دانلود پایان نامه

«وَتُوبُوا اِلَی اللهِ جَمیعاً اَیُهَا المُؤمِنُون لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ»؛
«توبه کنید و همه شما به سوی خداوند رجوع کنید، باشد که رستگار شوید» (نور/31).
و نیز در آیه 8 سوره تحریم می فرماید:
«یا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إلَی الله تَوبَهً نُصُوحاً عَسَی رَبَّکُم أَن یُکَفِّر عَنکُم سَیِّئاتِکُم»
؛«ای کسانی که به خدا ایمان آوریدهاید توبه کنید و به خدا رجوع نمائید، توبه کنید و به خدا رجوع نمائید، توبهای خالص (فقط برای رضای خدا) امید است پروردگار شما، گناهانتان را تلافی فرماید.»
مرحوم شیخ بهائی(ره) در شرح اربعین فرموده:
شکی در وجوب فوری توبه نیست، زیرا گناهان مانند سم هایی هستند که به بدن انسان ضرر می رسانند و همچنان که خورنده سم واجب است در معالجه عجله و شتاب کند تا به هلاکت نرسد و از بین نرود، شخص گنهکار هم همین طور است بر او واجب است که هر چه زودتر گناه را ترک کند و سریع توبه نماید تا دینش ضایع نگردد و گنهکاری که در توبه مسامحه کند و به وقت دیگر تأخیر اندازد بین دو خطر بزرگ خود را قرار داده است.که اگر از یکی سالم بماند به دیگری مبتلا خواهد شد: اول رسیدن مرگ های ناگهانی به طوری که از خواب غفلت بیدار نشود مگر مرگ خود را ناگهان ببیند چنانچه قرآن مجید در سوره اعراف آیه 97 می فرماید: «اَفَاَ مَن اَهلُ القُری أَن یَاتِیَهُم بَاسُنا بَیاتاً و َهُم نائِمُونَ»؛ «آیا در امانند اهل قریه ها که مرگ ایشان را بگیرد در حالی که خوابیده اند.»
که در آن حال باب توبه مسدود و یک ساعت مهلت می خواهند ولی اجابت نمی شود. چنانچه در سوره منافقون آیه های 10 و 11می فرماید: «و َاَنفِقُوا مِن مِمّا رَزَقنکم مِن قَبلِ اَن یَاتِیَ اَحَدَکُمُ المَوتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَولا اَخَّرتَنی إِلی اَجَلٍ قَریبٍ فَاَصَّدَّقَ وَ اَکُن مِنَ الصّالِحینَ* وَ لَن یُّؤَخِّرَ اللهُ نَفسًا اِذا جاءَ اَجَلُها وَ اللهُ خَبیرٌ بِِما تَعمَلوُنَ»
؛«انفاق کنید از دارائی خود پیش از اینکه مرگ یکی از شما فرا برسد و در آن وقت بگوید پروردگارا مرگ مرا به تأخیر انداز به مدت کمی تا تدارک گذشت کنم و هیچ گاه خداوند مرگ کسی را هنگام رسیدنش به تأخیر نخواهد انداخت.»
طبق بیان صریح قرآن کریم، توبه هنگام مرگ قابل قبول نمی شود:
«وَ لَیسَتِ التَّوبَهَ لِلَّذینَ یَعمَلوُنَ السَّیِّئاتِ حَتَّی اِذا حَضَرَاَحَدَهُمُ المَوتُ قالَ إِنِّی تُبتُ الانَ»؛ (نساء/18) توبه برای کسانی نیست که تمام عمر بدی می کنند تا زمانی که مرگ یکی از آنها فرا رسد، در آن حال می گوید: الان توبه کردم، بنابراین به تأخیر انداختن توبه، علاوه بر آلوده کردن روح انسان، زمینه را برای تکرار گناه و ارتکاب گناهان دیگری فراهم می سازد و ممکن است دیگر فرصت توبه به دست نیاید.
3-2- توبه در روایات
3-2-1- توبه پیشوایان دینی و دیگران
با توجه به اهمیت و عظمت توبه و تعداد کثیری از روایاتی که در این مورد از طریق شیعه و سنی نقل شده که در این مبحث به برخی از آنها خواهیم پرداخت.
حضرت آدم (ع) به خداوند عرض کرد: خداوند، شیطان را بر من مسلط ساختی و مثل جریان خون در رگها ( درمن جریان دارد) او را قادر کردی که به بدن من داخل شود. خداوند فرمود: ای آدم، در قبال این کار این امتیاز را به تو و فرزندانت دادم که هر کس فکر عمل بد کند به حساب او نوشته شود، ولی اگر آن عمل بد را انجام داد فقط یک جرم حساب شود (یک گناه به حسابش نوشته می شود.) لکن اگر کسی نیّت به انجام عمل خوب کرد، ولی انجام نداد، یک ثواب برای آن نیست نوشته شده و اگر آن نیّت خوب را عمل کرد ده ثواب به وی داده می شود. آدم (ع) عرض کرد، خداوندا، این عنایت را درباره من و فرزندانم زیادتر کن.
خداوند فرمود: اگر کسی از فرزندانت گناهی را مرتکب شد و بعد از آن توبه کرد، من آن گناه را می بخشم.
باز هم آدم(ع) گفت: خداوند، بیشتر از این عنایت فرما خداوند فرمود، من مهلت توبه را تا دم مرگ به آنها دادم، آدم (ع) عرض کرد: خداوند لطف بسیار است و کافی میباشد (حر عاملی، 1387، ص 23).
امیرالمومنین علی (ع) فرمود: عجب دارم از کسی که از رحمت خدا ناامید می شود و حال آنکه محو کننده گناهان را در اختیار دارد. از حضرت پرسیده شد، محو کننده گناهان چیست؟ فرمودند: توبه استغفار (مجلسی، 1385، ص187).
سه نفر از مسلمانان به نام «کعب بن مالک»، « ضراره بن ربیع» و «هلال بن امیّه» از شرکت در جنگ تبوک و حرکت همراه پیامبر سرباز زدند، ولی این به خاطر آن نبود که جزء دار و دسته منافقان باشند، بلکه به خاطر سستی و تنبلی بود و چیزی نگذشت که نادم و پشیمان شدند. هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله از صحنه تبوک به مدینه بازگشت، آنها خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدند و عذر خواهی کردند؛ اما پیامبر صلی الله علیه و آله حتی یک جمله با آنها سخن نگفت و به مسلمانان نیز دستور داد که احدی با آنها سخن نگوید.
آنها در یک محاصره عجیب اجتماعی قرار گرفتند، تا آنجا که حتی کودکان و زنان آنان نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند و اجازه خواستند که از آنها جدا شوند. پیامبر صلی الله علیه و آله اجازه جدایی نداد، ولی دستور داد که به آنها نزدیک نشوند. فضای مدینه با تمام وسعتش چنان بر آنها تنگ شد که مجبور شدند برای نجات از این خواری و رسوایی بزرگ، شهر را ترک گویند و به کوههای اطراف مدینه پناه ببرند.
اینها همه زمینه توبه را در آنها فراهم میکرد. از جمله مسائلی که حالت توبه را در آنها ایجاد کرد این بود که کعب بن مالک میگوید: روزی در بازار مدینه با ناراحتی نشسته بودم، دیدم یک نفر مسیحی شامی سراغ مرا میگیرد. هنگامی که مرا شناخت، نامهای از پادشاه غسّان به دست من داد که در آن نوشته بود: اگر صاحبت تو را از خود رانده، به سوی ما بیا حال من منقلب شد [و اشک در چشمانم حلقه زد و] گفتم: ای وای بر من! کارم به جایی رسیده که دشمنان در من طمع کردهاند.
از طرف دیگر، بستگان آنها غذا برای آنها میبردند. اما حتی یک کلمه با آنها سخن نمیگفتند. مدتی به این منوال گذشت و پیوسته شب و روز انتظار میکشیدند که توبه آنها قبول شود و آیهای که دلیل بر قبولی توبه آنها باشد، نازل گردد، اما خبری نمیشد. در این هنگام، فکری به نظر یکی از آنان رسید و به دیگران گفت: اکنون که مردم با ما قطع [رابطه] کردهاند، چه بهتر که ما هم از یکدیگر قطع رابطه کنیم. این کار بر حال توبه آنها افزود. پیشنهاد عملی شد؛ به طوری که حتی یک کلمه با یکدیگر سخن نمیگفتند، ولی بر تضرّع و زاری آنها افزوده شد. این وضعیت پنجاه روز طول کشید و در طول این مدت، اظهار ندامت و پشیمانی و تضرّع و گریه و زاری در پیشگاه الهی داشتند. سرانجام توبه آنان پذیرفته شد و این آیه به عنوان پذیرفته شدن توبه آنان نازل گشت (مکارم شیرازی، 1370، ج8، ص114): «وَ عَلَی الثَّلاثَهِ الذِّینَ خُلِّفُوا حَتَّی إذا ضاقَتْ عَلَیهِم الأرضُ بِما رَحُبَتْ وَ ضاقَتْ عَلَیهِم أنفُسُهُم وَ ظَنُّوا أن لامَلجأَ مِنَ اللهِ إلاّ إلیهِ ثُمَّ تابَ عَلَیهِم لِیَتُوبُوا إنَّ اللهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ»؛(توبه/118)« و آن سه نفر که [در مدینه] بازماندند [و از شرکت در جنگ تبوک خودداری کردند و مسلمانان با آنان قطع رابطه کردند] تا آن حد که زمین با همه وسعتش بر آنها تنگ آمد و [حتی] جایی در وجود خویش برای خود نمییافتند و دانستند که پناهگاهی از خدا جز به سوی او نیست.در آن هنگام، خدا به آنان توفیق توبه داد تا توبه کنند و خداوند توبهپذیر و مهربان است.»
از آیه فوق و شأن نزول آن به دست آمد که مردم و جامعه و رهبران جامعه باید تلاش کنند هم راه توبه را برای مجرمان بازگذارند و هم زمینه آن را فراهم کنند؛ چرا که توبه در تحوّل و سازندگی نقش مؤثری دارد.
در قرآن کریم حال برخی از تائبان از ترک اولی یعنی انبیاء علیه السلام مورد اشاره قرار گرفته است، از جمله:
الف)- توبه حضرت آدم (ع):