دانلود پایان نامه

فقها تعریفی از مسئولیت پزشکی ارائه نکرده اند و صرفا به ذکر شرایط و مصادیق تحقق آن تحت عنوان ضمان طبیب پرداخته اند و لکن برخی از نویسندگان مسئولیت پزشکی را به اثر ناشی از جنایت پزشک مانند قصاص، تعزیر و ضمان تعریف نموده اند و بدیهی است این اثر همیشه به یک صورت نیست و از حیث شدت و ضعف متفاوت است بنابراین هر وقت جنایت پزشک عمدی باشد و شرایط اتلاف نیز کامل باشد قطعا اثر آن قصاص خواهد بود و در صورتی که جنایت آن از موارد قبلی کمتر خواهد بود. (آل شیخ مبارک، 2006م، ص30 )
اگر غیر عمدی باشد تحت عنوان غیر عمدی قرار می گیرد و به نظر برخی دیگر از حقوقدانان مسئولیت پزشکی عبارت است از الزام پزشک به جبران خسارت ناشی از جرم ، خطا یا ضرری که در نتیجه اقدامات پزشکی به دیگری وارد آمده است .مسئولیت پزشکی در واقع بررسی انواع جنایات وجرایم پزشکی (اعم از جنایات قبل از عمل، در طول عمل، بعد از عمل و خطاهای ناشی از بی احتیاطی، بی مبالاتی، عدم مهارت، و عدم رعایت نظامات دولتی) و نیز اثبات آن است که ایا این جرایم و تخلفات باعث مسئولیت پزشک می شوند یا خیر؟ و هر کدام از اسباب و موجبات مسئولیت، تحت چه شرایط و ویژگیهایی باعث مسئولیت پزشک می شود؟.(موسوی بجنوردی،1386 ص117)
با توجه به مطالب یاد شده می توان گفت مسؤولیت اخلاقی، عبارت است از اینکه انسان در مقابل وجدان خویش پاسخگوی خطای ارتکابی خود باشد. بنابراین مسؤولیت اخلاقی، کاملاً جنبه درونی و شخصی دارد و برای مسؤول شناختن فاعل، لازم است که اندیشه و وجدان وی بازرسی شود.(لوراسا، 1375 ص 29)
به عبارت دیگر مسؤولیت اخلاقی، الزامی است که شخص در وجدان خویش در برابر گفتار، اعمال و افکار خود دارد. اگر عمل با حسن نیت باشد، شخص مورد مؤاخذه قرار نمی گیرد و اگر فاعل، قصدی خلاف قواعد اخلاقی داشته باشد. مسؤول است، اگر چه هیچ اثر مادی در خارج ایجاد نکند(برعکس قواعد حقوقی که به جنبه بیرونی آنها اهمیت داده می شود). یکی از تفاوتهای مسؤولیت اخلاقی و حقوقی، ضمانت اجرای آن دو است. زیرا، هر چند مسؤولیت اخلاقی، ضمانت اجرای قواعد اخلاق است، اما اعمال آن در خارج و مطالبه آن از دادگاه غیر ممکن است. به علاوه، ممکن است حدود خصوصیات موضوعات قوانین، با حدود و ویژگی های موضوعات اخلاقی متفاوت باشد.
مثلاً برخی قوانین رنگ و بوی سیاست داشته باشد.(یزدانیان، 1379 ص 30) بنابراین مسؤولیت اخلاقی، پاسخگویی انسان در برابر وجدان خویش و در برابر پروردگار است. مسؤولیت حقوقی، مسؤولیتی است که شخص در برابر دیگران دارد و معمولاً به وسیله پرداختهای مالی، جبران می گردد برخلاف مسؤولیت اخلاقی که قابل تقویم به پول نمی باشد.(حسینی نژاد، 1370 ص 13) و جنبه دیگر مسئولیت پزشکی جنبه حرفه ای این مسئولیت است به این معنی که کسی این شغل و حرفه سنگین و مهم راعهده دار می شود باید اصول و ضوابط مقرر در این حرفه را رعایت نماید و البته عدم رعایت آن قواعد دارای ضمانت اجرایی است و بر همین اساس است که پزشکان دارای مسئولیت مدنی ،کیفری،و انتظامی می باشند و موضوع پایان نامه ما مسئولیت کیفری پزشک می باشد که البته به مسئولیت مدنی طبیب نیزدر مواردی که لازم باشد اشاره خواهیم کرد و موضوعات فوق را به صورت تطبیقی در حقوق ایران و فقه مورد مطالعه قرار خواهیم داد.
1-1-3-ارکان مسئولیت
نخستین رکن مسئولیت، تعهد است. واژه تعهد یک معنای مصدری و یک معنای اسم مصدری دارد.
تعهد در معنای مصدری عبارت است از به عهده گرفتن اجرا یا ترک عملی در برابر شخص دیگر، خواه در برابر آن عوض باشد یا نباشد. تعهد به معنای اسم مصدری نیز عبارت از وظیفه حقوقی است که قانوناً بر عهده متعهد ثابت می شود.
تعهد به این معنا ممکن است به اراده شخصی بر عهده او قرار گیرد یا بدون اراده او مستقیماً به حکم قانون ثابت شود.التزام ناشی از عقد از قسم نخست و تعهد به جبران خسارت درضمان قهری از قسم دوم است . (وحدتی شبیری،1385 ص36 )
رکن بعدی مسئولیت ورود ضرر است هر چند در مبنای این حکم بین حقوقدانان اختلاف نظر است به اعتقاد برخی از آنها نمی توان گفت مسئولیت مدنی در حقوق اسلامی بر نظریه خطر یا تقصیر و یا نظریه تضمین حق و مانند اینها استوار است، ولی اگر ادعا شود که مسئولیت در بیشتر موارد بر عامل تقصیر استوار است گزافه نخواهد بود. (همان،ص 173) و تقصیر یک معنا بیشتر ندارد و آن همان معنای عرفی و اخلاقی یعنی عمل قابل سرزنش، سهل انگاری و سستی در انجام دادن تکلیف قانونی یا اجرای تعهد است و دراین زمینه فرقی میان مسئولیت قهری و قراردادی نیست. (همان، ص96)
در مقابل نظر فوق برخی دیگر از حقوقدانان بر این باورند که مبنای مسئولیت پزشک ایجاد خطر منتهی به ضرر است، در واقع خطای پزشک خطری را ایجاد می کند که احتمال دارد به ورود ضرر منتهی شود.
برای مثال، اگر پزشکی با تفسیر نادرست از پرتو نگاری استخوان ترک خورده بیمار را سالم تشخیص دهد و از کارهای سنگین بر حذر ندارد در واقع به ناروا خطری را ایجاد کرده است که احتمال دارد به شکستگی استخوان و فلجی منجر شود .باتحقق این احتمال تردید در وجود رابطه سببیت میان خطا و ضرر از بین می رود. (کاتوزیان،1386 ص180) در هر صورت بدون ورود ضرر ، مسئوولیت مفهوم نخواهد داشت .
رکن سوم مسئولیت احراز رابطه علیت بین زیان و صدمه وارده به بیمار و عمل پزشک است و ضمان طبیب درباره بیمار، مشروط بر این است که زیان وارده به او منسوب شود نه علت خارجی که در اختیار پزشک نیست. در راستای اجرای همین قاعده، وصف استثنایی بودن حکم ضمان مؤثر واقع می شود . به عنوان مثال در موردی که اثبات رعایت احتیاط های لازم و اجرای قواعد فنی پزشکی رابطه علیت بین فعل طبیب و ورود ضرر را قطع می سازد و آن را به طبیعت بیما ر یا نقص علم منسوب می کند،از قلمرو این زمان خارج است. (همان ، ص173)
1-1-4- تاریخچه مسئولیت پزشک
تاریخ علم طب به قدمت پیدایش بشر می باشد و از روزی که خداوند انسان را خلق کرده با انواع بیماری ها و دردها دست وپنجه نرم می کند و این امر باعث شده، بشر در جهت مبارزه با دردها و آلام و حفظ سلامتی و نشاط خود به مطالعه و شناسایی داروها و درمانها روی آورد، و به این ترتیب نطفه علم پزشکی منعقد شده و اکتشافات جدید در خصوص ملت های پیشین، بهترین دلیل بر یافته های پزشکی در میان انسان های سابق می باشد. و اما به اختصار به دوره های مختلف مسئولیت پزشک اشاره می کنیم.
1-1-4-1- دوران تمدن مصر
در میان پیشینیان مصر، اصول و قواعدی در خصوص اعمال طبی توسط پزشکان قدیمی تنظیم شده بود و آن را در مجموعه مقدسی تدوین کرده و پیش خود نگاه می داشتند و طبیب ملزم به رعایت آن اصول بود در غیر این صورت مجازات می شد بنابراین تا مادامی که پزشک آن قواعد را مراعات می کرد، هیچ مسئولیتی نداشت هر چند نتیجه به دست آمده بر خلاف خواست و اراده او بود مانند این که مریض در اثر عمل پزشک فوت می نمود یا متحمل ضرر می شد و در صورتی که از قواعد و اصول تعیین شده تخطی میکرد مجازاتش قتل بود. (آل شیخ مبارک ،2006 م ص 42)
1-1-4-2بابل،یونان و روم باستان
اهالی بابل نیز با موضوع مسئولیت پزشک برخورد جدی داشتند به طوریکه قانون حمورابی بر این اهتمام و ضرورت تبعیت پزشک از قواعد حرفه خود ، تاکید دارد و درماده 218 این قانون چنین مقرر شده است. «چنانچه جراح در بدن مرد آزاد به واسطه یک نیشتر مفروغی جراحت عمیقی ایجاد کند و سبب مرگ او شود یا گودی چشم مردی را با همان نیشتر باز کند و موجب از بین رفتن چشم او گردد، به عنوان مجازات دستش قطع می شود» (آل شیخ مبارک، پیشین ص 42)
در یونان باستان در صورتیکه پزشک به علت خطا در معالجه موجب مرگ بیمار می شد، مستوجب مرگ بود. در ماجرای هفستیون، اسکندر مقدونی، دستور اعدام پزشک معالج او را به علت عدم شفای نامبرده صادر نمود. رومیان باستان نیز که وراثت علوم، فنون و طب یونانی و ایرانی بودند، جهل و خطای پزشکی را موجب مسئولیت می دانستند و در صورتیکه یک پزشک در معالجاتش، از اصول و ضوابط مسلم پزشکی تخطی می کرد او را به جبران خسارات وارده به متضرر ملزم می نمودند.
1-1-4- 3-ایران باستان