مقاله (پایان نامه) : جایگاه مؤسسات بیمه در بازار مالی کشور

بازار مـالی مجموعه ای از نهاد ها، سازمان ها و مناسبات است که وظیفه آن تجهیز منابع پس اندازی نیز تخصیص اعتبار است. بانک ها، مؤسسات مـالی غیر بانکی، بازار اوراق بهادار، مؤسسات بیمه و شـرکت‎های سرمایه گذاری، صندوق های بازنشستگی و غیره بازارهایی را پدید می آورند که در واقع بخش مالی اقتصاد را تشکیل می دهند. وظیفه اصلی نهاد های فعال دراین بازار، تجهیز منابع مالی موجود و هدایت آن به سوی مصارف سرمایه گذاری در فعالیت های اقتصادی است.

به طور کلی می توان بازار مالی را به دو گروه عمده بازار پول و بازار سرمایه تقسیم کرد. گرچه از ابعاد مختلف و با توجه به شاخص های متفاوت می توان بازار مالی را تقسیم کرد، با این حال رایج ترین نوع تقسیم بندی بازار مالی، بازار پول و سرمایه است. بازار پول بازار کوتاه مدت است که در آن ابزارهای مالی باسررسید کوتاه مدت ( کمتر از یک سال )، مورد داد و ستد قرار می گیرند. در حالی که بازار سرمایه بازار بلند مدت است. در بازار سرمایه آن دسته از ابزارهای مالی که سررسید طولانی دارند یا آن که گاهی فاقد سررسیدند مورد معامله قرار می گیرند.

مروری اجمالی بر تجربه تاریخی کشورهای مختلف نشان می دهد که ابتدا بازار پول در تجهیز منابع نقش غالب داشته به گونه ای که این بازار به اعطای اعتبارات کوتاه مدت تجاری می پرداخته است.

در این ساختار بانک ها سازمان های فراگیر هستند و بنگاه های تولیدی تا حد زیادی به نظام بانکی وابسته اند. اما با گذشت زمان ونیاز بیشتر واحدهای تولیدی به منابع اقتصادی مشخص شد که بخش پولی اقتصاد نمی تواند منابع لازم را برای بهبود وضع اقتصادی فراهم آورد. از این رو لازم بود که نیاز های سرمایه گذاری از طریق دیگری تأمین شود که همان بازار سرمایه است.

دانلود مقاله و پایان نامه

به طور کلی در فرایند رشد و توسعه اقتصادی کشورها، ساخت مالی اقتصاد از ساخت مبتنی بر محوریت پول به ساخت مبتنی بر محوریت سرمایه تبدیل شده است، به گونه ای که در کشورهای توسعه یافته معمولاً بازار سرمایه محور اصلی تأمین مالی است. بی تردید نیروی محرکه توسعه اقتصادی هر کشور، سرمایه گذاری های مولد، پویا و مداوم است. در حالی که در کشورهای در حال توسعه، بازار پول نقش غالب را دارد. این بدان معناست که بانک ها سازمان هایی فراگیر هستند که بخش مهم نیازهای مالی شرکت ها و واحدهای تولیدی را تأمین می کنند. بدین ترتیب بانک ها با در اختیار قرار دادن وام های کوتاه مدت وبلند مدت به شرکت ها و واحدهای تولیدی، فعالیت های مالی ارائه می کنند.

در ایران بخش پولی مرکب از نظام بانکی، مؤسسات مالی غیر بانکی و بخش گسترده و فراگیر شبه پولی سنتی (طلا، سکه، خودرو و…) است. در حالی که بخش سرمایه ای عمدتاً در فعالیت های بورس و اوراق بهادار دیده می شود. علاوه بر آن شرکت ها و مؤسسات مالی دیگری در صحنه اقتصاد ایران حضور دارند که به طور مستقیم به نشر اوراق بهادار و تأمین مالی مورد نیاز خود می پردازند که از جمله این گونه مؤسسات می توان به شرکت های سرمایه گذاری اشاره کرد. همچنین نهادهای مالی دیگری را می توان نام برد که فعالیت آن ها با کارکرد های بازار سرمایه ارتباط مستقیم دارند و آن هارا می توان در زمره نهاد های فعال بازار سرمایه محسوب کرد. این نهاد ها عبارتند از شرکت های بیمه و صندوق های بازنشستگی.

برطبق تحقیقات انجام شده، در ایران بازار پول سهم عمده ای را در بازار مالی به خود اختصاص داده است. به بیان دیگر بازار پول بر بازار سرمایه غالب است.

بازار سرمایه اصولاً بازاری با افق های درازمدت است. بدیهی است که در چنین بازاری نیاز به ثبات در سیاست گذاری ها ست. از همین روست که در اقتصاد ایران که چشم اندازهای اقتصادی کوتاه مدت را بیشتر فـراروی خود دارد، به بازار پول وابزارهای پولی آن بیشتر توجـه می شود ) عزیزی، ۱۳۸۰(.

 

 

۲-۷ ) شاخص های بیمه و ارزیابی شاخص ها در کشورهای دیگر و مقایسه با ایران

۲-۷-۱) سال های ۱۳۶۷ الی ۱۳۷۶ ه. ش

به طور کلی شاخص های میزان کل حق بیمه دریافتی، ضریب نفوذ بیمه ای ( نسبت حق بیمه کل به تولید ناخالص داخلی ) و حق بیمه سرانه از عوامل مهم توسعه یافتگی بازار بیمه در هر کشور محسوب می شود. همچنین یکی از شاخص های کارایی صنعت بیمه، حق بیمه سرانه می باشد.

در طی یک دوره بررسی ۱۰ ساله منتهی به سال ۱۳۷۶ ه. ش که توسط بخش مطالعات انجمن بیمه گران لندن صورت گرفته است، صنعت بیمه کشورهای مختلف براساس شاخص های ارزیابی، بررسی ونتایج به شرح زیر اعلام گردیده است: ( جدول شماره ۲ – ۱ )

 

 

جدول شماره ( ۲ – ۱ ) نتایج ارزیابی شاخص های بیمه در کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه در سال های ۱۳۶۷ الی ۱۳۷۶ ه. ش

  کشورهای مورد بررسی متوسط حق بیمه دریافتی

( میلیون دلار )

متوسط حق بیمه سرانه

( دلار )

ضریب نفوذ بیمه

( درصد )

کشورهای توسعه یافته آمریکا، آلمان، هلند، انگلستان، ژاپن، فرانسه، سویس، دانمارک، نروژ، سوئد ۱۴۲۲۰ ۳۴۱۳ ۵۲/۷
کشورهای درحال توسعه سنگاپور، کره جنوبی، مالزی، مصر، ترکیه، تایلند، اندونزی، پاکستان، مکزیک، تایوان ۹/۸۲۰۱ ۷/۲۷۲ ۰۲/۴

منبع : عباس زادگان، ۱۳۸۰

 

ضریب نفوذ بیمه ای در کشورهای توسعه یافته که به عنوان مهم ترین عامل تعیین کننده سهم صنعت بیمه در اقتصاد ملی است، به طور نسبی ۹۵ درصد از کشورهای درحال توسعه بیشتر است و این نسبت نشان دهنده پویایی و بهینه شدن نقش مؤثر شرکت های بیمه در بازار های مالی این کشورها است.

در این جا یک مقایسه بین شاخص های صنعت بیمه کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه با صنعت بیمه در ایران در سال های ۱۳۶۷ الی ۱۳۷۶ ه. ش انجام می دهیم:

جدول شماره ( ۲ – ۲ ) شاخص های بیمه ای مورد نظر را در سال های ذکر شده در صنعت بیمه ایران نشان می دهد.

 

 

جدول شماره ( ۲ – ۲ ) شاخص های بیمه ای صنعت بیمه ایران طی سال های ۱۳۶۷ الی ۱۳۷۶ ه. ش

سال

شاخص

حق بیمه دریافتی

(میلیون دلار )

حق بیمه سرانه

( دلار )

ضریب نفوذ بیمه

( درصد )

۱۳۶۷ ۴۵ ۹/۰ ۲۱/۰
۱۳۶۸ ۵۶ ۱ ۲۵/۰
۱۳۶۹ ۷۶ ۴/۱ ۳۰/۰
۱۳۷۰ ۱۱۱ ۹/۱ ۳۴/۰
۱۳۷۱ ۱۵۱ ۷/۲ ۳۵/۰
۱۳۷۲ ۲۱۰ ۷/۳ ۴۱/۰
۱۳۷۳ ۱۸۴ ۲/۳ ۴۰/۰
۱۳۷۴ ۲۱۹ ۷/۳ ۴۸/۰
۱۳۷۵ ۲۸۵ ۷/۴ ۵۳/۰
۱۳۷۶ ۳۲۲ ۳/۵ ۵۵/۰
متوسط ۹/۱۶۵ ۸۵/۲ ۳۸/۰

منبع : عباس زادگان، ۱۳۸۰

 

شاخص نفوذ بیمه ای به ترتیب در سال های مورد بررسی از ۲۱/۰ درصد در سال ۱۳۶۷ ه. ش به ۵۵/۰ درصد در سال ۱۳۷۶ ه. ش افزایش یافته است و این روند تا کنون ادامه یافته است، اما درهرحال در طی دوره مورد بررسی همواره کوچک تر از یک واحد بوده و در بهترین شرایط به نیم رسیده است.

برطبق معیارهای آماری ارائه شده در مقام مقایسه صنعت بیمه ایران، متوسط حق بیمه های دریافتی تنها درحدود ۰۱۲/۰ حق بیمه کشورهای توسعه یافته و ۰۲/۰ کشورهای درحال توسعه در سال های مورد بررسی بوده است. شاخص حق بیمه سرانه در کشور معادل ۰۰۰۸/۰ کشورهای توسعه یافته و ۰۱/۰ کشورهای درحال توسعه می باشد. ضریب نفوذ بیمه ای که در کشورهای توسعه یافته معادل ۵۲/۷ درصد و در کشورهای درحال توسعه معادل ۰۲/۴ درصد است، در ایران این ضریب معادل ۳۸/۰ درصد بوده است. بدین ترتیب ضریب نفوذ بیمه در کشورهای توسعه یافته حدود ۲۰ برابر ضریب نفوذ بیمه در ایران و ضریب نفوذ بیمه در کشورهای درحال توسعه مشابه حدود ۱۱ برابر ضریب نفوذ بیمه در ایران طی سال‎های مورد بررسی می باشد.

بنابراین نتیجه می گیریم که اقتصاد کشور هنوز از اولویت ها و مزایای بازارهای مالی مطلوب که پاسخگوی نیازهای واقعی در اقتصاد کلان باشد، محروم است و این امر باید در برنامه های آینده  توسعه کشور به طور جدی توجه شود. در این زمینه خوشبختانه با پیگیری ها و جدیت های  مسئولان بیمه کشور و با تصویب قانون تأسیس مؤسسات بیمه غیر دولتی در شهریور ۱۳۸۰ ه. ش در مجلس شورای اسلامی و تأیید شورای نگهبان گام مؤثری در کاهش محرومیت ها برداشته شده است. اما باید ابزارهای لازم درجهت اجرا و رسیدن به اثرگذاری محسوس صنعت بیمه در بازار  سرمایه به کارگرفته شود. با توجه به بررسی های عینی بعمل آمده و مقایسه شاخص های بیمه ای در ایران با سایر کشورهای مشابه، نیاز به تحرک و جهش سازمان یافته‎ای برای حضور در بازار سرمایه در ایران احساس می شود.

 

۲-۷-۲) سال های ۱۳۸۰ الی ۱۳۹۰ ه. ش

در سالهای ۹۰ – ۱۳۸۰، کشورهای آمریکا، ژاپن، انگلستان، فرانسه، آلمان، ایتالیا، کره ج، کانادا، هلند، اسپانیا و چین رتبه های بالایی در حق بیمه دریافتی و حق بیمه سرانه از میان کشورهای پیشرفته داشته اند و ایران در میان کشورهای منطقه چشم انداز رتبه ۴۶ را در حق بیمه دریافتی داشته است و در رتبه حق بیمه سرانه رتبه ۶۸ را داشته است. به طور متوسط ضریب نفوذ بیمه در کشورهای مذکور ۶/۸ درصد بوده است و ایران به طور متوسط ضریب نفوذ بیمه ۲/۱ درصد را در این سالها کسب کرده است که بین کشورهای منطقه چشم انداز ایران رتبه ضریب نفوذ بیمه ۷۲ را به خود اختصاص داده است. بعد از خصوصی سازی، ایران در شاخصهای حق بیمه تولیدی و حق بیمه سرانه و ضریب نفوذ بیمه، روند رو به رشدی داشته است. نمودارهای ۲-۳، ۲-۴ مقایسه این شاخصها بین ایران و جهان را نشان می دهد.

 

نمودار ۲-۳ / حق بیمه سرانه در ایران و جهان(سالنامه آماری صنعت بیمه ۱۳۹۰ ؛ ص ۴۰)

 

 

 

 

 

نمودار ۲-۴ / ضریب نفوذ بیمه در ایران و جهان( سالنامه آماری صنعت بیمه ۱۳۹۰ ؛ ص ۴۱)

 

عملکرد صنعت بیمه باید به گونه ای باشد که ضمن ایجاد امنیت برای حفظ ثروت های ملی، تضمین سرمایه گذاری ها و ایجاد اعتبار در مبادلات تجاری، سهم حق بیمه سرانه و شاخص نفوذ بیمه ای نیز افزایش یابد. این امر درصورتی میسر می شود که با فراهم آوردن بسترهای مناسب عرضه خدمات، شرایط رقابتی سالم و جدی در بازار بیمه کشور حاکم شود و شـرکت هـای بیمه در فضای شفاف به شکل منطقی و هوشمندانه فعالیت کنند )عباس زادگان، ۱۳۸۰ (.