشعریان بودند که محدثان و علمای برجسته ای از میان آن ها ظهور نمودند.این خاندان نیز در اصل کوفی بودند که به قم مهاجرت کردند و در قریه ی برق رود سکنی گزیدند و از این رو به نام برقی شهرت یافتند.از شخصیت های برجسته ی این خاندان، احمدبن محمد بن خالد (م280ق)و محمد بن عبیدالله برقی، ملقب به ماجیلویه هستند.از دیگر خاندان های علمی قم، خاندان بابویه بودند که از آن میان علی بن حسین بن موسی بن بابویه(م329ق)، پدر شیخ صدوق در این عصر می زیست.از سایر علما و محدثان قم باید به محمد بن حسن صفار(م290ق)، احمد بن حسن بن الولید(م343ق)، عبدالله جعفر حمیری(م298ق)و ابن قولویه(م362ق)اشاره کرد.درحقیقت حضور خاندان بابویه در شهر قم را می توان تا ثیری دو سویه در اهمیت شهر قم از نظر جو عالم پرور بودن ،وهمچنین تاثیر جایگاه علمی این خاندان درجایگاه علمی شهر قم دانست.
1-9 مکتب قم و مکتب بغداد
درباره تشیع، یک نکته دانستنی در این دهه‏ها آن است که اساسا” دو مکتب مهم برای تشیع از نظر منطقه‏ای وجود داشت.مکتب قم که خلاصه در شیخ صدوق (م 381) شد و پس از آن رو به افول رفت.دوم مکتب بغداد که تا زمان حضور امامان علیهم السلام از رهبری آنان بهره‏مند شدند.پس از آن تحت سرپرستی نایبان چهارگانه امام زمان (ع) قرار گرفتند.این افراد عبارت بودند از: عثمان بن سعید سمان، محمد بن عثمان بن سعید، ابو القاسم حسین بن روح نوبختی و علی بن محمد سمری.دوران ریاست این چهار نفر را غیبت صغرا می‏نامند که تا سال 329 به درازا کشید.پس از آن رهبری جامعه شیعه به دست عالمان و فقیهان و چهره‏های برجسته شیعه‏در بغداد افتاد.یکی از مهم‏ترین خاندان‏های شیعه این شهر، خاندان نوبختی بود که در علم و سیاست، زبدگی و شهرت داشتند.
ویژگی عمده مکتب قم، اخبار گرایی بود که در عین حال، از فرقه‏گرایی و افراطی گری ـ غلو ـ به مقدار زیادی دور بود.عمده تألیفات علمای قم، به صورت کتاب حدیث بود و در عین حال که بر اساس احادیث اهل بیت از تشبیه و عقاید نادرست نسبت به خداوند دور بودند، اما با استدلال عقلی نیز میانه‏ای نداشتند.در حقیقت آنها اعتقادات عقلی خود را از متن روایات امامان علیهم السلام بر می‏گرفتند.
در برابر، شیعیان مکتب بغداد، از زمان هشام بن حکم ـ معاصر امام صادق و کاظم (ع) ـ و بعد از آن، به گرایش عقلی علاقه بیش‏تری نشان دادند.البته غلو گرایی، فرقه‏گرایی و انحراف فکری در شیعیان بغداد وجود داشت. نتایج مکتب حدیثی قم، توسط شیخ کلینی (م 329) به بغداد برده شد.البته در بغداد نیز مکتب حدیثی وجود داشت و میراثی از کتاب‏هایی که اصحاب امامان علیهم السلام تألیف کرده بودند، در اختیار شیعیان بود.محصول مکتب بغداد، در شیخ مفید (م 413) تبلور یافت.وی عالمی اهل بحث و مناظره و تا حدود زیادی عقل‏گرا و در عین حال ضد معتزلی بود.او آثار زیادی در علم کلام شیعی و نیز فقه شیعه تألیف کرد.او همچنین آثاری در تاریخ اسلام و زندگی امامان دارد که بسیار با ارزش است.
بهترین شاگرد شیخ مفید، سید مرتضی معروف به علم الهدی (م 436) است که از متکلمان و عالمان برجسته دنیای اسلام به شمار می‏آید.وی در بیش‏تر علوم اسلامی صاحب نظر بود و در هر زمینه کتاب‏های مهمی تألیف کرد که در همه اعصار مورد توجه عالمان شیعه و غیر شیعه قرار داشت.کتاب الشافی فی الامامه او در چهار جلد، از بهترین کتاب‏هایی است که درباره امامت از نظرگاه شیعه نوشته شده است.
مهم‏ترین شاگرد سید مرتضی، شیخ طوسی (م 460) است که دانش او جمع کامل میان مکتب حدیثی قم و مکتب عقلی بغداد است.وی از یک سو محدث و از سوی دیگر فقیه، متکلم و مفسر بود.کتاب مهم تفسیری او التبیان فی تفسیر القرآن و کتاب فقهیش المبسوط و النهایه است.او رساله‏های بی‏شماری در علوم مختلف اسلامی‏نوشته است.
از قرن سوم تا پنجم، هزاران عنوان کتاب از سوی مؤلفان شیعه نوشته شد که یکی از شاگردان شیخ طوسی با نام نجاشی، فهرست آن کتاب‏ها و مؤلفان آنها را در کتاب رجال خود آورد.نام بسیاری از این کتاب‏ها را ابن ندیم نیز در کتاب الفهرست خود آورده است.
1-10 دولت فاطمی در مغرب و مصر
در اینجا به مناسبت، لازم است تا گزارش کوتاهی از پیدایش دولت فاطمی در شمال افریقا داشته باشیم، چرا که دولت مزبور، تأثیر مهمی در تحولات دنیای اسلام در قرن چهارم تا ششم داشته و به علاوه با فرستادن داعیان فراوانی به ایران، در این کشور نیز تأثیر زیادی داشته است.از آن جمله، فرستادن حسن صباح و تشکیل دولت نزاری الموت است. امامان اسماعیلی، در فاصله میان امام صادق علیه السلام تا آخرین امام مستور و پنهان اسماعیلیه که محمد بن احمد است، تاریخ روشنی ندارند، اما به نظر می‏رسد که آنها فعالیت پنهانی خود را در نیمه دوم قرن دوم و نیمه نخست قرن سوم داشته‏اند.
امام محمد بن احمد، در نیمه دوم قرن سوم هجری، یکی از داعیان مهم خود را با نام ابوالقاسم بن حوشب به یمن فرستاد تا دعوت اسماعیلی را در آنجا نشر دهد.وی توفیق فراوانی در آن دیار حاصل کرد، جز آن که بعدها، زیدیه در آنجا غلبه یافتند، گر چه تا به امروز کسانی از پیروان مذهب اسماعیلی در یمن زندگی می‏کنند. به دنبال آن، داعی دیگری با نام حسین بن احمد معروف به ابو عبد الله شیعی به یمن رفت تا نزد ابن حوشب تربیت شود و پس از آن برای تبلیغ به نقطه‏ای دیگر برود.وی بعد از آن با حاجیان شهر کتامه، از شهرهای مغرب برخورد کرد و به آنجا رفت.شمار فراوانی از علویان نیز که از عباسیان گریزان بودند، به شمال افریقا رفتند.
ابو عبد الله شیعی در آنجا به نشر دعوت اسماعیلی پرداخت و خبر از ظهور قریب الوقوع مهدی داد.وی توانست یاران زیادی را فراهم آورد.امام اسماعیلی که در شهر سلمیه شام بود، به سوی مصر حرکت کرده از آنجا به مغرب رفت.وی وارد شهر سجلماسه شد که در آنجا به زندان افتاد.اسماعیلیان او را از زندان رهانیدند.وی در 21 ربیع الثانی سال 297 وارد شهر رقاده شده همان زمان با لقب المهدی لدین الله تشکیل دولت فاطمی را اعلام کرد و خود را امیر المؤمنین نامید.بیست سال پس از آن در سال 317، دولت امویان در اندلس نیز رسما اعلام کرد که خلیفه آنها نیز عنوان امیر المؤمنین دارد.بنابراین در قرن چهارم و پس از آن، سه خلافت در جهان اسلام وجود داشت.دو خلافت سنی از عباسیان و امویان اندلس و یک خلافت شیعی از فاطمیان.فاطمیان دشواری‏های فراوانی در شمال افریقا داشتند.در آنجا مردم بر مذهب مالکی بودند و سخت بر ضد شیعه فعالیت می‏کردند، امام مهدی اسماعیلی، نخست شهر بزرگی با نام مهدیه در سمت ساحل شرقی مغرب ساخت و پس از استقرار در آن شهر که امنیت کاملی برای آن تدارک دیده بود، فعالیت خود را در بسط سلطه دولت خود آغاز کرد.
خلفای فاطمی/سالهای خلافت
ابو عبد الله شیعی (داعی و مؤسس/288 ـ 298