جایگاه و ارزش توبه در اسلام و معناشناسی حقوقی حدود

2-4- 2- معنا شناسی اصطلاحی حدود
2-4-2-1- معناشناسی فقهی حدود
حد به معنای عقوبتی است که بدن را درد می آورد و میزان آن را شارع معین کرده است. و اگر از طرف شارع مقدار آن معین نشده باشد اصطلاحاً به آن تعزیر گفته میشود ( شهید اول، 1373، ص 328).
آنچه امروز در لسان فقها و در کتب فقهی مصطلح و مرسوم می باشد؛ این است که: حدّ مجازاتی است که نوع و میزان آن را شرع معین و مقرر کرده، مانند حد زنا، شرب خمر، سرقت و نظایر آن (محقق داماد، 1378، ص 65).
اساساً در قرآن لفظ حد در چهارده مورد به صورت جمع آمده و به صورت مفرد در قرآن ذکر نشده است از طرف دیگر در مواردی که لفظ الحدود آمده، هیچ کدام با معنای عقوبت استعمال نشده است تا چه رسد به اینکه به معنای عقوبت معین باشد. بلکه به معنای احکام و مقررات و غیر آمده است؛ «مثل تلک حدود الله فلا تقربوها»، «اینها (حدود) احکام خداست. پس پیرامون آنها می گردید» (بقره /187)،
و یا «تِلکَ حدودُ الله فَلا تَعتَدَوها»، «اینها مرزهای خداست، از آنها فراتر مروید» (همان /229) و یا ،«… إِلا اَن یَخافا أن یُقِیما حدودُ الله»، « مگر آنکه هر دو بترسند که نتوانند حدود (مرزها و احکام) خدا را برپا دارند. ( همان آیه…) بنابراین در استعمالات قرآنی شاهدی بر این ادعا نداریم که حدّ به معنای عقوبت معین از ناحیه شارع باشد (محقق داماد، 1387، ص67).
2-4-2- 2- معناشناسی حقوقی حدود
در اصطلاح حقوق جزائی اسلام حد مجازاتی است که مقدار آن مشخص باشد (مؤمنی، 1382، ص 65).
و نیز به معنای منع و جلوگیری است و در اصطلاح همان مجازات مصرح در قانون است (شکری/ سیروس، 1384، ص180).
همچنین به معنای«منع کردن» است، به همین جهت دربان را «حدّاد» نامیدهاند، زیرا مانع از ورود می شود، و در منطق تعریفی که جامع افراد و مانع اغیار باشد، حد می گویند. برای اینکه تمام معنای لفظ و شیء را در بر میگیرد و مانع از ورود معانی چیزهای دیگر در آن لفظ و شیء می گردد. و نیز عقوبت و مجازات شرعی را حد نامیدهاند، از آن حیث که وسیلهای است برای منع کردن مردم از انجام جرائم و معصیت، که از جهت ترس از کیفر معصیت را ترک می نمایند (مؤمنی، 1382، ص63).
فصل سوم
جایگاه و ارزش توبه در اسلام
3-1- جایگاه و ارزش توبه در قرآن
از دیدگاه قرآن، توبه جایگاه ویژه ای دارد و در آیات متعددی به آن اشاره شده است. به گونه ای که واژه توبه و مشتقات آن، نود و دو بار و کلمه استغفار و مشتقات آن، چهل و پنج مرتبه، در قرآن تکرار شده و در آیات متعدد دیگری نیز، بدون ذکر این واژه ها به این مطلب، اشاره گردیده است.
3-1-1- وجوب توبه
تمام علمای اسلام در وجوب توبه اتفاق نظر دارند و در متن آیات قرآن مجید کراراً به آن امر شده است:
در آیه 8 سوره تحریم می خوانیم:
«یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا تُوبوا إِلَی اللهِ تُوبَهً نُصُوحًا عَسَی رَبَّکُم اَن یُکَّفِر عَنکُم سَیِّئاتِکُم وَ یُدخِلکُم جَنّاتٍ تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهارُ»؛
«ای کسانیکه ایمان آورده اید به سوی خدا بازگردید توبه کنید، توبه ای خالص و بی شائبه، امید است ( با این کار) پروردرگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است داخل کند.»
همه انبیاء الهی هنگامی که برای هدایت امتهای منحرف مأموریت می یافتند، یکی از نخستین گامهایشان دعوت به توبه بود. چرا که بدون توبه و شستن لوح دل از نقش گناه، جایی برای نقش توحید و فضائل نیست.
پیغمبر بزرگ خداوند هود (ع) از نخستین سخنانش این بود:
«ویا قَوم استَغفِروا رَبّکم ثُّمَ تُوبُوا اِلیه»؛ای قوم من از پروردگارتان طلب آمرزش کنید، سپس به سوی او بازگردید و توبه نمایید (هود/16).
حضرت شعیب (ع) نیز با همین منطق به دعوت قومش پرداخت و گفت:
«و استَغفِروا رَبَّکُم ثُّم تُوبُوا اِلیهِ اَن رَبّی رَحیمٌ وَدودٌ»؛از پروردگار خود آمرزش بطلبید و به سوی او بازگردید و توبه کنید که پروردگارم مهربان و دوستدار(توبه کاران)است! (هود/90)
پیامبر بزرگ دیگر صالح (ع) نیز همین سخن را پایه کار خود قرار می دهد و می گوید: